از حیث راهبردی، شکاف خواستههای دو طرف در مذاکرات از سویی و همچنین فرسایش کشور، باعث این نتیجهگیری میشود که هیچ چیز جز جنگ این ماجرا را تعیین تکلیف نمیکند. در جنگ ۱۲ روزه با وجود اعلام آمادگی مقاومت برای پیوستن به نبرد، تهران آنها را رد کرد زیرا میدانست که نبردی فراگیرتر و گستردهتر در راه است. در نبرد بعدی که دشمن اهداف خاصی را انتخاب کرده، ما با یک جنگ موجودیتی میان شبکه مقاومت و شبکه دشمن مواجهیم پس بیطرف بازنده است. از حیث تاکتیکی، اعلام آمادگی گروههای مقاومت برای نبرد و همچنین سایر اقداماتی که انجام شده و انجام خواهد شد (به دلیل تهدید رهبر معظم انقلاب)، حتما بر محاسبات طرف مقابل تاثیرگذار بوده و از این رو آنها به دنبال مقابله هستند. با توجه به طراحی که دشمن دارد، در حالت جنگ موجودیتی همه محدودیتهای قبلی لغو میشوند، دستورالعمل عملیاتی این موضوع ابلاغ شده و حمایت متحدان خارجی در منطقه و فرامنطقه نیز وجود دارد. تصویر فوق متعلق به حاج ابوحسین حمیداوی فرماندهی کتائب حزب الله است که برای اولین بار نیز به صورت رسمی تصویر خود را منتشر کرد، در حال پر کردن فرم آمادگی عملیات استشهادی.
@Muhallel
با واکنشهای به موقع و حرفهای در رخدادهای یک هفته اخیر، دشمن اکنون این پیام را دریافت کرده که پدافند جمهوری اسلامی ایران نیز در وضعیت ارتقاء یافتهای نسبت به جنگ ۱۲ روز قرار گرفته، پس قطعاً قدرت آفندی آن نیز متفاوتتر شده و این کلید معتبر شدن معادله گسترده شدن هر نوع جنگ است.
@Muhallel
از قبل مشخص بود که انتخابات امسال عراق، دیگر یک انتخابات داخلی نبوده، محل برخورد ارادههای قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای است. پس از انتخاب نوری مالکی به عنوان گزینه نخست وزیری، روز گذشته شایعهای فضا را به کلی تغییر داد. این شایعه ادعا میکرد که پس از انتخاب مالکی، حضرت آیت الله خامنهای در دست نوشتهای خطاب به اعضای چارچوب هماهنگی، بابت انتخاب مالکی از آنها تقدیر و تشکر کرده است. بلافاصله، سه تماس از واشینگتن با عراق گرفته شد. اولین تماس با عمار حکیم، دومین تماس از روبیو به سودانی و سومین تماس از توماس باراک با مسعود بارزانی بود که در آن وی خواستار تعویق جلسه پارلمان برای انتخاب رئیس جمهور شد، زیرا نوعی توافق پیرامون این دو وجود داشته و پس از انتخاب رئیس جمهور، نخست وزیر نیز تعیین خواهد شد. برآیند این تحولات توییت ساعاتی پیش ترامپ و تهدید علنی عراق بود. دو نکته برجسته در توییت ترامپ وجود دارد:
۱. هر چند در سند جدید امنیت ملی آمریکا از کاهش تمرکز آمریکا بر خاورمیانه صحبت شده اما فقط در سه هفته اخیر شاهد بودهایم که شخص دونالد ترامپ در نقش سخنگوی اتاق عملیاتهای سیا و پنتاگون ظاهر شده است.
۲. واشینگتن همچنان استفاده از اهرمهای سیاسی و اقتصادی را جهت فشار بر بغداد معتبر و کارا میداند و تا وقتی این ادراک در کاخ سفید وجود دارد، طبعاً استفاده گزینه نظامی نیز کاهش مییابد. اکنون مجموعه عراق در دو راهی وجود دارد که سرنوشت و آینده آن را برای سالها متاثر خواهد ساخت.
@Muhallel
#در_پرانتز
هیچ چیز منزجرکنندهتر از تحلیلهای نوشته شده با هوش مصنوعی نیست. کنارهم قراردادن متوالی عبارتهای پرطمطراقی که هیچ علامهای در جهان توانایی تولید آن عبارات و همنشینی آنها را ندارد و استفاده تکراری از عبارت "نه فقط...، بلکه..." باعث می شود تا هر تحلیلی تهی از روح و محتوا شود. طولانیترین تحلیلها با بیشترین غلطهای نگارشی و املایی که توسط خود انسان نوشته شود، دهها بار از جملات مصنوعی ارزش دارد. متاسفانه این مسئله به شدت در حال رواج بوده، "نه فقط در میان کارشناسان ایرانی بلکه در میان مفسران خارجی!"
@Muhallel
مُحَلِّل
ما باید نحوه بازی آمریکای ترامپ را درک کنیم. هر چند که به دلیل ماهیت جهان امروز، این الگوها متصلب نب
پس از انتشار مطالبی که در آن سناریوهای تحرکات اخیر آمریکا بررسی شد، دوستانی گفتند که شما عقیده دارید که قطعا جنگ گسترده رخ خواهد داد در حالی که هدف آمریکا، ارعاب و عملیات روانی است. در این خصوص توضیحات مجددی لازم است:
۱. من حتی پیش از شروع تحرکات نظامی آمریکا نوشتم که شیوه ترامپ در برابر کشورها این است که ابتدا یک بازی سیاسی و رسانهای و روانی ایجاد میکند تا هم طرف مقابل را به تسلیم وادار کند و هم با انجام اقدامات مختلف اطلاعاتی و عملیاتی، راه وارد کردن یک ضربه کیفی را کشف کند. بنابراین سناریوی عملیات روانی رد نمیشود و اتفاقا این به همراه محاصره کشور، به عنوان برنامه اولیه دشمن شناخته میشود اما سوال اصلی این است که بعدش چه؟ برخی عقیده دارند که بعدش هیچ است و این نقطه خطر است. در حالی که ما عقیده داریم مرحله بعدی که همانا مربوط به عملیات دشمن باشد، بستگی تام و تمامی به ارزیابی راهبردی (در خصوص پنجره آسیبپذیری) و ارزیابی عملیاتی (در خصوص هدف مورد نظر) سرویسهای اطلاعاتی دشمن دارد و همین، نوع اقدام آنها را شکل میدهد. اتفاقا شیوه بازی آمریکا تا این جای کار دقیقا همین را اثبات کرده خصوصا در جایی که آن ها اخیرا اقداماتی جهت تست ما انجام دادهاند.
۲. تجربه نبرد با اسرائیل نشان داد که اتکا به حدود ۱۵ قاعده متصلب خطی در دورهای که فیزیک کوانتومی و آشوبناک بر فیزیک خطی نیوتنی غلبه دارد، تا چه حد میتواند محاسبات ما را تحت تاثیر قرار دهد.
۳. به نظر میرسد یکی از روشهایی که دشمن از طریق آن ما را فریب داده و غافلگیر میکند، رصد جریان اصلی تحلیلی کشور و عمل بر عکسِ آن است. به عبارتی مستولی شدن یک نوع ارزیابی خاص در سامانه تحلیلی کشور این خطر را دارد که دشمن را به دور زدن آنها سوق دهد.
@Muhallel