ما از روز اول این جنگ، جمعی از خبرهترین، ارشدترین، کارکشتهترین، مومنتر و متعهدترین و در مجموع بهترین نیروهای انقلاب اسلامی را از دست دادیم. در حقانیت این جمله همین بس که سیدالشهدای این نبرد، شخص حضرت امام شهید سیدعلی خامنهای (قدس سره) بوده است. از همین ابتدا، باید یک جمله و اصل را تعیین تکلیف کنیم. من نه تنها عقیده دارم که به عینه دیدهام که مکتب راه حق و جبهه حسینی و نبرد عاشورایی که ما امروز در آن قرار داریم، به پیش میرود. افرادی میآیند و میروند اما این جبهه با اتکای به مبانی اسلامی، عاشورایی و ایرانی خود و با الطاف حضرت باری تعالی و هدایت و ریاست صاحب اصلی این ملک و ملت و جبهه، یعنی حضرت حجت(عج) راه خود را هر روز، شکوفاتر از قبل طی میکند. اما مسئله و روی سخن من با برخی افراد، رسانهها و صاحبان تریبون و قلمی است که وقتی فردی به شهادت میرسد، چنان آن فرد و سایرین را کمارزش و یا بیارزش جلوه میدهند که گویی بهتر بوده ما خودمان قبل تر از دشمن آنها را حذف میکردیم! در همین روزها برخی چنان می نوشتند که نه! اصلا مهم نیست که لاریجانی و پاکپور و شمخانی و موسوی به شهادت رسیدهاند! نفراتی جایگزین میشوند! بله ما هم می دانیم جایگزین می شود و چه خود این افراد جانشین شهدای دیگری بودند اما چطور میتوان آنقدر ساده و سریع و بدون توجه به ویژگیها و تواناییهای برخی افراد گذشت؟ آخر مگر ما چند نفر فرد عملیاتی مانند پاکپور داریم که رهبر شهید انقلاب میگفتند آقای پاکپور یک موهبت الهی است. چند شمخانی وجود دارد که باز هم امام شهید ما تا روز آخر ایشان را مسئول اصلیترین پروندههای کشور کرده بودند؟ چند نفر مانند بیات در حوزه ضدجاسوسی داشتیم؟ چند حسن محقق به عنوان علامه اطلاعات داشتیم؟ چند نفر محمدرضا مظفری داریم که همزمان در آموزش و پژوهش و مدیریت و علم و صنعت نخبه باشد؟ بعد از شهادت سیدحسن یک بار یکی از دوستان یمنی شدیدا گلایه مند بود و می گفت این چه بساطی است که شما ایرانیها به راه انداخته اید و بعد از شهادت بهترین افراد سریعا می گویید اشکالی ندارد! نفر جانشین هست! بله الحق و الانصاف در حوزههایی جانشینان یکی پس از دیگری از فرماندهان شهید اولی برتر عمل کردهاند اما این دیدگاه هم باعث کاهش هوشیاری حفظ شخصیتها میشود، هم باعث می شود تا ما به فکر توقف آن نباشیم، از همه مهمتر باعث بیتوجهی به نیروی انسانی نخبه شده و این جدای از اجحاف در حق برخی شهدا است که من شخصاً شرمنده می شوم وقتی افرادی چنان آنها را بیاهمیت جلوه میدهند، گویی ترور تبدیل به یک عادت و امر عادی برای برخی از ما شده. این در حالی است که به جز اهداف عملیاتی، دشمن بر روی نیروی انسانی مجرب و ارزشمند کشور دست گذاشته و تمام آنها را هدف قرار می دهد. بله، افرادی شاید برتر از آنها تربیت شده و میشوند و خواهند شد اما این نافی مسئولیت ما نسبت به حفظ شخصیتهای فعلی و قدردانی از آنها نیست. خصوصا که جمیع شواهد حکایت از این دارد که دشمن اینبار با ترور دسته جمعی یکسری افراد مشخص حداقل به دنبال حذف کامل یک حلقههای مشخصی از نیروهای ماست. جناب آقای دکتر پزشکیان قبل از جنگ یک جملهای گفت که شاید خلاصه این متن باشد: دشمن میآید افراد با عرضه و کارآمد ما را ترور میکند. گام اول برای شکست کمپین ترور تروریستهای آمریکایی - صهیونیستی که دکترین اصلی آنها را تشکیل میدهد، ممانعت از عادیسازی ترور در اذهان است. بعد از آن است که به راهکارهای عملیاتی خواهیم رسید.
مُحَلِّل
ما از روز اول این جنگ، جمعی از خبرهترین، ارشدترین، کارکشتهترین، مومنتر و متعهدترین و در مجموع بهت
برای سالها، جامعه حزباللهی و انقلابی یک عقیده/ موضع/ شعار/ مطالبه/ ویژگی داشت که در آن بر سواد رسانهای و لزوم دوری و مقابله با دروغ پردازی رسانههای بیگانه تاکید داشت. اما به نظر میرسد تحت نفوذ دشمن و یا حماقت برخی افراد، شاهد این هستیم که امروز خود در این تله افتادهایم. نمونه تام و تمام آن، این عکسی است که از روز ۹ اسفند در حال دست به دست شدن است و یا یک عکس فیک از الجزیره که ذکر شده نتانیاهو و رئیس ستاد کل رژیم کشته شده اند و ... . به قول برادرمان در کانال اخ فی الله، ما نسبت به هلاکت افراد در تصویر حریص تر و مشتاقتریم اما حذف اینها با "بافتن" انجام نمیشود. جالب است که برخی حاضر به عدول از مواضع خود هم نیستند و وقتی چندین فیلم در سه روز گذشته از این شیاطین مجسم منتشر شده باز هم بر حرف غلط اصرار دارند. سوال این است که چند بار دیگر باید از یک سوراخ موش گزیده شد؟ این تاکید بر دروغهای بَیِّن در روز روشن، علاوه بر انهدام مرجعیت رسانههای داخلی، شاید یک التیام موقت باشد اما به زودی، سرخوردگی و خشم ناشی از روشن شدن ماجرا، همه چیز را خراب میکند. مگر ما در این جنگ کم دستاورد داشته ایم که باید اینگونه دست به دستاوردسازی فیک آن هم در این سطح و حجم بزنیم؟ تصور اینکه افرادی در اراضی اشغالی این تصاویر را ببینند و آن را دستمایه طنز و تمسخر خود قرار دهد کافی است تا برخی شرم کنند.
مُحَلِّل
اما تدبیر ایران و فرماندهان شهید ما چه بود؟ در تهران، برنامه ریزان نیروهای مسلح کشورمان با پیشبینی
اکنون مطالب را از جایی که به پایان برده بودیم، آغاز می کنیم.
🔹 در آخرین تحلیل، اشاره کردیم که استراتژی تهاجمی ایران بر این مبنا بود که بیش از هر چیز، توان و ظرفیت عملیاتی آمریکا را که به عنوان یک استعداد جدید نسبت به ۱۲ روز در اختیار رژیم قرار گرفته، از دور خارج کرده و با ترکیب انهدام و ناامنسازی، کاهش ظرفیت، از دور خارج شدن، عدم اجازه و دور شدن ناوها از ایران، قدرت آتش آمریکا به شدت کاهش یافته و اینگونه نیروی هوایی رژیم نیز به دلیل درگیری در چند عرصه و فاصله و زمان زیاد، نیز دچار استهلاک و فشار بالا می شود. از سوی دیگر، بانک اهداف دشمن نیز محدود شده و آن ها بسیاری از آن را مصرف کرده بودند. این مسائل در کنار ناامن شدن کریدور دشمن خصوصا در مسیر عراق نیز باعث شد تا آنها تغییراتی را وارد در مکانیزمهای عملیات خود وارد کنند. این تغییرات به شرح زیر بود:
۱. استفاده حداکثری از ظرفیت باقی مانده جنگنده ها در پایگاههای امارات، شهید موفق اردن، الخرج و عوودا
۲. افزایش قابل توجه استفاده از موشکهای کروز، پهپادهای رزمی و انتحاری و موشکهای زمین به زمین
۳. تجمیع اهداف در یک پارت عملیاتی با بهره گیری از بمب افکن های مستقر در اروپا. به عبارتی، اهداف خصوصا اماکن نظامی قدیمی و ایستا، به جای بمباران تک به تک در طول روز، در یک پارت، تجمیع شده و بمب افکن های آمریکایی به همراهی صهیونیست ها آنها را مورد حمله قرار میدهند. در غیر این صورت اهداف کیفی تر و خاص تر، در تک عملیاتهای اضطراری مورد هجوم قرار می گیرند.
۴. افزایش سهمیه حملات رژیم صهیونیستی با توسعه هدف گیری رژیم در جنوب کشور و همچنین عراق
۵. افزایش بهره گیری دشمن صهیونی از بالستیکهای هواپرتاب از فراز اقلیم به جای حضور بر روی هدف
۶. تلاش برای فعال سازی هسته های تروریستی داخلی برای حمله به برخی اهداف همچون ایست های بازرسی
۷. تغییر کریدور اصلی ورود دشمن از مسیر عراق (به دلیل ناامنی ایجاد شده توسط مقاومت و اسقاط یک سوخت رسان) و غرب کشور به سوخت گیری بر فراز عربستان سعودی و ورود از جنوب و جنوب غربی به داخل
🔸 در بانک اهداف، آنها همچنان بر ۵ دسته هدف تمرکز داشتند شامل: تعقیب و هدف گیری همه اماکن مورد حدس حضور مقامات کشور جهت ترور آنها، هدف قرار دادن زیرساخت و زنجیره صنایع نظامی و خصوصا موشکی کشور، تمرکز بر کاهش یا قطع شلیک ایران خصوصا به خلیج فارس، هجوم به مراکز تامین امنیت داخلی کشور به شکل وسیع تر و نهایتا حملات نسبتا محتاطانه به زیرساختهای اقتصادی مرتبط کشور.
❗️تحول قابل توجه در این زمینه، ورود مناطق شمالی، شمال شرقی و شرقی کشور به دایره اهداف دشمن است که شب گذشته شاهد آن بودیم و انتظار می رود این موضوع در ادامه نیز تداوم یافته و حتی تشدید شود. در این صورت، جمهوری آذربایجان نیز باید مسئولیتپذیر و پاسخگو بوده و در صورت لزوم منتظر موشک ها و پهپادهای ایرانی باشد.
@Muhallel
نکاتی در خصوص جنگ فرسایشی
پیش از هر چیز باید دقت کرد که مدت جنگ فرسایشی برای هر نیرو یا کشور متناسب با ظرفیتها، امکانات و مزیتهای آن متفاوت است. مثلاً شاید ۲ سال جنگ، برای غزه فرسایشی باشد اما اگر آمریکا نتواند به پیروزیهای سریع دست یابد عملا وارد دوره فرسایش شده است اما نکته اصلی این است که فرسایش تنها زمان نیست و چند پارامتر در آن نقش کلیدی دارند. با توجه به نمودار زمان و شدت جنگ، باید توجه کرد که فرسایشی سازی و طولانی کردن جنگ تنها زمانی به نفع یک طرف خواهد بود که معادله هزینه، ابتکار عمل در اهداف، غافلگیری و برنامهریزی انهدامی و مدیریت اهرمها به سود آن باشد. در صورتی که جنگ فرسایشی شود اما اولاً هزینه حداکثری و فراتر از محاسبات، به دشمن وارد نشده و ثانیاً برگهای غافلگیری و عملیاتهای انهدامی و برنامهریزی شده برای اتمام کار، وجود نداشته باشد، گذر زمان لزوماً به نفع طرف خواهان فرسایش نیست. ابتدا یک تجربه را ذکر کرده و سپس به وضعیت فعلی برمیگردیم. در دوره عملیات طوفان، محور تصور می کرد فرسایشی و طولانی کردن جنگ، با هدف توقف تجاوز به غزه و لبنان، باعث شکست رژیم خواهد شد زیرا آستانه تحمل آنها پایین است و فشارهای جهانی و داخلی و محور و عدم توفیق در غزه بالاخره نتانیاهو را وادار به توقف خواهد کرد. با این حال دشمن ابتدا سعی کرد تا با تصعید انفجاری تنش، هزینههای سنگینی به محور تحمیل کرده و ثانیاً با جداسازی عرصهها خصوصا سه عرصه عراق و سوریه و لبنان به استحصال اهداف خود در غزه دست یابد.
اما اکنون، سه اهرم اصلی فعلی ما پایداری سیاسی، اجتماعی و امنیتی، تهاجم مستمر و تصاعدی به دشمنان و انسداد تنگه هرمز است. دشمن نیز تلاش می کند، این اهرم ها را در وهله اول مهار و بی تاثیر کرده و سپس آنها را فرسوده و سپس از ما بگیرد. گام اول آن نیز افزایش هزینهها است. ترورهای رخ داده در روزهای دوشنبه و سهشنبه و همچنین توسعه دایره هدفگیری به زیرساختها در واقع با همین هدف صورت گرفت اما اتفاقی که ورق را برگرداند، افزایش هزینه متقابل و ورای محاسبات دشمن با انهدام تاسیسات گازی راس لفان قطر، اماکن تامین سوخت آمریکا در ریاض، پالایشگاههای الاحمدی و عبدالله کویت و حیفا بود. این موارد در کنار رونمایی از برخی برگههای جدید مانند موشکهای جدید در ایران و لبنان و همچنین اجرای کمینهای متعدد پدافندی که باعث غافلگیری طرف مقابل میشود باعث می شود تا معادله هزینه به سود ما شده و بنابراین فرسایش نیز به نفع ما جلو رود. به عبارت سادهتر، فرسایش با هزینههای ثابت برای دشمن، منجر به معکوس شدن معادله میشود در حالی که این هزینهها مرتباً باید تصاعدی شود. از سوی دیگر ابتکار عمل در بانک اهداف و همچنین طرحریزی عملیاتهای تمام کننده و ورود متوالی برگههای جدید از حیث تسلیحات، جبهههای جغرافیایی و نوع عملیاتها در فواصل زمانی مشخص باعث شکست نقشه مدنظر حریف خواهد شد.
@Muhallel
بررسی وضعیت پدافندی دشمن
۱. ظرفیت رادارهای هشدار زودهنگام اسرائیل از همان ابتدای جنگ به شدت کاهش یافت زیرا شبکه راداری آمریکا در خلیج فارس و کشورهای عربی عمدتاً توسط موشک های ایران نابود شد لذا آمریکا مجبور شد که دو رادار تاد جدید را از کره جنوبی به اسرائیل منتقل کند که در خصوص سرنوشت آنها روایتهایی وجود دارد. بنابراین امید آنها رادارهای AN/TPY-2 است که در محدودهای مشخص مؤثر هستند و احتمالاً یکی مستقیماً به سمت ایران و دیگری به سمت یمن نگاه میکند زیرا دشمن به شدت از ورود یمنی ها به جنگ هراس دارد. البته خود رژیم صهیونیستی حدود ۴ یا ۵ رادار Green Pine دارد که هر کدام دارای زاویه دید محدود ۱۲۰ درجه و بنا به ادعای خودشان برد ۵۰۰ کیلومتر هستند. آنها به طور کلی نمیتوانند حتی آسمان تبریز و غرب کشور را ببینند پس احتمالاً ریز رادارها و ناوهای کلاس Ageis در شرق مدیترانه تلاش میکنند هرگاه از غرب ایران شلیک صورت گیرد، هشدار بدهند.
۲. بنابراین اکنون رژیم صهیونی با استفاده از آخرین رادارهای تاد باقی مانده و بعد از طریق تلفیق دیتاها با رادار Green Pine سعی می کنند تا مسیر موشک ها را رهگیری و آن ها را با موشکهای پیکان، فلاخن داوود و سامانه پاتریوت و تاد سرنگون کنند. در واقع اکنون اتکای شبکه هشدار زودهنگام اسرائیل به ماهوارههای شناسایی که از نزدیکی ایران عبور میکنند، ریزرادارها و ناوهای کلاس Ageis در خطوط مدیترانه، دریای سرخ یا اقیانوس هند، و در برخی مسیرها به رادار تاد باقی مانده تکیه دارد تا پرتاب موشک از مناطق غربی ایران همچون تبریز و همدان و ... و از مرکز همچون شیراز و اصفهان و یزد و تهران شناسایی شود.
۳. بنابراین با این وضعیت میتوان گفت اسرائیل کاری که افراد با چشم میتوانند را انجام میدهد یعنی در بهترین حالت چند دقیقه قبل از برخورد میگویند موشک از سمت ایران شلیک شده است. به همین دلیل است که در روزهای اخیر و در اکثر مواقع، وقتی هشدار موشک بالستیک داده میشود، تقریباً برای کل اسرائیل هشدار صادر میکنند.
۴. از سوی دیگر و در جبهه شمالی، برخی حملات راکتی و خصوصا موشکی حزبالله بدون هیچ هشداری رخ میدهد. زیرا محاسبه افسران ارتش رژیم در ابتدای جنگ این بود که به دلیل فقدان توان حزبالله، همه رادارهای Green Pine را به سمت خطوط ایران و یمن هدایت کنند، اما حزبالله علاوه بر حملات راکتی ساعتی، هر چند روز یکبار با موشکهای سنگین کلاس فاتح ۱۱۰ و ... ، اهداف خاصی مانند ایستگاه کنترل ماهواره هائرا، پایگاه هوایی رامات داوید و اهداف مابعد حیفا و مابعد تل آویو را هدف قرار میدهد. حال اگر اسرائیل برخی رادارها را به شمال منتقل کند، خلأ در شرق افزایش مییابد و مشکل لایهبندی راداری بیشتر میشود. پس حملات ترکیبی و همزمان ایران و حزبالله این مشکلات را بیشتر هم می کند زیرا حداقلِ زمانِ هشدار باعثِ حداقلِ تلاش برای آماده سازی شده و اصابتها افزایش مییابد یا جبهه داخلی دچار بحران میشود. انصارالله منتظر اعلام ساعت صفر است.
۵. وقتی این درگیری طولانی شود، حملات بیشتر و مکررتر خواهد بود و در نهایت آمریکا و اسرائیل چارهای جز کنار گذاشتن یا به کارگیری همه امکانات نخواهند داشت. در این نقطه، لحظهای تاریخی رخ داده و آمریکا و اسرائیل در حوزه سنتکام با چرخهای از تخریب مواجه خواهند شد که تصویر آنها را به طور غیرقابل انکاری تضعیف میکند، خصوصا وقتی آنها قبل از شروع عملیات، سنگین ترین لجستیک ممکن را به خاورمیانه سرازیر کردند. شاید به دلیل همین فضا بود که ترامپ نیز به وضوح در نوشته صبح خود اعلام کرد "اسرائیل از تحولات منطقه خشمگین است". البته ما عقیده داریم که دشمن نیز روی به رویکردهای جدیدی خواهد آورد و تلاش می کند از برگه ها و رویکردهای جدیدی در تهاجم استفاده کند.
@Muhallel
مُحَلِّل
سوالی وجود دارد مبنی بر اینکه چرا اکثر بار تهاجم نیروهای مسلح به جای اسرائیل بر کشورهای عربی و پایگا
پس از حمله اسرائیل به پارس جنوبی و پاسخ ایران به قطر و سعودی و کویت، باز هم این سوال مطرح شد که چرا ایران مستقیماً بر زیرساختهای رژیم تمرکز نمیکند؟
در این خصوص دلایل سیاسی مشخصی وجود دارد. حقیقت این است که رژیم صهیونیستی نبرد فوق را یک نبرد وجودی و برای بقا میبیند لذا شاید بتوان گفت تقریبا هیچ حدی از آستانه تحمل را نداشته و روز به روز به دنبال آسیب و ضربه به دیگران است. در طول دو سال عملیات طوفان نیز اهرمهای مختلفی بر روی آن امتحان شد که تقریبا هیچ یک موثر بود اما چیزی که مشخص بود، تاثیرپذیری تام و تمام تل آویو از آمریکا خصوصا در دوره ترامپ است. بنابراین به جز هدفگیری مستقیم اسرائیل، افزایش فشار و هزینه بر واشینگتن منجر به فشار متقابل آنها بر تلآویو خواهد شد، چیزی که در ۲۴ ساعت اخیر مشاهده کردیم. اگر باز هم از تجربه طوفان استفاده کنیم، تا زمانی که پایگاههای آمریکایی در عراق و سوریه زیر ضرب رزمندگان عراقی قرار داشتند، شاهد تحرکات جدیتر آمریکاییها جهت آتشبس یا فشار بر اسرائیل بودیم اما به محض قطع این حملات(که دلایل خاص خود را در آن دوره داشت) نیروی اهرم فشار آمریکا بر اسرائیل نیز تقریباً به طور کامل صفر شد. البته حملات به رژیم نیز باید دردناکتر شده و خصوصا شریانهای حیاتی آن وارد بانک اهداف مقاومت گردد زیرا رژیم نیز باید هزینه را پرداخت کند چه بسا اگر فقط کشورهای عربی هدف قرار گیرند، فرصتی برای رژیم شکل میگیرد تا با عملیاتهای پرچم ساختگی و ...، اعراب را در قالب آی مک به خود نزدیک کرده، آنها را نیز مستقیماً وارد درگیری ساخته و حملات آمریکا را به سمت موقعیت دلخواه خود هدایت کند.
@Muhallel
با تبریک سال جدید و عید سعید فطر، سال ۱۴۰۵ را با حالی از بغض ناشی از فراق امام شهید و شهدای عزیزمان و امید به فتح و ظفر در سال نو، تحویل کردیم. شعار جدید انتخاب شده توسط رهبر حکیم انقلاب یعنی "اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی" مسئولیتهای سنگینی از هم اکنون بر ما ایجاد میکند و وظیفه داریم که در سایه الطاف حضرت مهدی(عج) و تحت رهبری داهیانه مقام معظم رهبری، به دنبال تحقق آن باشیم. شعار امسال یک دستورکار است و خصوصا بخش امنیت ملی آن مسائل متعددی را ایجاب میکند. امید که سال جاری، صبر و مقاومت ملت ایران و امت اسلامی به ثمر نشسته و شاهد پیروزی نهایی بر دشمنان بشریت باشیم.
مُحَلِّل
با تبریک سال جدید و عید سعید فطر، سال ۱۴۰۵ را با حالی از بغض ناشی از فراق امام شهید و شهدای عزیزمان
در ۲۴ ساعت، رهبر معظم انقلاب دو فرمان مهم امنیتی صادر کردند. اولی خطاب به وزارت اطلاعات(و البته کل جامعه اطلاعاتی) مبنی بر لزوم "سلب امنیت از دشمنان داخلی و خارجی و ارزانی آن به عموم هموطنان" بود، دستوری که یادآور دستور تهاجم اطلاعاتی به دشمنان توسط امام شهید در دیدار ۱۲ / ۱۲ / ۱۳۸۹ است و دومی مرتبط با شعار سال، جایی که رهبر انقلاب از وجود یک نسخه علاج کارساز، کارشناسی شده و جامعالاطراف جهت حل مشکلات کشور خبر دادند که بزودی آماده عمل شده و بدین ترتیب شعار سال نیز، "اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی" توسط ایشان انتخاب شد. امری که نشان میدهد حل اصلیترین چالش کشور یعنی اقتصاد، جز با وحدت ملی و تامین امنیت ملی که یکی از ارکان آن نیز امنیت اقتصادی است، حاصل نمیشود. در خصوص مختصات و الزامات هر دو دستور بیشتر بحث خواهیم کرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
شب گذشته آمریکا دست به یک تشدید انفجاری در عراق زد و نسبت به ترور حاج ابوحسین حمیداوی، فرماندهی کتائ
در عراق، تحولات طی روزهای اخیر شکل تازهای به خود گرفته و چند رخداد مهم به وقوع پیوست:
اول. تصاعد تنش ۴۸ ساعته از سوی آمریکا و اسرائیل در جایی بود که آنها ابتدا یک تلاش ناموفق برای ترور حاج ابوحسین حمیداوی در الکراده داشتند، ابوعلی العسکری مسئول امنیتی کتائب حزب الله به شهادت رسید و همچنین تلاشهای ترور برای یکی دیگر از رهبران عراقی و همچنین مستشاران ایرانی صورت گرفت که هدف قرار دادن یک منزل در جادریه بغداد مثالی از آن است.
۲. در همین حین، نهاد امنیت ملی عراق طی ارزیابیهای خود به این نتیجه رسید که تلاشهای ترور فوق و همچنین حملات به القائم، بر خلاف باور اولیه نه توسط آمریکا که توسط اسرائیل صورت گرفته است.
۳. در همین حال، نوری مالکی، فائق زیدان و قاسم الاعرجی تلاشهایی داشتند تا در عراق آتشبس صورت گیرد. نهایتا پس از رایزنیها و فشارهای بسیار و رد و بدل شدن پیامهای مختلف تهدید، حاج حمیداوی در بیانیهای از سوی ابومجاهد عساف(جانشین ابوعلی العسگری) در روز پنجشنبه اعلام کرد که حملات کتائب حزب الله به سفارت آمریکا در بغداد برای ۵ روز به شرط توقف هدفگیری مناطق مسکونی عراق، حصر مامورین سیا در سفارت به استثنای اقلیم و توقف حملات رژیم به ضاحیه جنوبی بیروت، متوقف میگردد. البته در عمل شاهد کاهش کلیت حملات کتائب نیز بودیم و تنها نیروهای نجبا اقدام میکردند. بعید است که دشمن به کل شروط فوق پایبند بماند و ابوحسین هم وعده داده میتواند بعد از این ۵ روز، حملات را با غافلگیریها تشدید میکند.
۴. گفته میشود رژیم صهیونیستی به آمریکا اعلام کرده که "رویکرد آمریکا در تلاش برای اسقاط نظام در ایران و بدین ترتیب سقوط نیروهای مقاومت در عراق و لبنان جواب نداده و باید برعکس عمل کرد، بدین ترتیب نابودی گروه های عراقی مقدمه ای برای فروپاشی تهران خواهد بود." این موضوع نشان میدهد که دشمن همچون لبنان برنامهای مفصلتر برای عراق نیز خواهد داشت؛ امری که اولاً نیازمند اتحاد هر چه بیشتر عرصهها و ثانیاً ورود سایر گروههای عراقی به دایره نبرد، مشروط به تغییر اولویت برخی رهبران از مسائل سیاسی و اقتصادی است!
@Muhallel
مُحَلِّل
جمیع شواهد نشان میدهد ما وارد مرحله سوم جنگ شدهایم که مختصات خاصی از سوی هر دو طرف دارد که باید به
یک هفته پیش، در خصوص ورود به مرحله سوم جنگ صحبت کردیم. یکی از مختصات مهم این مرحله این است که طرفین بر جذب ضربات و تشدید حملات متقابل تلاش می کنند اما چیزی که تعیین کننده است، عملیاتهای ویژه است. دشمن ما به دلیل نوع دکترینی که دارد، وقتی با فرسایش مواجه می شود سعی میکند با طراحی عملیاتهای ترکیبی غافلگیرکننده با بهرهگیری از نقطه قوت خود در حوزه اطلاعاتی، در بازههای زمانی ۴۸ الی ۷۲ ساعته (و در مواردی یک هفتهای)، شدت، شتاب و گستره جنگ را توسعه داده و حریف را به عقب براند. مثال بارز آن در جنگ برابر لبنان بود. در جنگ ۱۲ روزه، زدن جلسه سران قوا و صداوسیما و یکسری اقدامات ناموفق دیگر یک مثال است. در این جنگ نیز همین الگو با عملیاتهای ترور در ایران و عراق، تلاش برای فعال سازی تروریستها و زدن پارس جنوبی در ۷۲ ساعت از دوشنبه تا چهارشنبه اجرا شد. لذا با شناختی که از نوع محاسبات کارشناسان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی وجود دارد، پیش بینی میشود در روزهای آتی دشمن از اقدامات مشابه از جنس اطلاعاتی - امنیتی بهره برداری کند، اقداماتی که از نظر آنها با هدف "تعمیق بحران" و مانند سال ۱۴۰۱ القای این انگاره به افراد مختلف است که "جمهوری اسلامی ایران به نقطه شکست رسیده و از این رو براندازی آن نیز امری ممکن و در دسترس است". به دلیل حضور آمریکاییها در کنار آنها، احتمالا سعی خواهند کرد به این عملیاتها وجه هالیوودی نیز ببخشند. زیرا دشمن به دنبال خلق تصویر پیروزی برای خود و تصویر شکست برای ماست.
اما جمهوری اسلامی ایران نیز به دلیل دکترین متفاوت دفاعی خود، به شکلی دیگر عمل میکند. در ایران، جذب و دفع حملات دشمن و تثبیت پایداری ساختاری، پاسخهای قدرتمند و معادلهساز به هر اقدام خصمانه دشمن، حفظ و تشدید اهرمهای فعلی مانند افزایش کمی - کیفی حملات به مواضع دشمن آمریکایی - صهیونیستی و رونمایی از اهرمهای غافلگیرکننده و تاثیرمحور، دستور کار است. چنان که دیدیم، جذب و دفع ترورها و مقابله مردمی با هستههای تروریستی، انهدام پالایشگاهها و میادین گازی کویت و قطر و ریاض در پاسخ به پارس جنوبی، تشدید حملات به عمق و جبهه داخلی رژیم صهیونیستی و حفظ اهرم تنگه هرمز، هدف قرار دادن جنگندههای F35 و F16 دشمن و شلیک به دیه گو گارسیا به عنوان اهرمهای جدید تاثیرمحور، مثالهایی از این رویکرد ایران در روزهای اخیر است.
@Muhallel
مُحَلِّل
یک هفته پیش، در خصوص ورود به مرحله سوم جنگ صحبت کردیم. یکی از مختصات مهم این مرحله این است که طرفین
این نکته نیز در متن فوق جا افتاد که مواردی که در رسانه ها از آن صحبت می شود، همچون هلی برن نیرو در پایگاه های هسته ای و موشکی، حمله زمینی، حمله و تصرف جزایر، ترور یا ربایش سران و استفاده از تسلیحات خاص، در همین راستای عملیات های ویژه کوتاه مدت دشمن تعریف می شود.
@Muhallel