کانال ۱۲ رژیم، گفته علت از دستور کار خارج شدن حمله گروهکهای کردی به ایران، لابی و مخالفت متحدین(در واقع مخالفت ترکیه)، نگرانی کردها(در واقع ترس از رها شدن توسط آمریکا همانند آنچه در شرق سوریه رخ داد) و افشای جزئیات در رسانهها! بوده است. با این حال آنچه گفته نمیشود حملات پیش دستانه موثر و کوبنده نیروهای مسلح کشورمان با همکاری مقاومت عراق علیه همه مواضع آشکار و پنهان این گروهکها بوده، حملاتی که تاکنون نیز با شدت ادامه دارد زیرا علاوه بر لزوم تداوم آتشباری بر هرگونه مبداء احتمالی تعرض جهت خنثیسازی عملیات، این گروهکها نیز باید به صورت حداکثری تضعیف گردند. علیرغم فراز و فرودهای بسیار اما شبکه گروههای کردی همواره محل رجوع اصلی سرویسهای متخاصم خصوصا موساد جهت خرابکاری و ناامنسازی کشور بوده است. در این زمینه، حملات مداوم به مراکز امنیت مرزی و داخلی در استانهای غربی کشور از ابتدای جنگ، معنادار میشود زیرا ممکن است در دوره پسا جنگ آنها به دنبال هموارسازی زمین برای ورود تروریستها باشند و اکنون ما نیز در پاسخ در حال تضعیف حداکثری خود و پشتیبانانشان در منطقه اقلیم هستیم. البته فروپاشی کامل این گروهکها و حل ریشهای غده اقلیم نیازمند اقدامات چندوجهی پیچیدهای است.
@Muhallel
مُحَلِّل
به نظر میرسد رژیم صهیونیستی پس از عدم موفقیت در دستیابی به اهداف خود، ناشی از ترور مقامات و فرمانده
🔸 رژیم صهیونیستی در تصاعد دو سه روز اخیر خود به جز برخی اهداف همیشگی مانند مبداء شلیک و تلاش برای ترور مقامات ارشد کشورمان، دو هدف برجسته را دنبال کرده است:
اول. ضربه به تاسیسات نظامی و صنایع دفاعی و اقتصادی کشور: در این زمینه علاوه بر برخی اهداف جدید، بسیاری دیگر از اهداف تکراری و یا تخلیه شده هستند اما به نظر آنها به دنبال وارد کردن حداکثر خسارت می باشند. بعد از زیرساختهای نظامی که از نیروهای موشکی عبور کرده و همه نیروهای مسلح را هدف قرار میدهد، آنها به برخی زیرساختهای صنعتی کشور نیز یورش میبرند. دشمن قصد دارد در مدت کوتاهی این بخش از بانک اهداف خود را مصرف کند که احتمالاً دلیل آن، تغییرات قریب الوقوع در بانک دشمن از حیث جغرافیایی و نوع هدف است.
دوم. ترورها در رده میانی: همانطور که در پست ریپلای شده اشاره شد و همینطور بر اساس تجمیع و اتصال شواهد و اخبار آشکار روزهای اخیر، دشمن در یک هفته اخیر مشخصاً روی به سیاست ترور و به شهادت رساندن رده میانی متخصص کشور در حوزههای مختلف آورده است. در آن پست شرح داده شد که دشمن میبیند که با وجود ترور مقامات ارشد، اما سیستم به کار خود ادامه میدهد بنابراین احتمالاً محاسبه آنها نیز به این سمت میرود که پس دلیل پایداری سیستم، حفظ رده میانی متخصص است. با این حال، همان اشتباه محاسبهای که در اولی رخ داد، برای دومی نیز صادق است هر چند نیاز به گفتن ندارد که از دست دادن افراد متخصص و دانشمند، ضربهای به سرمایه انسانی کشور است.
🔹 نکته بعدی در حملات اخیر دشمن، تغییر حالت مجدد آفند دشمن از تناوب به توالی است که این حاکی از تغییراتی در سیستم آتش دشمن پس از یک دوره فرسایش شدید است.
@Muhallel
مُحَلِّل
توییتها و سخنان اخیر ترامپ در خصوص حمله به نیروگاههای برق و گمانهزنیها در خصوص حمله زمینی به جزا
آن چیزی که برای تاسیسات نفتی و گازی ما تولید بازدارندگی کرد، پاسخ نابرابر به هدفگیری تاسیسات پارس جنوبی بود. دشمن صهیونیستی صرفاً بخشی از پارس جنوبی (هر چند موثر بر فازهای مختلف) را هدف قرار داد اما ایران علاوه بر هدفگیری بدون درنگ تاسیسات کویت و امارات، تاسیسات گازی راس لفان قطر را به طور کامل از چرخه خارج کرد. در نتیجه، علاوه بر عقبنشینی خود قطر از عرصه، ترامپ نیز توقف حمله به تاسیسات نفتی و گازی را اعلام کرد. اما اتفاقی که در حوزه تاسیسات صنعتی رخ داد، تلاش برای برقراری سیاست چشم در برابر چشم یا معادله مشابه بر صنایع آلومینیوم و فولاد امارات و بحرین بود، با این حال شاهد تداوم حملات دشمن به این بخش بودیم. از این رو لازم است تا جهت عدم پیشروی بیشتر دشمن در این حوزه و عدم توسعه به حوزههای دیگر، پاسخ نامتوازنی به حملات فوق داده شود.
@Muhallel
مُحَلِّل
استراتژی تهاجم ایران بر این مبنا استوار است که پس از حملاتی که دشمن انجام میدهد، موجهای موشکی به ا
در روزهای گذشته شاهد بودیم که حملات موشکی کشورمان به رژیم صهیونیستی ثابت مانده و تا حدی کاهش یافته بود. این مسئله مثل همیشه باعث شد تا برخی اخبار منتشر شده از درون نهاد دشمن حاکی از وجود این ارزیابی باشد که توان شلیک ایران دیگر از بین رفته است.
با این حال، از صبح امروز و با آغاز عید پصح امواج جدید حملات موشکی ایران با سه ویژگی مشخص از سر گرفته شد:
اول. هماهنگی و همزمانی شلیک با مقاومت لبنان و یمن
دوم. افزایش تعداد موشکها در یک عملیات؛ برای مثال اگر قبلاً یک یا دو موشک شلیک میشد اینبار در هر حمله صبح و عصر حدود 10 موشک شلیک شد.
سوم. تعدد مبادی شلیک از ایران که خود نیاز به هماهنگیهای چند وجهی دارد و این در حالی صورت می گیرد که پایگاههای موشکی کشورمان از ابتدای جنگ زیر آتش سنگین بوده اند اما همچنان توان شلیک از برخی مهم ترین آنها کماکان حفظ شده است.
انتظار می رود در ادامه و در پاسخ به تشدید حملات اخیر و همچنین در راستای حفظ برگ های برنده در صورت اجرای طرح جدید دشمن، شاهد قدرت افکنیهای جدیدی از سوی نیروهای مسلح کشورمان باشیم.
@Muhallel
واو به واو سخنرانی ترامپ تکرار بود و محتوای این صحبتها، کاملاً مصرف داخلی داشت. این کنفرانسهای پی در پی خبری مقامات آمریکایی و محتوای آنها نشان میدهد که کاخ سفید از ناحیه داخلی تحت فشار قابل توجهی قرار دارد و مجبور است با تکیه بر کلان روایتهای همیشگی خود، مردم آمریکا را نسبت به هزینههای فعلی و البته هزینههای شدیدتر آتی که با تشدید جنگ رخ میدهد، اقناع و آمادهسازی کند. بنابراین میتوان روی این اهرم برنامهریزی کرد. از سوی دیگر، روند یک ماهه جنگ نشان می دهد که دشمن با طراحیهای متعدد غالباً رسانهپایه، به دنبال تعبیه تلههای انتظار است؛ این موضوع را مفصلاً بحث میکنیم.
@Muhallel
در این یک هفته، دشمن مدلی را که در جنگ زیرساختی انتخاب کرده، زدن ضربات متعدد، از تاسیسات کوچک و یا غیرحساسیتزدا در یک شیب پلکانی و به مرور افزایشی به سمت توالی و تاسیسات راهبردی است، مانند طرح هزار چاقو. جایی که شاید یک ضربه به یک هدف به خودی خود بزرگ و قابل اهمیت نباشد، اما نمودار و انباشت آن مهم است. باطلالسحر این استراتژی، برقراری نامعادله است.
@Muhallel
مُحَلِّل
در این یک هفته، دشمن مدلی را که در جنگ زیرساختی انتخاب کرده، زدن ضربات متعدد، از تاسیسات کوچک و یا غ
علاوه بر مهار و مدیریت پاسخ ایران، یکی دیگر از دلایل انتخاب این شیوه از سوی دشمن، ایجاد اختلاف در در درون حاکمیت ایران است. در واقع محاسبه آنها این است که با این روش، میتوان همزمان گسلی در داخل ایران ایجاد کرد زیرا احتمالاً برخی از افراد(در سطح توده و نخبه) با استدلال ممانعت از آسیب گستردهتر به زیرساختهای اقتصادی کشور، نظرات دیگری خواهند داشت و این میتواند آغاز شکاف در انسجام ایران باشد. منشاء خبرسازیهای اخیر اینترنشنال در خصوص اختلاف میان مسئولین را نیز از همین تاکتیک جستجو کرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
تیم ترامپ در حال استفاده از دکترین چِنی در سیستم امنیتی آمریکا هستند؛ دکترین چنی(معاون بوش)به سیاست
به نظر این دکترین در پنتاگون و نهادهای نظامی آمریکا نیز در حال پیاده سازی است.
@Muhallel
مُحَلِّل
این واضح است که پدافند ما به دلایل متعدد، امکان درگیری و سرنگونی جنگندههای دشمن را نداشته و متاسفان
پیش از این بحث شد که هر چند به دلایل متعدد، پدافند ما امکان زدن انبوه جنگندهها و موشکهای دشمن را ندارد، با این حال به دلیل زمینههای متفاوت میان دو طرف، تفاوتهای اساسی در بحث پدافند وجود دارد بطوریکه ما با عملیاتهای ویژه میتوانیم ورق را به سود خود برگردانیم. این عملیاتهای ویژه که در قالب کمینهای پدافندی در آسمان ایران و عراق به طور متعدد اجرا شد، امروز به نقطه اوج خود رسید. این عملیاتها علاوه بر تاثیر عملیاتی و تاکتیکی که داشته و منجر به احتیاط دشمن و همچنین تغییر مداوم مسیرهای آن می شود، در سطح راهبردی و سیاسی اثرگذار بوده و در داخل جبهه دشمن پیامدهای سیاسی و رسانه ای دارد، جایی که روایت کاخ سفید از تسلط کامل بر آسمان ایران، مورد خدشه و شکست واقع شده و این خود اثرات سیاسی بر موضع و تصمیمات دشمن خصوصا در تصمیمات آتی جهت عملیات های زمینی و هلی برن دارد و ما نیز مجدداً باید آمادگی خود را ارتقاء دهیم. مهم ترین شیوه در این عملیات ها نیز ناامن سازی و کمین در کریدورهای پروازی دشمن بود که حتی باعث تغییرات در آن نیز شد. یکی از مهم ترین عوامل کمک کننده نیز تجمیع گزارشات مردمی بوده که باعث تدقیق مسیرهای حرکت دشمن می شود.
بنابراین عملیات آمریکایی دستکم دو مزیت و یک درس مهم برای ما داشت.
اولین مزیت در شناسایی مسیرهای جدید پروازی بود که در صورت اقدامات لازم در ادامه اقدامات قبلی، از کریدور شدن آن ها جلوگیری می شود.
دومین ویژگی نیز شناسایی مبادی پروازی خصوصا مبداء بالگردهای دشمن بود که با توجه به نزدیکی به اجرای عملیات های مشابه از سوی حریف، لازم است اقدامات لازم انجام گیرد؛ خصوصا بر دو کشور کویت و اردن.
اما درس مهم این است که مهم ترین پیشرفت های ما، زمانی رخ داده و می دهد که به صورت عملی با دشمن رو به رو می شویم. همانطور که عملیات های وعده صادق باعث ایجاد بهبودهای اساسی در سامانه موشکی و پهپادی کشور شد، حملات متعدد جنگنده های دشمن نیز به مرور باعث ارتقاء پدافندِ پیشتر کلاسیک ما می شود. این یک سیر است، شناسایی دقیق مسیر پروازی و کریدور، طراحی و اجرای عملیات کمین، اصابت، اصابت منجر به سرنگونی و نهایتاً دستگیری یا کشته شدن خلبان ها و شکست در ماموریت نجات و بازیابی همگی مانند یک زنجیر هستند که ما به مرور آن ها را بهبود دادیم و ان شاءالله با تجربیات کسب شده بهبود خواهیم داد. دشمن نیز طرحهای خود را در حوزههای جنگ زیرساختی، ترور، اقدام زمینی و هلیبرن به پیش خواهد بود و ما نیز برگههای خود را حفظ کردهایم.
@Muhallel
نکته مهم در خصوص پاسخها در جنگ زیرساختی، لزوم افزایش نقش رژیم صهیونیستی است. گام اول جهت بازدارندگی در این جنگ، هدفگیری تاسیسات و زیرساختهای مرتبط با منافع راهبردی آمریکا در منطقه است(مستقیم و غیرمستقیم) تا اهرم کشورهای عربی و آمریکا فعال گردد. اما در گام بعدی، مهمترین اقدام، هدفگیری و انهدام تاسیسات حیاتی رژیم صهیونیستی و قطع شریانهای حیاتی و درآمدی آن است، جایی که رژیم به صراحت اعلام کرده با گسترش بانک اهداف خود به تاسیسات اقتصادی ایران در روزهای اخیر و آتی به دنبال قطع منابع درآمدی ماست، لذا این موضوع نیز از حیث اهداف، تفاوتی با حمله به جزیره خارک ندارد. بنابراین تلآویو نیز نباید احساس کند که در قبال حمله به زیرساختهای ایران، هزینه بزرگی پرداخت نکرده و آن صرفاً مربوط به کشورهای عربی است. در صورتی عدم ایجاد بازدارندگی با این دو گام، مرحله سوم، هدفگیری گسترده زیرساختها است تا زمین سوخته برای دیگران نیز ایجاد شود.
@Muhallel
در حال جستجو در آرشیو، متوجه مطلبی شدم که حدود نه روز پیش از حمله دشمن به کشورمان منتشر شده بود و فردی ادعا کرده بود «ایران در نتیجه عملیات ربایش اسناد از اراضی اشغالی، اسناد اصلی ترامپ در جزیره اپستین را در اختیار دارد و به همین دلیل آمریکا مجبور است با ایران توافق کند و اعزام نیروهای نظامی آن رد گم کنی است و ایران از طریق واسطه ها این را به ترامپ اطلاع داده است و کوشنر هم در حال مذاکره محرمانه با مقامات دیگر ایران برای این اسناد است». همان زمان، تحلیل فرد دیگری این بود که وی «کارشناس سیاسی است نه نظامی، اما آمریکا به دلیل شرایط آب و هوایی سرد زمستان و فرسایش جنگنده های آن، به ایران حمله نخواهد کرد.» خلاصه حرف این است که کشور اگر قرار باشد ضربه ای بخورد، نه از ناحیه تکنولوژی و تجهیزات نظامی و نه از ناحیه سیاست یا دیپلماسی و سایر متغیرها بلکه ابتدائاً از ناحیه اشتباهات تحلیلی و برآوردهای ما ضربه خواهد خورد. غفلت از تصویر کلی، نادیده انگاری یا تحدید مخالف، غفلت از در نظر گرفتن پیامد ناخواسته تصمیم، محاسبه نادرست نیات و اراده بازیگران و غفلت از ویژگی های شخصیت تصمیم گیر، از جمله تله هایی است که هر مفسری را دچار خطا می کند.
@Muhallel