مُحَلِّل
اکنون و در حالی که موج صدم عملیات وعده صادق 4 در سراسر منطقه و از مبداء پایگاههای موشکی قهرمانی که
در موج ۱۰۰ عملیات وعده صادق ۴ علاوه بر تهاجم به زیرساختهای هر ۵ کشور عربی منطقه، هر سه شهر راهبردی رژیم در شمال، مرکز و جنوب یعنی حیفا، تلآویو و بئرالسبع هر کدام با موفقیت مورد هدف و اصابت قرار گرفتند. مبداء شلیک این امواج اما دقیقا از اماکنی بود که دشمنان ما در این ۴۰ روز حتی یک روز هم آتش سنگین خود را بر آنها قطع نکردند؛ در حالی که یکی از اهداف راهبردی دشمن از این جنگ، انهدام توان موشکی کشورمان بود اما این شلیکها تا لحظه آخر و با قدرت ادامه یافت. این حفظ آتش خصوصاً بر کشورهای عربی از جایی اهمیت دارد که آنها متوجه برخی معادلات شوند؛ ترامپ تهدید و ضرب الاجل حمله به تاسیسات انرژی ایران در ساعت ۳:۳۰ را مطرح کرد اما در نهایت در این ساعت، این تاسیسات انرژی کشورهای فوق بود که هدف قرار گرفت. حال وقتی پایگاههای ما، تحت آتش، خود را بازیابی کرده و اینگونه توان شلیک خود را حفظ کردند، به یقین در طول دوره فعلی شاهد بهبودهای کیفیتری خواهیم بود لذا دقیقه به دقیقه و ساعت به ساعت دوره فوق اهمیت دارد و ما لحظهای نباید از تداوم کار فارغ شویم.
@Muhallel
لبنان قطعا بخشی از معادلات محسوب میشود. به درخواست تهران از بیروت، حزبالله نیز برگهای از شروط، مطالبات و خطوط قرمز خود را ارائه کرده تا در مذاکرات اسلام آباد بحث و بررسی شود. در خصوص نقض آتشبس نیز یک تحلیل این است که نتانیاهو به دلیل فرار از فشار داخلی، به دنبال این است زیرا پذیرش آتشبس در عرصه لبنان، قطعا شکست بزرگی برای نتانیاهو محسوب میشود. این مسئله خود موضوع مهمی در پرونده لبنان است زیرا پس از آتشبس سال ۲۰۲۴ نیز در اصل رژیم صهیونیستی به آن پایبند نبود و به نوعی یک آتش بس یکطرفه را شاهد بودیم، از این رو آنها اکنون به دنبال تثبیت این معادله بوده و حزبالله نیز که یکی از اهداف آن در ورود به این جنگ تغییر معادلات تحمیلی قبلی بوده، اجازه این موضوع را نخواهد داد. رایزنیهای فشرده سیاسی نیز ادامه دارد.
@Muhallel
موضوعی که ما اکنون با آن مواجهیم، به هیچ وجه در سطح نقض آتش بس و یا کمک به لبنان خلاصه نمیشود و شاهد مثال سایر اقدامات و نقض هایی است که دشمن در این ساعات ترتیب داده است. این تداوم نبرد قبلی است که در آن رژیم صهیونیستی قصد تحمیل این معادله را دارد که میتواند در هر زمان، هر کجا، هر کسی/ چیزی را با هر ابزاری، هدف قرار دهد تا از رهگذر آن، برتری همه جانبهای بر کل منطقه پیدا کند و این همان چیزی بوده که مقاومت از ابتدا در برابر آن ایستاده است. اساسِ آتشبس های یک طرفه در لبنان و غزه نیز همین بوده و هست. اکنون نیز آنها قصد تحمیل همین الگو را دارند و اگر نتوانند آن را جا بیندازند، تمام اقدامات و دستاوردهای رژیم در دو سال گذشته پوچ میشود. در ایران، ما به دنبال توقف و پایان قطعی جنگ هستیم و این آتشبس نیز به نوعی یک شبیهسازی کوچک یا فضای تمرینی از دوره پس از پایان جنگ است. آنها علاقه به تحمیل الگوهای لبنان(آتشبس یکطرفه و تداوم حملات) و غزه(از سرگیری مداوم چرخههای ناتمام جنگ) را دارند و اکنون وقت آن است که این دو الگو نیز درهم بشکند. جمهوری اسلامی ایران تاکنون با اعلام عدم حضور در مذاکرات اسلام آباد و بسته ماندن تنگه هرمز تا زمان توقف آتش در لبنان و همچنین انجام بررسیها و تدارکات عملیاتی جهت پاسخ به جنایات امروز صهیونیستها، در این مسیر گام برداشته است.
@Muhallel
در حال حاضر دشمن ایجاد یک چند پارگی و دوقطبی در جامعه ایران و همچنین مقصرسازی جمهوری اسلامی در سطح منطقه ای و بین المللی را دنبال میکند. آنها در سطح داخلی علاقه دارند این گزاره را جا بیندازند که "ایران به خاطر حزب الله وارد جنگ مجدد شد و نه منافع ملی کشور" که این موضوع خود بعداً باعث دوقطبی شده و از سوی دیگر به همین ترتیب ایران را در سطح جهانی مقصر و جنگطلب نشان دهند. در داخل، مهم ترین راهبرد باید این باشد که بدانیم اکنون موضوع فقط دِین اخلاقی و وظیفه انسانی و اسلامی ما در برابر حزبالله نیست، بلکه اولاً منافع محور و همچنین استراتژی وحدت ساحات به طور کامل با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران گره خورده و ثانیاً شاهد نقضهای متعدد در روز جاری از سوی محور حریف بودهایم که این در چارچوب تحمیل معادلات خاص در منطقه قرار داشته و لبنان تنها یک جبهه آن است.
@Muhallel
مُحَلِّل
مهم ترین تغییر مثبتی که در عملیاتهای محور مقاومت(عراق و لبنان) در منطقه ایجاد شده، برقراری کیفی و ع
همانطور که هدف اصلی دشمن، ایجاد شکاف در وحدت میادین بوده و هدف ما نیز ایجاد و تثبیت آن است، این وحدت عرصه ها در جریان تصمیم سازی، تصمیم گیری و اجرای هر موضع، تصمیم یا اقدام در خصوص پاسخ به حملات امروز به لبنان نیز جاری و ساری است. یکی از موارد تجلی آن نیز اعلام حمایت و آمادگی گروه های عراقی و یمنی از جبهه لبنان است.
@Muhallel
شب گذشته، رژیم صهیونیستی با پرواز انبوه جنگنده های خود در آسمان رهای شمال عراق، شمال شرقی اردن و مرکز اراضی اشغالی، تلاش داشت تا در صورت اقدام ایران در پاسخ به اقدامات خصمانه روز گذشته دشمن، نسبت به دفاع هوایی و همچنین حمله پیش دستانه و متقابل به مواضع شلیک، اقدام کند. جمهوری اسلامی ایران تلاش دارد تا همزمان با آمادگی عملیاتی جهت پاسخ، از طریق اهرم هایی چون تنگه هرمز، فعال سازی سایر کشورهای موثر در پرونده لبنان و حتی خود مذاکرات اسلام آباد(که این آخری هر چند تاثیر و نقش کمتری دارد اما نیات واقعی دشمن را روشن تر می سازد)، رژیم صهیونیستی را وادار به پذیرش آتش بس در جبهه لبنان و عدم اقدامات مبهم و زیرآستانه کند. در صورت عدم نتیجه گیری و همچنین آمادگی و تاییدات عملیاتی در جبهه های مختلف با توجه به شرایط موجود، اقدامات بعدی صورت می گیرد.
@Muhallel
عملیات روز چهارشنبه رژیم در لبنان، به گفته خودشان ذیل استراتژی "قطع سر" دستهبندی میشد زیرا اماکن فرماندهی و کنترل حزب الله را هدف قرار داده و مبتنی بر فروپاشی آن اجرا شده بود، جایی که کاتز به صراحت گفت که این دومین ضربه مهلک ما به حزب الله پس از عملیات پیجری بوده است! با این حال، علیرغم حجم جنایت در بیروت، در کمتر از ۲۴ ساعت حزبالله عملیاتهای خود را آغاز کرد و با ثبت ۵۰ عملیات که هم رده بالاترین روزهای کاری حزب در ۴۰ روز قبلی بود، یک شگفتی برای دشمن آفرید. این عملیاتها دو ویژگی داشتند:
اول. حفظ و برتری آتش بر شهرکهای شمالی اراضی اشغالی
دوم. اجرای عملیاتهای عمیق با موشکهای سنگینتر فادی ۴ و ۵ با هدف قرار دادن حیفا، تلآویو و بندر اشدود
اما این در یک زمینه گستردهتر نظامی باید بررسی شود:
@Muhallel
مُحَلِّل
عملیات روز چهارشنبه رژیم در لبنان، به گفته خودشان ذیل استراتژی "قطع سر" دستهبندی میشد زیرا اماکن ف
تبدیل غافلگیری به دامی برای عامل؛ یک چارچوب تحلیلی
🔹 از زمان آغاز عملیات سیل الاقصی، رژیم صهیونیستی در دام یکی از مهمترین اصول جنگ افتاده است: غافلگیری. این حمله که نهادهای امنیتی و نظامی اسرائیل را غافلگیر کرد، یک شوک استراتژیک بود که اثرات آن هنوز هم احساس میشود، چرا که شکنندگی یک دکترین نظامی مبتنی بر فناوری و اطلاعات پیشرفته را آشکار کرد. موفقیت غافلگیری در هر جنگی یک عامل تعیینکننده است که ممکن است سرنوشت کل نبرد را تعیین کند.
🔹 تقریباً یک سال بعد، اشغالگران تلاش کردند ابتکار عمل را به دست بگیرند و همین اصل را علیه محور مقاومت به کار گیرند و با حمله غافلگیرانه به لبنان، به این باور که حمله سریع، اعتبار آنها را باز خواهد گرداند، این اقدام را انجام دادند. با این حال، پاسخهای موشکی مقاومت اسلامی با پرتاب موشکهای بالستیک به سمت تل آویو و اماکن حساس، بار دیگر معادله را معکوس کرد و دشمن را مجبور به آتش بس کرد.
🔹 همین سناریو در جنگ ۱۲ روزه علیه ما تکرار شد، زمانی که طرح غافلگیرانه صهیونیستها تنها در ۱۵ ساعت شکست خورد. بنابراین، ایده کنترل و غافلگیری سه بار متوالی شکست خورد: در غزه ، سپس لبنان و سپس ایران و مجدداً در ایران و اکنون در لبنان، در حالی که مقاومت همچنان قادر به جذب شوک و تبدیل آن به فرصت است.
🔹 غافلگیری، آنطور که در نظریههای نظامی تعریف شده است، مبتنی بر حمله به دشمن در زمان، مکان یا روشی غیرمنتظره است تا فلج روانی و عملیاتی ایجاد کند که به مهاجم اجازه میدهد به سرعت و با حداقل هزینه به اهداف خود دست یابد. با این حال، این اصل نیازمند دو شرط اساسی است:
۱. پنهانکاری مطلق و
۲. داشتن ارزیابی دقیق از دشمن.
هرگونه نقص در هر یک از این دو، غافلگیری را به دامی برای عامل آن تبدیل میکند.
🔹 در جنگهای متعارف، ارتشهای مدرن شبیه قطاری هستند که با سرعت بالا روی یک ریل دقیق حرکت میکند. وقتی یک حمله غافلگیرانه به طور غیرمنتظره رخ میدهد، کل سیستم از مسیر خود خارج میشود. در این زمینه، حملات غافلگیرانه به فرماندهی، ارتباطات، رادار و سیستمهای الکترونیکی - اعصاب حیاتی ارتش - حمله میکنند. وقتی این اعصاب مختل میشوند، ارتش دچار سردرگمی میشود و اعتماد به نفس خود را از دست میدهد و به روشهای تصمیمگیری کندتر و سنتیتر روی میآورد و به دشمن خود زمان ارزشمندی برای مانور و گسترش نیروهایش میدهد .
🔹 با این حال، در نیروی نامتقارن، وضعیت کاملاً متفاوت است. جنگجوی نامنظم از قبل در محیطی از عدم قطعیت زندگی میکند و دکترین جنگی آنها مبتنی بر سازگاری و انعطاف است، نه برنامههای سفت و سخت. بنابراین، غافلگیر کردن آنها به معنای سنتی دشوار است، زیرا غافلگیری در ذات آنهاست. در عرصههای مقاومت، هیچ مرکز ثقل واحدی وجود ندارد که بتوان با ضربه زدن به آن، آنها را فلج کرد. نیرو بین واحدهای کوچک و مستقلی توزیع میشود که قادر به ادامه جنگ حتی در صورت قطع ارتباط با فرماندهی خود هستند .
🔹 از این رو، برای ارتشهای منظم، غافلگیری ویروسی است که سیستم را مختل میکند، در حالی که برای نیروهای مقاومت، عنصر ذاتی برنامهریزی رزمی آنهاست. به همین دلیل است که تل آویو با وجود به کارگیری مداوم اصل "هدفگیری عمودی" در تهران و بیروت نمیتواند آنها را فلج کرده و این نیروها پس از جذب شوک و ضربه و با سازماندهی مجدد، روند وارد آوردن ضربات تاثیرمحور به دشمن را آغاز میکنند.
@Muhallel