eitaa logo
مُحَلِّل
32.6هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
128 ویدیو
16 فایل
محلل: تحليلگر، مفسر، ناقد، منتقد 📌 لینک کانال در تلگرام: https://t.me/Mohallell 📌 لینک کانال در بله: https://ble.ir/Mohallell 📌لینک کانال در روبیکا: https://rubika.ir/Mohallell 📌لینک کانال در سروش: https://splus.ir/Mohallell
مشاهده در ایتا
دانلود
عملیات روز چهارشنبه رژیم در لبنان، به گفته خودشان ذیل استراتژی "قطع سر" دسته‌بندی می‌شد زیرا اماکن فرماندهی و کنترل حزب الله را هدف قرار داده و مبتنی بر فروپاشی آن اجرا شده بود، جایی که کاتز به صراحت گفت که این دومین ضربه مهلک ما به حزب الله پس از عملیات پیجری بوده است! با این حال، علی‌رغم حجم جنایت در بیروت، در کمتر از ۲۴ ساعت حزب‌الله عملیات‌های خود را آغاز کرد و با ثبت ۵۰ عملیات که هم رده بالاترین روزهای کاری حزب در ۴۰ روز قبلی بود، یک شگفتی برای دشمن آفرید. این عملیات‌ها دو ویژگی داشتند: اول. حفظ و برتری آتش بر شهرک‌های شمالی اراضی اشغالی دوم. اجرای عملیات‌های عمیق با موشک‌های سنگین‌تر فادی ۴ و ۵ با هدف قرار دادن حیفا، تل‌آویو و بندر اشدود اما این در یک زمینه گسترده‌تر نظامی باید بررسی شود: @Muhallel
مُحَلِّل
عملیات روز چهارشنبه رژیم در لبنان، به گفته خودشان ذیل استراتژی "قطع سر" دسته‌بندی می‌شد زیرا اماکن ف
تبدیل غافلگیری به دامی برای عامل؛ یک چارچوب تحلیلی 🔹 از زمان آغاز عملیات سیل الاقصی، رژیم صهیونیستی در دام یکی از مهمترین اصول جنگ افتاده است: غافلگیری. این حمله که نهادهای امنیتی و نظامی اسرائیل را غافلگیر کرد، یک شوک استراتژیک بود که اثرات آن هنوز هم احساس می‌شود، چرا که شکنندگی یک دکترین نظامی مبتنی بر فناوری و اطلاعات پیشرفته را آشکار کرد. موفقیت غافلگیری در هر جنگی یک عامل تعیین‌کننده است که ممکن است سرنوشت کل نبرد را تعیین کند. 🔹 تقریباً یک سال بعد، اشغالگران تلاش کردند ابتکار عمل را به دست بگیرند و همین اصل را علیه محور مقاومت به کار گیرند و با حمله غافلگیرانه به لبنان، به این باور که حمله سریع، اعتبار آنها را باز خواهد گرداند، این اقدام را انجام دادند. با این حال، پاسخ‌های موشکی مقاومت اسلامی با پرتاب موشک‌های بالستیک به سمت تل آویو و اماکن حساس، بار دیگر معادله را معکوس کرد و دشمن را مجبور به آتش بس کرد. 🔹 همین سناریو در جنگ ۱۲ روزه علیه ما تکرار شد، زمانی که طرح غافلگیرانه صهیونیست‌ها تنها در ۱۵ ساعت شکست خورد. بنابراین، ایده کنترل و غافلگیری سه بار متوالی شکست خورد: در غزه ، سپس لبنان و سپس ایران و مجدداً در ایران و اکنون در لبنان، در حالی که مقاومت همچنان قادر به جذب شوک و تبدیل آن به فرصت است. 🔹 غافلگیری، آنطور که در نظریه‌های نظامی تعریف شده است، مبتنی بر حمله به دشمن در زمان، مکان یا روشی غیرمنتظره است تا فلج روانی و عملیاتی ایجاد کند که به مهاجم اجازه می‌دهد به سرعت و با حداقل هزینه به اهداف خود دست یابد. با این حال، این اصل نیازمند دو شرط اساسی است: ۱. پنهان‌کاری مطلق و ۲. داشتن ارزیابی دقیق از دشمن. هرگونه نقص در هر یک از این دو، غافلگیری را به دامی برای عامل آن تبدیل می‌کند. 🔹 در جنگ‌های متعارف، ارتش‌های مدرن شبیه قطاری هستند که با سرعت بالا روی یک ریل دقیق حرکت می‌کند. وقتی یک حمله غافلگیرانه به طور غیرمنتظره رخ می‌دهد، کل سیستم از مسیر خود خارج می‌شود. در این زمینه، حملات غافلگیرانه به فرماندهی، ارتباطات، رادار و سیستم‌های الکترونیکی - اعصاب حیاتی ارتش - حمله می‌کنند. وقتی این اعصاب مختل می‌شوند، ارتش دچار سردرگمی می‌شود و اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد و به روش‌های تصمیم‌گیری کندتر و سنتی‌تر روی می‌آورد و به دشمن خود زمان ارزشمندی برای مانور و گسترش نیروهایش می‌دهد . 🔹 با این حال، در نیروی نامتقارن، وضعیت کاملاً متفاوت است. جنگجوی نامنظم از قبل در محیطی از عدم قطعیت زندگی می‌کند و دکترین جنگی آنها مبتنی بر سازگاری و انعطاف است، نه برنامه‌های سفت و سخت. بنابراین، غافلگیر کردن آنها به معنای سنتی دشوار است، زیرا غافلگیری در ذات آنهاست. در عرصه‌های مقاومت، هیچ مرکز ثقل واحدی وجود ندارد که بتوان با ضربه زدن به آن، آنها را فلج کرد. نیرو بین واحدهای کوچک و مستقلی توزیع می‌شود که قادر به ادامه جنگ حتی در صورت قطع ارتباط با فرماندهی خود هستند . 🔹 از این رو، برای ارتش‌های منظم، غافلگیری ویروسی است که سیستم را مختل می‌کند، در حالی که برای نیروهای مقاومت، عنصر ذاتی برنامه‌ریزی رزمی آنهاست. به همین دلیل است که تل آویو با وجود به کارگیری مداوم اصل "هدف‌گیری عمودی" در تهران و بیروت نمی‌تواند آن‌ها را فلج کرده و این نیروها پس از جذب شوک و ضربه و با سازماندهی مجدد، روند وارد آوردن ضربات تاثیرمحور به دشمن را آغاز می‌کنند. @Muhallel
پایه قضیه این بود و هست که طرفین علاقه دارند تا در دوره انتقالی بین سکوت نبرد نظامی تا شروع مذاکرات در اسلام آباد، با موضع برتر به پای میز مذاکره بروند. در این راستا نتانیاهو نیز به دنبال تحمیل برتری خود بر صحنه فعلی بود. ایران نیز به همین ترتیب دو پیش شرط مهم، یعنی آتش بس در بیروت و لبنان و همچنین آزادسازی اموال بلوکه شده ایران را مطرح کرده و از چهار اهرم خود یعنی تنگه هرمز، مذاکرات اسلام آباد، فعال سازی کشورهای ثالث و تدارک عملیات نظامی استفاده کرد. بدین ترتیب، اکنون آتش رژیم بر بیروت و ضاحیه متوقف شده و آنها وعده داده اند تا آتش بس در کل لبنان نیز بزودی اعلام می شود، هر چند درگیری ها در جنوب ادامه داشته و حزب الله نیز شلیک به جبهه شمال را متوقف نکرده است. از سوی دیگر رایزنی های فشرده میان ایران، کره جنوبی و قطر در جهت مکانیسم آزادسازی 6 میلیارد دلار اموال بلوکه شده نیز ادامه دارد. از این رو، هیئت مذاکراتی جمهوری اسلامی ایران نیز در شرایط فوق و البته، با عدم تحقق مهم ترین خواسته دشمن تا این لحظه، یعنی باز شدن تنگه هرمز، عازم اسلام آباد شد. در این بین دو نکته قابل توجه و ذکر است: اول. تلاش دشمن برای بدل زدن به وحدت سیاسی میادین است. پس از فشارهای ایران جهت شمول آتش بس به لبنان و همچنین دریافت برگه مطالبات حزب الله جهت طرح در اسلام آباد، آنها سریعاً روند مذاکره با دولت لبنان را آغاز کردند تا هم ایران تاثیری بر لبنان نداشته باشد، هم بتوانند در اسلام آباد از موضوع لبنان فرار کرده و آن را به مذاکرات دو به دوی بیروت و تل آویو گره بزنند و هم دولت دست نشانده سلام و عون که عملاً با این وضعت حذف می شد را نجات دهند. با این حال، همه می دانند که دولت ورشکسته فعلی، هیچ اراده، تاثیر یا توانی جهت قطع حتی یک گلوله صهیونیست ها را نیز ندارد و این موضع ایران است که تعیین کننده است. دوم. رویکرد امتیازگیری ایران در هر مرحله است. بر خلاف توافق و مذاکرات برجام که ما نقد را در ازای نسیه دادیم، اکنون در هر مرحله، شامل اعزام هیئت ایرانی، شروع مذاکرات، مذاکرات مستقیم و بعد در سایر مراحل، رویکرد ما، دریافت امتیازات عینی در ازای کوچک ترین امتیازات است. نبرد در عرصه های مختلف، به شکلی طاقت فرسا و پیچیده ادامه دارد. @Muhallel
مُحَلِّل
پایه قضیه این بود و هست که طرفین علاقه دارند تا در دوره انتقالی بین سکوت نبرد نظامی تا شروع مذاکرات
شاید بتوان گفت که مهم‌ترین و حساس‌ترین نبردی که در درون و بیرون محل این مذاکرات جریان خواهد داشت و شاید از هم اکنون نیز آغاز شده باشد، نبرد در حوزه ضد اطلاعات با CIA است. @Muhallel
مُحَلِّل
شاید بتوان گفت که مهم‌ترین و حساس‌ترین نبردی که در درون و بیرون محل این مذاکرات جریان خواهد داشت و ش
مهم ترین موضوعی که سازمان سیا در این مذاکرات به دنبال آن بود، تکمیل چرخه اطلاعات راهبردی خود در خصوص وضعیت سیاست داخلی ایران، خصوصا پس از ترورهای اخیر بود تا بدانند نفرات، نظرات، میزان انسجام و جدیت و همچنین روابط میان دیپلماسی و میدان در ایران به چه صورت است. ایران نیز در این زمینه با هوشمندی عمل کرده و با اعزام یک تیم منسجم در قالب کمیته های مختلف و همچنین پافشاری منطقی بر خواسته‌ها و خطوط قرمز خود این پیام را منتقل کرد که جمهوری اسلامی انسجام و پایداری سیاسی خود را حفظ کرده و هماهنگی میان بخش های مختلف سیاسی و نظامی نیز برقرار است که مثال عملی آن را در ماجرای عبور دو ناوشکن آمریکایی از تنگه هرمز دیدیم. اکنون و به طور کلی دشمن تلاش دارد تا یک چرخه فرسایشی «مذاکره - فشار و ضربه - مذاکره» را تثبیت کند که در آن پس از هر مذاکره، فشار یا ضربه را افزایش داده و به قول خودشان، همانطور که روبویتز پیشنهاد داد هر بار نیز هیئت حاکمه ایران را هدف قرار داده و مجدداً با شروطی جدید پای میز مذاکره بنشینند تا ایران به نقطه تسلیم برسد. ابتدا تلاش در جهت معکوس سازی این چرخه و سپس نابودی آن در دستور کار قرار می گیرد. @Muhallel
ترامپ در ادامه روش های قماربازانه خود که یک برگه را ناگهان روی میز انداخته و منتظر شانس می مانند، اکنون معادله همه یا هیچ کس را وضع کرده تا در ادامه تلاش های خود پس از اقدامات متعدد مانند تشکیل ائتلاف (شکست خورده)، تهدید و گروگان گیری، آتش بس، مذاکره و ...، اهرم تنگه را از دست ما خارج کند اما خود وی بهتر می داند که در واقع «همه» در این معادله ادعایی او قرار نمی گیرند و این تصمیم ماست که اینبار «همه» را وارد این معادله سازیم. @Muhallel
در این روزها و ساعات، کار در هر دو عرصه نظامی - امنیتی و سیاسی پیش می‌رود. در عرصه نظامی، علاوه بر اقدامات ترمیمی جهت آمادگی ازسرگیری جنگ، آمادگی جهت اجرای سناریوهای از پیش تعیین شده در پاسخ به محاصره دریایی ایران وجود دارد. در عرصه مذاکرات نیز، هر چند گفتگوهای اسلام آباد به نتیجه نهایی منجر نشد، اما این روند کماکان به شکل فعال ادامه دارد، خصوصاً از سوی میانجی‌ها، چه در جهت تمدید آتش بس، عدم گسترش تنش و برگزاری یک جلسه دیگر و چه در جهت تبادل پیام و پاسخ به طرح‌های طرفین. نکته مهم اینجاست که هر دو عرصه کاملاً به یکدیگر متصل و هماهنگ بوده و هر عرصه، اقدامات خود را با توجه به روندهای عرصه دیگر پیش می‌‌برد. @Muhallel
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالی، لب پنجره پُر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر خون دل بود، ما خورده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر داغ شرط است، ما برده ایم اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم! اگر خنجر دوستان، گرده ایم! گواهی بخواهید، اینک گواه: همین زخم هایی که نشمرده ایم! دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده ایم
متاسفانه ما از گذشته در موضوعات رسانه ای ضعف داشته ایم و طبعاً در شرایط فعلی، این مشکل دستکم به سه دلیل در مواقعی تشدید شده است: اول. شرایط پیچیده، سریع و مبهم: شرایط فعلی، خصوصاً وقتی مذاکرات سیاسی به جریان می افتد، بسیار پیچیده، چند متغیره و سریع است. به عبارتی، سرعت تحولات به کسری از ساعت رسیده و هر چند دقیقه ممکن است یک اتفاق جدید روی دهد که همه موارد قبلی را برهم بزند. در این شرایط، ارائه اطلاعات و تحلیل و ... خصوصا بر روی رخدادها، تقریبا غیرممکن است و صرفا باعث بی اعتبار شدن افراد می شود. این برای طرف مقابل نیز صادق است. از این رو، شما می بینید که خبرگزاری ها و روزنامه های خارجی دائما صحبت هایی را مطرح می کنند که ساعتی بعد، کذب، نقص و نقض آنها مشخص می شود. یک مثال آن، این است که بندهایی که در حال مذاکره است و یا یک پیشنهاد از سوی یک طرف است، به شکلی غیرکامل از سوی رسانه های غربی مطرح می شود. به این موضوعات باید در خود مذاکرات رسیدگی شود. دوم. شرایط جنگی: در حقیقت ما در یک جنگ متعارف با دو کشور خارجی قرار نداریم بلکه مستقیماً در حال نبرد با دو دولت تروریست هستیم که ترور، ذات دکترین آنها محسوب می شود. در چنین شرایطی، چه در وضعیت جنگی چه در حالت آتش بس، تلاش برای ردزنی مسئولین ادامه دارد. این شرایط سخت هم باعث بروز برخی ناهماهنگی ها شده و هم ارتباط میدان (نه به معنای عرصه نظامی) و رسانه را کمرنگ می کند. سوم. اما وجود فردی مانند ترامپ است که همانند یک بوق عملیات روانی کار می کند. برای وی نیز مهم نیست که حرف هایش تا چه میزان انسجام داشته باشد. وی خود نیز هر ساعت حرف های خود را نیز تغییر می دهد و این را می توانید در هر حرف او رصد کنید. لذا نباید بر روی همه حرف های او حساب باز کرد. تجربه پافشاری بر آتش بس در لبنان و اکنون بستن مجدد تنگه هرمز به دلیل محاصره دریایی نشان می دهد که باید از قضاوت های سریع و عجولانه پرهیز کرد. راهکار چیست؟ با این حال روشن است که تداوم وضع فعلی نیز غیرممکن است زیرا باعث انهدام مرجعیت داخلی و همچنین ایجاد ابهام و تردید و بی اعتمادی و خشم در میان مردمی می شود که اکنون مهم ترین و راهبردی ترین اهرم ما هستند. بنابراین با توجه به مسائل فوق الذکر یکی از بهترین راهکارها، توضیح شرایط کلی و روندها از سوی مقامات کشورمان به جای توضیح رخدادها است. این، یعنی توضیح زمینه ها و روندها به جای رویدادها باعث می شود تا یک درک کلی شکل گرفته و بعداً نیز بتوان رویدادها را در آن شرایط تحلیل کرد. @Muhallel
در صورت آغاز مجدد جنگ، احتمالاً جنگ از نقطه‌ای که پایان یافته بود، آغاز خواهد شد. بنابراین دشمن نیز از یک چهارضلعی در حملات خود، شامل ترور، حمله زمینی، تخریب زیرساخت‌ها و تهاجم به سایر اماکن نظامی و امنیتی بهره خواهد برد. با توجه سرعت پایین‌تر ترمیم پدافندی، آنها احتمالاً به سمت افزایش حجم و متنوع‌سازی آتش خود خواهند رفت. جمهوری اسلامی ایران نیز با استفاده از فرصت جاری و ترمیم مواضع نیز متقابلاً استراتژی‌های متقابل و جدید تهاجمی و افزایش قابلیت‌های پدافندی را دنبال می کند. حملاتی که در حین اعلام آتش‌بس رخ داد، بخش کوچکی از توان آتش متقابل ایران بود که در سایه شدیدترین حملات تدارک یافته بود. @Muhallel