در حال حاضر، چند موضوع و مسئله اصلی بر روی میز وجود دارد:
اول. مذاکرات:
۱. نشست اسلام آباد ۲: ما در این موضوع دو ملاحظه اساسی داریم:
الف. اقدامات خصمانه آمریکا، خصوصاً در بحث تشدید محاصره دریایی در ۴۸ ساعت اخیر (که ماجرای کشتی توسکا و توئیت ترامپ بخشی از آن است): این تلاش کاخ سفید برای اهرم سازی و کسب دست برتر پیش از آغاز مذاکرات به همراه سایر فعالیتهای رسانهای، نظامی و امنیتی پیدا و پنهان که هم شامل خواستههای زیاده خواهانه شده و هم شامل نقض آتش بس، تردیدهای جدی ایجاد کرده است.
ب. موضوع امنیت تیم مذاکره کننده: با توجه به بازیهای فریب مداوم دشمن جهت ردزنی مسئولین ایرانی و مغشوش کردن تصمیمات آنها، احتمال عدم حضور ونس و همچنین احتمال شروع حملات دشمن پیش از موعد مقرر پایان آتشبس، ملاحظات جدی درباره امنیت و سلامت تیم مذاکره کننده خصوصا در صورت شکست مذاکرات وجود دارد. بالاخص که در سناریوهای ازسرگیری جنگ، بحث آغاز آن با ترور مقامات کشورمان و در راس آن افراد تاثیرگذار هیئت مذاکراتی، جدی است.
۲. در موضوعات مورد مذاکره نیز دو چالش بسیار جدی همچنان در حوزه هستهای و تنگه هرمز است.
الف. هستهای: در این حوزه، مهم ترین چالش بر سر مدت زمان و شکل تعلیق یا تداوم غنی سازی صنعتی به صورت تحت نظارت و یا در قالب کنسرسیوم و همچنین سرنوشت و مکانیزم مدیریت ذخایر اورانیوم، در سناریوهای مختلف مانند رقیق سازی، انتقال به خارج و ... است. در حال حاضر دشمن یک مدت زمان دائمی و یا بسیار زیاد در اولی، و تحویل کامل دومی را خواستار است که مورد پذیرش واقع نشده است.
ب. تنگه هرمز: در این حوزه نیز دشمن به دنبال باز کردن تنگه بدون قائل شدن به هیچ نوع حق و حقوق خاصی برای ایران است.
دوم. از سرگیری جنگ:
۱. اقدامات دشمن: در این موضوع، همانطور که قبل تر اشاره شد، آنها سعی خواهند کرد حمله خود را با ترور مقامات کشورمان، هجوم به مبادی شلیک، تهاجم به زیرساخت های کلیدی در جهت تحقق سیاست زمین سوخته در ایران و همچنین آغاز حمله زمینی با چند هدف متفاوت که حداقل آن، تصرف جزایر و سواحل و بنادر و حداکثر آن، فروپاشاندن کمربندهای دفاعی کشور برای دسترسی به عمق است را آغاز کنند. بنابراین به طور طبیعی شدت، گستره و شتاب جنگ بیش از قبل خواهد بود.
۲. اقدامات جمهوری اسلامی ایران: همانطور که ذکر شد، ایران نیز اقدامات متنوعی را طراحی کرده است. تداوم اقدامات موثر قبلی و ترمیم قوای آتش آفندی و پدافندی از یک سو، و پایان خطوط قرمز قبلی در هدف گیری مناطق حساس کشورهای عربی خصوصا سعودی و امارات و همچنین طراحیهای جدید در شیوه، نوع و جغرافیای حملات از سوی دیگر باعث خواهد شد تا ما نیز با قوای بسیار سنگین تری نسبت به قبل بجنگیم، ضمن اینکه تهاجم زمینی را نیز فرصتی برای باز شدن دست خود در تلفات گیری عمده از سربازان آمریکایی می دانیم. هر چند حمله به زیرساخت ها حتما برای ما تلخ و پرخسارت خواهد بود، اما ۴ شریان و گلوگاه حیاتی دشمن که نه فقط برای منطقه، که برای جهان حیاتی است، در همان ساعات ابتدایی وارد دایره انهدام خواهند شد.
همه مواردی که در بالا صرفا به کلیات آن اشاره شد، به همراه انبوهی از مسائل دیگر، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر داشته و متغیرها به صورت لحظهای تغییر و یا افزوده می شوند.
@Muhallel
مُحَلِّل
در حال حاضر، چند موضوع و مسئله اصلی بر روی میز وجود دارد: اول. مذاکرات: ۱. نشست اسلام آباد ۲: ما د
در موضوع تنگه هرمز، خواسته اولیه آمریکا، بازگشت به وضعیت پیش از ۹ اسفند بود که در آن عبور و مرور مانند سابق باشد. امری که به شدت از سوی ایران رد شد زیرا نه تنها اکنون وضعیت متفاوت است، که آمریکایی ها مشخصاً از تنگه هرمز جهت آماده سازی های جنگی خود استفاده کرده بودند و ایران نیز با اخذ عوارض تامین امنیت، به دنبال تامین هزینه های بازسازی است. بنابراین آمریکا خیلی زود مکانیسم های جایگزینی پیشنهاد داد مانند مدیریت مشترک ایرانی - آمریکایی بر تنگه، ایجاد سازوکاری برای معافیت برخی کشتی ها از پرداخت عوارض و حتی مشابه ساختار درآمد نفتی عراق، تاسیس صندوقی در آمریکا که عوارض به آن واریز شده و سپس ایران جهت موارد بشردوستانه از آنها استفاده کند! این موارد جملگی رد شده است.
@Muhallel
سفرهای فرماندهی نیروی قدس سپاه به عراق، چه در زمان شهید سلیمانی و چه در زمان سردار قاآنی معمولاً از رسانه ها افشا می شد اما اعلان رسمی آن از سوی فرماندهی، یک امر کم سابقه است؛ خصوصا که این رخداد پس از جنگ چهل روزه رخ داده است. در این سفر، حاج اسماعیل در دیدار با فرماندهان مقاومت، سران اطار التنسیقی و البته ریاست سرویس اطلاعاتی عراق، روشن و شفاف بود؛ جایی که ایشان صریحاً از نامزدی نوری المالکی و یا هر نامزد مخالف آمریکا حمایت و تاکید کرد، امری که قبل تر نیز بدین شکل سابقه نداشته است. فارغ از چارچوب بندی های پیچیده سیاست داخلی عراق، این شیوه رفتاری، نشان می دهد که تهران بر این اساس عمل می کند که معادلات پس از جنگ سوم تحمیلی به نفع جمهوری اسلامی ایران در جریان بوده و ایران نیز باید به عنوان یک طرف پیروز ماجرا، در میدان رفتار کند. در صحنه عراق، موضوع اعلام کاندیدای نخست وزیری از سوی چارچوب هماهنگی عملا در میانه موازنه منطقه ای قرار گرفته و آمریکا با هدایت تام باراک، در حال هدایت فشارهای سیاسی و اقتصادی جهت تحمیل کاندیدای مطابق منافع خود است.
@Muhallel
اگر فرض کنیم که محاصره دریایی ایران که جغرافیای آن نیز در حال گسترش است، یک هدف کلیتر داشته و آن "محاصره کل کشور" باشد، محاصره دریایی را می توان یک گام در نظر گرفت و در این صورت باید جهت سناریوهای تروریستی و خرابکارانه در مبادی مرزی فعال هوایی و زمینی کشور نیز آمادگی داشت.
@Muhallel
یکی از اقدامات مهمی که پس از آتش بس در حال پیگیری است، زیر ضرب قرار دادن مستمر گروهکهای تروریستی در اقلیم است. پیش از این، جز در مواقع خاص، تلاش می شد تا فرصت کافی به اربیل و بغداد برای حل مسئله داده شود با این حال یکی از معادلات جدیدی که در این جنگ وضع شده و تثبیت خواهد شد، هدف قرار دادن مستقیم و مداوم این مبداء تهدید دائمی علیه امنیت ملی کشور است، خصوصاً وقتی دشمن پیش از این به صورت عامدانه بسیاری از مراکز نظامی، انتظامی و امنیتی را در غرب کشور هدف قرار داده تا راه برای این گروهک ها هموار شود و ما نیز باید با تهاجم مستمر، این تهدید را دائما تضعیف کرده و اجازه شکل گیری ندهیم. این معادله موفق، می تواند به سایر مبادی تهدید علیه ایران در محیط پیرامونی کشور توسعه یابد و البته نیازمند تکمیل ابعاد آن در خود منطقه اقلیم کردی عراق نیز هستیم.
@Muhallel
یکی دیگر از معادلاتی که ظهور آن اهمیت راهبردی دارد، پایان سکوت حزب الله به نقض آتش بس است، امری که بر خلاف دوره قبلی صورت می گیرد. هر چند شدت و سرعت جنگ به شدت کاهش یافته، اما شاهد نقض های متعدد از سوی رژیم خصوصا در جنوب لبنان هستیم. در دوره گذشته، حزب الله سیاست سکوت در برابر این نقض ها و مسئولیت پذیر کردن دولت را پیش می برد اما اینبار بنا به شرایط جدید داخلی و خارجی، این سیاست پایان یافته و پس از هر نقض، مقاومت به مبداء شلیک و نقض آتش بس، یورش می برد که این را در چهار عملیات روز گذشته شاهد بودیم. بنابراین، پس از تجلی وحدت میادین در عرصه نظامی در طول جنگ چهل روزه، سپس توسعه این وحدت ساحات به عرصه سیاسی با فشار ایران جهت برقراری آتش بس در لبنان ذیل مذاکرات اسلام آباد، اکنون سومین تحول و معادله راهبردی، یعنی پاسخ به نقض آتش بس نیز در جبهه لبنان رخ داده است.
@Muhallel
«اول خلع سلاح کنید، بعداً جزئیات را بررسی می کنیم»
این جوهره چیزی است که این روزها در محافل منطقه ای و بین المللی در خصوص غزه شنیده می شود، چه از سوی رژیم و آمریکا و چه از سوی شورای به اصطلاح صلح و حتی از سوی هماهنگ کننده سازمان ملل. این خلع سلاح که در مرحله دوم توافق غزه وجود داشته و اکنون درخواست می شود در حالی است که مرحله اول توافق که شامل ورود کمک های انسانی و بازگشایی گذرگاه ها است به هیچ وجه به طور کامل اجرایی نگردیده است. کاهش ورود کمک ها نسبت به توافق و ممانعت از ورود کالاهای دوگانه مانند سوخت و ... باعث شده تا بحران انسانی در نوار بار دیگر شدت گیرد. موضع سیاسی حماس نیز این است که ابتدا باید مرحله اول توافق به طور کامل اجرا شود تا بتوان در خصوص مرحله دوم بحث کرد، هر چند ایده هایی مانند اجرای همزمان مطرح شده است.
در میدان، رژیم دکترین دست باز خود را پیگیری می کند و اینبار دیگر منتظر بهانه ای نیست بلکه بر اساس اینکه افرادی «نیت» حمله داشته اند، دست به ترور ولو در مناطق پرجمعیت می زند. همچنین اخیراً تروریست های غسان الدهینی در غزه تحت عنوان عملیات «ردع العدوان» فعالیت خود را تشدید کرده اند. این گروه های مزدور نیز قصد دارند خود را بیش از پیش مطرح کنند تا در مراحل بعدی، معامله نشوند. مقاومت نیز عملیات های کیفی خود را علیه این گروه ها انجام می دهد. در این خصوص، توجه به این نکته لازم است که مقاومت توانایی حمله به نیروهای رژیم در آن سوی خط زرد را دارد با این حال به دلیل حملات مداوم اسرائیل به غیرنظامیان که می تواند وضعیت را بدتر کند از این موضوع پرهیز می کند. همچنین رویکرد متحدسازی جبهه ها از سوی جمهوری اسلامی ایران شامل جبهه غزه نیز می شود و این موضوعی است که به اطلاع مقاومت فلسطین رسیده است.
@Muhallel
اکنون اهمیت بنادر ینبع و جده صرفا در بحث انتقال نفت از خط لوله شرق به غرب و صادرات نفت به بازارهای آسیایی و اروپایی که از بابالمندب و سوئز عبور میکند نیست بلکه این دو بندر، خصوصا بندر جده تبدیل به هاب صادرات و واردات سایر کالاها، خصوصا کالاهای واردات کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شده است. ناوگروه جرالد فورد نیز با ماموریت حفاظت از منطقه در شمال دریای سرخ مستقر شده زیرا در بار قبلی که در بین ینبع و جده در رفت و آمد، خود هدف قرار گرفت. با این حال این تدابیر نیز کارساز نیست و عربستان در روزهای اخیر تلاش زیادی کرده که به وسیله دیپلماسی با صنعا و تلاش برای پیشبرد نقشه راه صلح، یمن را از هدف گیری باب المندب، دریای سرخ و این بنادر دور سازد.
@Muhallel
مُحَلِّل
«اول خلع سلاح کنید، بعداً جزئیات را بررسی می کنیم» این جوهره چیزی است که این روزها در محافل منطقه ای
در سایه توجهات آمریکا، منطقه و جهان به درگیریهای منطقهای، رژیم صهیونیستی به دنبال اهداف خود در نوار غزه، شامل نابودی آتش بس و نابودی حماس است. این رویکرد، در سه حوزه پیگیری می شود:
اول. اقتصاد: با تضعیف مشروعیت نقش حماس در مدیریت و سازماندهی کمکها: در این زمینه، با کاهش ورود کمکها به یک سوم موارد توافق شده، تضعیف عملیات توزیعی آنروا و سایر نهادهای عربی و بین المللی و جلوگیری از ورود کالاهای ضروری، دولتی و دوگانه موجبات ایجاد بحران مالی و انسانی تشدیدشونده در غزه شده است.
دوم. اجتماع: در این حوزه نیز رژیم با تیراندازی های مداوم و حتی کور به غیرنظامیان و ممانعت از استقرار ثابت آنها در سایه عدم پاسخگویی حماس به دلیل خویشتنداری، به دنبال تضعیف مشروعیت مقاومت و سلاح آن است.
سوم. امنیت: در این زمینه، علاوه بر جابه جایی های گاه و بیگاه خط زرد، آنها در حال تضعیف نقش نیروهای امنیتی و پلیس با بمباران ایستگاه ها، اماکن و افراد آن هستند. هدف، تبدیل غزه به یک جنگل بی قانون است که در آن همه قبایل و افراد با یکدیگر درگیر بوده و زمینه برای جولان ارتش و مزدوران رژیم فراهم گردد.
موضوعات فوق نشان می دهد که باید بار دیگر و در عرصه های سیاسی منطقه ای و بین المللی و همچنین نظامی، رویکردهای جدیدی را ایجاد کرد.
@Muhallel