این بر ما آشکار است که کشور به طور کلی وضعیت اقتصادی مناسبی نداشته است چه، در کمتر از یک سال گذشته، سه جنگ ۱۲ روزه، دی و ۴۰ روزه را پشت سر گذاشته ایم و اساساً برای کشوری که شدیدترین تحریمهای جهانی بر آن حاکم است، تاب آوری اقتصادی کار سادهای نیست. با این حال، دشمن از اواخر همین جنگ، در مقطع فعلی و در دور احتمالی بعدی، تمرکز ویژهتری برای هدفگیری شریانهای اقتصادی و تنفس کشور داشته و دارد که هدف قرار دادن زیرساختهای صنعتی، مرزها، محاصره دریایی و تحریمهای جدید بخشی از این رویکرد است. البته در دل این بحرانها، فرصتهایی نیز وجود دارد اما نیاز به یک بسیج ملی برای فائق آمدن بر چالشهای اقتصادی آینده خواهیم داشت. نکته مهم این است که بهتر است آقای رئیس جمهور نیز در خصوص شرایط، دستاوردها و چالشهای آتی با مردم صحبت کنند زیرا نمیتوان انتظار داشت که بدون در میان گذاشتن واقعیتهای مثبت و منفی کشور با مردم، همراهی ۱۰۰ درصدی با تصمیمات بعدی صورت گیرد. از سوی دیگر، یکی از مهم ترین وظایف ما مردم در مقطع فعلی و خصوصا در روزهای آتی که روز به روز اهمیت آن افزایش خواهد یافت، صرفه جویی در مصرف حاملهای انرژی، خصوصا سوخت و برق است که میتواند در رژه های خودرویی نیز رعایت شود.
@Muhallel
4_6021682983809850049.pdf
حجم:
628.4K
Emailing آیا_ترامپ_ناگزیر_است_مجوز_تداوم_جنگ_را_از_کنگره_بگیرد؟.pdf
مُحَلِّل
شهادت اعضای دفتر دکتر علی لاریجانی در جنگ رمضان / تصویری از شهیدان، دکتر علی لاریجانی، دکتر محمدی و آقای جباری
دکتر محمدی، آقای جباری و مقامی از اعضای دفتر شخصی دکتر لاریجانی بودند که در موج اول حملات رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار به دفتر رهبر شهید انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند.
@alilarijani_ir
مُحَلِّل
سفرهای فرماندهی نیروی قدس سپاه به عراق، چه در زمان شهید سلیمانی و چه در زمان سردار قاآنی معمولاً از
انتخاب علی الزیدی به عنوان نامزد نخست وزیری عراق، بیش از هر چیز، اقدامی در راستای مصالحه سیاسی داخلی، همراه با اقناع خارجی بود زیرا خود چارچوب هماهنگی عملاً دو دسته شده بود و در این میان، فشارهای آمریکایی نیز وجود داشت، جایی که آنها علناً نخست وزیری مالکی و حتی سودانی را رد کرده بودند و باسم البدری و یک نفر دیگر نیز در واقع همان افراد بودند. بنابراین با نزدیک شدن به پایان ضرب الاجل و لزوم جلوگیری از انفجار داخلی، علی الزیدی به عنوان چهرهای تکنوکرات انتخاب شد، امری که حتماً با توزیع پستها همراه خواهد بود و البته با واکنش مثبت بلوکهای کرد و سنی نیز مواجه شد. با این حال، واکنش آمریکا وتو نبود و آنها نیز در پیامهایی تند از طریق سفارت به اطار، نارضایتیهای خود از وضعیت جاری عراق در تهاجم به پایگاه های آمریکایی را اعلام کردند. فصائل مقاومت نیز موضع محتاطانه ای اتخاذ کرده و جمهوری اسلامی نیز قبل تر گفته بود که از اجماع اطار حمایت خواهد کرد. با این حال باید دید که استراتژی وی در اخراج آمریکا چه خواهد بود.
@Muhallel
مُحَلِّل
این بر ما آشکار است که کشور به طور کلی وضعیت اقتصادی مناسبی نداشته است چه، در کمتر از یک سال گذشته،
شب گذشته نکاتی را در خصوص مسائل اقتصادی کشور بیان کردیم. امروز نیز شاهد افزایش نرخ ارز، طلا، تتر و ... بودیم. این موضوع حتماً دلایل اقتصادی دارد که در حوزه نظر کارشناسان اقتصادی است، اما همانطور که گفته شد، تاثیر مسائل مختلف مانند جو روانی تعلیق، جنگ، محاصره دریایی و تحت تاثیر قرار گرفتن مرزها، تحریمهای جدید، سوختن تقریباً کامل کانال امارات و هدف گیری زیرساختهای صنعتی و محدودیتهای اینترنت بین الملل همگی از دلایل مهمی هستند که در این وضع تاثیرگذار بوده و ما حتماً طی ماههای آتی باید آماده مقابله با چالشهای جدید در این حوزه نیز باشیم. در این زمینه نیز نکاتی وجود دارد:
۱. در محافل سیاست گذاری غرب، پیشنهادات متعددی مطرح است که طی آن تداوم وضع موجود و تشدید فشارهای اقتصادی، می تواند ایران را به نقطه تسلیم رسانده و دیگر نیازی به حمله نظامی نباشد، مهم ترین نشانه نیز مقاله روز گذشته ریچارد نفیو در فارن افرز با عنوان "بگذارید ایران از درون فرو بپاشد" است. با این حال، نشانههای عملیاتی در منطقه، محدود بودن پنجرههای زمانی و نقش رژیم صهیونیستی و موساد در تصمیمسازی و تصمیم گیری ایالات متحده، به سمت از سرگیری مجدد جنگ و یا نهایتاً وقوع هر دوی آنها اشاره دارد.
۲. در وضعیت فعلی که به اذعان همه نبرد به منطقه خاکستری بازگشته است، فرصت مهمی برای کسب بازدارندگی در آن وجود دارد، خصوصاً پس از اقدامات قاطع در جنگ نظامی که محاسبات دشمن را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
۳. در عرصه داخلی نیز بدترین چیز، سکوت یا ابهام است لذا همانطور که گفته شد، باید با مردم صحبت شود زیرا ما هر چه به جلوتر میرویم، بر خلاف تصورات، اهمیت تجمعات مردمی در خیابان روز به روز افزایش مییابد و تداوم و تقویت آن نیز در گرو عدم تعلیق افکار عمومی است.
@Muhallel
یک موضوعی که در برخی تحلیل ها دیده میشود، بحث هدف ترامپ جهت "ساخت تصویر پیروزی و خروج از جنگ" است که در دور قبلی نبرد، حدس زده می شد که با عملیاتهایی مثل هلی برن، تهاجم زمینی و ... انجام شود و طبعاً چنین پیشبینیهایی برای دور بعدی جنگ هم وجود دارد. با این حال، به نظر میرسد این تحلیل هر چند درست اما کافی نیست؛ ما فرض می گیریم که دشمن اقدام به تهاجم زمینی یا هر اقدام خاص دیگر در دور جدید نبرد کند؛ طبعاً دو نتیجه بیشتر ندارد یا پیروز میشود یا شکست میخورد(در اینجا، مهم انگارهای است که در ذهن دشمن برداشت شود) اگر پیروز شود، چه تضمینی هست که با اتکا به این پیروزی، حتی انگیزه و توان بیشتری جهت هجوم های بعدی تا تحقق کامل اهداف خود پیدا نکند و از سوی دیگر در صورت شکست، با اتکاء به همین فرضِ "ساختِ تصویرِ پیروزی" مجدداً دست به تلاشهای جدید برای ساخت آن تصویر پیروزی مدنظر نزند؟ طبعاً این تحلیل نفی این سناریو نیست که ترامپ اقدامی انجام داده و سریعاً اعلام پیروزی و خروج از جنگ کند اما باید موارد تداوم و دلایل آنها را نیز در نظر داشت تا بتوان راهکارهای مختلف جهت شکست دشمن را تدوین کرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
قبلتر اشاره به این داشتیم که یکی از خطرناکترین مسائلی که میتواند مشکل آفرین باشد، اتکا به قواعد ثابت و گزارههای لایتغیر تحلیلی است که باعث رکود در تفسیر میشود. در سطح گزارههای تاکتیکی، برای مثال، پیش از جنگ ۱۲ روزه، برخی معتقد بودند که به دلیل تعیین قرار مذاکرات برای روز یکشنبه، رژیم نیز تا پیش از آن به ما حمله نخواهد کرد. در جنگ اخیر رمضان نیز این موضوع حل شد و اتفاقاً هر گاه مذاکرات مثبت پیش میرفت، حدس وقوع جنگ افزایش مییافت اما بار دیگر تصور برخی تحلیلگران این بود که احتمالاً وقوع حمله در ساعات پایانی و بامدادی شب است، چه اینکه اینبار به دلیل ماهیت عملیات دشمن که مبتنی بر ترور مقام معظم رهبری و فرماندهان نظامی و امنیتی استوار بود، زمان حمله، تابع دسترسی به اهداف بود. اکنون نیز باید توجه کرد و برخی گزارهها را زدود. یک مثال که اکنون رایج است، احتمال حمله در آخر هفته و در زمان بسته بودن بازارهای مالی غرب است که تقریبا همه حملات قبلی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این بازه زمانی رخ داده است. مقصود، رد این گزارهها نیست بلکه بستن همه پنجرههای غافلگیری تحلیلی است.
@Muhallel
رویکرد فعلی دشمن، فرسایش تدریجی ما در تمام مولفههای قدرت، به صورت مستمر تا زمان آغاز جنگ است تا بر اراده ما تفوق ایجاد شود. سپس با شروع جنگ با شدت بالا و با هدف فلج کردن و نابودی زیرساختها و فروپاشاندن کمربندهای حفاظتی و امنیتی کشور، به عمق خاک ما دسترسی پیدا کرده و ما به اراده حریف تن بدهیم یا اراده سیاسی ما نابود شود.
در نسل جدید جنگ، غرب تلاش می کند فناوری، محور این نسل باشد ولی چون کشورهای غیرغربی غالبا توان رقابت با فناوری غرب را به شکل پایاپای ندارند، ایده محوری در جنگ را در پیش می گیرند که پنج ویژگی دارد:
۱. بدون وجود سازمان رزم مشخص به صورت پراکنده در فضای نبرد
۲. از نظر لجستیکی خوداتکا و غیرمتمرکز
۳. برهم زدن مرزبندی سنتی منطقه مقدم – عقبه و جایگزینی هدف فروپاشی روانی دشمن
۴. قابلیت مانور بالا
۵. به کارگیری آتش محدود در زمان و مکان مناسب علیه مراکز ثقل اصلی در عمق سرزمین دشمن
در اینجا، جنگجویان غیرغربی ایده محور به دنبال این هستند تا دو پیام را به رهبران دشمن برسانند:
۱. اهداف راهبردی ایشان دست نیافتنی است.
۲. هزینه آن بیش از منافع آن است و اگر اراده برتر سیاسی خوب به کار گرفته شود بر قدرت های سیاسی و اقتصادی قوی تر فائق می آید زیرا هدف پیروزی سیاسی است و نه موفقیت نظامی با انهدام نیروهای مسلح دشمن. زیرا هدف اصلی، تحمیل انفعال سیاسی بر کشورهای هدف است.
همچنین در جنگ، مدت زمان جنگ یک شاخص مهم است که غرب در آن به دنبال پیروزی سریع و قاطع است ولی بقیه به دنبال مبارزه طولانی چندین دهه ای، نه فقط درگیری شدید نظامی هستند. در اینجا معنای سازمان، که خود یکی از شاخص های مهم جنگ است هم تغییر می کند جایی که غرب صرفا سازمان نظامی را مدنظر دارد ولی بقیه به دنبال شبکه های تولید قدرت سیاسی که درون مایه این جنگ است، هستند. انسجام شبکه نیز با تفکر و ایدئولوژی حفظ می شود. اولویت اصلی پیروزی به معنای بقا و حفظ انسجام شبکه در مقابل حملات خارجی است تا زمانی که مقاومت ما باعث انصراف دشمن از ادامه مبارزه شود(ارجاع به سخن معروف کسینجر که عدم شکست برای چریک پیروزی است ولی عدم پیروزی برای یک ارتش کلاسیک، شکست است) پس فقط موفقیت در میدان نبرد مهم نیست بلکه طول مدت و ماهیت سیاسی جنگ نیز مهم است زیرا هدف، فرسایش اراده سیاسی دشمن و تغییر رفتار وی است تا پیروزی در جنگ، و نه فقط در نبرد حاصل شود.
@Muhallel