eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
🌙 بدریون یادواره سرداران فاتح عملیات بدر لشکر ۲۱ امام رضا(ع) 🚩 🔻در چهلمین سالگرد 🌹 سرداران شهید: 🥀 جواد جامی خراسانی (فرمانده گردان فلق) 🥀 سیدعلی ابراهیمی (فرمانده گردان الحدید) 🥀 محمدحسین بصیر (فرمانده گردان کوثر) 🥀 محمدعلی حافظی (فرمانده گردان یاسین) 🔸 ۲۳ اسفندماه ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۰ 🔸 مشهد، بلوار شهیدساجدی، ساجدی ۷، مسجد جوادالائمه(ع) 👈 شما هم رسانه باشید... @mvalianpour
نگاه هوشمندانه به هوش مصنوعی روز گذشته از نخستین «سکوی ملی هوش مصنوعی» در دانشگاه صنعتی‌شریف رونمایی شد. هرچند زمان‌بندی یک‌ساله طراحان سکو برای ارائه نسخه نهایی نشان می‌دهد که فاصله زیادی با سرعت تحولات هوش مصنوعی دارند، اما هر گام مؤثری در شتاب‌گیری حرکت به سمت بهره‌گیری هرچه بیشتر کشور از هوش مصنوعی را باید مغتنم شمرد. نگاه فرصت‌محور به این پدیده می‌تواند پیشران توسعه علمی کشور و مقرون به‌صرفه‌تریمن راهکار برای کاهش فاصله علمی و پژوهشی با رقیبان باشد. بنابراین سرمایه‌گذاری در این بخش، آورده‌ای است که بازدهی بالایی خواهد داشت. توسعه هوش مصنوعی در کشور گرچه ضرورت دارد، ولی رویکردی منفعلانه نسبت به این پدیده است. علاوه بر اهتمام به این امر باید رویکردی فعالانه در مدیریت و سیاست‌گذاری آن نیز در پیش گرفت تا به عنصر دنباله‌رو و مقهور این پدیده‌ها تبدیل نشویم. مهم‌ترین مسئله، مدل‌های فکری و الگوریتم‌های یادگیری هوش مصنوعی است که در دستگاه فکری و روش تعقلی خاصی طراحی شده‌اند و حتی در نگاه خوشبینانه ممکن است با دستگاه فکری جامعه ما تطابق نداشته باشد. نتایج موتورهای هوشمند گرچه خلاقانه و انطباق‌پذیر به نظر می‌رسد، اما مثل هر پدیده و ابزار دیگری خنثی نیست و سبکی از عقلانیت سازندگانش را بازتاب می‌دهد. رویکرد فعالانه به استفاده از مدل فکری موجود بسنده نمی‌کند و ضمن گسترش عرصه تأملات نظری، اعم از فلسفی، کلامی، حقوقی و علوم اجتماعی، به طراحی ساختار و چارچوب فکری و روش‌های یادگیری بومی می‌اندیشد. از سوی دیگر بسیار از کشورهای پیش‌رو از هم‌اکنون به عوارض هوش مصنوعی توجه کرده‌اند و در حال تدوین چارچوب‌های حقوقی و اخلاقی آن هستند. این عوارض در فضای رسانه‌ای ما معمولا از زاویه تحت‌الشعاع قرار گرفتن کسب‌وکارها بررسی می‌شوند؛ در حالی‌که مشاغل منقرض‌شده در طول تاریخ فراوان بوده‌اند و تنها گستره و حجم تغییرات فعلی ممکن است متفاوت باشد. اما آن‌چه مهم‌تر است تغییر نقش انسان‌هاست که تحت‌الشعاع ظهور کارکردهای ارتباطی، اجتماعی و حتی نظری و عاطفی در بسترهای گفتگوی ماشینی قرار می‌گیرد. عرصه‌های جدیدی که تاکنون تجربه نشده‌اند و مستلزم ملاحظات اخلاقی و فلسفی است. گرچه طی نیم‌قرن گذشته به‌نظر می‌رسید ربات‌ها به‌زودی جای نیروی بدنی انسان را می‌گیرند و نقش تفکر و هدایت بر عهده انسان باقی می‌ماند، اما هزینه‌های هنگفت توسعه و تولید ربات‌های فیزیکی این امر را جز در خطوط تولید محقق نکرد. به‌نظر می‌رسد اتوماسیون این‌بار با توپ پرتری آمده تا وظیفه تفکر را با حداقل هزینه‌ها از انسان بگیرد و او را به کارهای بدنی مشغول سازد! آیا همان‌طور که موتورهای جستجو کارکرد حافظه انسان را تقلیل دادند، سیستم‌های هوش مصنوعی هم قرار است قوه تفکر و تحلیل انسان را تقلیل دهند؟ کارکرد هوش انسانی در دوره هوش مصنوعی چه خواهد بود؟ در حالی‌که همه از یادگیری هوش مصنوعی و تهدیدهای مشابهت تفکر هوش مصنوعی با هوش انسانی سخن می‌گویند، باید به تهدید بزرگ‌تری اندیشید که انسان‌ها مثل ماشین فکر کنند و قدرت تفکر و تحلیل انسان را به چارچوب‌های نرمال‌شده هوش مصنوعی فروبکاهند! این‌ها تنها بخشی از دغدغه‌هایی است که با نگاه آینده‌پژوهانه به هوش مصنوعی و تبعات و عوارضش، می‌توان آمادگی لازم را برای پذیرش و هضم آن فراهم کرد. پیش از آن‌که دیر شود، باید تبعات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن را مدیریت کرد و به تعیین چارچوب‌های حقوقی و اخلاقی منطبق با سبک زندگی ایرانی‌اسلامی پرداخت. تدوین سیاست‌های پیش‌دستانه به‌جای واکنش‌های انفعالی به تحولات فناورانه، کلید استقبال از این پدیده‌هاست و سرعت تحولات و پویایی موضوعات و مسائل هوش مصنوعی، سیاست‌ها و چارچوب‌های انعطاف‌پذیری را می‌طلبد که از عقب‌ماندگی های پیایی نسبت به آن جلووگیری خواهد کرد. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
حوزه علمیه نمی‌تواند «تعطیل» باشد ۱. فروگذاشتن، خالی کردن، مهمل گذاشتن، ترک کردن، رها کردن، رفع تعهد، متوقف کردن و... . این‌ها کلماتی است که کتب لغت در مقابل واژه «تعطیل» گذاشته‌اند تا معادله‌ای معنوی برایش برقرار کنند. نسبت با این واژه چیست؟ آیا حوزه علمیه می‌تواند «تعطیل» باشد؟ ۲. طلبه‌ها ابتدای سال تحصیلی، زودتر از دانش‌پژوهان سایر نظام‌های آموزشی در دروس حاضر می‌شوند و در انتهای سال تحصیلی نیز دیرتر از آن‌ها به تابستانی می‌روند. اما علاوه بر تعطیلات رسمی، تعطیلات دیگری را نیز در تقویم آموزشی خود می‌بینند: بخش‌هایی از ماه‌های محرم، صفر و رمضان. البته تردیدی نیست که تعطیلی دروس حوزوی در مناسبت‌های مذهبی، به دلیل سفر تبلیغی بخش قابل توجهی از طلاب به شهرها و روستاهای دور و نزدیک است و بعضی از طلاب حتی فرصت تعطیلات نوروز و تابستان را نیز به همین امر مقدس سپری می‌کنند. اما آیا همه طلاب در این ایام، عازم سفر تبلیغی می‌شوند؟ و خود مدارس علمیه در ایام تعطیلات چه کارکردی دارند؟ ۳. ، وظیفه غایی طلبه و روحانی است و این اولویت قطعی، رها کردن تعلیم و تدریس در ایام خاص تبلیغی را موجه می‌سازد. در اصلِ لزوم تعطیلی سالانه دروس به منظور تنفس و استراحت به‌منظور بهره‌وری بیشتر آموزشی نیز شکی نیست؛ هرچند ممکن است کمیت آن محل مناقشه باشد. اما چرا تعطیلی دروس، معادل تعطیلی حوزه‌های علمیه انگاشته شده است؟ ۴. درست است که مدارس علمیه، نهادهایی آموزشی هستند که برای تربیت نیروی انسانی عالم و مبلغ دین ایجاد شده‌اند؛ اما آیا ورای این وظیفه ذاتی، کار دیگری از این مراکز ساخته نیست و با تعطیلی دروس باید درهای خود را ببندند؟ آیا مدارس علمیه بزرگی چون نواب، عباسقلی‌خان، سلیمانیه، آیت‌الله خوئی و... که بر شانه‌های حرم مطهر تکیه زده‌اند، می‌توانند در اوج حضور زائران کنشی تبلیغی نداشته باشند یا با حداقل ظرفیت فعالیت کنند؟ ۵. تفاوت مشهد و حوزه علمیه آن، با سایر شهرهای غیرزیارتی و حوزه‌های علمیه‌شان در چیست؟ به عبارت دیگر، واقعیت چه تغییری در حرکت حوزه علمیه مشهد ایجاد کرده و چه کارویژه‌هایی برای مدارس علمیه تعریف می‌کند؟ مدارسی که به عنوان پایگاه‌های دیرپای تعلیم دین، عمدتا بر گرد حرم مطهر رضوی(ع) حلقه زده‌اند و بخش مهمی از فضای کالبدی هسته مرکزی توجه زائران را به خود اختصاص داده‌اند، چه اقتضائاتی را باید درنظر بگیرند؟ ۶. ، بنابر رسالت خود، همواره به دنبال فرصت‌های تبلیغی است و دستگاه‌های متعدد حوزوی، طرح‌های متعددی را برای اعزام روحانیون به مراکز هدف تبلیغی اجرا می‌کنند. اما درست مقارن ایجاد بزرگ‌ترین فرصت تبلیغی در مشهدمقدس، یعنی زمان‌هایی که میلیون‌ها زائر به مشهدالرضا(ع) روی می‌آورند، حوزه علمیه این شهر می‌تواند به تعطیلات برود؟ ۷. ارتباطات مردمی با «حوزه علمیه» چه زمانی باید شکل بگیرد؟ آیا حضور روحانیت در اجتماع برای برقراری این ارتباط کافی است؟ آیا مردم، یا حداقل مردم متدین و علاقه‌مند، نباید با ساختار حوزه‌های علمیه و کالبد مدارس علمیه ارتباطی داشته باشند؟ آیا زمانی را برای عبور این مردم از تابلوی «ورود ممنوع» سردر مدارس علمیه درنظر گرفته‌ایم تا حوزه علمیه را از درون ببینند، وجودش را لمس کنند و از فضای علمی و معنوی‌اش بهره بگیرند؟ تا شاید این مسیر را در آینده زندگی خود و فرزندشان ترسیم کنند و فصل پذیرش حوزه‌های علمیه را پربارتر کنند؟ ۸. حوزه علمیه می‌تواند فرصت زیارت و حضور زائران را به عنوان مهم‌ترین فرصت تبلیغی ارزیابی کند؛ با جمعیت هدف میلیونی که قطعا فراتر از همه ظرفیت‌های تبلیغی دیگر خواهد بود. در این صورت با فرض تعطیلی دروس و اعزام بخشی از طلاب به تبلیغ، مدارس علمیه مشهد باید با تغییر کاربری مقطعی و فصلی، به استقبال زائران بروند و فضای کالبدی، علمی و معنوی خود را در اختیار این خیل عظیم و مشتاق قرار دهند. زائرانی که خود و با پای خود آمده‌اند و در گذر از فرایند انسان‌ساز زیارت، آمادگی لازم برای شنیدن و تعمیق معارف زیارت را پیدا کرده‌اند. فرصت زیارت را قدر بدانیم. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
وفاق بر ساده‌زیستی حاکمان سفر پرهزینه و شبه‌اشرافی معاون پارلمانی رئیس‌جمهور به قطب جنوب و نمایش آن برای مردم درگیر فشارهای اقتصادی، علاوه بر هزینه‌های شخصی آقای شهرام دبیری، هزینه‌های سیاسی فراوانی را هم به دولت تحمیل کرد؛ تا جایی که با وجود تکذیب‌های متعدد رسانه‌های دولت، نتوانست از تیغ رصد ناظران مردمی بگریزد و حتی صدای هواداران و نزدیکان دولت را هم درآورد. اما اقدام انقلابی مسعود پزشکیان در برکناری معاون پارلمانی‌اش بود که توانست این تهدید را به فرصتی هرچند کوچک، برای امیدآفرینی، ترمیم اعتماد عمومی و تحقق وفاق تبدیل کند. گذشته از اصل این اقدام، روش برکناری معاون مربوطه نیز با رویه‌های مرسوم که معمولا در هاله‌ای از ابهام، حداکثر به توصیه یا اجبار به استعفا اکتفا می‌شود، متفاوت بود. دکتر پزشکیان در حکم خود اشاراتی به بررسی و صحت‌سنجی خبر و نامعتبر بودن تکذیبیه‌ها داشته و نهایتا با افتخار به اقتدای دولت به مولای متقیان، صراحتا علت برکناری آقای دبیری را ذکر کرده است: عدول از معیار ساده‌زیستی مسئولان. با وجود برخی تشکیک‌هایی که در انگیزه رئیس دولت در این اقدام و تأثیر فشار افکار عمومی یا ارتباط تابعیت مضاعف همسر معاون پارلمانی دولت و اجتناب‌ناپذیر بودن این تغییر شده است، ولی با همه این‌ها تأکید عملی رئیس‌جمهور بر لزوم زندگی ساده‌زیستانه کارگزاران حکومت و صراحت و قاطعیت در برکناری کارگزاری که از این معیار عدول کرده است، امر ارزشمندی است که جا دارد به الگوی رفتاری دولت و مدیران تبدیل شود. در این موضوع علاوه بر اقدام شایسته رئیس‌جمهور، باید به نظارت مردمی و سوت‌زنی به‌هنگام کاربران مجازی نیز توجه داشت که با مسئولیت‌شناسی و نظارت مستمر خود بر مدیران، قدرت افکار عمومی را به میدان آورده و زمینه کشف و برخورد با کژی‌ها و ناراستی‌ها را فراهم کردند. همان کاربران مجازی که در این مدت خبر سفر معاون رئیس‌جمهور به قطب جنوب را به دقت رصد می‌کردند، واکنش مثبتی به این اقدام رئیس‌جمهور داشتند که نشان می‌داد انتقادات نسبت به عملکردها لزوما سیاسی نیست. جای خوش‌وقتی است که برخلاف برخی رویه‌ها، به‌جای برخورد با سوت‌زنی و منشأ اعلام خبر، با اصل موضوع برخورد شد. البته برخورد جدی با تکذیبیه‌های بی‌شرمانه‌ای که در رسانه‌های رسمی دولت منتشر شده بود نیز ضروری است تا اعتماد عمومی بازیچه منافع شخصی قرار نگیرد و هزینه تکرار تحمیق مردم بیشتر شود. واقعیت این است که فسادها، سوء‌استفاده‌ها و عدول از شاخص‌هایی مثل ساده‌زیستی چیزی جز هزینه برای دولت و نظام ندارند و سکوت در برابر آن‌ها گرچه ممکن است رضایت معدودی از ذی‌نفعان را جلب کند، اما علاوه بر زوال محبوبیت و مقبولیت دولت، ریشه‌های اعتماد عمومی و سرمایه‌های اجتماعی را موریانه‌وار می‌جود. و مگر بدون اعتماد و پشتوانه مردم می‌توان به هماوردی با دشمن اندیشید؟ جا دارد فرازی از کلام نورانی امیرالمؤمنین در عهدنامه مالک‌اشتر را مرور کنیم که: «وليكن أحب الأمور إليك... أجمعها لرضى الرعية، فإن سخط العامة يجحف برضى الخاصة، وإن سخط الخاصة يغتفر مع رضى العامة... وإنما عماد الدين وجماع المسلمين والعدة للأعداء العامة من الأمة، فليكن صغوك لهم و ميلك معهم...» «به اموری اهمیت بده که... خشنودى مردم را در پى داشته باشد، زيرا خشم توده‌هاى مردم، خشنودى نزديكان و اقلیت پرتوقع را خنثی می‌کند؛ ولی اگر مردم از تو خشنود باشند، از خشم نزديكان باکی نیست... همین انبوه مردمند که ستون دين و جمعیت مسلمین و نیروی دفاعی در برابر دشمنان هستند. پس به مردم توجه کن و تمایلت به سوی آنان باشد.» از سوی دیگر اقدام قاطع رئیس‌جمهور با استقبال و تحسین قریب به اتفاق کنشگران، حتی منتقدان و مخالفان رئیس‌جمهور مواجه شد. شاید کم‌تر اقدامی را بتوان به یاد آورد که تا این حد مورد وفاق مردم و کنشگران سیاسی، از هر جناحی قرار گرفته باشد. بازگشت به نهج‌البلاغه و پافشاری بر عدالت همان اتفاقی است که می‌تواند وفاق واقعی را رقم بزند. پیش‌تر در یادداشتی با عنوان «وفاق بر کدام اتفاق؟» نوشته بودم که وفاق سیاسی ذاتا موضوعیتی ندارد و چه‌بسا به سکوت در برابر مفاسد و تخلفات بینجامد. وفاق به ایده‌ای نیاز دارد که مورد اتفاق عموم مردم باشد. «عدالت» همان محوری است که می‌تواند چنین وفاقی را ایجاد کند. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
چرا لیبی؟ روز گذشته در دیدار رؤسای دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی به‌طور رسمی پرده از اهداف مذاکره با ایران برداشته شد: رسیدن به توافقی نظیر موافقت‌نامه خلع سلاح لیبی. پیش از این هم چنین هدفی البته به‌طور غیررسمی توسط برخی منابع مطرح شده بود؛ از جمله دو روز پیش‌تر که «تام کاتن» سناتور برجسته جمهوری‌خواه، هدف ترامپ از مذاکره با ایران را توافقی به سبک «لیبی» دانسته بود. اما چرا لیبی؟ کشورهای متعددی تاکنون برنامه‌های مخفیانه تسلیحات هسته‌ای داشته‌اند که قبل از مرحله گریز، افشا شده و مجبور به تعطیلی آن شده‌اند. کشورهایی مثل برزیل، آفریقای جنوبی و حتی ژاپن در دهه‌های 70 تا 90 میلادی در زمره همین کشورها بوده‌اند که با مذاکراتی ضمن حفظ توان هسته‌ای خود، اهداف تسلیحاتی را از برنامه هسته‌ای خود کنار گذاشته‌اند. اما گذشته از این‌که تاکنون هیچ دلیلی بر وجود اهداف نظامی در برنامه هسته‌ای ایران وجود نداشته و با چشم‌پوشی از تفاوت‌های پرشمار ایران با لیبی که مقایسه دو کشور را خنده‌دار جلوه می‌دهد، چرا از میان این همه الگو، الگوی لیبی برای توافق هسته‌ای با ایران مطرح می‌شود؟ الگویی که با نابودی تجهیزات و برنامه هسته‌ای، محدودیت موشکی و خلع سلاح در ازای وعده روابط با غرب، رفع تحریم‌ها و تضمین امنیتش توسط غرب شروع شد و ضمن این‌که هیچ‌یک از تعهدات طرف آمریکایی از جمله رفع تحریم‌ها محقق نشد، نهایتا به حمله نظامی و سقوط نظام سیاسی‌اش انجامید و این کشور را سال‌ها درگیر جنگ داخلی، بی‌دولتی و جولان تروریست‌ها کرد. حالا پس از مدت‌ها تهدید و لشکرکشی نظامی آمریکا و چنگ و دندان نشان دادن اسرائیل برای ایران، همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، پیشنهادهایی برای تطمیع روی میز گذاشته شده تا کسانی که تهدید مرگ را جلو چشمشان دیده بودند، ذوق‌زده به تب راضی شوند. اما این صراحت بی‌سابقه برای تصویر کردن چنین نتیجه وحشتناکی برای مذاکرات، نمی‌تواند تصادفی باشد. به‌نظر می‌رسد حربه تهدید آن‌قدر به دهان ترامپ مزه کرده که حتی وعده مذاکره و نتیجه آن را نیز چیزی جز القای ترس برای شکستن اراده طرف مقابل و کرنش در برابر هژمونی خود و ناگزیر کردنش به پذیرش دیکته‌ها نمی‌بیند. خواسته‌های ترامپ، همان‌طور که خود نیز در سند فشار حداکثری به ایران اذعان کرده است، به سلاح هسته‌ای محدود نمی‌شود و از برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز تا‌ خلع سلاح موشکی و محدودیت نفوذ منطقه‌ای را شامل می‌شود. گام‌هایی برای لیبیزاسیون ایران. او این نتیجه را می‌خواهد با القای ترس هرچه بیشتر و حتی با دورنمای «تقریبا هیچ» به دست آورد. هرچند باید به درایت و هوشمندی طرف ایرانی در هدایت مذاکرات امیدوار بود و تحقق آرزوهای ترامپ و نتانیاهو از مذاکرات هم تقریبا غیرممکن به‌نظر می‌رسد؛ اما همه چیز در این سوی میز نیست و نوع نگرش طرف مقابل به ما و احتمالا «خطای محاسباتی» او ممکن است هزینه‌های گزافی را برایمان در پی داشته باشد. بنابراین همچنان سؤالی که دو ماه پیش هم در یادداشتی نوشته بودم مطرح است که «چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟!» بیشتر بخوانید: چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟! یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
لطفا قلم‌ها را نشکنید! ✍ حجت‌الاسلام عباس بابایی [یادداشت مهمان] در ایام مذاکرات برجام همه دیدند که تمام جبهه‌ی غرب‌گرا برای بستن دهان و شکستن بنان مخالفان چگونه به صف شده‌اند تا جایی که مخالفت با آن را نه فقط مخالفت با انقلاب و آقا و شهدا قلمداد می‌کردند، بلکه گویی مخالفت با انبیای الهی و خداوند متعال است! بستن دهان‌ها و شکستن قلم‌ها و توجه‌نکردن به اوامر آقا باعث شد تا نتیجه‌ی آن مذاکرات، «خسارت‌محض» شود؛ خسارتی که تا سالیان سال بر گرده‌ی این کشور و ملت سوار خواهد بود! بر فرض محال اگر تمام موارد و جزئیات این مذاکرات با حضرت‌آقا هماهنگ شده باشد، باز هم طبق نگاه ایشان حق نقد محفوظ است، چه رسد به اینکه ایشان به‌صورت مبنایی با مذاکره‌ی با آمریکا و خصوصاً با رئیس‌جمهور فعلی آن مخالف‌اند، هرچند مذاکره‌ی غیرمستقیم را اجازه داده باشند. اگر امروز با هر تحلیل و خیرخواهی و بهانه‌ای جلوی نقد منصفانه و مشفقانه و مسئولانه نسبت به اصل مذاکره با آمریکا و جزئیاتش گرفته شود، جریان غرب‌گرا در فردای مذاکرات تبعات شکست احتمالی آن را با وقاحت تمام متوجه رهبری نظام خواهد کرد؛ درست مثل ماجرای برجام! متن کامل: https://eitaa.com/abas_babaeii/5101 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
از آخوند بافقی به رضاشاه! در مکاتباتش حتی تعارفات معمول را هم رعایت نمی‌کرد؛ نامه‌هایش چنین آغاز می‌شد: «از آخوند بافقی به رضاشاه». در آخرین مکاتبه‌اش با رضاشاه سوره تکاثر را که خداوند برای تنبیه جبابره نازل کرده است، بر قطعه کاغذی نوشت و برایش ارسال کرد! در حین مراسم تحویل سال برخی از خاندان سلطنتی در غرفه‌های بالای صحن اقدام به کشف حجاب کرده بودند... آیت‌الله بافقی پیامی به زنان دربار فرستاد که اگر مسلمان هستید، چرا با این وضع به این‌جا آمدید و اگر مسلمان نیستید، اصلا چرا به اینجا آمده‌اید! شاه با قشون و توپخانه به قم آمد... با عده‌ای از طرف ایوان طلا با چکمه وارد حرم شد... دستور داد او را بگیرند و به باد ناسزا و ضرب و شتم گرفت. شیخ به رضاخان گفت: هر چه می‌خواهی بکن؛ نه تو از هارون‌الرشید کم‌تری، نه من از موسی بن‌‌جعفر(ع) بالاتر و نه حرم دختر موسی بن‌جعفر(ع) از حرم پیغمبر(ص) بالاتر! 🔸 شهبانوی بی‌اختیار؛ مجبور به بی‌حجابی بودیم و خجالت می‌کشیدیم... 🔸 در کنار شهدای گوهرشاد؛ از فرط ناراحتی سکته کرد... 🔸 اول زاهد دنیا بود و رازدار طلبه‌ها... 🔸 مجتهد وطن‌خواه؛ سرتاپای زندگی‌اش از متاع خارجی خبری نبود... 🔸 می‌گفت پول ما نباید از مملکت خارج شود... 🔸 امام خمینی(ره): مجاهدی که شیاطین را تسلیم کرد! متن کامل در فارس: farsnews.ir/Valianpour/1744718701277474620 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
در جستجوی حلقه مفقوده روز گذشته رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از مسئولان ارشد نظام، حلقه مفقوده حل مسائل و تحقق اهداف کشور را در «پیگیری» خلاصه کردند؛ خلأی که باعث می‌شود با وجود غنای قانونی و حتی انگیزه مدیران، مسائل بسیاری حل‌نشده باقی بماند و اهداف طراحی‌شده به نتیجه نرسد. این معضل را در تحقق سند چشم‌انداز، برنامه‌های توسعه و حتی شعارهای سال نیز می‌توان دید. پیش از این در یادداشتی با عنوان «ما و مسائلی که حل نمی‌شوند!»، از مسئله‌های لاینحلی گفتیم که سال‌هاست مردم و حکومت را درگیر خود کرده و با وجود گفتگوهای پردامنه و مشغول کردن بخش بزرگی از حاکمیت، هیچ‌گاه به سرانجام قطعی نمی‌رسند. مسائلی نظیر تورم ساختاری، مدیریت نرخ ارز، یارانه‌های پنهان، ناترازی انرژی، قاچاق و مصرف نجومی سوخت و... از آن دست معضلاتی هستند که با وجود اجماع عمومی آن‌قدر دچار استمهال شده‌اند که به مرز بحران و انفجار رسیده‌اند. بسیاری از این موضوعات از حیث قانونی فقیر نیستند و بلکه بعضا با تورم و تکثر مواد قانونی مواجه هستیم. از اصول قانون اساسی و سیاست‌های کلی و اسناد بالادستی تا قوانین عادی و آیین‌نامه‌ها و مقررات پایین‌دستی تکلیف بسیاری از مسائل را روشن کرده است؛ اما در بسیاری از امور عزمی برای پیگیری و حزمی برای حل بنیادین مسئله وجود ندارد. این‌جاست که به تعبیر رهبر انقلاب، «پیگیری مهمتر از تصمیم» می‌شود؛ چه این‌که یک تصمیم ضعیف، با پیگیری مستمر قطعا به همان نتیجه ضعیف مورد انتظار می‌رسد، اما یک تصمیم هرچند قوی، بدون پیگیری و پشتوانه اجرایی ابتر می‌ماند و ممکن است نه‌تنها هیچ نتیجه‌ای نداشته باشد، بلکه سرمایه گزافی را بر باد دهد و به زیان بینجامد. برخی از این مسائل ریشه‌دار حتی بر فرض حل شدن مقطعی و موقتی هم بارها سربر آورده‌اند و در یک حرکت سینوسی باز هم کشور را بازه‌های زمانی متناوب به تلاطم درآورده‌اند. چون حل مسائل با راه‌حل‌های موقتی تنها به معنی تعویق مسئله است که نه‌تنها به عمیق‌تر شدن و بحرانی‌شدن آن منجر می‌شود، بلکه ممکن است اعتماد عمومی و قدرت حکم‌رانی حاکمیت در حل مسائل را نیز خدشه‌دار کند و به حاکمیت مؤلفه‌های بیرونی بینجامد. نمونه بارز این مسئله را در مدیریت ارز می‌توان دید. با این‌که دولت‌ها بارها به سمت حذف ارز چندنرخی و پر کردن فاصله بازار رسمی و غیررسمی رفته‌اند و جامعه نیز هر بار درد ناشی از جراحی و شوک حاصل از آن را تحمل کرده است، ولی تداوم نداشتن منطقی مدیریت ارز و اقتضایی بودن عملکرد دولت‌ها باعث بازگشت دوباره بحران و تأثیرپذیری از دشمنان شده است. موضوع یارانه‌ها نیز از جمله این موضوعات است که در دوره‌های مختلف بدان پرداخته شده و دولت‌ها با کوپن‌های کاغذی و سبد کالا تا یارانه هدف‌مند و معیشتی و کالابرگ الکترونیک، هربار با نگاه کوتاه‌مدت درصدد رفع موقت معضل بوده‌اند؛ اما تقریبا هیچ‌کدام امتدادی نیافته و پس از مدتی با طرحی دیگر جایگزین شده است. در این میان میل دولت‌ها به ثبت ابتکار عمل‌هایی به نام خود و تداوم نبخشیدن به تصمیمات دولت‌های گذشته نیز مزید بر علت می‌شود. تغییر و تحولاتی که در کیفیت و نام‌گذاری روش‌های حمایتی و حتی عناوین نرخ‌های ارز و سامانه‌های ارزی دیده می‌شود را می‌توان در همین چارچوب توجیه کرد! اما عزم و پیگیری مسائل توسط مدیران نیاز به موتور محرکه‌ای دارد که مدیران را از روزمرگی‌ها و انفعال در برابر مسائل عبور دهد. علاوه بر جدی گرفتن قوانین و مجازات‌های مربوط به ترک فعل، لازم است باز هم بر نقش‌آفرینی مردم و مطالبه‌گری و خواست آن‌ها در پیگیری مسائل تأکید کنیم. چون به نظر می‌رسد مسائل اساسی کشور بدون همراه کردن مردم و بدون کمک گرفتن از قدرت آن‌ها به سرانجام نخواهد رسید. بیشتر بخوانید: ما و مسائلی که حل نمی‌شوند! یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
تحریم جدید و سندرم قورباغه آب‌پز! آمریکا در هفته اول مذاکرات و در حین مذاکره، تحریم جدیدی علیه ایران وضع کرده است. واکنش ما چه باید باشد؟ هیچ؟ چون تحریم کوچکی بوده ارزش واکنش عملی و تحت‌الشعاع قرار گرفتن مذاکرات را ندارد؟ مشکلی نیست، ولی روش آب‌پز کردن قورباغه هم دقیقا همین است... یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
توزیع یارانه یا خوردن سرمایه؟ رئیس‌جمهور به تازگی از ناعادلانه بودن توزیع یارانه‌های انرژی گفته و از قصد دولت برای پرداخت مستقیم این یارانه‌ها به مردم خبر داده است. خبری که به‌زودی در حاشیه اخبار مذاکرات عمان قرار گرفت و حتی رقم عجیب صدوپنچاه میلیارد دلاری ادعاشده توسط رئیس‌جمهور نیز نتوانست بین ادعاهای عجیب و غریب تریلیون دلاری حاصل از مذاکره جایی پیدا کند. هدف‌مندی یارانه‌ها از موضوعات زنده‌ای است که هر از چندی پس از ثبات طولانی قیمت حامل‌های انرژی و بروز ناترازی‌های سنگین مطرح می‌شود. جدی شدن این بحث به معنای آن است که مسئله به مرز بحران رسیده و وضعیت فعلی دیگر قابل تداوم نیست. یعنی دستگاه اجرایی و ساختار اقتصادی با وجود همه سنگینی و تمایل طبیعی که به حفظ وضع موجود دارد، توان ادامه این روند را از دست داده و ناگزیر به تغییر است. تداوم وضع موجود نه مطلوب است و نه ممکن و قابل دفاع و حتما نیاز به بازنگری دارد. اما هدف این نوشتار بررسی ذهنیتی است که طی سال‌های گذشته در این‌باره شکل گرفته است. ذهینتی که می‌گوید مصرف معادن و حامل‌های انرژی حق مردم و یارانه‌ای از جنس بیت‌المال است و مردم باید با کم‌ترین هزینه از این حق استفاده کنند. البته برخی به استفاده آزاد از این منابع معتقدند و مردم را به میزان استفاده‌شان محق می‌دانند و برخی هم تصور می‌کنند همین که این حق مصرف و عواید بیت‌المال به‌طور مساوی بین همه مردم توزیع شود کافی است. معادن و منابع انرژی از دیدگاه اسلام در زمره انفال طبقه‌بندی می‌شوند که در کنار دریاها، رودخانه‌ها، کوه‌ها، جنگل‌ها، مراتع، راه‌ها و... مهم‌ترین دارایی و ثروت حکومت اسلامی، بدون قید زمان محسوب می‌شوند. این واقعیتی است که قانون اساسی هم بر آن صحه گذاشته و حکومت اسلامی را موظف کرده است مصلحت عمومی را در استفاده از این سرمایه‌ها رعایت کند. در سوی دیگر درآمدهایی مثل خمس، زکات، خراج، مالیات، گمرکات، عواید انفال و... که ترکیب بیت‌المال و خزانه را تشکیل می‌دهند، از جنس درآمد هستند و قابلیت هزینه‌کرد در مصارف عمومی مردم همان عصر و بودجه جاری دولت را دارند. بنابراین انفال چیزی از جنس سرمایه و با مالکیت ملی هستند و نوع بهره‌برداری از آن متفاوت از مصرف عواید و درآمدهاست که مالکیت دولتی دارند. البته این سرمایه راکد بعضا می‌تواند به سرمایه‌گذاری جدید و مولدی تبدیل شود و به درآمد هم برسد. در عرف مردم استفاده از اصل سرمایه و مصرف آن در شرایط عادی، اصطلاحا خوردن از جیب، کار عاقلانه‌ای محسوب نمی‌شود. آیا می‌توان تصور کرد که حکومتی مدام سرمایه‌های ثابتی مثل کوه‌ها، جنگل‌ها، راه‌ها، رودخانه‌ها و و سرمایه‌های محدودی مثل معادن و حامل‌های انرژی را بفروشد و به مصرف امور جاری برساند؟ این روند را تا چه زمانی می‌توان ادامه داد؟ انفال حق مردم است؛ اما حقی که از جنس سرمایه است، نه درآمد. سرمایه‌ای است که در اختیار حکومت قرار دارد و حکومت‌ها نمی‌توانند حقوق مردم بر سرمایه‌هایشان را نادیده بگیرند و اصل سرمایه را حتی به‌صورت عادلانه به مصرف برسانند. دولت‌ها وظیفه دارند این سرمایه‌ها را در صورت لزوم با بالاترین قیمت، ریالی یا ارزی، تبدیل کنند و با تلاش در جهت مولد کردن آن، عوایدش را به مردم برسانند. گرچه اختیار انفال با حاکمیت است و گرچه ممکن است توزیع و مصرف اضطراری آن در کوتاه‌مدت با هدف کاهش فشار اقتصادی بر مردم قابل توجیه باشد، اما مسئولیت دولت در قبال حقوق مردم ایجاب می‌کند با چشم سرمایه به این ثروت نگاه کرده و برای مولد کردن آن در بلندمدت برنامه‌ریزی کند. البته این نافی مسئولیت دولت در تأمین نیازهای مردم نیست و حداقل‌های زندگی اقشار مستضعف باید با استفاده از درآمدهای عمومی و نیز مولدسازی انفال به انجام برسد. یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
از ارتش نیابتی تا ارتش مردمی ارتشی که قرار بود مدافع مردم و تمامیت ارضی ایران باشد در اولین آزمون خارجی شکست سنگینی خورد و کشور ظرف چند روز به اشغال قوای اندکی از متفقین درآمد. کشوری که می‌خواست بی‌طرف باشد، به دالانی برای پشتیبانی از جنگ جهانی و زیر دست‌وپای ارتش انگلستان به پل پیروزی آن‌ها تبدیل شد! ارتش تحت نفوذ مستشاران غربی به ابزاری برای منافع آمریکا تبدیل شد و به عنوان بلوک غرب، مداخلات نظامی متعددی را در کشورهای ویتنام، عمان، سومالی، اتیوپی، زئیر، مراکش و... رقم زد. امام(ره) ارتشی‌ها را به بازگشت به دامان ملت و ‌قیام در برابر ذلت تسلط خارجی فراخواند تا ارتش نیابتی به ارتش مردمی و عزت‌مند ایرانی و اسلامی تبدیل شود. از ناوشکن اطلاعاتی زاگرس تا ماهواره مخابراتی فخر و پهپاد فوق‌سنگین غزه، گوشه‌ای از دستاوردهایی است که ارتش طی سال گذشته با تکیه بر توان ایرانی به دست اورده زده و دیگر چون گذشته چشم به‌راه تسلیحات خارجی نیست. اما مهم‌ترین دستاورد در تربیت نیروی انسانی آن نمود داشت. نیرویی که ۴۸ هزار شهید را در دفاع از مرزهای ایران تقدیم کرده بود. شهدای را در میان شهدای دفاع مقدس مظلومیت مضاعف داشته‌اند. آخرین شهدای ما در نبرد با رژیم صهیونیستی، چهار شهید ارتشی هستند که در حملات اسرائیل به سامانه‌های پدافندی کشور تقدیم امنیت کشور شدند... متن کامل: farsnews.ir/Valianpour/1745171705111294270 یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour
پاپ فرانسیس از نگاه ایرانی پاپ در دیدار آیت‌الله اعرافی نگاهش به ایران و نظام دینی را بیان کرده بود: «من برای ایران به چند دلیل احترام خاصی قائل هستم؛ تمدن سابقه‌دار و تاریخی و فرهیختگی و عظمت آن را از قدیم مشاهده می‌کردم. یکی دیگر از دلایل من برای احترام به ایران، وجود یک نظام دینی در این کشور است. ممکن است در برخی امور اشکالاتی وارد باشد و نیاز به اصلاح داشته باشد، اما اصل اینکه یک نظام سیاسی بر اساس نگاه دینی استوار شود برای ما قابل احترام است. دلیل دیگر علاقه من، انقلابی بودن شماست.» پاپ تعدی قدرت‌های استکباری به مردم نقاط مختلف جهان را محکوم و آن را مخالف صلح و آرامش مردم جهان می‌دانست. او حتی از فعالیت مسیحیت تبشیری در کشورهای اسلامی ابراز نارضایتی کرده و آن را خارج از قواعد واتیکان و وابسته به قدرت‌های غربی اعلام کرده بود. متن کامل: farsnews.ir/Valianpour/1745296306836790412 بیشتر بخوانید: کریسمس و گفتگو با اصحاب کلیسا یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیانپور @mvalianpour