در انتظار غافلگیری؟
از اولین ساعات اجرای آتشبس میان ایران و اسرائیل، بسیاری از تحلیلگران این وقفه در جنگ را موقتی ارزیابی کرده و معتقدند آتش جنگ به زودی شعلهور خواهد شد.
فارغ از صحت و سقم این ادعاها و احتمال تعریف شدن آن در چارچوب جنگ روانی، تحرکات اسرائیل در روزهای اخیر و تجربیات قبلی این رژیم، مانع از خوشبینی و نادیده گرفتن این احتمال میشود.
هرچند که فروکش کردن شعلههای جنگ همیشه خوشایند و مغتنم است، اما با وجود چنین احتمالی عاقلانه آن است که در کنار سرخوشی پیروزی و صلح ظاهری، آمادگی خود را نیز حفظ کنیم.
وضعیت بین جنگ و صلح همیشه خصومت میان طرفین را به لایههای مخفی منتقل میکند و مهمترین چالش در این مقطع زمانی، تلقی برقراری صلح است که بهتدریج و با عادیسازی امور، زمینه را برای غافلگیری و وارد کردن ضربات مؤثرتر یکی از طرفین آماده خواهد کرد.
موضوع از آنجا خطرناکتر میشود که با توجه به سیاست انفعالی فعلی و توقف ضربات ما بر فعالیت و حملات دشمن، عملا این غافلگیری بهصورت یکطرفه امکان وقوع دارد. در نتیجه با یک گام عقبتر باید منتظر ضربه دشمن برای پاسخ دادن به آن باشیم و طبق رویههای موجود، امکان غافلگیر کردن دشمن را نخواهیم داشت!
آتشبس، یکی از ابزارهای جنگ است و اسرائیل از جمله رژیمهایی است که سابقه زیادی در استفاده حداکثری از این ابزار دارد. موجودیت رژیم اسرائیل در خلال یکی از همین آتشبسها ایجاد شده و با هر آتشبس دیگری، توسعه سرزمینی پیدا کرده و بخشهای زیادی از سرزمینهای دیگر را ضمیمه خاک خود کرده است.
چراکه همیشه آتشبس را محملی برای ضربات پیشدستانه و حملات غافلگیرانه قرار داده و طی چند جنگ با اعراب، ارتشهای عربی را در پایگاههایشان زمینگیر و جنگندههایشان را روی زمین بمباران کرده و موجب شکستشان شده است.
البته همین رژیم بیشترین ضرباتی که تاکنون خورده است نیز از محل غافلگیریها بوده و در برابر ضربات پیشبینی نشده تابآوری زیادی نداشته است.
جنگ یوم کیپور که نتایج نسبتا موفقی برای مصر داشت و به استعفای نخستوزیر اسرائیل انجامید، جنگ 33 روزه که با پیروزی حزبالله لبنان به پایان رسید و عملیات طوفانالاقصی در هفتم اکتبر که بیسابقهترین ضربات را به رژیم صهیونیستی وارد کرد، همگی حاصل ضربات پیشدستانه و غافلگیر کردن دشمن اسرائیلی بودند.
چنین ضربات دست اولی در طول بیست ماه پس از طوفانالاقصی از سوی جبهه مقاومت تکرار نشد و یا امکان تکرار نداشت، اما بهنظر میرسد امروز نیز وارد کردن ضربات مهلک به رژیم تنها از راه غافلگیری و کنشهای پیشبینی نشده ممکن است.
بههرحال تدوام سیاست واکنشی موجود که دلایلش برای ما روشن نیست، مستلزم افزایش سطح هوشیاری و آمادگی صددرصدی است. این امر در میانمدت ممکن است به استهلاک و خستگی قوا و بهتدریج عادیسازی منجر شود که نیازمند بازتعریف دائمی شرایط جنگی و آمادگیها بهویژه در سطح عمومی است؛ چراکه پشتوانه مردمی در این جنگ، نقش تعیینکنندهای برای ما داشته و برای تداوم این نقش، باید آمادگی مردمی را نیز حفظ کرد.
از سوی دیگر آتشبس معمولا با هدف تنفس، بازآرایی و تقویت سیستمهای دفاعی و تهاجمی از سوی هریک از طرفین پذیرفته میشود؛ اما کسی در این کارزار خاموش برنده است که امکان بازسازی و کمکرسانی بیشتری داشته باشد.
این را نباید از نظر دور داشت که حمایت همهجانبه آمریکا و ناتو از اسرائیل و تقویت سریع سیستمهای آفندی و پدافندی این رژیم، که خود را در ترافیک پروازهای باری و نظامی غرب به مقصد تلآویو نشان میدهد، نیازمند تدبیری همسطح و تمهیدی مقتضی برای مقابله است.
#جنگ #آتش_بس #ایران #اسرائیل #وعده_صادق۳ #غافلگیری
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
روایت یا واقعیت؟
روایت رسانهای گرچه مفهومی جدید است، ولی پیشینهای به قدمت تاریخ دارد؛ تا جایی که میگویند تاریخ، همان روایت فاتحان از واقعیت است. اما در عصر ارتباطات، روایتها برای نسلهای بعدی در کتابها بایگانی نمیشوند، بلکه در لحظه خود را به مخاطب میرسانند و واقعیتها را میسازند.
در رقابتها و جنگها، روایتهای طرفینی «جنگ روایتها» را شکل میدهند تا روایت اول و برتر، پیروز زودهنگام معادلات را به افکار عمومی معرفی کند. روایتهایی که ممکن است حتی نسبت زیادی هم با واقعیت نداشته باشند.
درباره اهمیت روایت بسیار گفته شده و این نوشتار هم بنای تکرار ندارد. بلکه میخواهیم درباره نسبت روایت و واقعیت و اثرات هر کدام بر میدان و تصمیمات طرفین جنگ گفتگو کنیم.
روایت رسانهای، جهت دادن به نگاه مخاطبان را دنبال میکند؛ تصویری که در بهترین حالت بخشی از واقعیت یا زاویه خاصی از ماجرا را نشان میدهد تا کارکردهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسیاش را نشان دهد. از انسجام ملی و انگیزهبخشی به نیروهای مسلح تا جنگ روانی و دیپلماسی. مرزهای باریکی هم دارد با انتشار دروغ و بر باد دادن اعتماد عمومی.
روایتها گرچه در کوتاهمدت حتی بر واقعیات میدانی نیز مؤثرند، اما هیچگاه جای واقعیات را نمیگیرند و کمتر میتوانند راهبردهای میدانی دشمن را تغییر دهند. این واقعیتهای میدانی و توان رزمی و تدافعی نیروهای خودی و دشمن و البته پشتوانه مردمی هستند که مبنای تصمیمگیری راهبردی قرار میگیرند و روایتها تنها بخشی از واقعیت سیاسیاجتماعی را شکل میدهند و به همین میزان تأثیرگذارند.
ارزیابی میدان نبرد نیز بر اساس همین واقعیتها انجام میشود تا در نهایت، طرفین را به تخمین ریسک و اخذ تصمیمات راهبردی برای تداوم جنگ یا تفاهم صلح وادار کند.
به نظر میرسد عملیاتهای نظامی سالهای اخیر کشور، از حمله به عینالاسد تا وعدههای صادق، علاوه بر اینکه همگی واکنشی و پاسخ به تعرضات دشمن بوده، وجه روایتگرایانه پررنگی نیز داشته که اثرگذاری واقعی آن را به حاشیه برده است. از اینرو با وجود ارزشمندی عملیاتها و وارد کردن ضرباتی به دشمن، نتوانسته ریسک واقعی دشمن را افزایش دهد و او را از پیشروی و تشدید حملاتش بازدارد.
این خطر وجود دارد که مواجهه ما با دشمن، بیشتر از موضع روایتسازی برای افکار عمومی باشد، نه وارد کردن ضربه مؤثر. چنین مواجههای گرچه افکار عمومی داخلی را در کوتاهمدت همراه میکند، ولی ممکن است اثر عینی کافی بر توان و استعداد دشمن یا میزان تابآوری او نداشته باشد و هدف مهم بازدارندگی که تضمینکننده امنیت ملی هست را محقق نسازد.
این مسأله در سیاست خارجی نیز نمود داشته و گاه سیاست خارجی را بهجای استفاده از منابع قدرت و جلب منافع واقعی، به ترمیم چهره کشور، اثبات مظلومیت ایران و بداخلاقی طرف مقابل و نهایتا دریافت جام اخلاق تقلیل داده است. امری که در هنگامه عدم تحقق اهداف برجام، مورد اعتراض رهبر انقلاب نیز واقع شد. به نظر میرسد برقراری موازنهای میان روایت و واقعیت برای ادامه جنگ ضروری باشد.
#جنگ #اسرائیل #رسانه #بازدارندگی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
استسباع؛ وضعیت جدید آمریکاپرستان!
✍ مهدی محمدآبادی [یادداشت مهمان]
فیلسوفان قديم اصطلاحى دارند به نام «استسباع»؛ معادل فارسیاش تقریبا میشود: «وحشیزدگی».
حالا این یعنی چه؟ بعضی حيوانات كوچک وقتی در مقابل درندگان قرار میگيرند، بهخصوص اگر چشم در چشم درنده بيندازند، قدرت فرار و دفاع را از دست میدهند؛ بلکه بر عكس، فکر و ارادهشان در اراده آن درنده هضم میشود.
شهید مطهری (ره) میفرمایند این حالت استسباع از استعمار هم خطرناکتر است؛ زيرا حيوانی که دچار این مرض وحشیزدگی شده، تمام احساسات و ادراكاتش ناخواسته تابع آن حیوان وحشی میشود؛ چون فكر فرار كردن، فكر اينكه «اين قاتل من است و اگر من به طرف او نزديک شوم مرا میبلعد»، بهكلى از ذهن اين حيوان بيرون میرود.
مثلا خرگوشی كه وحشیزده شده، نهتنها ابتكار عمل را از دست میدهد و نمیتواند براى خود نقشه فرار يا دفاعى بكشد و نهتنها درجاى خود ميخكوب میشود و عملا فرار نمیكند، بلكه بیاختيار به طرف آن حیوان درنده حرکت میکند؛ يعنى طعمه با پای خودش به دامان شکارچی میرود!
استسباع در حیواناتی مثل خرگوش، پدیده عجیبی است! اما باورتان میشود که برخی انسانها هم به این وضعیت میافتند؟! شک دارید؟ به مواضع اقلیتی از فعالان سیاسی و رسانهای کشورمان در این روزها نگاه کنید!
وسط مذاکره، عمو ترامپ سگ هارش را به جان ایران انداخته و آخر سر هم خودش مستقیما حمله کرده و به قول وزرات خارجهمان اساسا میزی برای مذاکره باقی نگذاشته، اما باز اینها انگار نهانگار، مثل ده سال پیش و آغاز برجام، از مذاکرات سازنده با جانی متجاوز حرف میزنند! ...
متن کامل را در رسانه مجمع اسلامی حبلالله بخوانید:
@Hablollahir
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
نفوذ از غرب یا شمالغربی؟
این روزها تحلیلهای فراوانی درباره نقش جمهوری آذربایجان در جنگ و استفاده احتمالی رژیم صهیونیستی از حریم هوایی این کشور برای اجرای حملات به مناطق شمالغربی و عمق ایران شنیده میشود. تحلیلهایی که عمدتا بدون استناد به اخبار موثق و بر اساس برخی گمانهزنیها، با قاطعیت از همکاری این کشور همسایه با اسرائیل سخن میگویند.
فارغ از میزان تأثیر و کارآیی همکاری احتمالی جمهوری آذربایجان که در شمالغربی کشور و فاصله زیادی از کریدور حملات اسرائیل قرار گرفته، هرگونه همکاری کشورهای همسایه با تجاوزات دشمن به معنای تجاوز مستقیم به ایران و در صورت اثبات، درخور پاسخ محکم است.
نظام جمهوری اسلامی ایران نیز تاکنون مواضع محکمی در این خصوص داشته و بارها اعلام کرده کشورهایی که به هرشکلی در حملات دشمن مشارکت کنند یا حریم هوایی خود را در اختیار او قرار دهند را با پاسخ مستقیم نظامی مواجه خواهد کرد. اهمال در چنین امر خطیری تنها به تداوم تجاوزات و خدشهدار شدن امنیت ملی میانجامد.
اما همکاری و همراهی در تجاوز به کشور، حتی در عرصه رسانه نیز نباید عادیسازی شود. ادعای قطعی همکاری یک کشور همسایه با دشمن صهیونیستی در رسانهها، فارغ از اینکه ممکن است با واقعیت فاصله داشته و قابل اثبات نباشد، تنها به عادیسازی این موضوع و قبحشکنی آن نزد افکار عمومی کمک میکند. امری که میطلبد رسانهها در موضوعات امنیت ملی باید با ملاحظه بیشتری رفتار کنند.
بهنظر میرسد در این موضوع باید بدون قطعیت سخن گفت و اگر مبتنی بر شواهدی از احتمال آن سخن گفته میشود، باید این مطالبه را به وجود آورد که در صورت اثبات همکاری در تجاوز به کشور، با پاسخ سخت قوای نظامی و امنیتی مواجه شود. پشتوانه افکار عمومی، موتور محرک قوای نظامی است و این موتور محرک را نباید با عادیسازی احتمالات و قبحشکنی تجاوز به کشور تضعیف کرد.
اما اگر درباره نقش همسایه شمالغربی در این جنگ با تردید سخن گفته میشود، درباره نقش همسایه غربی که در کریدور حملات اسرائیل قرار گرفته با قاطعیت میتوان سخن گفت. ناتوانی دولت عراق و وجود پیوندهای محکم فرهنگی مذهبی میان دو کشور نباید موجب چشمپوشی از امنیت ملی و سهلانگاری نسبت به این تهدید بالفعل شود.
عراق، خواسته یا ناخواسته به میدان نبرد ایران و اسرائیل تبدیل شده و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. کشوری که بهجای دروازه حملات اسرائیل به ایران اسلامی میتواند به حلقهای تعیینکننده در محور مقاومت تبدیل شود. مشروط بر آنکه بهجای انتظار برای غافلگیری بیشتر، با رویکردی فعال از ظرفیتهای مردمی و مقاومت این کشور استفاده شود.
در روزهای اخیر تحرکات وسیعی در سطح منطقه بهچشم میخورد که نشان از تحولات قریبالوقوع در این کشور مهم دارد. خبرهای بیشتری از عراق خواهیم شنید و بیشتر خواهیم نوشت.
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
جولان اسرائیل پشت مرزهای غربی!
«ویرانی دروازه شرقی» کتابیست بهقلم سرلشکر وفیق السامرایی فرمانده اطلاعات ارتش عراق در جنگ علیه ایران که ضمن ارائه اطلاعاتی دستاول، تحلیلی بر روند افول عراق با تجاوز به ایران و تزلزل در مرزهای شرقیاش دارد. جنگی که با ایستادگی هشتساله ملت ایران، تا دههها سدی مستحکم در برابر تجاوزات بیگانگان ایجاد کرد.
حالا 45 سال پس از جنگ تحمیلی رژیم بعثی، کشورمان دوباره از همان مرزهای غربی هدف حمله قرار گرفته است؛ اینبار هوایی و توسط رژیم صهیونیستی. عراق اینبار ناخواسته در میانه میدان نبرد ایران و اسرائیل قرار گرفته و نقش تعیینکنندهای یافته است.
اما تبدیل عراق به کریدور حملات اسرائیل که دروازه غربی را در معرض ویرانی قرار داده، کمتر مورد توجه واقع شده است، حتی کمتر از نقش احتمالی رژیم باکو که راه آن نیز از آسمان عراق میگذرد.
مرز هزاروپانصد کیلومتری با عراق در هر سه تجاوز مستقیم اسرائیل به کشور، دروازه حملات به ایران بوده و حریم هوایی این کشور در اختیار ائتلاف آمریکایی اسرائیلی قرار داشته است. جنگندههای اسرائیلی از آسمان عراق برای رهاسازی موشک یا سوختگیری هوایی و ورود به آسمان ایران استفاده کرده و پس از بمباران اهداف، بدون هیچ مانعی بازمیگردند.
اما این تهدید یکطرفه است و ما چنین امکان و امنیتی را در آسمان عراق نداریم؛ چراکه هواگردها، موشکها و پهپادهای ما در آسمان این کشور، آزادانه توسط آمریکا و اسرائیل رهگیری میشوند! حتی از نظر آفندی نیز سرزمین عراق به عمق استراتژیک دشمن اسرائیلی تبدیل شده و با توجه به عرض جغرافیایی آن، حملات ما به سرزمینهای اشغالی را به موشکهای دوربرد محدود کرده است.
علاوه بر تهدیدهای آسمان عراق، شمال این کشور نیز همواره بستر فعالیتهای ضدامنیتی بهویژه مرتبط با اسرائیل بوده است و شواهدی از مداخله امنیتی و زمینی در جنگ اخیر وجود دارد.
اعلام بیطرفی یا ناتوانی دولت عراق نمیتواند توجیهی بر تهدید امنیت ملی ما باشد. گرچه این کشور دفاع هوایی پیشرفتهای ندارد، ولی به جنگندههای پیشرفتهای مجهز شده که امکان مقابله با هواگردهای مهاجم را مییابد؛ اما با توجه به وابستگی نظامی، اراده تقابل را نداشته و صرفا به محکومیت و شکایت اکتفا کرده است. در هر صورت قصور یا تقصیر این دولت در جلوگیری از تجاوزات اسرائیل، به هرگونه اقدام مستقیم کشورمان برای رفع تهدید در خاک عراق مشروعیت میبخشد.
تا زمانیکه آمریکا در عراق حضور دارد و آسمان همسایه غربی را در دست گرفته، اسرائیل عملا در مرزهای غربی ما مستقر است و توان ضربه نزدیک به کشورمان را دارد، بدون آنکه نگران ضربه نزدیک متقابل باشد. بنابراین بدون اخراج آمریکا از عراق و بدون تسلط بر آسمان این کشور، مقابله مؤثر با حملات اسرائیل تقریبا غیرممکن است. رفع چنین تهدید نزدیکی ممکن است حتی از ضربه به اهداف دوردست در سرزمینهای اشغالی هم مهمتر باشد.
ضمن اینکه بافت مذهبی و قومیتی عراق همواره آبستن تحولات پیشبینی نشده است و با تحرکات روزهای اخیر در عراق و سوریه، بیم آن میرود که تهدید دروازه غربی به آسمان محدود نشود و چهبسا در صورت اهمال، به تهدید امنیتی یا زمینی و اقدامات تجزیهطلبانه و حتی تغییراتی در نقشه غرب آسیا منجر شود.
بدیهی است که پیوندهای فرهنگی مذهبی میان ایران و عراق و تعریف این کشور به عنوان یکی از حلقههای بالقوه محور مقاومت، نوع مواجهه ما با این تهدید را متفاوت میکند، اما سطح تهدیدی که هماکنون به فعلیت رسیده جایی برای سهلانگاری باقی نمیگذارد. این مواجهه ممکن است طیفی از کنشهای سیاسی و اجتماعی تا امنیتی و نظامی را با حفظ شئون همسایگی دربرگیرد.
اقدام بههنگام و پیشدستانه، رفع این تهدید و تبدیل آن به فرصت را با دیپلماسی قاطع و فعال کردن ظرفیتهای مردمی و نیروهای مقاومت این کشور ممکن میسازد. هرچند در صورت نیاز به مداخله مستقیم نیز میتوان اطمینان داشت که با تجربه جنگ اخیر، استفاده از منابع مالی و نیروی نظامی برای تأمین امنیت کشور در خارج از مرزها با پشتیبانی کامل مردمی مواجه خواهد شد.
#جنگ #اسرائیل #عراق #حریم_هوایی #محور_مقاومت
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
چه کسانی پای حمله نظامی به کشور را امضا کردند؟
#برجام #عراقچی #ظریف #مکانیسم_ماشه
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
ابهام در برابر ابهام
روز گذشته وزیر خارجه کشورمان در نشستی با دیپلماتهای خارجی مقیم تهران از تغییر مدل همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی به دلیل واقعیتها و تحولات اخیر سخن گفت و البته تأکید کرد که همچنان عضو متعهد معاهده ان.پی.تی هستیم و خواهیم بود و برنامه هستهای ایران نیز صلحآمیز بوده و صلحآمیز باقی خواهد ماند.
عراقچی برای شفافیت بیشتر توضیح داد که همکاریهای ما با آژانس از مسیر شعام مدیریت خواهد شد و تقاضاهای آژانس برای نظارت، مورد به مورد توسط این شورا بررسی و با در نظر داشتن مسائل ایمنی و امنیتی در مورد آنها تصمیمگیری خواهد شد. او قبلا هم در گفتوگو با «لوموند» گفته بود: ما هنوز قصد خروج از ان.پی.تی نداریم و حتی در شرایط دشوار تحریمها، ترور دانشمندانمان و عملیات خرابکارانه، نشان دادهایم که به پیمان عدم اشاعه تسلیحات هستهای احترام میگذاریم.
با وجود تصریح عراقچی بر اینکه «احترام به قوانین این پیمان نباید یکجانبه باشد»، اما نشانههای چندانی از ابهام دیپلماتیک در سخنان رئیس دستگاه دیپلماسی به چشم نمیخورد. این در حالی است که تحلیلگران و اندیشکدههای غربی، افزایش ابهام در برنامه هستهای ایران را مهمترین نشانه شکست حملات نظامی ائتلاف اسرائیلی-آمریکایی به کشورمان برآورد میکنند که غرب را ناگزیر از مذاکره و حصول توافق برای رفع این ابهام خواهد کرد.
ریچارد نفیو که به عنوان معمار تحریمهای ایران توسط آمریکا شناخته میشود، در یادداشتی با اشاره به تصویب قانون تعلیق همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از غیرشفاف شدن فعالیتهای هستهای ایران ابراز نگرانی کرده و نوشته: ایران از این پس تلاشهای خود را بیش از پیش غیرشفاف خواهد کرد، حتی اگر وارد مسیر دیپلماسی شود. این کشور ممکن است هرگز سلاحی تولید نکند، یا ممکن است آن را بسیار سریع تولید کند! تهران میتواند از این معاهده خارج شود و میتواند دلایل قانعکنندهای نیز برای این تصمیم ارائه دهد.
جیک سالیوان، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا هم در اندیشکده بلفر گفته است: به نظر میرسد ایران همچنان بخشی از توان هستهای را حفظ کرده است؛ اما نکته بحرانی این است که در حال حاضر به بازرسان آژانس اجازه بازرسی نمیدهد و نمیتوانیم بفهمیم دقیقا چه اتفاقی در برنامه هستهای ایران در حال وقوع است! وی معتقد است اقدام نظامی فقط میتواند برنامه ایران را عقب بیندازد، نه اینکه آن را برای مدت طولانی متوقف کند. بنابراین تنها راه مهار ایران، حصول توافق هستهای است که بدون نظارت و راستیآزمایی مداوم برنامه هستهای ایران غیرممکن خواهد بود.
نیویورکتایمز اما در گزارشی مدعی شده است که ایران نیازی به بازسازی تأسیسات نطنز و فردو ندارد و میتواند به ساخت تأسیسات کوچک و پراکنده در سرتاسر ایران اقدام کند. مرحله جدیدی از گسترش برنامه هستهای ایران در سطح کشور. اما ایران بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را اخراج کرده و دوربینهای نظارتی را نیز خاموش کرده است؛ اقدامی که مؤثرترین پنجره غرب به فعالیتهای ایران را مسدود میکند.
با وجود شواهدی مبنی بر برخورداری رژیم صهیونیستی از تسلیحات هستهای، این رژیم تاکنون از تأیید یا تکذیب رسمی وجود این زرادخانه خودداری کرده است. عدم امضای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای توسط صهیونیستها، حاشیه امنی برای سکوت و ابهام در برنامه هستهای این رژیم ایجاد کرده و خود را از هرگونه پاسخگویی نسبت به فعالیت هستهای، حتی از نوع تسلیحاتی معاف میدانند.
حالا پس از کشوقوسی 23 ساله در برنامه هستهای کشورمان که برخلاف رژیم صهیونیستی معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای را امضا کرده و شدیدترین نظارتهای بینالمللی را نیز پذیرفته، این مسیر به جنگی ناجوانمردانه و حملاتی گسترده به تأسیسات صلحآمیز هستهای انجامیده است. امری که استاندارد دوگانه سازمانهای غربی را به وضوح نشان میدهد.
اما در مرحله کنونی ابهام هستهای میتواند یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ، البته در زمینه هستهای باشد. ابهامی که میتواند در برابر ابهام هستهای اسرائیل، نوعی موازنه برقرار کرده و سطح انتظارات دستگاه دیپلماسی از طرف غربی را بالاتر ببرد و گزینههای بیشتری برای مذاکره و استیفای حقوق هستهای در اختیار آنها قرار دهد.
افزایش تأسیسات هستهای کوچکمقیاس و پراکنش آن در وسعت سرزمینی کشور بر ابعاد این ابهام میافزاید و آسیبپذیری آن را در برابر حملات احتمالی آینده کاهش میدهد. حتی نوع برنامه هستهای و تداوم حضور در ان.پی.تی نیز میتواند مشمول ابهام شده و از هرگونه تأیید و تکذیب رسمی پرهیز شود.
#ابهام_هسته_ای #سیاست_خارجی #اسرائیل
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
نفوذ در سیستم نفوذناپذیر!
روز گذشته ابعاد جدیدی از حمله به محل برگزاری جلسه فوقالعاده شورای عالی امنیت ملی در مکانی حفاظتشده در غرب تهران فاش شد. جلسهای که صبح دوشنبه ۲۶خرداد با حضور سران سه قوه، فرماندهان ارشد نظامی و مقامات عالی سیاسی کشور زیر بمباران شدید دشمن برگزار شده و گویا با جراحت سطحی رئیسجمهور و مشکلات تنفسی برخی اعضا ختم به خیر شده است.
حمله به چنین هدفی، هرچند نافرجام، نشاندهنده بالاترین سطح تهدید و عبور رژیم صهیونیستی از همه خطوط قرمز حقوقی و امنیتی است و در کمال تعجب تاکنون با کتمان مواجه شده است. موضوعی که میتوانست مورد استفاده رسانهای و حقوقی کشورمان قرار گیرد و پشتوانه پاسخهای میدانی شدیدتری باشد.
حمله رسمی نظامی به سران سیاسی کشور در حالی توسط مقامات کشورمان نادیده گرفته میشود که این روزها هرگونه سخن غیررسمی توسط فعالان رسانهای مبنی بر تهدید دشمن هم به بهانه تنشزدایی تحمل نمیشود! در این فضا حتی فتوای مراجع تقلید برای حفاظت از جان رهبر انقلاب در برابر تهدیدهای مکرر دشمن، که جدیت آن تهدیدات امروز مشخص شده است، و شعار مرگ بر آمریکای مردم شهیدداده نیز به معنای دیگری ترجمه میشود!
این آستانه تحریک پایین نسبت به کنشهای داخلی و آستانه تحریک بالا نسبت به کنشهای دشمن، از جمله مسائل مهمی است که بهطور ویژه باید بررسی شود. اما مسئله مهمتر در این زمینه، هدفگیری محرمانهترین نشست ساختار رسمی کشور است که قرار است خود تأمینکننده امنیت ملی باشد. موضوعی که ردپای نفوذ در ساختارها را پررنگ میکند.
طی سالهای پس از انقلاب اسلامی و با وجود نبرد سنگین دستگاههای اطلاعاتی قدرتهای جهانی علیه کشورمان و وارد شدن ضربات سنگین امنیتی، مسئله نفوذ چندان جدی گرفته نشده و نشانههای زیادی از کشف عوامل مؤثر نفوذی به چشم نمیخورد.
در دهههای اخیر تقریبا هیچ مورد نفوذی در سطوح بالا و حتی میانی کشور کشف یا دستکم رسانهای نشده و تنها مورد ثبتشده، علیرضا اکبری با سابقه معاونت وزیر بوده است که سالها پس از بازنشستگی، به جرم همکاری با دستگاه جاسوسی بریتانیا طی سفر به آن کشور، دستگیر و اعدام شد.
چنین کارنامهای ممکن است نشانه پاک بودن و نفوذناپذیری سیستم امنیتی و مراتب مدیریت کلان در کشور باشد؛ ولی وقوع حفرههای امنیتی و ضربات اطلاعاتی و حتی برخی سوءمدیریتها در کشور جای خوشبینی زیادی برای سیستم نفوذناپذیر باقی نمیگذارد.
این مسئله در جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی بیشتر خودش را نشان داد و اطلاعات دقیق دشمن از زمان و مکان حضور سران کشور و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی، تردیدهای جدی درباره نفوذ در سطوح بالای دسترسی اطلاعاتی ایجاد کرده است. موضوعی که هرگونه اهمال و سادهانگاری بیشتر در آن به خسارات جبرانناپذیرتری خواهد انجامید.
#نفوذ #جنگ #امنیت #اسرائیل
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
مکانیسم ایرانی در برابر ماشه
مکانیسم ماشهای که 10 سال پیش وجودش توسط #ظریف، وزیر خارجه وقت و رئیس تیم مذاکرهکننده #برجام انکار میشد، حالا توسط #عراقچی، معاون وقت او و در قامت وزیر خارجه فعلی کشور، معادل حمله نظامی تلقی میشود و اروپایی که قرار بود در غیاب «موجود مزاحم برجام» در کنار ایران باشد، قرار است نقش نهایی را بازی کند و پرونده هستهای را به خانه اول بازگرداند. خانهای که دیگر در جای اولش نیست و پس از انجام یکطرفه تعهدات و تحمل تحریمها، نه سایه جنگ، که خود #جنگ را بر سرش دیده است.
اما واقعیت آن است که تهدید فعال شدن #مکانیسم_ماشه بیش از آنکه اثر واقعی داشته باشد، اثر روانی خودش را تحمیل میکند. چه اینکه قطعنامههای مربوطه صرفا موارد نظامی و هستهای و برخی کاربردهای دوگانه را دربرمیگیرد و تعداد و گسترهاش هم بخش کوچکی از تحریمهای آمریکا را شامل میشود. تحریمهای بهاصطلاح فلجکنندهای که ضربات آن را با وجود همه سختیها، اقتصاد کشورمان دریافت و هضم کرده است. بنابراین مهمترین اقدام داخلی، پرهیز از بزرگنمایی مکانیسم ماشه و تلاش برای کاهش آثار روانی آن است.
از سوی دیگر بدعهدی غربیها و خروج آمریکا از برجام و حملات غیرقانونی به تأسیسات هستهای، این توافق را از موضوعیت خارج کرده و مکانیسم قیدشده در آن نیز همچون سایر بندها اعتبای نخواهد داشت. تأکید بر این واقعیت در کنشهای دیپلماتیک با کشورهای همسو میتواند همان آثار حداقلی را نیز کاهش دهد.
اما استفاده از این اهرم نباید برای غرب بدون هزینه باشد. بنابر تجربیات گذشته، دیپلماسی خواهشی یا حتی تهدید صرف نمیتواند مانع استفاده از این اهرم فشار شود. میل ساختار سیاسی کشور به بازی در چارچوبها و پرهیز از غافلگیری نیز انتظار واکنش جدی و ساختارشکن را زائل کرده و هزینه این اقدام را برای اروپاییها ناچیز نشان میدهد.
در این موقعیت نیازمند مکانیسم مشابهی از سوی ایران هستیم تا سناریوهای واکنشی و البته محکم و بازدارنده ما در برابر اجرای مکانیسم ماشه، اعلام و بهصورت خودکار به اجرا درآید. در این صورت طرف غربی را به درک مشخصی از ریسک استفاده از این ابزار میرساند و در صورت اجرا نیز پاسخ مناسبی خواهد داشت.
از همه این ها گذشته بهنظر میرسد خطر بزرگتر از اجرای مکانیسم ماشه، حرکت به سمت #تمدید_برجام و استمرار تهدید مکانیسم ماشه است. اینکه تعلیق تحریمها بار دیگر روی میز مذاکره گذاشته شود و دوباره به ما فروخته شود! موضوعی که با رویکردهای تسویفی و میل به تعویق مسائل، ممکن است طرفدارانی هم داشته باشد.
این خطری است که به تداوم فرسایشی پرونده هستهای منجر خواهد شد و باعث میشود بار دیگر مکانیسم ماشه به تعبیر رهبر انقلاب، همچون استخوانی لای زخم و تهدیدی بالای سر ایران باقی بماند.
#سیاست_خارجی #هسته_ای
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
مکانیسم وحدت در کثرت
معجزه اتحاد ملی پس از تجاوزات اسرائیل، از مهمترین دستاوردهای این جنگ تحمیلی بود که همچنان میتواند محل تأمل و البته تذکر برای حفظ و استمرار آن باشد. دستاوردی که پشتوانه صیانت از ایران و نظام سیاسیاش شد و پیش از این در «بیمه جمهوری با پیروزی جمهور» به آن پرداخته بودیم.
رهبر انقلاب اسلامی روز گذشته هم از فرصت دیدار با مسئولان قضایی کشور برای تجلیل از این دستاورد و تحلیل مکانیسم حفظ این «اتحاد عظیم ملی برای دفاع از ایران عزیز که مانع تحقق نقشه دشمن شد» استفاده کردند؛ یعنی «بروز امر ملی» که «ایرانیان را سربلند میکند و به آرزوهای بزرگ خود میرساند».
اتفاقی که بر خلاف همه تحلیلها و در عین ناباوری روی داد و حتی رهبر انقلاب هم تأکید میکنند که «کسی باور نمیکرد، ولی شد و اتفاق افتاد»، معجزهای بود که دست خدا را بهوضوح میشود پشتش دید: «نقشه دشمن را خدای متعال باطل کرد و مردم را وارد میدان کرد تا بر خلاف تصور دشمن به حمایت و پشتیبانی از نظام برخیزند».
حالا استمرار مقاومت و تابآوری در مقابل تجاوزات و توطئههای دشمن هم در گرو صیانت از این وحدت و تمرکز بر «امر ملی» است و وظیفهاش بر عهده همگان؛ از خبرنگار و فعال رسانهای تا قاضی دادگستری و مسئول دولتی و امام جمعه شهر.
اما مکانیسم حفظ وحدت ملی از مسیر نادیده گرفتن تفاوتها و هضم همه تفکرات و دیدگاهها در یک نگاه رسمی واحد و چشم بستن بر اشکالات جامعه نمیگذرد. چنین مسیری نهتنها به وحدت پایدار نمیانجامد، بلکه خود به زمینهای برای انشقاق و چنددستگی تبدیل خواهد شد.
اتحاد ملی پایدار تنها با حفظ هویتهای متکثر در لایههای مختلف اجتماعی و به رسمیت شناختن آنها تحقق مییابد و منافع ملی را در عین این کثرت باید در کانون وحدت قرار داد.
«سخن گفتن و کنار هم ایستادن افرادی با وزن مذهبی کاملا متفاوت و جهتگیریهای سیاسی گوناگون و حتی متضاد» و چهرهها و پوششهای مختلف است که به تعبیر رهبر انقلاب باعث ایجاد اتحاد عظیم ملی شد. چراکه «اختلاف سلیقه سیاسی و وزن متفاوت مذهبی منافی کنار هم ایستادن برای دفاع از حقیقتی مشترک دفاع از ایران عزیز و نظام اسلامی» نیست.
#رهبر_انقلاب حتی حفظ این وحدت را به معنای دست کشیدن از تبیین و نقد و اعتراض و رفع شبهات و ابطال مغالطات و تلاش برای اصلاح جامعه نمیدانند؛ اما ملاحظاتی مثل بهکارگیری زبان مناسب و پرهیز از جنجال بر سر مسائل فرعی و جناحی نشدن اختلافات را لازمه آن برمیشمارند.
این امر نیازمند تمرین تحمل نظرات مختلف و اولویتبندی مسائل و پررنگ کردن منافع ملی بهجای منفعت فردی و جناحی و اجماع بر مسئله حیاتی «امر ملی» در عین حفظ اعتقادات و مواضع و تلاش برای اصلاح جامعه است.
بعد دیگری از این اتحاد ملی و موتور محرک آن، «شور و هیجان عمومی مردم بهخصوص جوانان» است که در مطالبات مردم و خواستههای آنان برای انتقام و تنبیه متجاوز متجلی شد و به عنوان امری لازم مورد توجه رهبر انقلاب قرار گرفت. امری که پیش از این هم با تعبیر «سوخت موشکهای ایرانی» برای درهم کوبیدن دشمن مورد تأکید رهبر انقلاب قرار گرفته بود که البته لازم است عاری از «بیصبری و پا به زمین کوبیدن و اعتراض» باشد.
#وحدت #امر_ملی
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
پنجرهای به سوریه جولانی
هفتماه پس از دگرگونیها در سوریه، تحولات این کشور وارد مرحله جدیدی شده است؛ منازعه با صهیونیستها و تجزیهطلبی اقلیت دروزی بهعنوان نیروی نیابتی اسرائیل.
رژیم حاکم بر سوریه به رهبری جولانی با وجود شعارهای قبلی تاکنون تمایلی به مقابله با حملات اسرائیل از خود نشان نداده و در مقابل دروزیها نیز راه سازش را در پیش گرفته است. رویکردی که البته تا اینجای کار تفاوت زیادی با حکومت پیشین ندارد. جاییکه حکومت اسد نیز در پاسخ به حملات پرشمار صهیونیستها صرفا به دفاع موشکی اکتفا میکرد.
اما تحولات روزهای اخیر نشان میدهد که بر خلاف دوران اسد، حکومت جولانی تنها بازیگر این کشور نیست. چون برخی گروهها و قبایل سوری بدون توجه به سیاستهای دولت وارد کارزار حفظ تمامیت ارضی سوریه و مقابله با تجاوزات شدهاند. حرکتهایی که فارغ از فرجام و توفیقشان، ظرفیت کنشگری غیردولتی در سوریه و ظرفیتهای نادیده گرفته شده در نگاه حکومتی و نظامی به این کشور را بهرخ میکشد.
سرنوشت ما و همه کشورهای منطقه، از سوریه تا مصر و اردن به یکدیگر وابسته است و این اصل جایی برای نظارهگری و انفعال باقی نمیگذارد. همان منطقی که طی سالهای گذشته حضور ما در سوریه را توجیه میکرد، امروز هم نقشآفرینی و کنشگری فعال در این منطقه مهم را هرچند به شکلهای دیگر پیش پای ما مینهد.
فارغ از حکومت مستقر در این کشورها، ما نیازمند دیپلماسی فعال و ارتباطات گسترده با آنها هستیم. وقتی منافع ملت و مصلحت امت اقتضای چنین ارتباطی را دارد، هیچ بهانهای نمیتواند مانع از آن باشد و حتی اگر از در بیرونمان کنند، از هر پنجرهای باید وارد شویم!
این البته رویکردی مبتنی بر سیاستهای نظام است؛ بهویژه در جاییکه زمینه همسنگری در مبارزه با اسرائیل وجود دارد. به بیان رهبر انقلاب «هر جا، هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه و مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش میکنیم و هیچ ابایی هم از گفتن این حرف نداریم».
حالا که دیگر پای حمایت از شیعیان و علویها در میان نیست، این رویکرد بار دیگر میتواند اثبات کند که سیاستهای جمهوری اسلامی ایران صرفا ناظر به منافع خود و رویکرد قومی نیست؛ بلکه منافع ملی را در چارچوب مصالح پیوسته منطقه و کشورهای مسلمان دنبال میکند.
اما با توجه به سرعت پایین ساختار دیپلماتیک نباید منتظر کنشهای رسمی حکومتی ماند و تجربه ناپایدار ارتباطات سیاسی-نظامی در چهار دهه گذشته نیز نشان میدهد که نمیتوان صرفا روی چنین ارتباطاتی تکیه کرد.
کنشگریهای سادهای نظیر برگزاری تجمعات حمایتی تا ارتباطات مردمی و تشکلی مبتنی بر تعاملات فرهنگی، اجتماعی و حتی مبادلات اقتصادی، بسترهایی است که میتواند تجربه بهتری از ارتباط پایدار با سوریه جدید را رقم بزند.
#سوریه #جبهه_مقاومت
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
خطر بزرگتر از اجرای مکانیسم ماشه!
#تمدید_برجام و استمرار تهدید #مکانیسم_ماشه، یعنی استخوان لای زخم...
متن کامل را اینحا بخوانید:
eitaa.com/mvalianpour/292
#سیاست_خارجی #هسته_ای
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour