eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
نفوذ در سیستم نفوذناپذیر! روز گذشته ابعاد جدیدی از حمله به محل برگزاری جلسه فوق‌العاده شورای عالی امنیت ملی در مکانی حفاظت‌شده در غرب تهران فاش شد. جلسه‌ای که صبح دوشنبه ۲۶خرداد با حضور سران سه قوه، فرماندهان ارشد نظامی و مقامات عالی سیاسی کشور زیر بمباران شدید دشمن برگزار شده و گویا با جراحت سطحی رئیس‌جمهور و مشکلات تنفسی برخی اعضا ختم به خیر شده است. حمله به چنین هدفی، هرچند نافرجام، نشان‌دهنده بالاترین سطح تهدید و عبور رژیم صهیونیستی از همه خطوط قرمز حقوقی و امنیتی است و در کمال تعجب تاکنون با کتمان مواجه شده است. موضوعی که می‌توانست مورد استفاده رسانه‌ای و حقوقی کشورمان قرار گیرد و پشتوانه پاسخ‌های میدانی شدیدتری باشد. حمله رسمی نظامی به سران سیاسی کشور در حالی توسط مقامات کشورمان نادیده گرفته می‌شود که این روزها هرگونه سخن غیررسمی توسط فعالان رسانه‌ای مبنی بر تهدید دشمن هم به بهانه تنش‌زدایی تحمل نمی‌شود! در این فضا حتی فتوای مراجع تقلید برای حفاظت از جان رهبر انقلاب در برابر تهدیدهای مکرر دشمن، که جدیت آن تهدیدات امروز مشخص شده است، و شعار مرگ بر آمریکای مردم شهیدداده نیز به معنای دیگری ترجمه می‌شود! این آستانه تحریک پایین نسبت به کنش‌های داخلی و آستانه تحریک بالا نسبت به کنش‌های دشمن، از جمله مسائل مهمی است که به‌طور ویژه باید بررسی شود. اما مسئله مهم‌تر در این زمینه، هدف‌گیری محرمانه‌ترین نشست ساختار رسمی کشور است که قرار است خود تأمین‌کننده امنیت ملی باشد. موضوعی که ردپای نفوذ در ساختارها را پررنگ می‌کند. طی سال‌های پس از انقلاب اسلامی و با وجود نبرد سنگین دستگاه‌های اطلاعاتی قدرت‌های جهانی علیه کشورمان و وارد شدن ضربات سنگین امنیتی، مسئله نفوذ چندان جدی گرفته نشده و نشانه‌های زیادی از کشف عوامل مؤثر نفوذی به چشم نمی‌خورد. در دهه‌های اخیر تقریبا هیچ مورد نفوذی در سطوح بالا و حتی میانی کشور کشف یا دست‌کم رسانه‌ای نشده و تنها مورد ثبت‌شده، علیرضا اکبری با سابقه معاونت وزیر بوده است که سال‌ها پس از بازنشستگی، به جرم همکاری با دستگاه جاسوسی بریتانیا طی سفر به آن کشور، دستگیر و اعدام شد. چنین کارنامه‌ای ممکن است نشانه پاک بودن و نفوذناپذیری سیستم امنیتی و مراتب مدیریت کلان در کشور باشد؛ ولی وقوع حفره‌های امنیتی و ضربات اطلاعاتی و حتی برخی سوءمدیریت‌ها در کشور جای خوش‌بینی زیادی برای سیستم نفوذناپذیر باقی نمی‌گذارد. این مسئله در جنگ اخیر با رژیم صهیونیستی بیشتر خودش را نشان داد و اطلاعات دقیق دشمن از زمان و مکان حضور سران کشور و فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی، تردیدهای جدی درباره نفوذ در سطوح بالای دست‌رسی اطلاعاتی ایجاد کرده است. موضوعی که هرگونه اهمال و ساده‌انگاری بیشتر در آن به خسارات جبران‌ناپذیرتری خواهد انجامید. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
مکانیسم ایرانی در برابر ماشه مکانیسم ماشه‌ای که 10 سال پیش وجودش توسط ، وزیر خارجه وقت و رئیس تیم مذاکره‌کننده انکار می‌شد، حالا توسط ، معاون وقت او و در قامت وزیر خارجه فعلی کشور، معادل حمله نظامی تلقی می‌شود و اروپایی که قرار بود در غیاب «موجود مزاحم برجام» در کنار ایران باشد، قرار است نقش نهایی را بازی کند و پرونده هسته‌ای را به خانه اول بازگرداند. خانه‌ای که دیگر در جای اولش نیست و پس از انجام یک‌طرفه تعهدات و تحمل تحریم‌ها، نه سایه جنگ، که خود را بر سرش دیده است. اما واقعیت آن است که تهدید فعال شدن بیش از آن‌که اثر واقعی داشته باشد، اثر روانی خودش را تحمیل می‌کند. چه این‌که قطعنامه‌های مربوطه صرفا موارد نظامی و هسته‌ای و برخی کاربردهای دوگانه را دربرمی‌گیرد و تعداد و گستره‌اش هم بخش کوچکی از تحریم‌های آمریکا را شامل می‌شود. تحریم‌های به‌اصطلاح فلج‌کننده‌ای که ضربات آن را با وجود همه سختی‌ها، اقتصاد کشورمان دریافت و هضم کرده است. بنابراین مهم‌ترین اقدام داخلی، پرهیز از بزرگ‌نمایی مکانیسم ماشه و تلاش برای کاهش آثار روانی آن است. از سوی دیگر بدعهدی غربی‌ها و خروج آمریکا از برجام و حملات غیرقانونی به تأسیسات هسته‌ای، این توافق را از موضوعیت خارج کرده و مکانیسم قیدشده در آن نیز همچون سایر بندها اعتبای نخواهد داشت. تأکید بر این واقعیت در کنش‌های دیپلماتیک با کشورهای هم‌سو می‌تواند همان آثار حداقلی را نیز کاهش دهد. اما استفاده از این اهرم نباید برای غرب بدون هزینه باشد. بنابر تجربیات گذشته، دیپلماسی خواهشی یا حتی تهدید صرف نمی‌تواند مانع استفاده از این اهرم فشار شود. میل ساختار سیاسی کشور به بازی در چارچوب‌ها و پرهیز از غافل‌گیری نیز انتظار واکنش جدی و ساختارشکن را زائل کرده و هزینه این اقدام را برای اروپایی‌ها ناچیز نشان می‌دهد. در این موقعیت نیازمند مکانیسم مشابهی از سوی ایران هستیم تا سناریوهای واکنشی و البته محکم و بازدارنده ما در برابر اجرای مکانیسم ماشه، اعلام و به‌صورت خودکار به اجرا درآید. در این صورت طرف غربی را به درک مشخصی از ریسک استفاده از این ابزار می‌رساند و در صورت اجرا نیز پاسخ مناسبی خواهد داشت. از همه این ها گذشته به‌نظر می‌رسد خطر بزرگ‌تر از اجرای مکانیسم ماشه، حرکت به سمت و استمرار تهدید مکانیسم ماشه است. این‌که تعلیق تحریم‌ها بار دیگر روی میز مذاکره گذاشته شود و دوباره به ما فروخته شود! موضوعی که با رویکردهای تسویفی و میل به تعویق مسائل، ممکن است طرفدارانی هم داشته باشد. این خطری است که به تداوم فرسایشی پرونده هسته‌ای منجر خواهد شد و باعث می‌شود بار دیگر مکانیسم ماشه به تعبیر رهبر انقلاب، همچون استخوانی لای زخم و تهدیدی بالای سر ایران باقی بماند. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
مکانیسم وحدت در کثرت معجزه اتحاد ملی پس از تجاوزات اسرائیل، از مهم‌ترین دستاوردهای این جنگ تحمیلی بود که همچنان می‌تواند محل تأمل و البته تذکر برای حفظ و استمرار آن باشد. دستاوردی که پشتوانه صیانت از ایران و نظام سیاسی‌اش شد و پیش از این در «بیمه جمهوری با پیروزی جمهور» به آن پرداخته بودیم. رهبر انقلاب اسلامی روز گذشته هم از فرصت دیدار با مسئولان قضایی کشور برای تجلیل از این دستاورد و تحلیل مکانیسم حفظ این «اتحاد عظیم ملی برای دفاع از ایران عزیز که مانع تحقق نقشه دشمن شد» استفاده کردند؛ یعنی «بروز امر ملی» که «ایرانیان را سربلند می‌کند و به آرزوهای بزرگ خود می‌رساند». اتفاقی که بر خلاف همه تحلیل‌ها و در عین ناباوری روی داد و حتی رهبر انقلاب هم تأکید می‌کنند که «کسی باور نمی‌کرد، ولی شد و اتفاق افتاد»، معجزه‌ای بود که دست خدا را به‌وضوح می‌شود پشتش دید: «نقشه دشمن را خدای متعال باطل کرد و مردم را وارد میدان کرد تا بر خلاف تصور دشمن به حمایت و پشتیبانی از نظام برخیزند». حالا استمرار مقاومت و تاب‌آوری در مقابل تجاوزات و توطئه‌های دشمن هم در گرو صیانت از این وحدت و تمرکز بر «امر ملی» است و وظیفه‌اش بر عهده همگان؛ از خبرنگار و فعال رسانه‌ای تا قاضی دادگستری و مسئول دولتی و امام جمعه شهر. اما مکانیسم حفظ وحدت ملی از مسیر نادیده گرفتن تفاوت‌ها و هضم همه تفکرات و دیدگاه‌ها در یک نگاه رسمی واحد و چشم بستن بر اشکالات جامعه نمی‌گذرد. چنین مسیری نه‌تنها به وحدت پایدار نمی‌انجامد، بلکه خود به زمینه‌ای برای انشقاق و چنددستگی تبدیل خواهد شد. اتحاد ملی پایدار تنها با حفظ هویت‌های متکثر در لایه‌های مختلف اجتماعی و به رسمیت شناختن آن‌ها تحقق می‌یابد و منافع ملی را در عین این کثرت باید در کانون وحدت قرار داد. «سخن گفتن و کنار هم ایستادن افرادی با وزن مذهبی کاملا متفاوت و جهت‌گیری‌های سیاسی گوناگون و حتی متضاد» و چهره‌ها و پوشش‌های مختلف است که به تعبیر رهبر انقلاب باعث ایجاد اتحاد عظیم ملی شد. چراکه «اختلاف سلیقه سیاسی و وزن متفاوت مذهبی منافی کنار هم ایستادن برای دفاع از حقیقتی مشترک دفاع از ایران عزیز و نظام اسلامی» نیست. حتی حفظ این وحدت را به معنای دست کشیدن از تبیین و نقد و اعتراض و رفع شبهات و ابطال مغالطات و تلاش برای اصلاح جامعه نمی‌دانند؛ اما ملاحظاتی مثل به‌کارگیری زبان مناسب و پرهیز از جنجال بر سر مسائل فرعی و جناحی نشدن اختلافات را لازمه آن برمی‌شمارند. این امر نیازمند تمرین تحمل نظرات مختلف و اولویت‌بندی مسائل و پررنگ کردن منافع ملی به‌جای منفعت فردی و جناحی و اجماع بر مسئله حیاتی «امر ملی» در عین حفظ اعتقادات و مواضع و تلاش برای اصلاح جامعه است. بعد دیگری از این اتحاد ملی و موتور محرک آن، «شور و هیجان عمومی مردم به‌خصوص جوانان» است که در مطالبات مردم و خواسته‌های آنان برای انتقام و تنبیه متجاوز متجلی شد و به عنوان امری لازم مورد توجه رهبر انقلاب قرار گرفت. امری که پیش از این هم با تعبیر «سوخت موشک‌های ایرانی» برای درهم کوبیدن دشمن مورد تأکید رهبر انقلاب قرار گرفته بود که البته لازم است عاری از «بی‌صبری و پا به زمین کوبیدن و اعتراض» باشد. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
پنجره‌ای به سوریه جولانی هفت‌ماه پس از دگرگونی‌ها در سوریه، تحولات این کشور وارد مرحله جدیدی شده است؛ منازعه با صهیونیست‌ها و تجزیه‌طلبی اقلیت دروزی به‌عنوان نیروی نیابتی اسرائیل. رژیم حاکم بر سوریه به رهبری جولانی با وجود شعارهای قبلی تاکنون تمایلی به مقابله با حملات اسرائیل از خود نشان نداده و در مقابل دروزی‌ها نیز راه سازش را در پیش گرفته است. رویکردی که البته تا این‌جای کار تفاوت زیادی با حکومت پیشین ندارد. جایی‌که حکومت اسد نیز در پاسخ به حملات پرشمار صهیونیست‌ها صرفا به دفاع موشکی اکتفا می‌کرد. اما تحولات روزهای اخیر نشان می‌دهد که بر خلاف دوران اسد، حکومت جولانی تنها بازیگر این کشور نیست. چون برخی گروه‌ها و قبایل سوری بدون توجه به سیاست‌های دولت وارد کارزار حفظ تمامیت ارضی سوریه و مقابله با تجاوزات شده‌اند. حرکت‌هایی که فارغ از فرجام و توفیقشان، ظرفیت کنش‌گری غیردولتی در سوریه و ظرفیت‌های نادیده گرفته شده در نگاه حکومتی و نظامی به این کشور را به‌رخ ‌می‌کشد. سرنوشت ما و همه کشورهای منطقه، از سوریه تا مصر و اردن به یک‌دیگر وابسته است و این اصل جایی برای نظاره‌گری و انفعال باقی نمی‌گذارد. همان منطقی که طی سال‌های گذشته حضور ما در سوریه را توجیه می‌کرد، امروز هم نقش‌آفرینی و کنش‌گری فعال در این منطقه مهم را هرچند به شکل‌های دیگر پیش پای ما می‌نهد. فارغ از حکومت مستقر در این کشورها، ما نیازمند دیپلماسی فعال و ارتباطات گسترده با آن‌ها هستیم. وقتی منافع ملت و مصلحت امت اقتضای چنین ارتباطی را دارد، هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند مانع از آن باشد و حتی اگر از در بیرونمان کنند، از هر پنجره‌ای باید وارد شویم! این البته رویکردی مبتنی بر سیاست‌های نظام است؛ به‌ویژه در جایی‌که زمینه هم‌سنگری در مبارزه با اسرائیل وجود دارد. به بیان رهبر انقلاب «هر جا، هر ملتی، هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه و مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش می‌کنیم و هیچ ابایی هم از گفتن این حرف نداریم». حالا که دیگر پای حمایت از شیعیان و علوی‌ها در میان نیست، این رویکرد بار دیگر می‌تواند اثبات کند که سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران صرفا ناظر به منافع خود و رویکرد قومی نیست؛ بلکه منافع ملی را در چارچوب مصالح پیوسته منطقه و کشورهای مسلمان دنبال می‌کند. اما با توجه به سرعت پایین ساختار دیپلماتیک نباید منتظر کنش‌های رسمی حکومتی ماند و تجربه ناپایدار ارتباطات سیاسی-نظامی در چهار دهه گذشته نیز نشان می‌دهد که نمی‌توان صرفا روی چنین ارتباطاتی تکیه کرد. کنشگری‌های ساده‌ای نظیر برگزاری تجمعات حمایتی تا ارتباطات مردمی و تشکلی مبتنی بر تعاملات فرهنگی، اجتماعی و حتی مبادلات اقتصادی، بسترهایی است که می‌تواند تجربه بهتری از ارتباط پایدار با سوریه جدید را رقم بزند. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
خطر بزرگ‌تر از اجرای مکانیسم ماشه! و استمرار تهدید ، یعنی استخوان لای زخم... متن کامل را اینحا بخوانید: eitaa.com/mvalianpour/292 تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
امنیت مردمی با بسیج محلی «من کاسبم و توی این اوضاع که رژیم کودک‌کش صهیونی داره این بلا رو سر کشورم میاره برای دفاع از کشورم و ناموسم می‌خوام به صورت داوطلبانه خدمت کنم. بسیج یا پایگاه فرقی نمی‌کنه. فقط نمی‌دونم کجا و چطوری...» «آماده همکاری با تمامی پایگاه‌های انتظامی و بسیج... بنده حقیر برای شرکت در کارهای نظامی و انتظامی و عمرانی آماده همکاری زیر پرچم ایران هستم...» «کمک داوطلبانه به بسیج... اگر کسی قابل می‌دونه در این وضعیت برای گشت‌زنی شبانه در خدمتم. از جانم مایه می‌گذارم. یک موتور دارم و رزمی‌کار هم هستم» «برای کمک داوطلبانه با سورن پلاس صفر در خدمت گشت بسیج و سپاه هستم. متأهل، 39ساله و ورزیده. با افتخار و رایگان. چو ایران نباشد تن من مباد...» این‌ها بخشی از صدها و شاید هزاران آگهی مردمی در روزهای جنگ دوازده روزه است که در یک پلتفرم آنلاین نیازمندی‌ها به ثبت رسیده بود. آگهی‌هایی که جوشش حس مشارکت در دفاع از کشور را نشان می‌داد و البته موضوع دیگری را هم نمایان می‌کرد؛ خلأ بسترهای جذب مشارکت مردمی در دفاع و امنیت ملی. راهکار بسیج مردمی انقلاب اسلامی در ایران با وجود مردم شکل گرفت و تداومش نیز حضوری مردمی را می‌طلبد. این حضور مردمی ابتدا در کمیته‌های انقلاب ظهور داشت و پس از مدتی با تولد بسیج در این نهاد انقلابی و مردمی متبلور شد. بسیج مستضعفین که پس از تسخیر لانه جاسوسی و مقارن با چنگ و دندان نشان دادن آمریکا برای حمله به ایران ایجاد شد، قرار بود دفاعی مردم‌نهاد از کشور را در برابر نبردی وجودی سامان دهد و کشور را در برابر طمع دشمنانش بیمه کند. چون به تعبیر رهبر انقلاب، انقلابی كه بر دوش توده متشكل جامعه قرار داشته باشد، زوال‌پذیر نیست. با این وجود در روزهای ابتدایی حملات دشمن، جای خالی بسیج به شدت احساس می‌شد و تحرکات این نهاد پس از چند روز از آغاز جنگ به تدریج در قالب گشت‌های شبانه نمایان شد. ظرفیت‌های جذب بسیج نیز چندان فعال نبود و مردم برای همکاری با آن سردرگم بودند. غافل‌گیر نشوید! این در حالی‌ست که رهبر انقلاب شش سال پیش در دیدار بسیجیان بر لزوم آمادگی بسیج و غافل‌گیر نشدن در برابر دشمن تأکید کرده و حتی تجربه کمیته‌های انقلاب را یادآور شده بودند: «بسیج در همه محله‌های کشور، راهبرد و تاکتیک آماده داشته باشد. در مقابل حوادث گوناگون، تاکتیک‌ها و راهبردهای آماده داشته باشید. در هیچ قضیه‌ای غافل‌گیر نشوید! تجربه کمیته‌ها در سال ۶۰ تجربه خوبی است و از آن استفاده بشود. در محلات مختلف حضور داشتند؛ هر حادثه‌ای که در آن منطقه رخ می‌داد، اول چشم انسان می‌افتاد به برادران کمیته. البته آن‌ها تازه‌کار بودند، آگاهی‌ها و توانایی‌های امروز شما را اصلا نداشتند، اما حضور دائمی داشتند که خیلی مهم است.» پارادوکس بروکراسی مردمی! با وجود اعلام آمادگی سازمان بسیج، برخی مشاهدات و گزارش‌های مردمی نشان می‌دهد پایگاه‌های مقاومت بسیج هنوز هم آمادگی و سرعت کافی برای جذب و سازمان‌دهی درخواست‌ها را ندارند. تا جایی که تحرکات موازی زیادی برای سازماندهی کنش‌های فرهنگی و اجتماعی مردم در قالب‌های مختلف به راه افتاده است. به نظر می‌رسد فرایند پیچیده ثبت‌نام و تشکیل پرونده و بروکراسی و ملاحظات حاکم بر نهادهای نظامی عملا این تشکل مردمی را به تشکیلات سنگین و پیچیده نظامی-امنیتی تبدیل کرده است که امکان ارتباط چابک و گسترده با مردم از آن سلب شده و جذب مشارکت‌های مردمی را با مشکل مواجه می‌کند. ناگهان... حادثه در میانه تلاش‌ها برای مردمی‌سازی دفاع از کشور و استفاده از توان مردم برای مقابله با تهدیدات دشمن، وقوع برخی حوادث و اشتباهات فردی ممکن است این حرکت را تحت‌الشعاع قرار دهد. طی یک ماه گذشته دو حادثه تیراندازی به خودروهای مشکوک که به درخواست توقف نیروهای گشتی توجه نکرده و متواری شده بودند، در همدان و خمین خبرساز شد. حوادثی که به شهادت تعدادی از هم‌وطنان منجر شده بود و جنجال‌هایی را از سوی رسانه‌های فرصت‌طلب برانگیخت. ناگفته پیداست که امنیت پایدار در کشوری با این وسعت و تنوع اقلیمی و زیستی جز با مشارکت نیروهای مردمی محقق نخواهد شد و حوادثی از این دست نباید مانع از این مأموریت حیاتی برای امنیت ملی شود. به‌ویژه این‌که به گفته فرمانده کل فراجا ۹۰ درصد ضربه‌های واردشده به شبکه جاسوسی و خراب‌کاری در جنگ اخیر، با گزارش‌های مردمی بوده است. اما باید گفت که تمرکز بیشتر بسیج بر ماهیت مردمی و مأموریت‌های محلی می‌تواند امنیتی مردم‌پایه و محله‌محور را محقق کند و زمینه چنین حوادثی را کاهش دهد. بسیج گرچه وجوه مختلف فرهنگی، اجتماعی و نظامی دارد، اما قرار نیست جای نهادهای نظامی و امنیتی را بگیرد و وظیفه آن‌ها را در سطوح منطقه‌ای انجام دهد. متن کامل در فارس تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
روایی نقد در سایه روایت فتح قریب یک ماه از پایان جنگ تحمیلی دوازده روزه با ائتلاف آمریکایی و اسرائیلی می‌گذرد؛ ولی هم‌چنان نشانه‌ای از بررسی جدی عملکردها و پایش نقاط قوت و ضعف کشور در برابر تجاوز دشمن به چشم نمی‌خورد. این صرفا یک احساس عمومی نیست؛ در سطح نیز که قوه نظارتی کشور است، گویا ابزارهای نظارتی کند شده‌اند. روز گذشته حسن اخلاقی‌امیری نماینده مردم مشهد و کلات در صفحه شخصی‌اش نوشت: «پس از جنگ تحمیلی دوازده روزه و شهادت تعداد زیادی از فرماندهان و دانشمندان کشورمان، منتظر تشکیل کمیته‌ای بودم که بی‌طرفانه به بررسی موضوع بپردازد، عملکردها را بررسی کند و در صورت نیاز برخورد نماید؛ اما متأسفانه چنین امری محقق نشد... متأسفانه نخبگانی که در یک مورد کوچک حساس بوده و ده‌ها مطالبه دارند، در این موارد سکوت می‌کنند.» همچنین نمایندگان مردم که وزیر اطلاعات را برای ادای توضیحات درباره جنگ به مجلس فراخوانده بودند، با گزارش وزیر در جلسه غیرعلنی قانع نشدند و برای بررسی و توضیحات بیشتر نسبت به استیضاح وی اقدام کردند. اما به گفته برخی نمایندگان طی روزهای بعد این استیضاح از حد نصاب افتاده است. این در حالی‌ست که کشور در وضعیت آتش‌بس است؛ آتش‌بسی که تنها وقفه‌ای برای آمادگی بیشتر است و ناگفته پیداست که موفقیت در مراحل بعدی جنگ، به آمادگی ما در برابر غافل‌گیری و تجاوزات بعدی دشمن وابسته است. افزایش آمادگی هم با تحلیل وضع موجود و بازنگری یا تقویت مواضع به وجود می‌آید. پیروزی راهبردی و کلان بر دشمن صهیونیستی که رهبر انقلاب بر آن تأکید کرده‌اند به معنای غفلت از تحلیل و بررسی اجزای جبهه نیست. احساس پیروزی نباید باعث غفلتی شود که چشم‌ها را بر فرصت‌ها، تهدیدها، نقاط ضعف و قوت ما و دشمن ببندد. شاید نگاهی به عملکرد دشمن در این زمینه عبرت‌آموز باشد: کمیته تحقیق درباره هفت اکتبر (طوفان الاقصی) با وجود مخالفت دولت نتانیاهو و در بحبوحه جنگ توسط کنست ایجاد شده و در گزارشاتش به کلیه زمینه‌های امنیتی، نظامی و حتی تحلیل‌ها و نگرش‌های منجر به غافل‌گیری رژیم اشاره می‌کند. این کمیته بیست ماه پس از هفت اکتبر همچنان فعال است و تک‌تک ضربات حماس را بررسی می‌کند؛ گزارش میدانی می‌دهد، قصورها و تقصیرها و مسئولیت افراد را مشخص می‌کند، نقاط ضعف را شناسایی می‌کند، و برای رفعشان پیشنهاداتی می‌دهد. برای مثال این کمیته در آخرین گزارش خود که هفته گذشته منتشر شد، تحقیقاتش درباره حمله حماس به شهرک اوفاکیم در قالب عملیات هفت اکتبر را اعلام کرد: «ارتش در این نبرد شکست خورده است و 25 شهرک‌نشین و 8 نفر از نیروهای امنیتی در جریان این نبرد کشته شده‌اند. نبود استحکامات در چندین خانه دلیل اصلی تصمیم حماس برای تمرکز بر محله هاگوین بوده است و...» این گزارش و نظایر آن در رسانه‌های ما صرفا به عنوان اعتراف رژیم صهیونسیتی به شکست و نقاط ضعفش تعبیر می‌شود که البته هست؛ اما واقعیت آن است که این اعتراف‌ها ممکن است به مقدمه‌ای برای آسیب‌شناسی و رفع کاستی‌های رژیم تبدیل شود. رژیم صهیونیستی بیست سال پیش و پس از جنگ 33روزه با حزب‌الله لبنان نیز کمیته را تشکیل داد که با اختیارات کامل به بررسی عملکرد دولت و ارتش اسرائیل پرداخت و از هفتاد مقام ارشد، از جمله نخست‌وزیر، بازجویی کرد. گزارش نهایی کمیته با ارزیابی دلایل ناکامی‌ها و بررسی راهبردهای نظامی و امنیتی و مسئولیت رده‌های مختلف، در نهایت به استعفای جمعی از مقامات رژیم و رفع برخی کاستی‌ها منجر شد که متأسفانه بیست سال بعد در جنگ با حزب‌الله لبنان نتایج متفاوتی را رقم زد. در کنار روایت فاتحانه از جنگ گذشته و تأکید بر قدرت قوای نظامی که نسبت ما با پشتوانه مردمی را مشخص می‌کند و قطعا در میدان جنگ رسانه‌ای ضروری و تعیین‌کننده است، ضرورت دیگری هم برای حرکت رو به آینده وجود دارد؛ یعنی نگاه واقع‌گرایانه و آسیب‌شناسانه‌ای که نسبت ما با دشمن و توان طرفین را مشخص می‌کند و لازمه آمادگی در نبرد آینده است. این‌جا جایی است که باید با صراحت به نقد کاستی‌ها و عمل‌کردها در حوزه‌های مختلف پرداخت و به دور از خوش‌بینی، بدترین سناریوها را درنظر گرفت تا در مراحل بعدی به غافل‌گیری و ضربه از همان منافذ قبلی دچار نشویم. بیشتر بخوانید: آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ گفتگوی وزیر خارجه کشورمان با رسانه آمریکایی فاکس‌نیوز، با وجود برخی مواضع اصولی مثل تأکید بر حق غنی‌سازی، ابعاد دیگری هم داشت که از سوی بسیاری از مخاطبان داخلی و خارجی به عنوان سیگنال ضعف تلقی شد. به‌ویژه آن‌جا که از توقف فرایند غنی‌سازی به دلیل خسارت‌های بسیار شدید سخن گفت و برخلاف حقوق هسته‌ای که حتی در قوانین آژانس هم تصریح شده، تعهد کشورمان به غنی‌سازی زیر پنج درصد را اعلام کرد. او در پایان از مقامات ایالات متحده دعوت کرد که راه‌حلی مبتنی بر مذاکره برای برنامه هسته‌ای ایران پیدا کنند. اما واکنش سریع دونالد ترامپ به سخنان وزیر خارجه، تأکید بر اثرگذاری بمباران‌ها و توأم با تهدید دوباره به بمباران ایران بود: «عباس عراقچی در مورد تأسیسات هسته‌ای ایران گفته است خسارت‌ها بسیار شدید است و تخریب شده‌اند؛ البته، همانطور که گفته بودم تخریب شده‌اند و اگر لازم باشد دوباره هم این کار را خواهیم کرد.» شعار نابودی اسرائیل و مرگ بر آمریکا و تهدید به ترور مقامات این کشور هم از بخش‌های فرعی دیگری بود که البته در فضای رسانه‌ای کشور واکنش‌برانگیز شد. پاسخ‌های منفعلانه وزیر می‌توانست با بیان دیپلماتیک برای رهایی از بار حقوقی و رویکردی تهاجمی‌تر جایگزین شود و به‌جای برائت جستن از شعارهای غیررسمی و نسبت دادن آن به تندروها، جنایات دشمن را به رخ بکشاند. ترور سردار سلیمانی توسط آمریکا، تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به کشور، بدعت اسرائیل در ترور مقامات سیاسی و بمباران سران نظام و نیز برخی ادعاهای رسمی مقامات آمریکا و اسرائیل مبنی بر نابودی ایران و ترور مقامات عالی ایرانی از جمله مواردی بود که در سخنان عباس عراقچی کم‌رنگ بود. پیش از این هم موضع خصمانه اروپا نشان داد که رویکرد دولت در اثبات مظلومیت و برنده شدن جام اخلاق، در دنیایی که دیپلماسی رئالیستی و مناسبات قدرت و منفعت بر آن حاکم است، چندان نتیجه‌بخش نبوده است. جایی که دیپلمات‌های اروپایی به‌جای محکومیت حملات غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به کشوری که سال‌ها تحت نظر آن‌ها به محدودیت‌های هسته‌ای تن داده، برای ترامپ پیام تبریک فرستادند و با خط ونشان کشیدن برای طرف مظلوم، او را به تحریم‌های بیشتر و استفاده از مکانیسم ماشه تهدید کردند. نکته عجیب این است که برخلاف فضای داخلی که سران نظام و رسانه‌ها دائما در حال روایت فتح و پیروزی و رجزخوانی هستند و حتی به این بهانه از نگاه‌های واقعی و آسیب‌شناسانه پرهیز می‌شود، در فضای خارجی و کنش‌های دیپلماتیک عمدتا در حال روایت ضعف و تمایل به پایان مخاصمه و سیگنال پذیرش مصالحه هستیم. واضح است که چنین رویکردی لزوما به صلح منجر نخواهد شد و برعکس، موجب خطای محاسباتی و برداشت ضعف شده و دشمن را نسبت به تجاوز بیشتر جری‌تر خواهد کرد. روایت اقتداری که نمایندگان سیاسی ما در عین مظلومیتی که با یادآوری جنایات دشمن به جهان مخابره می‌شود، به پشتوانه سابقه و تجربه قدرت میدانی می‌تواند کشور را از بحران‌های این‌چنینی به سلامت عبور دهد. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
یک تیر و دو نشان! به تازگی قسمت‌هایی از نقشه‌های ماهواره‌ای گوگل مربوط به نوار غزه به‌روزرسانی شده که بخشی از ویرانی‌ها را به تصویر می‌کشد. اما علاوه بر ویرانی‌ها، تصاویری از تجمع نیروهای اسرائیلی در کمپ‌ها و مقرهای نظامی هم به چشم می‌خورد. اهداف بی‌دفاعی که می‌توانست و می‌تواند در حملات موشکی مدنظر باشد و علاوه بر وارد کردن خسارت و تلفات نظامی، بر جبهه غزه هم تأثیر مستقیم داشته باشد! البته نظامیان ما قطعا اطلاعات دقیق‌تر و به‌روزتری دارند... تصاویر: تعدادی از مقرهای نظامیان صهیونیست در محور نتساریم، مرکز نوار غزه. تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
کشور درگیر جنگ وجودی‌ست، دستگاه سیاست خارجی همچنان درگیر اثبات حقانیت و اهلی شدن در دیپلماسی! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour