eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
78 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
کاریکاتور مشوش از یک انقلاب! در آستانه سال‌گرد پیروزی انقلاب اسلامی، تعدادی از رسانه‌ها تلاش می‌کنند ناآرامی‌های اخیر در دی‌ماه 1404 را مشابه نهضت اسلامی و انقلاب مردمی در سال 1357 به تصویر بکشند. اما پیدا کردن کم‌ترین وجه شباهتی میان آشوب‌ها و فجایع روزهای اخیر با یک انقلاب مردمی کار سختی‌ست! برشمردن تفاوت‌های انقلاب با چنین شورشی مجال وسیعی را می‌طلبد و اساسا مقایسه این دو، کار عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد! ولی شاید توجه به وجه غالب ناآرامی‌های اخیر، یعنی آشوب و تخریب و کشتار و حاکمیت بی‌نظمی، برای درک مفهوم این تفاوت کافی باشد. شورش کوری که به‌جای به‌صحنه آوردن روزانه جمعیت، به تخریب شبانه بسترهای خدمات عمومی، مثل بانک‌ها، مساجد، اتوبوس‌ها، ایستگاه‌ها، چراغ‌های راهنمایی، خودروهای آتش‌نشانی، آمبولانس‌ها و... می‌پردازد و فعالان خدماتی مثل رانندگان و پلیس راهور را تکه‌تکه می‌کند، نمی‌تواند نسبتی با انقلاب مردمی داشته باشد. مضاف بر کارهای احمقانه‌ای مثل مصرف بی‌رویه آب و برق و گاز برای اختلال در شبکه توزیع هم در ناآرامی‌های قبلی به‌عنوان راهکارهای مبارزه مدنی تجویز می‌شد! «انقلاب» صرفا به‌معنای شکستن نظم موجود نیست، بلکه به‌معنای جایگزینی نظمی دیگر به‌جای نظم فعلی است. در انقلاب اسلامی کمیته‌های مردمی و هسته‌های محلی در مساجد، ماه‌ها پیش از پیروزی انقلاب و ورود امام شکل گرفتند و تا حد زیادی به برقراری نظامات اجتماعی کمک می‌کردند. هرچند بروز برخی خشونت‌ها در جریان انقلاب اسلامی سال 57 هم قابل کتمان نیست، ولی یقینا چنین رخدادهایی در گستره وسیع کنش‌های انقلابی استثنا بوده و با توجه به جمعیت انبوه و میدان‌داری گروه‌ها و سلایق مختلف و حاکم نشدن کامل ساختارهای انقلابی، امری ناگزیر تلقی می‌شده است. قصد مقایسه چنین آشوب‌هایی را با انقلاب اسلامی نداریم، ولی بد نیست در این ایام گوشه‌هایی از لطایف انقلاب را برای کسانی که سعی دارند چنین حرکاتی را به انقلاب تعبیر کنند، مرور کنیم. پیامی که امام خمینی(ره) چهل‌وهفت سال پیش، یعنی در بیست و پنجم دی‌ماه 1357، یعنی پیش از فرار محمدرضا پهلوی و در دوران حاکمیت شاه، خطاب به مردم ایران صادر کرده بود، نمونه زیبایی از نظام‌مندی انقلاب و سطح دغدغه رهبر عالی‌اش بوده که بازخوانی آن خالی از لطف نیست. در این پیام 9 ماده‌ای طبق معمول از مردم و اقشار گوناگون برای شرکت گسترده در راهپیمایی و تظاهرات دعوت شده است؛ اما بیش از نیمی از پیام به تدبیر امور اقتصادی، معیشتی و حتی دفاعی کشور مربوط می‌شود. امام در بند اول پیام از مردم خواسته است که مراقب ایجاد قحطی مصنوعی باشند و برای پیشگیری از آن «عده‌ای از معتمدین را به نظارت بگمارند» و تصریح کرده‌اند که «غفلت از این امر مسئولیت شرعی دارد». در بند دیگری از کشاورزان خواسته شده در جریان انقلاب از کشت‌وکار خود غافل نشوند و «خصوصا از کشت دیمی غفلت نکنند» چون «ممکن است مفسدین قحطی مصنوعی ایجاد کرده و کشور را در مضیقه قرار دهند.» و در بندی دیگر: «بانک‌های اسلامی به کشاورزان به منظور ادامه کشاورزی قرض‌الحسنه بدهند و مسلمانان در این امر حیاتی با این بانک‌ها تشریک مساعی نمایند.» رهبر انقلاب ایران حتی از ارتش و تسلیحات نظامی‌ای که در اختیار شاه و ارتش شاهنشاهی بوده است نیز غافل نبود و از افسران ارتشی خواسته بود جلوی غارت تجهیزات نظامی توسط آمریکایی‌ها را بگیرند و «بر ملت است که با ارتش در این امر همکاری کنند و نگذارند بیش از این مال ملت را نابود و یا چپاول کنند. افسران محترم بدانند که مسامحه در این امر خیانت به کشور و اسلام است.» امام از مردم می‌خواهد برای حفظ ادوات نظامی به ارتشی که همان روزها در مقابل مردم ایستاده بود، کمک کنند! و در پیام دیگری گفته بود: «عموم‌ مردم‌ موظفند نسبت‌ به‌ نیروهای‌ انتظامی و ارتش، برادری و مهربانی‌ نشان‌ دهند»؛ مردمی که در نهایت با نثار گل به سربازان، ارتش را خلع سلاح و با انقلاب اسلامی همراه کردند. [تاریخ انتشار: 29 دی 1404] بیشتر بخوانید: قمار وندالیسم برسر براندازی بیمه جمهوری با پیروزی جمهور طوفان‌الانقلاب و فرجام مقاومت تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تبیین با کدام اعتبار؟ تصاویر و مصاحبه‌های برخی نوجوانان و جوانان دستگیرشده در اغتشاشات اخیر در عین تأسف، تأمل‌برانگیز است. نوجوانانی که حتی اسم پهلوی را نمی‌دانند، اما چشم‌اندازشان رسیدن به شیروکیک مدرسه پهلوی‌ست و جوانانی که با سطحی‌ترین اطلاعات تاریخی و سیاسی، تحت تأثیر جعلیات شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های بیگانه به حدی از نفرت نسبت به نظام سیاسی رسیده‌اند که برای حسرت دوران نادیده پهلوی حاضرند شهر را به آتش بکشند. این واقعیت البته پیش از این هم در گفتگو با طیفی از نوجوانان قابل درک بود و در برخی تولیدات رسانه‌ای هم دیده می‌شد؛ ولی هیچ‌گاه تأثیر خود را در عرصه واقعی با این وضوح نشان نداده بود. چاره کار طبیعتا در جهاد تبیینی است که رهبر انقلاب هم بارها بر آن تأکید کرده‌اند و تردیدی هم در لزوم تولید و توزیع محتوای تبیینی و پاسخ به شبهات نیست؛ اما چنین محتوایی صرفا برای آن دسته از مخاطبانی کارساز است که چارچوب اعتباری ما را پذیرفته‌اند و حاضر به شنیدن چنین سخنانی هستند. گرچه حفظ همین قشر هم ضروری است، اما همین هدف هم با توقف در این مرحله ممکن نیست و همین قشر هم در معرض طوفان اعتبارزدایی و ارتباط‌ناپذیری هستند. نشانه‌اش را در شب‌های آشوب و در خیابان‌ها می‌شد دید که گاهی حتی پدر را در مقابل فرزند و برادر را در مقابل برادر قرار می‌داد و گرهی که قرار بود با گفتگو باز شود، با صف‌آرایی و درگیری، بسته‌تر و کورتر می‌شود. اما مخاطبی که چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن ندارد و اعتبار و اعتمادی برای گوینده قائل نیست، نه‌تنها با محتوای تبیینی قانع نمی‌شود، بلکه در برابر بدیهیات هم مقاومت خواهد کرد و واضحات را هم به چالش خواهد کشید و نتیجه چنین گفتگویی چیزی جز جدال و نقار نیست. باید گفت جهاد تبیین هم مثل هر جهاد دیگری مقدمات و ملازماتی دارد که اولینش ارتباط، دست‌رسی و تسلط بر طرف مقابل است. یعنی جلب اعتماد و توان اقناع مخاطب. تولید و توزیع محتوا صرفا حلقه آخر جهاد تبیین است و وجود بسترهای ارتباطی، اقناعی و احساسی، پیش‌نیاز این مرحله است. بخش عمده مسائل این قشر از جنس دانش نیست که با یاد دادن و فهماندن و رفع شبهه حل شود؛ که اگر چنین بود با متون آموزشی رسمی در مدارسی که همه دانش‌آموزان ملزم به گذراندنش هستند رفع و رجوع می‌شد. پیش‌نیاز اصلی، اعتبار دستگاه رسانه‌ای و اعتماد به منشأ محتواست که پیش‌نیاز شنیدن و گفتگوست. اعتبار و اعتمادی که به دلایل مختلف، از نشناختن اقتضائات رسانه و بیگانگی با زیست‌بوم مجازی تا برخی خلاف‌گویی‌ها و سانسورهای خبری یا ضریب ندادن به مسائل مهم و عدم توجه به دغدغه‌ها و مشکلات مردم، آسیب دیده است. به‌ویژه این‌که قرار است در زمین فضای مجازی بازی کنیم که حکم‌رانی بر آن را رها کرده‌ایم. عرصه‌ای که برخلاف رسانه‌های سنتی، صرفا ابزار اطلاع‌رسانی نیست. اگر تا دیروز بی‌طرفی ابزارهای رسانه‌ای محل بحث بود، امروز با حاکمیت الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی بر جهت‌دهی جوامع، تردیدی باقی نمی‌ماند. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نه صرفا ابزار رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی، بلکه نوعی زیست‌بوم هستند که زندگی واقعی انسان‌ها را می‌سازند؛ به‌ویژه نسل جدیدی که پیش از ورود به فضای واقعی جامعه، از همان محیط بسته خانه وارد دنیای مجازی می‌شوند و کوچه پس‌کوچه‌های مجازی را واقعی‌تر از دنیای مجازی می‌بینند و می‌شناسند. در خیابان‌های مجازی راه می‌روند، پرسه می‌زنند، خرید و فروش می‌کنند، دوست و دشمنشان را پیدا می‌کنند، عاشق می‌شوند، می‌خندند، می‌گریند و هویت واقعی‌شان را می‌سازند. رفتارهایشان هم نه تابع هنجارهای اجتماعی و قوانین حاکمیت، بلکه محکوم هنجارهای مجازی و حاکمیت الگوریتم‌هاست. اگر قرار است تیر جهاد تبیین به هدف بنشیند، باید برای این مقدمات هم فکری کرد؛ از حکم‌رانی فضای مجازی تا اعتباربخشی به ساختار رسانه‌ای کشور و اعتمادسازی برای طیفی از عوامل فتنه که به تعبیر رهبر انقلاب برپایه هیجاناتشان به پیاده‌نظام دشمن تبدیل شدند. بیشتر بخوانید: کاریکاتور مشوش از یک انقلاب! قمار وندالیسم برسر براندازی جهاد تبیین با عهد مالک‌اشتر تبیین نیمه خالی لیوان! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تحصن حوزه در دانشگاه! تحصن روحانیون در مسجد دانشگاه تهران، از مهم‌ترین رویدادهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است که در کوران اتفاقات آن دوره، کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است. تحصنی که هشتم بهمن‌ماه در اعتراض به ممانعت از بازگشت امام به میهن انجام شد و نقش مؤثری در عقب‌نشینی بختیار در برابر اراده مردم داشت. حرکتی که اگر در زمان و مکان مناسب انجام نمی‌شد، ممکن بود سرنوشت دیگری برای انقلاب مردم ایران رقم بخورد... بخوانید: 🔸 کارشکنی در بازگشت امام 🔸 تحصن آغاز می‌شود 🔸 خلبانان اعتصاب‌کننده در جمع متحصنین 🔸 تکرار تجربه موفق تحصن بیمارستان مشهد 🔸 پیوند حوزه و دانشگاه 🔸 روزنامه تحصن به سردبیری سیدعلی خامنه‌ای 🔸 خیرمقدم زیباکلام به روحانیون متحصن 🔸 سرود اتحاد، زیر باران 🔸 هزینه‌های تحصن و مردم پای‌کار 🔸 بازاریانی که خانه‌شان را برای انقلاب فروختند! 🔸 مذاکره غیرمستقیم با بختیار 🔸 پایان تحصن با پرواز انقلاب متن کامل در خبرگزاری فارس و روزنامه قدس: qudsonline.ir/xcBcH fna.ir/pBsZz تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
پایان انفعال استراتژیک؟ برخورد نظامی میان ایران و آمریکا، گرچه فی‌نفسه و در نهایت ناگزیر می‌نماید، اما پس از سه هفته تهدید پنهان و آشکار، همچنان در حد گمانه‌زنی‌ باقی مانده و این فرضیه را تأیید می‌کند که هیاهوی اعزام ناوها و جنگنده‌های آمریکایی و نمایش قدرتش در محیط پیرامونی کشور، بیش از آن‌که نشانه جنگی فراگیر و قریب‌الوقوع باشد، نشانه ارعاب و تصمیم‌سازی برای تسلیم است. البته حملات مقطعی و دستاوردسازی از آن به‌شرط مدیریت ریسک و محدود بودن پاسخ و هزینه آن در چنین موقعیت‌هایی دور از ذهن نیست؛ کمااین‌که یک‌شنبه گذشته فاش شد واشنگتن از طریق یک واسطه به تهران اطلاع داده است که حملاتی در ایران انجام خواهد داد و تهران باید این حملات را تحمل کند و پاسخ شدیدی ندهد. این پیام، دقیقا مشابه همان پیامی است که به گفته برخی منابع، پیش از حمله به تأسیسات هسته‌ای در یازدهمین روز جنگ دوازده روزه داده شده بود و پس از ترور سردار سلیمانی نیز پیام مشابهی به ایران رسیده بود؛ جایی که آمریکا توانست پاسخ ایران را به موشک‌باران پایگاه‌های آمریکایی عین‌الاسد در عراق و العدید در قطر محدود کند و با اطلاع قبلی تا حد امکان از تلفات و خسارات خود بکاهد. چنین پیام‌هایی در ادبیات بین‌الملل، نشانه پرهیز از جنگ تمام‌عیار و کنترل تبعات حمله و محدود کردن پاسخ طرف مقابل تلقی می‌شود. اما وجه دیگر آن در بلندمدت، نمایش قدرت و بازیگری ایالات متحده در منطقه و تثبیت هژمونی او بر کشوری مثل ایران است. این‌که آمریکا هر وقت اراده کند می‌تواند حملاتی را انجام دهد و در قبالش توقع پاسخی محدود و کنترل‌شده داشته باشد. اما گویا پاسخی که تاکنون به این پیام داده شده، متفاوت از پاسخ‌های پیشین است؛ هرگونه حمله به ایران، «اقدام جنگی» تلقی شده و در همان مراحل ابتدایی از کنترل طراحانش خارج خواهد شد. مفهومش این است که این‌بار تفاوتی میان حمله محدود و گسترده قائل نیستیم و پاسخ نظامی بر اساس ماهیت اقدام تنظیم خواهد شد، نه صرفا ابعاد آن. پیامی که اگر جدی گرفته شود می‌تواند هزینه هرگونه اقدام نظامی را بالا برده و تهدیدکننده را وارد محاسبات پیچیده‌تری کند. گرچه چنین جدیتی تاکنون در عمل به نمایش گذاشته نشده و مناقشات قبلی مبتنی بر «صبر استراتژیک» مدیریت شده است، اما پیام‌‌های قاطع اضلاع جبهه مقاومت، از انصارالله یمن تا حزب‌الله لبنان و به‌ویژه پیام کم‌سابقه مقاومت عراق، نشان از جدیت جبهه مقاومت در برابر چنین تعرضی دارد. تثبیت هژمونی نظامی آمریکا و انتظار حملات به ایران با پاسخ محدود، کشور را علاوه بر سایه جنگ، درگیر جنگی فرسایشی و حملاتی مداوم خواهد کرد که به تدریج تهدیدها را متوجه هسته وجودی نظام سیاسی کرده و موجودیت ایران را تهدید می‌کند. اگر تاکنون تردیدی در ناکارآمدی این راهبرد در تحقق بازدارندگی وجود داشت، حالا دیگر با قاطعیت می‌توان گفت انفعال و صبر استراتژیک نمی‌تواند اهداف ما را در این معارضه محقق کند. چه حمله و جنگی در کار باشد و چه نباشد، نفس این تغییر راهبرد است که می‌تواند آینده امنیتی کشور را رقم بزند و بازدارندگی و اقتدار را جایگزین سایه جنگ کند. سایه‌ای که آرامش روانی مردم و اقتصاد کشور را هدف گرفته و از خود جنگ مخرب‌تر و کشنده‌تر است؛ چون بخشی از ساز جنگ فراگیر شناختی و اقتصادی را تشکیل می‌دهد که صدایش را در تلاطمات اقتصادی و فتنه‌های داخلی می‌توان شنید. این رویکرد البته بدون هزینه نیست و برای پایان یافتن سایه جنگ، باید آمادگی جنگ و حتی حملات پیش‌دستانه را داشت. رویکردی که حتی در صورت وقوع جنگ، خطای محاسباتی دشمن را به هم خواهد زد و هزینه تجاوز مجدد را افزایش می‌دهد و سایه جنگ را سال‌ها از روی کشور دور خواهد کرد. بیشتر بخوانید: برای صلح باید جنگید در انتظار غافل‌گیری؟ «تله صلح» برای جنگ ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ روایی نقد در سایه روایت فتح دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ تنش‌زدایی از یک جنگ «باحال» چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
پاک‌بازان را چه باک از قماربازان... جوسازی برای ترس از جنگ، منحصر در ردیف کردن سازوبرگ نظامی نبود. حتی به فضاسازی رسانه‌ای هم اکتفا نشد. شاید شرط‌بندی سنگین میلیون دلاری هم کرده بودند در پلتفرم‌های شرط‌بندی که بیشترین مبلغش برای پیش‌بینی حمله در 31 ژانویه بود، یعنی دیروز. بالاترین رقم را فرد ناشناسی بسته که روی سرنگونی نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا هم قمار کرده و میلیون‌ها دلار برده بود! بسیاری معتقدند شخص دونالد ترامپ پشت این شرط‌بندی‌هاست و در حاشیه سیاست‌های امپریالیستی، کیف پولش را هم شارژ می‌کند. کسی که در فرهنگ سیاسی ما و متأثر از نگاه سردار سلیمانی به‌درستی با صفت «قماربازی» شناخته می‌شود. این البته صحنه غریبی در غرب وحشی نیست؛ پیشینه‌اش را حتی بر ویرانه‌های دو هزار ساله روم باستان هم می‌شود یافت. جایی که حاکمان غرب در جایگاه ویژه تماشاخانه کولوسئوم می‌نشستند و روی جان گلادیاتورهایی که به بند کشیده بودند شرط‌بندی می‌کردند. حالا هم چیزی عوض نشده، جز وسعت این وحشی‌گری و نمایش وسیع این سیرک تهوع‌آور. حالا در کاخ سفید و تماشاخانه پلی‌مارکت می‌نشینند و روی خون سرخ و نفت سیاه انسان‌هایی که در سراسر جهان به بندکشیده‌اند شرط‌بندی می‌کنند. سه هفته پیش همین قمار را بر سر کشتار مردم ایران هم به راه انداخته بودند؛ که روی اعتراض مردم سوار شوند و شهرها را به آتش بکشند تا از کشته‌های آشوب و فتنه، از هر طرف که باشد، کیسه بدوزند. اما این سوی دنیا، درست در همان روز، فارغ از تهدیدات پیاپی و صف‌آرایی ناوهای هواپیمابر و بمب‌افکن‌هایی که فقط هزینه انتقال و آرایش نظامیشان بیش از بودجه نظامی کشورمان است، رهبر انقلاب علنا به سنت هرساله به زیارت حرم امام خمینی(ره) می‌رود تا چهل و هفتمین سالگرد پیروزی مردم ایران را جشن بگیرد. آن مردک قمارباز که چنین قماری به راه انداخته، هدفی جز ترساندن ندارد. و باطل‌السحرش هم نترسیدن است؛ پاک‌بازان را چه باک از جان سپردن؟ بیشتر بخوانید: چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ پایان انفعال استراتژیک؟ ایستاده در برابر تحمیل مِثلی لایبایع مثله... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
زندگی به شرط مذاکره! فارغ از نتایج مذاکراتی که طی دو دهه گذشته با اروپا و سپس آمریکا داشته‌ایم، معطلی و بلاتکلیفی، بدترین نتیجه‌ای بود که در حاشیه این گفتگوها حاصل شد و کشور را نسبت به متغیرهای خارجی شرطی کرد تا چشم‌ها به خارج از مرزها دوخته شود و دهه ۹۰ را به دهه رکود و کم‌کاری تبدیل کند. همین وضعیت مستمری که اسمش را سایه جنگ گذاشته‌ایم و اگر خسارتش محاسبه شود، چه‌بسا هزاران برابر خسارت جنگ دوازده روزه باشد و علاوه بر اقتصاد، جامعه و روح و روانش را نیز دچار فرسایش کرده است. صد روز پیش با غروب برجام، این امیدواری وجود داشت که نقطه پایانی بر این بلاتکلیفی گذاشته شود و نگاه‌ها از بیرون به درون مرزها و ظرفیت‌های داخلی بازگردد. اما شکل‌گیری مجدد مذاکرات نشان داد چنین نگاهی همچنان حاکم است و باید در انتظار تبعات آن بود. روز جمعه ساعتی پس از پایان مذاکرات، معاونت ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور که چندی‌ست پیامک‌هایی درباره بعضی مسائل موردنظر دولت، نظیر صدور گواهینامه موتورسواری بانوان را به همه سیم‌کارت‌های فعال کشور ارسال می‌کند، خبر مذاکرات را نیز ارسال کرد: «عراقچی پس از پایان مذاکرات مسقط: شروع خوبی بود... درباره ادامه مذاکرات تقریبا توافق وجود داشت و قرار شد ادامه یابد.» پیامکی که پیام خاصی جز ادامه مذاکرات را منتقل نمی‌کند و به‌نظر می‌رسد نتیجه‌ای جز درگیر کردن اجباری همه مردم با اخبار مذاکرات و شرطی کردن بیش از پیش آن‌ها نسبت به روند و نتیجه گفتگوها نداشته باشد. گرچه ممکن است هدف از این پیام امیدآفرینی و پالس مثبت امکان توافق به بازار و جامعه باشد، اما باید توجه داشت که چنین شرطیتی در فراز و فرودهای مذاکره منحصر به فرازها و امیدها نیست و در فرودها و بن‌بست‌های مذاکراتی هم باید منتظر پالس‌های منفی و ناامیدی باشیم. و چه‌بسا همین تأثیرگذاری به ابزار فشار طرف مقابل در مذاکرات تبدیل شود! اما شاید مهم‌تر از شرطی شدن جامعه، شرطی شدن حاکمیت و فریز شدن طرف ایرانی نسبت به روند و نتایج مذاکرات است. آسیبی که باعث محدودیت عمل نسبت به دشمن می‌شود و کنش‌ها یا واکنش‌های ما را به بهانه تنش‌زدایی و ترس از بسته شدن پنجره گفتگو سرکوب می‌کند. هفته گذشته رونمایی از شهر موشکی جدید کشورمان به دلایلی منتفی شد که به‌نظر می‌رسد دلیل عمده‌اش شکل‌گیری مذاکرات باشد. همچنین پهپاد پیشرفته ایرانی در آب‌های آزاد، هدف تهاجم آمریکایی‌ها قرار گرفت که هنوز هیچ واکنش و پاسخی به این تعرض آشکار نداشته‌ایم. حتی حضور فرمانده سنتکام در تیم مذاکراتی آمریکا نیز که به‌طور واضح معنایی جز فشار نظامی بر میز مذاکره ندارد، از سوی تیم دیپلماتیک ما پاسخی نیافت. این در حالی است که فعالیت خصمانه دشمن در خلال مذاکرات نه‌تنها کاهشی نداشته، بلکه افزایش هم یافته است. آمریکا نه‌تنها فرمانده نظامی‌اش را روانه گفتگو با تیم دیپلماتیک ما کرده، بلکه تحرکات لجستیک و آرایش نظامی‌اش در منطقه همچنان ادامه دارد. دونالد ترامپ هم بلافاصله پس از پایان دور اول مذاکرات با وجود ابراز خوش‌بینی به گفتگوها هم‌چنان زبان تهدید را برای دست‌یابی به توافق موردنظرش استفاده می‌کند «ما یک نیروی دریایی بزرگ داریم و یک ناوگان بزرگ هم در حال حرکت به آن سمت است... اگر به توافق نرسند، پیامدهای آن بسیار سنگین خواهد بود.» او ساعتی بعد فرمان اجرایی جدیدی را امضا کرد که جریمه‌های ثانویه‌ای برای شرکای تجاری ایران وضع می‌کرد تا تعرفه سنگین ۲۵ درصدی بر کالاهای وارداتی کشورهایی اعمال شود که مشتری کالا و خدمات ایرانی هستند. وزارت خزانه‌داری آمریکا هم بیکار نبود و تحریم‌های ضدایرانی جدیدی را اعلام کرد که پانزده نهاد، چهارده کشتی و دو فرد حقیقی را به فهرست تحریم‌های قبلی اضافه می‌کند. حالا که مذاکره با آمریکا با هر منطقی پذیرفته شده و قرار است ادامه داشته باشد، علاوه بر محتوای گفتگو، تصویرسازی و برداشت طرفین از یک‌دیگر است که نتیجه توافق را ترسیم می‌کند. تصویری که از احساس ترس و عقب‌نشینی تا نیاز به توافق و پرهیز از تصعید تنش و بالاخره نداشتن ابتکار عمل میدانی برای دشمن می‌سازد را باید اصلاح کرد تا بتوان به ایجاد موازنه مثبت و نتیجه مطلوب امیدوار بود. بیشتر بخوانید: مکانیسم «بازگشت» غروب برجام و پایان بلاتکلیفی دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ! غنی‌سازی صفر در برابر دستاورد صفر! چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ دیپلماسی برای حل لاینحل پایان انفعال استراتژیک؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
انتخابات شورا و عبور از قرمز و آبیِ سیاسی طبق اعلام هیأت نظارت مرکزی انتخابات شوراها بررسی صلاحیت داوطلبان شوراهای هفتم در شهرها به پایان رسیده و حدود 90 درصد آن‌ها توسط هیئت‌های اجرایی تأیید صلاحیت شده‌اند. برای داوطلبان ردصلاحیت شده که حدود چهار درصد افراد را تشکیل می‌دهند فرصتی برای اعتراض درنظر گرفته و اسامی نهایی اواخر اسفندماه منتشر می‌شود. با این وجود فرایند بررسی نامزدها در تشکل های سیاسی و مردمی در حال آغاز شدن است و ائتلاف‌های انتخاباتی به تدریج ترکیب خود را خواهند شناخت. انتخابات عرصه مهمی برای سیاست‌ورزی عمومی است و فرصت بی‌نظیری در کنش سیاسی مردم پدید می‌آورد. اما هرگونه رفتار انتخاباتی مثبت و منفی می‌تواند فرهنگ سیاسی را دست‌خوش تغییر کرده و به نهادینه شدن یک هنجار سیاسی مطلوب یا نامطلوب و رشد یا عقب‌گرد جامعه منجر شود. آسیب‌هایی که در هر انتخابات سربرمی‌آورد، فرصت بی‌بدیل انتخابات برای رشد سیاسی جامعه را زائل می‌کند. رقابت اسم‌ها و عکس‌ها، بدون توجه به ابعاد مختلف ویژگی‌های نامزد مطلوب و اصلح، نشانه فروکاستن رقابت سیاسی به یارکشی سخیف قرمز و آبی و حیدری‌نعمتی است که نه‌تنها آورده‌ای برای فرهنگ سیاسی ندارد، بلکه معمولا به غلبه باندهای سیاسی و صاحبان پول و رسانه می‌انجامد. چنین فضایی که ناشی از غلبه ذهنیت‌ها، حب و بغض‌ها و فضاسازی‌های رسانه‌ای و وزن‌کشی‌های صرفا سیاسی است، عرصه را بر انتخاب آگاهانه و عقلایی تنگ می‌کند. از سوی دیگر هر انتخابات به تعبیر رهبر انقلاب لیلةالقدر نظام اسلامی است و تقدیر مقدرات جامعه در این فرصت مهم رقم می‌خورد. بنابراین چنین فرایندی دقت و وسواس ویژه‌ای را می‌طلبد تا انتخابات یک‌روزه به نتیجه مطلوبی در چهار سال آینده بینجامد. به تعبیر ایشان: «یک انتخاب خوب، یک انتخاب درست، نه فقط در طول چهار سال، گاهی در طول ده‌ها سال تأثیراتش برای کشور باقی می‌ماند. برای انتخابِ خوب باید فکر کرد، باید معیارها را شناخت.» این معیارها با بررسی اسناد بالادستی، کارکردهای شورای شهر وشهرداری و نیز بیانات امام و رهبر انقلاب قابل استحصال است و با کمک شاخص‌ها می‌توان نماینده مطلوب و نامزد اصلح را شناخت و به انتخاب بهتر کمک کرد. با این وجود جناح‌های سیاسی حتی از مدیریت شهری هم که نهادی خدماتی و تخصصی است و کم‌تر ارتباطی با سیاست‌ورزی‌های مرسوم دارد، به‌عنوان بستری برای افزایش نفوذ سیاسی خود استفاده می‌کنند که این امر مسائل شهری را در حاشیه زدوبندهای سیاسی گرفتار می‌کند. سیاسی‌بازی یا محافظه‌کاری در پارلمان شهری و مدیریت شهری برآمده از آن که در بعضی ادوار تجربه شده، صحن شورا را صحنه کشمکش‌ها و گروکشی‌های بچگانه یا رکود و روزمرگی بی‌حاصلی می‌کند که شهر را سال‌ها از مسیر پیشرفت و ثبات دور نگاه خواهد داشت. گرچه برخی جریان‌های سیاسی در سال‌های اخیر به‌ظاهر از زدوبندها و بده‌بستان‌های سیاسی فاصله گرفته و تسلیم فرایندهای شاخص‌محور شده‌اند، اما اجرای صحیح این فرایند، نیازمند دخالت و نظارت معتمدین و نخبگان فرهنگی‌اجتماعی است تا فارغ از فضای سیاست‌زده و خارج از زمین بازی باندهای سیاسی و فضاسازی‌های رسانه‌ای، انتخاباتی آگاهانه با غلبه عقلانیت رقم بخورد. شاخص‌ها باید بدون جانب‌داری، حب و بغض و غلبه ذهنیت مثبت و منفی نسبت به نامزدها تطبیق داده شده و نتیجه حاصله با فرایند شفاف، صرفا به‌عنوان پیشنهاد به مردم عرضه شود. این فرهنگ در جامعه نیز قابل تعمیم است و می‌توان به‌جای تشویق مردم به تبعیت چشم و گوش بسته از فهرست‌های انتخاباتی، بر محوریت یافتن شاخص‌ها و گسنرش فرایندهای ارزیابی نامزدها توسط تشکل‌های مردمی تأکید کرد. بیشتر بخوانید: تغییر معادله با انتخابات شورا تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
اعتراض به ارزانی! همه ما نسبت به گرانی حساس هستیم؛ چون آرامش اقتصادی را خدشه‌دار می‌کند و قدرت خریدمان را کاهش می‌دهد. به‌ویژه اگر این گرانی غیرمنطقی باشد و نشانه ضعف و کم‌کاری یا سوءاستفاده‌ای باشد، قابل تحمل نیست و احتمالا اعتراض خود را به شکل‌های مختلف در فضای حقیقی و مجازی ابراز می‌کنیم. اما نگاهمان به ارزانی چیست؟ نسبت به آن حساسیت داریم؟ آیا ارزانی مایه خوشحالی است یا نگرانی؟ مگر می‌شود نسبت به ارزانی هم نگران بود؟ طی هفته‌های اخیر کالاهایی مثل مرغ و تخم‌مرغ کاهش قیمت شدیدی را تجربه کردند و حتی به زیر قیمت ماقبل آزادسازی نهاده‌های دامی رسیدند. کاهش قیمتی که احتمالا به دلیل افزایش عرضه و کاهش تقاضا در پی خریدهای احساسی ماه گذشته مردم رقم خورد. اما ارزانی غیرمنطقی که قیمت تخم‌مرغ را به کم‌تر از قیمت دان مرغ می‌رساند، جای خوشحالی ندارد؛ چون نتایجش را تا همین یک ماه آینده با کاهش تولید و کم‌یاب شدن کالا و افزایش سرسام آور قیمت همین اجناس می‌توان دید! ارزانی در نگاه اول شاید برای مصرف‌کننده خوشایند به نظر می‌رسد و اگر ناشی از عملکرد طبیعی بازار، مثل افزایش بهره‌وری یا کاهش هزینه‌ها باشد، جای خوشحالی هم دارد. اما کاهش غیرعادی و غیرمنطقی قیمت‌ها و گاه سقوط قیمت‌ها به زیر قیمت تمام‌شده تولید، به همان اندازه گرانی بی‌رویه، مضر است. ارزانی بی‌دلیل هم مثل گرانی بی‌دلیل، نشانه ضعف در کنترل و تنظیم بازار و بروز نوسانات مخرب است و نتیجه‌اش زیان تولیدکننده خواهد بود که نه‌تنها قدرت خرید بلندمدت، بلکه امنیت اقتصادی مصرف‌کننده را نیز در آینده به چالش می‌کشد. اما چرا نسبت به ارزانی بدون منطق و ناعادلانه بی‌تفاوت هستیم و نه‌تنها اعتراضی به آن نداریم، بلکه اندک صدای اعتراض تولیدکننده را هم نمی‌شنویم و همراه نمی‌شویم؟ دلیلش را شاید در رویکرد مصرفی جامعه بتوان جست که عموم مردم را در موضع مصرف‌کننده نشانده تا زمین‌گیر شدن تولیدکننده را به بی‌تفاوتی طی کند. رویکردی که گرچه مطابق منفعت کوتاه‌مدت مصرف‌کننده است، اما هزینه‌هایش را به زودی و با چهره کمبود و گرانی به همان مصرف‌کننده نشان می‌دهد و هزینه‌های پنهان دیگری را هم بر اشتغال و امنیت تولید، تحمیل خواهد کرد. مضاف بر این‌که عدالت فقط برای مصرف‌کننده معنا نمی‌یابد و بی‌توجهی به تولیدکننده هم عین بی‌عدالتی است. اما در جامعه روبه‌رشدی که سال‌هایش را به نام اشتغال و اقتصاد و تولید نام‌گذاری کرده‌ایم، چنین رویکردی نمی‌تواند به حرکت و جهش اقتصادی بینجامد. جامعه وقتی به چنین رشدی می‌رسد که بتوانیم منافع بلندمدت را بر منفعت‌طلبی کوتاه‌مدت ترجیح دهیم. بیشتر بخوانید: سقوط ریال در وفاق سکوت تحمل ریاضت با طعم عدالت توزیع یارانه یا خوردن سرمایه؟ قانون بقای ناترازی! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
عبور از موضع تسلیم «ترامپ امروز در خصوص واکنش ایران به حجم زیادی از تجهیزات نظامی آمریکا که در منطقه غرب آسیا مستقر شده پرسید. نمی‌خواهم بگویم او ناامید است، اما با توجه به گزینه‌های متعددی که در اختیار دارد، این وضعیت برایش محل پرسش است. او متعجب است که چرا ایرانی‌ها تحت چنین فشاری تسلیم نشده‌اند!» این‌ها را استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در مذاکره با ایران، روز گذشته در گفتگو با فاکس‌نیوز گفت. اعترافی که نشان می‌دهد فشارهای آمریکا برای تحمیل خواسته‌هایش بر کشورمان تاکنون بی‌نتیجه بوده است. و عجیب‌تر این‌که روی تسلیم ما حساب کرده بودند! پاسخ سؤال ترامپ واضح است و ریشه در عناصر قدرت مردم ایران دارد. و اگر از همه این عناصر قدرت هم بگذریم، تجربه ما گزینه دیگری جز مقاومت در برابرمان باقی نگذاشته است. پس از سال‌ها مذاکره و امتیاز دادن و تعلیق و تعطیلی چندباره برنامه هسته‌ای و امضای برجام، با عهدشکنی آمریکا و تحریم‌های بیشتر و نهایتا حملات نظامی مواجه شدیم. تجربیات جهانی، از عراق و سوریه تا لیبی نیز فرجام نهایی تسلیم را به‌روشنی پیش روی ما قرار داده است. اما این سخنان، ناخودآگاه فرضیه دیگری را تقویت می‌کند که حدود یک‌ماه پیش درباره‌اش گفته بودیم؛ هدف از این لشکرکشی پرهزینه نه جنگ و درگیری گسترده با ایران، بلکه صرفا پشتوانه تهدید برای مذاکره و پذیرش خواسته‌های آمریکا بوده است. گرچه به‌نظر می‌رسد گزینه یک درگیری محدود و کنترل‌شده همچنان مطرح باشد که البته تحقق آن هم بستگی به طرف ایرانی دارد! آمریکا تاکنون به هیچ کشور قدت‌مندی حمله نکرده است. جنگ با شوروی را نیم‌قرن سرد نگه داشت و در برابر تهاجم روسیه به اکراین در مرزهای ناتو، نسخه عقب‌نشینی پیچید. حتی اشغال عراق را هم تنها پس از تضعیف و مذاکره برای نابود کردن توان نظامی و موشک‌ها به دست خودشان رقم زد. ترامپ هم با وجود تظاهر به جسارت و ایفای نقش «مرد دیوانه»، تاکنون حساب‌گرترین رهبر آمریکا بوده است. این را از درگیری‌ها و مداخلات نظامی آمریکای ترامپ در کشورهای مختلف می‌توان فهمید؛ حتی از دو مواجهه با ایران در ترور شهید سلیمانی و بمباران تأسیسات هسته‌ای که با واکنش محدود کشورمان هزینه و تلفات چندانی را متحمل نشد. ترامپ حتی برای تسلط بر تنگه راهبردی باب‌المندب هم حاضر به هزینه نشد و در مقابل انصارالله یمن عقب نشست. با این حساب، بود و نبود جنگ به بود و نمود همین انگاره قدرت در رفتار ما و محاسبه هزینه و فایده در دستگاه محاسباتی دشمن بستگی دارد که چقدر می‌توانیم ریسک جنگ‌افروزی را افزایش دهیم. چیزی که در بیانات رهبر انقلاب به شکستن خطای محاسباتی دشمن تعبیر شده است و سیگنال جنگ منطقه‌ای که در برابر تهدید به جنگ مطرح شد، نقش تعیین‌کننده‌ای در ساخت این انگاره داشت. اما آمریکایی که مبتنی بر همان انگاره قبلی به منطقه لشکر کشیده و ترامپی که انتظار داشته تسلیم ایران را ببیند، به در بسته خورده و نمی‌تواند شکست عقب‌نشینی را بپذیرد. آیا پیام قدرت ما آن‌قدر جدی هست که ریسک حمله دشمن را بر ریسک عقب‌نشینی‌اش غلبه دهد؟ و آیا دشمن می‌تواند آن‌را در مذاکرات جبران کند؟ با همه این تفاصیل، جنگ و صلح فعلی مسأله اصلی ما نیست؛ مهم‌تر از جنگ، تداوم سایه جنگ است و فتنه‌هایی که زیر سایه‌اش برایمان تدارک دیده‌اند. و راهبردی‌تر از مقاومت در برابر جنگ، هجمه راهبردی بر انگاره‌ای است که جرأت تهدید را به دشمن بخشیده و سایه جنگ را گسترده است. برای رسیدن به این مقصود، «تسلیم نشدن» کافی نیست و باید از موضع تسلیم عبور کرد. بیشتر بخوانید: پایان انفعال استراتژیک ایستاده در برابر تحمیل مِثلی لایبایع مثله... دیپلماسی برای حل لاینحل چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
از سرویس‌های امن ایرانی استفاده کنیم با توجه به اختلال در شبکه اینترنت بین‌الملل و تهدیدهای ناشی از حملات سایبری دشمن، دست‌رسی به برخی سرویس‌های بین‌المللی دچار مشکل شده است. کاربران محترم برای پرهیز از وقفه در کار خود می‌توانند از سرویس‌های ایرانی جایگزین استفاده کنند. ◽️ موتور جستجو (Search Engine) 🔸 جستجوگر ذره‌بین: وب | اپ 🔸 جستجوگر گردو: وب | اپ 🔸 جستجوگر شاد‌بین (کودک): وب | اپ 🔸 جستجوگر ریسمون: وب ◽️ شبکه اجتماعی و پیام‌رسان 🔸 روبیکا (جایگزین اینستاگرام): وب | اپ 🔸 پیام رسان ایتا (جایگزین تلگرام): وب | اپ 🔸 پیام رسان بله: وب | اپ 🔸 ویراستی (جایگزین تویتر و ایکس): وب | اپ ◽️ نقشه و مسیر یاب (Map) 🔸 نقشه و مسیریاب نشان: وب | اپ 🔸 نقشه و مسیریاب بلد: وب | اپ ◽️ موتور ترجمه (Translator) 🔸 ترگمان: وب | اپ 🔸 فرازین: وب ◽️ پست الکترونیک (Email) 🔸 میل: وب 🔸 چاپار: وب نکته: برخی سرویس‌های ایرانی با وجود توان‌مندی ممکن است به دلیل افزایش ناگهانی مراجعات اختلال‌هایی داشته باشند. لطفا با شکیبایی از آن‌ها حمایت کنید. 👈 با انتشار این پیام دیگران را نیز همراه کنید... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
جنگ وجودی در مقیاس منطقه‌ای پس از تجربه دو جنگ اخیر وسط مذاکره، حالا سخن گفتن از بمباران میز مذاکره و افتادن در تله صلح برای جنگ، تکراری و ملال‌آور است. گرچه از مذاکره‌ای که زیر سایه تهدید انجام شده و اولین سیگنالش ترس از جنگ و عقب‌نشینی بود، انتظار دیگری جز جنگ زیر سایه مذاکره نمی‌شد داشت. حالا آمریکا و اسرائیل دور دیگری از جنگ را شروع کرده‌اند؛ این‌بار بدون نقاب و تفکیک نقش نتانیاهو و ترامپ. جنگ وجودی درازدامنی که مدت‌هاست شروع شده و هشدارش را رهبر انقلاب، نزدیک دو سال پیش داده بودند. اما این‌بار حجم حملات ابتدایی دشمن، مطابق انتظار نبوده و فاصله زیادی با حملات غافل‌گیرانه جنگ دوازده روزه دارد. منابع عبری هم اعلام کرده‌اند ارتش رژیم صهیونیستی در این مرحله برای حملاتی چهارروزه آماده شده است. شواهدی که نشان می‌دهد دشمن تا این‌جا به دنبال حملاتی محدود برای تسلیم کردن ایران بوده است. پاسخ نیروهای نظامی کشورمان البته تاکنون کوبنده و به‌نظر می‌رسد خارج از انتظار دشمن بوده است. حملاتی که عادتا باید با حملات محدود موشکی به برخی پایگاه‌های مشخص پاسخ داده می‌شد، علاوه بر فلسطین اشغالی به موشک‌باران پایگاه‌های آمریکایی در سراسر کشورهای عربی کشیده شده است. این بار گویا قرار است خطای محاسباتی دشمن به چالش کشیده شود؛ خطای محاسباتی بزرگی که چند بار با خسارات سنگینی تکرار شده و در آستانه تثبیت و تبدیل به واقعیت محاسباتی بود، با عملیاتی شدن تهدید رهبر انقلاب مبنی بر تبدیل هر درگیری نظامی به جنگ منطقه‌ای، در آستانه شکست قرار گرفته است. در تعامل با بازیگری که هیچ چارچوبی را نمی‌پذیرد و هر بار زیر میز می‌زند، چاره‌ای جز عمل متقابل نیست. تدوام پاسخ‌های پیش‌بینی ناپذیر است که می‌تواند ریسک تداوم جنگ را برای دشمن بالا ببرد و او را سرجایش بنشاند. جنگ فعلی به هرحال به پایان خواهد رسید، ولی چگونگی پایان‌بندی آن است که فرجام سایه جنگ و تهدیدات مداوم را رقم می‌زند. تهدید وجودی اگر به‌درستی درک شود، باید با قدرت و حتی قبل از شکل‌گیری خنثی شود؛ چراکه ممکن است فرصتی برای جبران و انتقام وجود نداشته باشد. بیشتر بخوانید: عبور از موضع تسلیم پایان انفعال استراتژیک تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
داغی که سرد نمی‌شود... گفته بودی که می‌ترسیدی از «مردن» و حتی فکرش هم قلبت را می‌فشرد. می‌ترسیدی از جاماندن در مسابقه بهشت و افتخار ابدی شهادت. اما آن روز که گفتی جان ناقابلی دارم و جسم ناقصی و اندک آبرویی که همه‌اش پیش‌کش مولاست، و آن روز که بر پیکر قاسمت مویه می‌کردی «وارزقنا الشهادة فی سبیلک یا مولای...» باید پیشاپیش حس می‌کردیم این داغ باورناکردنی را. کسی که به اعتراف منتقدانش، نقطه‌ای سیاه که هیچ، نقطه‌ای خاکستری هم در زندگی ساده‌اش دیده نمی‌شد. زندگی در بیت موجزی که مصرعش گلیم حسینیه امام بود و ردیفش منتظران مطلع خطابه‌اش تا تلمیحاتش را مشق کنند، بیش از این تاب اطناب نداشت. انصاف هم نبود کسی که هشتاد و شش سال برای خدا زیست و هفتاد سال، مبارزه را خسته کرد و سی‌وشش سال راهبر مردمانش بود در برابر استکبار، به مرگ سیاه بمیرد و فانی شود. باید زنده و باقی می‌ماند در قامت شهید سرخ معرکه. آن هم به دست شقی‌ترین‌ها و خبیث‌ترین‌ها. و چه افتخاری بالاتر از افتخار شهادت علوی؟ آن‌ها که دیروز نماز و سجده علی در محراب شهادت را انکار می‌کردند، چشم دیدن حضور پیدایت و رقصی چنین میانه میدانت را نداشتند و در اعماق زمین یا پروازهای فرار به دنبال پنهانت بودند. حتی با آن همه فدایی و عاشق جان برکفی که آرزویشان بود سپر بلایت شوند، در قامت مردمت ماندی که پناهگاهی در برابر کرکسان نداشتند. تا در رمضانی دیگر، شب قدر دیگری برای دنیانشینان مقدر شود و نعمت داشتن علی را از دست دهند. حسینی به همراه خانواده به میدان آمد، با فرزندان و عروس و دامادها و نوه‌های خردسالش تا چنین زندگانی‌ای به سخره بگیرد سقف کوتاه مردگانیِ کج‌رفتاران و آقازاده‌های خارج‌نشین و دامادهای کرسی‌نشین را و پنجه در پنجه کفر شود برای حفظ ایران از کام مستکبران که «مثلی لایبایع مثله...». اما تو شهید شده بودی پیش از آن‌که به شهادت برسی. در زمره رجالی بودی که «صدقوا ما عاهدوا الله» و از قافله «من ینتظر». با دستی که نشان جانبازی داشت در نبرد با نفاق و جبهه‌ای که صفای پاک‌بازی داشت در جبهه آبرو. حقت نبود کم‌تر از شهادت در جبهه نبرد با کفر. حالا که پیکر شیرمردی بر زمین افتاده، جشن و پای‌کوبی شغالان و اندک مزدورانشان هم زیباست که ما رأیت الا جمیلا... ایرانمان را کربلا می‌کند و هر روزمان را عاشورا؛ فهذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان... تا شفاف‌تر شود صف‌آرایی محض باطل در برابر حق مطلق. اما شیعه‌ای که سر شکافته امیرالمؤمنین را در محراب دیده و پیکر بی‌سر سیدالشهداء را زیر سم ستوران گریسته و پابه‌پای اسارت زینب هروله کرده، با چنین داغ‌هایی نمی‌سوزد. هرچند به بیان آوینی امت آخرالزمانیم و داغ‌های همه تاریخ را به یک‌باره دیده‌ایم، اما شیعه با همین داغ‌های تازه‌ای زنده است که سرد نمی‌شود؛ «ان لقل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابدا». حالا در زندگی دیگرباره‌ات در قامت امام شهید، دست افراشته‌ای بر امواج مردمی که با خونت به خروش آمده‌اند برای دفاع از میراثت. همان مردمی که به تعبیر امامت، شرف دارند بر مردم حجاز و کوفه صدر اسلام، پرچم سرخ در کف، آماده‌اند تا انتقامت را بستانند و دفاع کنند از حرم ایران. حرمی که حرمتش بالاتر است از جان امام شهیدشان. بیشتر بخوانید: پاک‌بازان را چه باک از قماربازان... ایستاده در برابر تحمیل مِثلی لایبایع مثله... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour