اعتراض به ارزانی!
همه ما نسبت به گرانی حساس هستیم؛ چون آرامش اقتصادی را خدشهدار میکند و قدرت خریدمان را کاهش میدهد. بهویژه اگر این گرانی غیرمنطقی باشد و نشانه ضعف و کمکاری یا سوءاستفادهای باشد، قابل تحمل نیست و احتمالا اعتراض خود را به شکلهای مختلف در فضای حقیقی و مجازی ابراز میکنیم.
اما نگاهمان به ارزانی چیست؟ نسبت به آن حساسیت داریم؟ آیا ارزانی مایه خوشحالی است یا نگرانی؟ مگر میشود نسبت به ارزانی هم نگران بود؟
طی هفتههای اخیر کالاهایی مثل مرغ و تخممرغ کاهش قیمت شدیدی را تجربه کردند و حتی به زیر قیمت ماقبل آزادسازی نهادههای دامی رسیدند. کاهش قیمتی که احتمالا به دلیل افزایش عرضه و کاهش تقاضا در پی خریدهای احساسی ماه گذشته مردم رقم خورد.
اما ارزانی غیرمنطقی که قیمت تخممرغ را به کمتر از قیمت دان مرغ میرساند، جای خوشحالی ندارد؛ چون نتایجش را تا همین یک ماه آینده با کاهش تولید و کمیاب شدن کالا و افزایش سرسام آور قیمت همین اجناس میتوان دید!
ارزانی در نگاه اول شاید برای مصرفکننده خوشایند به نظر میرسد و اگر ناشی از عملکرد طبیعی بازار، مثل افزایش بهرهوری یا کاهش هزینهها باشد، جای خوشحالی هم دارد. اما کاهش غیرعادی و غیرمنطقی قیمتها و گاه سقوط قیمتها به زیر قیمت تمامشده تولید، به همان اندازه گرانی بیرویه، مضر است.
ارزانی بیدلیل هم مثل گرانی بیدلیل، نشانه ضعف در کنترل و تنظیم بازار و بروز نوسانات مخرب است و نتیجهاش زیان تولیدکننده خواهد بود که نهتنها قدرت خرید بلندمدت، بلکه امنیت اقتصادی مصرفکننده را نیز در آینده به چالش میکشد.
اما چرا نسبت به ارزانی بدون منطق و ناعادلانه بیتفاوت هستیم و نهتنها اعتراضی به آن نداریم، بلکه اندک صدای اعتراض تولیدکننده را هم نمیشنویم و همراه نمیشویم؟ دلیلش را شاید در رویکرد مصرفی جامعه بتوان جست که عموم مردم را در موضع مصرفکننده نشانده تا زمینگیر شدن تولیدکننده را به بیتفاوتی طی کند.
رویکردی که گرچه مطابق منفعت کوتاهمدت مصرفکننده است، اما هزینههایش را به زودی و با چهره کمبود و گرانی به همان مصرفکننده نشان میدهد و هزینههای پنهان دیگری را هم بر اشتغال و امنیت تولید، تحمیل خواهد کرد. مضاف بر اینکه عدالت فقط برای مصرفکننده معنا نمییابد و بیتوجهی به تولیدکننده هم عین بیعدالتی است.
اما در جامعه روبهرشدی که سالهایش را به نام اشتغال و اقتصاد و تولید نامگذاری کردهایم، چنین رویکردی نمیتواند به حرکت و جهش اقتصادی بینجامد. جامعه وقتی به چنین رشدی میرسد که بتوانیم منافع بلندمدت را بر منفعتطلبی کوتاهمدت ترجیح دهیم.
#اقتصاد #تولید #عدالت
بیشتر بخوانید:
سقوط ریال در وفاق سکوت
تحمل ریاضت با طعم عدالت
توزیع یارانه یا خوردن سرمایه؟
قانون بقای ناترازی!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
عبور از موضع تسلیم
«ترامپ امروز در خصوص واکنش ایران به حجم زیادی از تجهیزات نظامی آمریکا که در منطقه غرب آسیا مستقر شده پرسید. نمیخواهم بگویم او ناامید است، اما با توجه به گزینههای متعددی که در اختیار دارد، این وضعیت برایش محل پرسش است. او متعجب است که چرا ایرانیها تحت چنین فشاری تسلیم نشدهاند!»
اینها را استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در مذاکره با ایران، روز گذشته در گفتگو با فاکسنیوز گفت. اعترافی که نشان میدهد فشارهای آمریکا برای تحمیل خواستههایش بر کشورمان تاکنون بینتیجه بوده است. و عجیبتر اینکه روی تسلیم ما حساب کرده بودند!
پاسخ سؤال ترامپ واضح است و ریشه در عناصر قدرت مردم ایران دارد. و اگر از همه این عناصر قدرت هم بگذریم، تجربه ما گزینه دیگری جز مقاومت در برابرمان باقی نگذاشته است. پس از سالها مذاکره و امتیاز دادن و تعلیق و تعطیلی چندباره برنامه هستهای و امضای برجام، با عهدشکنی آمریکا و تحریمهای بیشتر و نهایتا حملات نظامی مواجه شدیم. تجربیات جهانی، از عراق و سوریه تا لیبی نیز فرجام نهایی تسلیم را بهروشنی پیش روی ما قرار داده است.
اما این سخنان، ناخودآگاه فرضیه دیگری را تقویت میکند که حدود یکماه پیش دربارهاش گفته بودیم؛ هدف از این لشکرکشی پرهزینه نه جنگ و درگیری گسترده با ایران، بلکه صرفا پشتوانه تهدید برای مذاکره و پذیرش خواستههای آمریکا بوده است. گرچه بهنظر میرسد گزینه یک درگیری محدود و کنترلشده همچنان مطرح باشد که البته تحقق آن هم بستگی به طرف ایرانی دارد!
آمریکا تاکنون به هیچ کشور قدتمندی حمله نکرده است. جنگ با شوروی را نیمقرن سرد نگه داشت و در برابر تهاجم روسیه به اکراین در مرزهای ناتو، نسخه عقبنشینی پیچید. حتی اشغال عراق را هم تنها پس از تضعیف و مذاکره برای نابود کردن توان نظامی و موشکها به دست خودشان رقم زد.
ترامپ هم با وجود تظاهر به جسارت و ایفای نقش «مرد دیوانه»، تاکنون حسابگرترین رهبر آمریکا بوده است. این را از درگیریها و مداخلات نظامی آمریکای ترامپ در کشورهای مختلف میتوان فهمید؛ حتی از دو مواجهه با ایران در ترور شهید سلیمانی و بمباران تأسیسات هستهای که با واکنش محدود کشورمان هزینه و تلفات چندانی را متحمل نشد. ترامپ حتی برای تسلط بر تنگه راهبردی بابالمندب هم حاضر به هزینه نشد و در مقابل انصارالله یمن عقب نشست.
با این حساب، بود و نبود جنگ به بود و نمود همین انگاره قدرت در رفتار ما و محاسبه هزینه و فایده در دستگاه محاسباتی دشمن بستگی دارد که چقدر میتوانیم ریسک جنگافروزی را افزایش دهیم. چیزی که در بیانات رهبر انقلاب به شکستن خطای محاسباتی دشمن تعبیر شده است و سیگنال جنگ منطقهای که در برابر تهدید به جنگ مطرح شد، نقش تعیینکنندهای در ساخت این انگاره داشت.
اما آمریکایی که مبتنی بر همان انگاره قبلی به منطقه لشکر کشیده و ترامپی که انتظار داشته تسلیم ایران را ببیند، به در بسته خورده و نمیتواند شکست عقبنشینی را بپذیرد. آیا پیام قدرت ما آنقدر جدی هست که ریسک حمله دشمن را بر ریسک عقبنشینیاش غلبه دهد؟ و آیا دشمن میتواند آنرا در مذاکرات جبران کند؟
با همه این تفاصیل، جنگ و صلح فعلی مسأله اصلی ما نیست؛ مهمتر از جنگ، تداوم سایه جنگ است و فتنههایی که زیر سایهاش برایمان تدارک دیدهاند. و راهبردیتر از مقاومت در برابر جنگ، هجمه راهبردی بر انگارهای است که جرأت تهدید را به دشمن بخشیده و سایه جنگ را گسترده است. برای رسیدن به این مقصود، «تسلیم نشدن» کافی نیست و باید از موضع تسلیم عبور کرد.
#جنگ #آمریکا #تسلیم
بیشتر بخوانید:
پایان انفعال استراتژیک
ایستاده در برابر تحمیل
مِثلی لایبایع مثله...
دیپلماسی برای حل لاینحل
چرا روی ترس ما حساب کردهاند؟
دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
هدایت شده از تأملات | محمد ولیانپور
از سرویسهای امن ایرانی استفاده کنیم
با توجه به اختلال در شبکه اینترنت بینالملل و تهدیدهای ناشی از حملات سایبری دشمن، دسترسی به برخی سرویسهای بینالمللی دچار مشکل شده است.
کاربران محترم برای پرهیز از وقفه در کار خود میتوانند از سرویسهای ایرانی جایگزین استفاده کنند.
◽️ موتور جستجو (Search Engine)
🔸 جستجوگر ذرهبین: وب | اپ
🔸 جستجوگر گردو: وب | اپ
🔸 جستجوگر شادبین (کودک): وب | اپ
🔸 جستجوگر ریسمون: وب
◽️ شبکه اجتماعی و پیامرسان
🔸 روبیکا (جایگزین اینستاگرام): وب | اپ
🔸 پیام رسان ایتا (جایگزین تلگرام): وب | اپ
🔸 پیام رسان بله: وب | اپ
🔸 ویراستی (جایگزین تویتر و ایکس): وب | اپ
◽️ نقشه و مسیر یاب (Map)
🔸 نقشه و مسیریاب نشان: وب | اپ
🔸 نقشه و مسیریاب بلد: وب | اپ
◽️ موتور ترجمه (Translator)
🔸 ترگمان: وب | اپ
🔸 فرازین: وب
◽️ پست الکترونیک (Email)
🔸 میل: وب
🔸 چاپار: وب
نکته: برخی سرویسهای ایرانی با وجود توانمندی ممکن است به دلیل افزایش ناگهانی مراجعات اختلالهایی داشته باشند. لطفا با شکیبایی از آنها حمایت کنید.
👈 با انتشار این پیام دیگران را نیز همراه کنید...
#پای_کار_ایران
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
جنگ وجودی در مقیاس منطقهای
پس از تجربه دو جنگ اخیر وسط مذاکره، حالا سخن گفتن از بمباران میز مذاکره و افتادن در تله صلح برای جنگ، تکراری و ملالآور است. گرچه از مذاکرهای که زیر سایه تهدید انجام شده و اولین سیگنالش ترس از جنگ و عقبنشینی بود، انتظار دیگری جز جنگ زیر سایه مذاکره نمیشد داشت.
حالا آمریکا و اسرائیل دور دیگری از جنگ را شروع کردهاند؛ اینبار بدون نقاب و تفکیک نقش نتانیاهو و ترامپ. جنگ وجودی درازدامنی که مدتهاست شروع شده و هشدارش را رهبر انقلاب، نزدیک دو سال پیش داده بودند.
اما اینبار حجم حملات ابتدایی دشمن، مطابق انتظار نبوده و فاصله زیادی با حملات غافلگیرانه جنگ دوازده روزه دارد. منابع عبری هم اعلام کردهاند ارتش رژیم صهیونیستی در این مرحله برای حملاتی چهارروزه آماده شده است. شواهدی که نشان میدهد دشمن تا اینجا به دنبال حملاتی محدود برای تسلیم کردن ایران بوده است.
پاسخ نیروهای نظامی کشورمان البته تاکنون کوبنده و بهنظر میرسد خارج از انتظار دشمن بوده است. حملاتی که عادتا باید با حملات محدود موشکی به برخی پایگاههای مشخص پاسخ داده میشد، علاوه بر فلسطین اشغالی به موشکباران پایگاههای آمریکایی در سراسر کشورهای عربی کشیده شده است.
این بار گویا قرار است خطای محاسباتی دشمن به چالش کشیده شود؛ خطای محاسباتی بزرگی که چند بار با خسارات سنگینی تکرار شده و در آستانه تثبیت و تبدیل به واقعیت محاسباتی بود، با عملیاتی شدن تهدید رهبر انقلاب مبنی بر تبدیل هر درگیری نظامی به جنگ منطقهای، در آستانه شکست قرار گرفته است.
در تعامل با بازیگری که هیچ چارچوبی را نمیپذیرد و هر بار زیر میز میزند، چارهای جز عمل متقابل نیست. تدوام پاسخهای پیشبینی ناپذیر است که میتواند ریسک تداوم جنگ را برای دشمن بالا ببرد و او را سرجایش بنشاند.
جنگ فعلی به هرحال به پایان خواهد رسید، ولی چگونگی پایانبندی آن است که فرجام سایه جنگ و تهدیدات مداوم را رقم میزند. تهدید وجودی اگر بهدرستی درک شود، باید با قدرت و حتی قبل از شکلگیری خنثی شود؛ چراکه ممکن است فرصتی برای جبران و انتقام وجود نداشته باشد.
#سیاست_خارجی #جنگ
بیشتر بخوانید:
عبور از موضع تسلیم
پایان انفعال استراتژیک
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
داغی که سرد نمیشود...
گفته بودی که میترسیدی از «مردن» و حتی فکرش هم قلبت را میفشرد. میترسیدی از جاماندن در مسابقه بهشت و افتخار ابدی شهادت. اما آن روز که گفتی جان ناقابلی دارم و جسم ناقصی و اندک آبرویی که همهاش پیشکش مولاست، و آن روز که بر پیکر قاسمت مویه میکردی «وارزقنا الشهادة فی سبیلک یا مولای...» باید پیشاپیش حس میکردیم این داغ باورناکردنی را.
کسی که به اعتراف منتقدانش، نقطهای سیاه که هیچ، نقطهای خاکستری هم در زندگی سادهاش دیده نمیشد. زندگی در بیت موجزی که مصرعش گلیم حسینیه امام بود و ردیفش منتظران مطلع خطابهاش تا تلمیحاتش را مشق کنند، بیش از این تاب اطناب نداشت.
انصاف هم نبود کسی که هشتاد و شش سال برای خدا زیست و هفتاد سال، مبارزه را خسته کرد و سیوشش سال راهبر مردمانش بود در برابر استکبار، به مرگ سیاه بمیرد و فانی شود. باید زنده و باقی میماند در قامت شهید سرخ معرکه. آن هم به دست شقیترینها و خبیثترینها. و چه افتخاری بالاتر از افتخار شهادت علوی؟
آنها که دیروز نماز و سجده علی در محراب شهادت را انکار میکردند، چشم دیدن حضور پیدایت و رقصی چنین میانه میدانت را نداشتند و در اعماق زمین یا پروازهای فرار به دنبال پنهانت بودند. حتی با آن همه فدایی و عاشق جان برکفی که آرزویشان بود سپر بلایت شوند، در قامت مردمت ماندی که پناهگاهی در برابر کرکسان نداشتند. تا در رمضانی دیگر، شب قدر دیگری برای دنیانشینان مقدر شود و نعمت داشتن علی را از دست دهند.
حسینی به همراه خانواده به میدان آمد، با فرزندان و عروس و دامادها و نوههای خردسالش تا چنین زندگانیای به سخره بگیرد سقف کوتاه مردگانیِ کجرفتاران و آقازادههای خارجنشین و دامادهای کرسینشین را و پنجه در پنجه کفر شود برای حفظ ایران از کام مستکبران که «مثلی لایبایع مثله...».
اما تو شهید شده بودی پیش از آنکه به شهادت برسی. در زمره رجالی بودی که «صدقوا ما عاهدوا الله» و از قافله «من ینتظر». با دستی که نشان جانبازی داشت در نبرد با نفاق و جبههای که صفای پاکبازی داشت در جبهه آبرو. حقت نبود کمتر از شهادت در جبهه نبرد با کفر.
حالا که پیکر شیرمردی بر زمین افتاده، جشن و پایکوبی شغالان و اندک مزدورانشان هم زیباست که ما رأیت الا جمیلا... ایرانمان را کربلا میکند و هر روزمان را عاشورا؛ فهذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان... تا شفافتر شود صفآرایی محض باطل در برابر حق مطلق.
اما شیعهای که سر شکافته امیرالمؤمنین را در محراب دیده و پیکر بیسر سیدالشهداء را زیر سم ستوران گریسته و پابهپای اسارت زینب هروله کرده، با چنین داغهایی نمیسوزد. هرچند به بیان آوینی امت آخرالزمانیم و داغهای همه تاریخ را به یکباره دیدهایم، اما شیعه با همین داغهای تازهای زنده است که سرد نمیشود؛ «ان لقل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابدا».
حالا در زندگی دیگربارهات در قامت امام شهید، دست افراشتهای بر امواج مردمی که با خونت به خروش آمدهاند برای دفاع از میراثت. همان مردمی که به تعبیر امامت، شرف دارند بر مردم حجاز و کوفه صدر اسلام، پرچم سرخ در کف، آمادهاند تا انتقامت را بستانند و دفاع کنند از حرم ایران. حرمی که حرمتش بالاتر است از جان امام شهیدشان.
#جنگ #شهادت #رهبری
بیشتر بخوانید:
پاکبازان را چه باک از قماربازان...
ایستاده در برابر تحمیل
مِثلی لایبایع مثله...
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
راه پس از راهبر
با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و گمانهزنیها درباره رهبر آینده، ممکن است ابهاماتی درباره آینده کشور ایجاد شده باشد؛ اینکه حرکت آینده کشور به کدامسو خواهد بود و این مسیر چگونه طی خواهد شد. و آیا تفاوت مبنایی با مسیر فعلی وجود خواهد داشت؟
«انقلاب» یک پدیده ساختگی نیست که وابسته به اشخاص و افراد باشد. همانطور که پدیدهای وابسته به نیروی خارجی نبود که با تغییر معادلات بینالمللی متحول شود. جوششی بود از درون یک ملت و حرکتی اجتماعی با اتکا بر هزاران سال سابقه تمدنی ایران که درآمیختنش با فرهنگ اسلامی معجونی مستحکم از آن ساخت.
ساختار جمهوری اسلامی ایران محصول همین انقلاب است و عناصر اصلی انقلاب، شامل اصول کلی، اهداف و مسیر کلان حرکت نظام در این ساختار گنجانده شده است. این عناصر در قانون اساسی متبلور است و ولایتفقیه نیز در همین چارچوب تعریف میشود.
علاوه بر این ساختارهای نظارتی بالادست، مثل مجلس خبرگان و شورای نگهبان، وظیفه حفظ نظام در چارچوب تعریفشده را دارند. از اینرو تغییر معنادار یا انحراف کلی از مسیر نظام، مادام که قانون اساسی و ساختارهای اصلی پابرجا باشند، دور از ذهن بهنظر میرسد.
حتی جایگاه رهبری هم با همه اهمیتش تنها یکی از ارکان این انقلاب است و با وجود رکن مردم، وقفه موقت مصداقی در رکن رهبری نمیتواند خللی در این ساختار مفهومی به وجود آورد. این وقفه پیش از این و پس از رحلت امام(ره) هم تجربه شده بود و مسأٰله جانشینی بدون ایجاد خلأ قدرت و کمترین تنش به نتیجه رسید.
ولایتفقیه تنها یک نظریه فقهی و سیاسی نیست. ساختاری است که با وجود تعاریف و حدود و ثغور مختلف فقها، قرنها در بطن حیات دینی مردم جاری بوده و زعمای شیعه علاوه بر راهبری علمی، فرهنگی و اجتماعی مردم، هرگاه موقعیتی دست داده به شکلهای مختلف نقشآفرینیهای سیاسی خود را نیز به منصه ظهور گذاشتهاند.
از همه اینها گذشته، انقلاب اسلامی یک حرکت اجتماعی و مردمی است و نظارت عمومی مردم و جمهوریت، ضامن تحقق عینی قانون اساسی و کارآمدی ساختارهاست. وقتی امام(ره) متواضعانه میفرمود «همه ما مسئولیم... اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید... باید نهی کنید که چرا؟» در واقع بر نقش مردم و بیتفاوت نبودن نسبت به حرکت انقلاب تأکید میکرد.
مردم علاوه بر نظارت بر حاکمیت، نقش حمایتی پررنگی نیز در بسط ید رهبری دارند. بهویژه رهبر جدید که در ابتدای راه ممکن است تحث شدیدترین فشارهای دشمنان خارجی و مخالفان داخلی باشد و برای تحقق سیاستها و عبور از مصلحتسنجیهای رایج در ساختار حکومت، متکی به مردم خواهد بود.
اما گذشته از اصول اساسی و خطوط کلی، طبیعتا میتوان انتظار تغییر و تحولاتی در روشها، منشها و سیاستهای پاییندست رهبری داشت که علاوه بر ابعاد شخصیتی رهبر آینده، به اقتضائات زمانی و عوامل اثرگذار محیطی، بهویژه نقش مردم نیز وابسته خواهد بود.
گرچه رهبر انقلاب از میان ما رفتهاند، اما راه همان است و مقصد همان. حالا رهبری دیگر همان راه را با ابتکارات جدید، راهبری خواهد کرد. همان راهی که مردم و رهبرشان ترسیم کردهاند و تا پای جان پایش ایستادهاند.
#رهبری #خبرگان
بیشتر بخوانید:
داغی که سرد نمیشود...
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
همراه با راهبر جوان
پایان فرایند انتخاب انتخاب رهبری در مجلس خبرگان و اعلام آیتالله سیدمجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جدید انقلاب، بهترین خبری بود که میتوانست فقدان امام شهید را التیام دهد و بهمردم آماده در میدان انگیزهای دوچندان ببشخد.
با وجود همه شایعات و شبهاتی که در دو دهه گذشته درباره جانشینی ولایتفقیه مطرح میشد، رهبر شهید انقلاب سالها پیش حتی با مطرح شدن نام فرزندش برای بررسی بهعنوان نامزدهای رهبری آینده مخالفت کرده بود و نام او از این فهرست خارج شده بود تا کمترین شبههای در باب حکومت موروثی وجود نداشته باشد.
اما خبرگان فارغ از این دغدغههای درست، وظیفهای دیگر داشتند و با شهادت رهبر انقلاب، نمیتوانستند صلاحیتهای بارز خامنهای جوان را نادیده بگیرند. کسی که همچون سایر اعضای خانواده رهبر شهید انقلاب و بهواسطه تقوای شدیدش همچون مردم عادی میزیست.
باید گفت این خانواده حتی مثل مردم عادی هم زندگی نکردند؛ چون با وجود همه شایستگیها از بسیاری فرصتهای زندگی مردم عادی، مثل ظهور و بروز رسانهای، فعالیت اقتصادی و تصدی مناصب مدیریتی و... محروم بودند. سیدمجتبی حتی درس خارجش را تعطیل کرده بود تا شلوغترین درس خارج قم بهپای نسبت خانوادگیاش نوشته نشود. سهمشان از زندگی محدودیتهای امنیتی بود و شهادت خانوادگی و نشان جانبازی.
ضمن اینکه برخلاف نظامهای موروثی و سلطنتی، این موضوع بدون درنظر گرفتن نسبت خانوادگی، تنها از مسیر احراز صلاحیت و تأیید نمایندگان مردم عبور میکرد. برای همین بود که فرایند انتخاب رهبری آنقدر جدی بوده که خبرگان پس از یک هفته بحث و بررسی و با وجود خطرات امنیتی فراوان، ناچار به جلسه حضوری شدهاند که پس از گفتگوهای مفصل با رأی قاطع به انتخاب رهبر جدید انقلاب انجامیده است.
کسی که در مکتب فضیلت پدر قد کشیده گرچه برای عموم مردم ناشناخته است، برای اهل علم و فقاهت ناآشنا نیست و هشتادوهشت فقیه معتمدی که عصاره فضائل و تقوای ملت ایران در مجلس خبرگان رهبری هستند بر صلاحیتهایش صحه گذاشتند و او را برای ادامه راه رهبر شهید و نیابت امام زمان(عج) انتخاب کردند.
سالها دستیاری پدری فرزانه در قامت مدیرعالی کشور و فرمانده کل قوا نیز کولهباری از دانش و تجربه مدیریت کلان بر دوش او گذاشته تا در طوفانیترین شرایط تاریخ ایران و در حالیکه پنجه در پنجه ابرقدرتها انداخته بتواند کشتی انقلاب مردم ایران را به سلامت عبور دهد و پرچم نصرت الهی را برافرازد.
اگر شک و شبههای هم تاکنون وجود داشت، خصومت و تهدید دشمنان ایران و اشقیای عالم و تلاش برای ترور او هیچ تردیدی را در درستی این انتخاب باقی نمیگذارد. دشمنی که با همه ابزارهایش تلاش کرد بر انتخاب خبرگان اثرگذار باشد؛ از تهدید و تزویر تا بمباران مراکز خبرگان و این آرزو را هم بارها بر زبان آورد.
حالا برخلاف اراده دشمن و تلاشش برای شکست خبرگان یا انتخاب رهبری زاویهدار با خمینی و خامنهای، کسی قرار است راه امام شهید را ادامه دهد که اشبهالناس است به او؛ خلقا و خُلقا و منطقا. و میتوان این یأس را در چهره دشمن و دلیری را در چهره مؤمنین دید که «اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم...».
در این انتخاب، نقش مردم و معجزه حضورشان را هم نمیتوان نادیده گرفت. مردمی که این روز و شبها و زیر بمباران در میدان بودند و جبهه داخلی را در غیاب رهبر شهیدشان حفظ کردند تا نیروهای مسلح بتوانند بر جبهه خارجی متمرکز شوند و خبرگان ملت هم بتوانند زیر شدیدترین فشارهای سیاسی بهترین انتخاب را رقم بزنند.
همین مردم هستند که با حضور و بیعت خود، رهبری خامنهای جوان را تثبیت میکنند و تداوم همراهی آنها در قامت کنشگریها، حمایتها و حتی مطالبهگریها میتواند پیشران حرکت ایران تحت لوای رهبر جوان انقلاب و نصرت خدا باشد؛ «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین».
#رهبری #خبرگان
بیشتر بخوانید:
راه پس از راهبر
داغی که سرد نمیشود...
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
فراتر از جنگ منطقهای
حملات موشکی و پهپادی کشورمان به سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکا در منطقه، تهدید جنگ منطقهای که رهبر شهید انقلاب مطرح کرده بودند را عملی کرده است و از اینرو گام بزرگی برای دفاع از میهن و پاسخ به تعدیات دشمن برداشته شده است.
اما وقتی دشمن بدون اعتنا به تهدید جنگ منطقهای در بالاترین سطح حمله کرده و ریسک جنگ منطقهای و روند پرتاب موشک به سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکا را پذیرفته، یعنی با آمادگی نسبت به این سطح از منازعه وارد جنگ شده و چنین ضرباتی برای به زانو درآوردن او کافی نیست.
دشمن در حقیقت زمین بازی را بر اساس مفروضات خود و اقدامات قابل انتظار از سوی ما طراحی کرده و بازی ما در این زمین، معادلهای را تغییر نخواهد داد. برای پیروزی تعیینکننده در این جنگ وجودی، زمین بازی باید تغییر کند.
کمترین انتظار از ادامه جنگ، پاسخ پشیمانکننده و تنبیه متجاوز است تا او را از تجاوز مجدد به کشورمان بازدارد. اما چه مجازات بازدارندهای میتواند به تحقق این هدف کمک کند؟ بهویژه اینکه متأسفانه ضربات ما صرفا واکنشی در برابر حملات دشمن است و برخلاف غافلگیری ما، با آمادگی کامل جنگ را تحمیل کرده است.
بهترین اقدام برای تحقق این هدف، اقدام پیشدستانه بود که حین صفآرایی دشمن و قبل از حمله غافلگیرانه باید به انجام میرسید. اما حالا چارهای جز برهم زدن بازی فعلی و اقدامات خارج از چارچوب قابل پیشبینی نداریم و به هر قیمت ممکن باید تهدیداتی فراتر از وضعیت فعلی و خارج از چارچوب ریسک دشمن را عملی کرد.
نشان دادن اراده جدی گسترش تنش، تمرکز بر وارد کردن تلفات انبوه قطعی و دفعی به آمریکاییها، وارد کردن نیروی زمینی و چریکی به جنگ منطقهای، کمک به اعمال تغییرات ژئوپلتیک در بعضی کشورهای منطقه، اعلام حاکمیت دائمی بر تنگه هرمز با هدف اخراج نیروهای بیگانه و غیرنظامی کردن خلیجفارس و گزینههای دیگری که قطعا در فهرست سناریوهای نیروهای مسلح قرار دارد، ممکن است بتواند این معادله را تغییر دهد.
روند پایاپای فعلی بدون ایدهای برای پیروزی چشمگیر و ضربه بازدارنده، چندان قابل دوام نیست و طبیعتا به آتشبس شکننده دیگری منجر خواهد شد. جایی که اعلام پیروزی هم نمیتواند سایه جنگ را از روی کشور بردارد و باید تبعات تهدید دائمی جنگ را در اقتصاد و جامعه بهجان خرید و به انتظار غافلگیری دیگری نشست.
#جنگ #بازدارندگی
بیشتر بخوانید:
در انتظار غافلگیری!
برای صلح باید جنگید
پایان انفعال استراتژیک؟
ترامپ و صلحتراپی با جنگ
روایی نقد درسایه روایت فتح
آتشبس؛ فرصتی برای بازنگری
تنشزدایی از یک جنگ «باحال»
چرا روی ترس ما حساب کردهاند؟
جنگ وجودی در مقیاس منطقهای
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
خسارت کافی نیست!
تجربه جنگهای قبلی آمریکا نشان میدهد هزینههای مادی میلیارد دلاری، مانع مؤثری در برابر سیاست تجاوزکارانه این کشور نیست. هزینه اشغال افغانستان توسط آمریکا بیش از دو تریلیون دلار بوده و مجموع هزینههای اشغال عراق نیز به هفت تریلیون دلار بالغ شده است.
چنین ارقامی نشان میدهد تصور بازدارندگی با وارد کردن خسارت و هزینه به دشمن یا برقراری معادله قیمت بین پهپاد چند هزار دلاری با موشک رهگیر چند میلیون دلاری نمیتواند زیاد جدی باشد. طبیعتا خسارتهای منطقه و بازارهای مالی هم تا وقتی به بحران فراگیر و پایدار نرسیده، اهمیتی برای دشمن ندارد.
اما تجربههایی هم وجود دارد که نتیجه داده است. از جمله انفجارهای آبان 1362 در لبنان و مقر نیروهای ویژه آمریکا و فرانسه که 249 نظامی آمریکایی و 58 چترباز فرانسوی را به كام مرگ كشاند. برخلاف تصوراتی که ضربه عمیق به دشمن را باعث جری شدن و بهانه حملات گسترده او میدانند، این اقدام نهتنها به افزایش بحران نینجامید، بلکه به خروج سریع همه نیروهای خارجی منجر شد. با اینکه هنوز حزبالله لبنان قدرت نگرفته بود و عمده خاک این کشور نیز در اشغال اسرائیل بود.
آمریکا پس از چهار دهه و برخلاف همه کشورهای منطقه، هیچگاه بازنگشت و پایگاهی در لبنان ندارد. همین خروج نیروهای نظامی خارجی از لبنان، میدان را برای حزبالله باز کرد تا از میان آتش جنگ، به ستون اصلی مقاومت تبدیل شود. برپایه همین راهبرد اسرائیل از جنوب لبنان اخراج شد و نزدیک بیست سال معادله بازدارندگی برقرار بود. راهبردی که شهید سیدحسن نصرالله به صراحت بیان کرد و بهنظر میرسد برای شرایط فعلی ما نیز کاربرد دارد:
«نمیشود ما را بکشید و فقط پایگاهها و تجهیزات آهنی و حلبی را بزنیم! پول تمام جهان دست شماست و جایگزین میکنید. این کارها در مقابل اسرائیل معادله بازدارندگی درست نمیکند! برای روحیهبخشی یا مصرف رسانهای میتوانستیم چند موشک به یک پایگاه نظامی شلیک کنیم و استحکامات و تجهیزاتش را تخریب کنیم و بگوییم الله اکبر... به شهادت برادرانمان پاسخ دادیم! ولی طبیعتا هیچ سربازی کشته نمیشد! ما میخواهیم یک معادله را تثبیت کنیم: وقتی یکی از مجاهدان ما را میکشید، ما یکی از سربازانتان را میکشیم؛ تمام!»
اهمیت تلفات نیروی انسانی را در مبادلات جبهه مقاومت با اسرائیل و آمریکا هم میتوان دید. جایی که برای رهایی یک اسیر یا حتی دریافت یک جنازه، حاضر به آزادی صدها نفر میشوند. از همینروست که نیروهای دشمن بهشدت محتاط و تابع پروتکلهای محکم امنیتی هستند. فرار به پناهگاه که از نظر ما ممکن است صرفا ناشی از ترس باشد، بخشی از راهبرد حفظ موازنه تلفات و کاهش هزینههای انسانی جنگ است.
با این تفاصیل به نظر میرسد وارد کردن تلفات به دشمن، بهویژه آمریکاییها راهبرد مناسبی برای موازنه با دشمن باشد. البته نه تلفات حسی، حدسی و ادعایی که برای طرفین کارکرد جنگ روانی دارد؛ بلکه تلفات انبوه قطعی و دفعی که برای افکار عمومی دشمن قابل کتمان نباشد و بتواند هزینه انسانی جنگ را برای مردمشان پررنگ کند.
اما گزارشات و تصاویر ماهوارهای منتشرشده در هفتههای منتهی به آغاز جنگ نشان میداد بخش عمدهای از نیروها و تجهیزات آمریکا از پایگاههای نزدیک ما خارج شده و ناوگان نظامی نیز عقب نشستهاند تا از تیررس مؤثر ما در امان باشند. با این وجود آیا حملات معمول به این پایگاهها میتواند نتیجهبخش باشد؟
گرچه دستیابی به این هدف با وجود ابتکار عمل دشمن در آغاز جنگ و کاهش نیروهای مستقر در پایگاهها و سیستمهای اخطار زودهنگام و پناهگاه و... کار دشواری بهنظر میرسد، ولی تمرکز بر این هدف بهجای تمرکز بر خسارت میتواند نتایج نسبی را رقم بزند. آمریکا تا وقتی مستقیما تلفات قابل توجهی دریافت نکرده است، عملا هزینهای نداده و انتظار تنبیه متجاوز را نمیتوان داشت.
#جنگ #بازدارندگی #تلفات
بیشتر بخوانید:
روایت یا واقعیت؟
در انتظار غافلگیری!
فراتر از جنگ منطقهای
پایان انفعال استراتژیک؟
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
پیامآور بعثت مردم
اولین پیام رهبر انقلاب صرفا یک پیام تسلیت و اعلام موجودیت یا حتی تلاشی برای روحیهبخشی نبود؛ علاوه بر همه اینها بیانیه مفصلی بود برای اعلام مواضع رهبری جدید نسبت به ارکان مؤثر در جنگ و دستورالعملی برای مدیریت میدان دفاع در همه ابعادش.
آیتالله سیدمجتبی خامنهای در این پیام مکتوب که اولین حضور رسمیاش بهعنوان رهبر انقلاب اسلامی را به تصویر میکشید، خیال مردمی را که چشم به ترسیم راه از سوی رهبر جوان داشتند تا آینده انقلاب خمینی و خامنهای را ببینند، آسوده کرد و سکینهای بود بر قلوب مؤمنین.
پیامی که علاوه بر اینها روح جوانانهای هم داشت تا با صراحت کمنظیری قرین شود. از قطعیت انتقام همه شهدا و غرامتی که به هر صورت ممکن ستانده خواهد شد تا انسداد هرمز و تهدید به گشودن جبهههای جدید و نهایتا تعیین تکلیف پایگاههای متجاوزین در کشورهای منطقه.
اما پیام رهبری که از متن مردم است، جلوتر از همه مردم شهید داده و مجروح شده، بیش از هر چیز، نگاه مردممدارانه داشت و یادآور هنر امام شهید و امام راحل انقلاب بود در مردمداری و تکیه بر نیروی ملت. نگاهی که جمهوریت واقعی را فعلیت بخشید و ایران را چهل و هفت سال در دامنه آتشفشان حفظ کرد.
اثر این راهبرد را امروز در مهمترین پیچ تاریخی ایران میشود دید؛ یعنی درحالی که کشور درگیر جنگ با بزرگترین ارتش جهان یک هفته را بدون رهبر گذرانده و برخی اظهارات مقاماتش اختلافاتی را برانگیخته بود، باز هم ایستاده و رهبرش اکنون راز این تابآوری و ایستادگی را در مردمش خلاصه میکند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدارش را ضمانت کردید».
حالا مردم نه صرفا یکی از ارکان نظام ولایی، بلکه عین نظام ولایت و امامت هستند و به این مقام مبعوث شدهاند. مردمی که حضورشان آیهای از آیات خداست و بعثتشان میتواند جای ثلمهای به بزرگی فقدان امام شهید را بگیرد؛ «ما ننسخ من آية او ننسها نأت بخير منها او مثلها».
امام شهیدمان یک ماه پیش از شهادتش و در آخرین سخنانش این بعثت را بشارت داده بود که «اگر حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد.»
شبیه این را امام راحل ما هم گفته بود و رهبر امت را طفل سیزده سالهای معرفی میکرد که نارنجک به خود میبندد و خود را به زیر تانک دشمن میاندازد. اما حالا این بعثت را از شبهای ابتدای جنگ تا امروز و راهپیمایی دیروز قدس در مقیاس دهها میلیونی میشود دید.
این صحنهها را قبلا هم دیده بودیم در دهه شصت. در انفجار نماز جمعه و تهدید به بمباران راهپیمایی تهران و حضور کفنپوش مردم. اما تکرارش پنج دهه پس از انقلاب و با این همه فرازونشیب، آن هم در این سطح گسترده در سراسر کشور، معنایی جز بعثت دیگرباره مردم برای انقلابی دیگر میتواند داشته باشد؟
این بعثت را در مسئولان هم میشود دید. مسئولانی که بخشی از همین مردمند و دیروز در راهپیمایی روز قدس، پشت سر مردم بودند. رئیسجمهور دور از حلقه همراهان و محافظان با مردم خوشوبس میکرد و قاضیالقضات در حلقه مردم سقوط بمب در نزدیکیاش را به سخره میگرفت. جز این هم نمیشود انتظار داشت از مسئولان کشوری که رهبرش با مشت گره کرده به استقبال شهادت رفته است.
این حضور که امروز در میدان حفظ خیابان، سرنوشتساز شده و کشور را بیمه کرده، فردا میتواند در میدانهای دیگری هم معجزه کند و افقهای دیگری را بگشاید. موج مهارناپذیری که نهتنها انقلاب را چهل و هفت سال دیگر جلو میبرد، بلکه میتواند گامهای عقبافتادهاش را با سرعت بیشتری بپیماند. اگر قدر دانسته شود.
#رهبری #مردم
بیشتر بخوانید:
راه پس از راهبر
همراه با راهبر جوان
داغی که سرد نمیشود...
نبرد مردمی با دشمن مردم
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
راهپیماییها را مردمیتر کنیم
افزایش مسیرهای راهپیمایی در مشهد، مطالبه دیرین مردم و تشکلهای مردمی شهر بود که بالاخره در راهپیمایی روز قدس امسال با درنظر گرفتن دو مسیر اصلی عملی شد. با این وجود مشکل تراکم همچنان وجود داشت و میتوان به افزایش مسیرها به چهار مسیر اصلی و تعدادی مسیر فرعی هم فکر کرد.
مبدأ سنتی راهپیمایی در میدان پانزده خرداد، تقریبا در حاشیه جنوبی شهر است و تنها مسیر راهپیمایی ارتباط زیادی با مراکز جمعیتی شهر ندارد. در نتیجه عمده جمعیت باید خود را از دورترین فاصلهها به این نقطه شهر میرساندند؛ آن هم در میان محدودیتهای ترافیکی که در مرکز شهر و اطراف حرم مطهر اجرایی میشود.
گرچه هدف از برگزاری متمرکز راهپیمایها باشکوه شدن مراسم و بازنمایی رسانهای آن است، اما این هدف با تراکم جمعیت محقق نمیشود و این فشردگی اذیتکننده را تنها خود شرکتکنندگان احساس میکنند! احساسی که ممکن است بخشی از مردم را برخلاف میل باطنی از حضور در راهپیمایی منصرف کند یا در مراحل ابتدایی ورود به مراسم به خانه برگرداند.
اما فراهم کردن امکان مشارکت بیشتر مردم و تلاش برای مردمیسازی آن از هرچیزی مهمتر است. ایجاد دسترسی و تسهیل حضور مردم از چهارگوشه شهر، انگیزه شرکت در این مراسم ملی را افزایش داده و مشارکت واقعی بیشتری رقم خواهد خورد. بهویژه کسانی که میخواهند چند قدم در مسیری راهپیمایی گام بردارند تا مصداق حضور در راهپیمایی باشد.
عدم وجود مسیرهای فرعی هم مستلزم پیادهروی طولانی تا رسیدن به مبدأ است، در حالیکه مسیرهای مهم دسترسی هم میتواند به عنوان مسیر فرعی درنظر گرفته شود. با افزایش مساحت راهپیمایی، بخش بیشتری از شهر مستقیما فضای راهپیمایی را لمس میکنند و امکان خدماتدهی بیشتر و مردمیسازی خدمات هم فراهم میشود تا شاهد مراسمی سهلتر، متنوعتر، شادتر و خانوادگیتر باشیم.
گسترش جغرافیایی راهپیمایی به درگیر شدن نیمه خاموش جامعه هم کمک خواهد کرد. واقعیت این است که بخشی از مردم، بهویژه ساکنان مناطق دوردست شهر، هیچگاه مستقیما در تجمعات و راهپیماییهای انقلابی شرکت نداشتهاند و درک درستی از میزان جمعیت صدها هزارنفره حامی انقلاب و میهن ندارند. در حالیکه در برخی برههها ممکن است جمعیتهای کوچک چندصد یا چندهزار نفره معترض را در منطقه خود ببینند و همین تجمعات کوچک در چشمشان جلوه کند.
شهروندانی که اخبار را از رسانههای دیگری دنبال میکنند، لازم است در برهههایی در متن تجمعات انقلابی قرار گیرند و چنین فضایی را از نزدیک تجربه کنند. این تجربه که طی شبهای گذشته در تجمعات مردم انقلابی در مناطق مختلف شهری اتفاق افتاد، نباید به دوران جنگ منحصر شود و برخی تجمعات و راهپیماییهای آتی را میتوان خارج از فضای رسمی و در مناطق جدیدتری برگزار کرد. گرچه این کار ملاحظات ترافیکی و امنیتی خاصی را میطلبد و سختی کار را دوچندان میکند، اما باید گفت اثربخشی بیشتر در گرو ابتکار عمل و گردن نهادن به کارهای دشوار است.
راهبرد فعلی بازنمایی بصری راهپیمایی هم بهنظر میرسد نیاز به اصلاح دارد. چون از یکسو متمرکز بر رسانههای رسمی است که نفوذی در مخاطب دگراندیش ندارد و فضای رسانهای جهان هم چندان در اختیار ما نیست. و از سوی دیگر تأثیری هم بر محاسبات امنیتی دشمن نخواهد داشت؛ چراکه برآوردهای دشمن از واقعیتهایی مثل مساحت و ظرفیت مسیر راهپیمایی گرفته میشود، نه بازنمایی رسانهای.
برای رفع این نقیصه باید بستر بهینهای برای تنوع رسانهای ایجاد کرد و علاوه بر دوربین صداوسیما، جایگاهی مثل سکوهای مشرف بر جمعیت برای بازنمایی غیررسمی جمعیت توسط مردم ایجاد شود تا دستکم بلاگرها بتوانند روایت مستند خود را از نزدیک به تصویر بکشند و به بازنمایی و گسترش تصاویر راهپیمایی کمک کنند.
از سوی دیگر بهنظر میرسد یکی از دلایل پرهیز از تعدد مسیر راهپیماییها، نگرانی از مدیریت برنامه و متکثر شدن شعارهاست. چون افزایش مساحت و طول مسیر به تعدد ماشینهای صوت و فاصله گرفتن جمعیت از جریان اصلی راهپیمایی میانجامد. اما تجربه تجمعات شبانه محلی در سراسر کشور نشان میدهد که نباید از مردمی شدن چنین مراسمی هراس داشت و همین تنوع و تکثر مردمی است که به پویایی راهپیمایی کمک میکند.
حتی میتوان قطعههایی از مسیر را به مساجد محوری و تشکلها واگذار کرد؛ همان تشکلهایی که در شبهای گذشته امتحان خود را پس داده و تجربه عینی و حتی تجهیزات مورد نیاز را در اختیار دارند و بدنه مردمی آنها انرژی زیادی برای عبور از برنامههای رسمی و کلیشهای و برگزاری هرچه باشکوهتر مراسم خواهند داشت.
#راهپیمایی #مردم #مشهد
بیشتر بخوانید:
پیامآور بعثت مردم
وحدتها و کثرتهای ۲۲ بهمن
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour
مشهد؛ زیر بمباران کوکاکولا...!
دهها تشکل مردمی در بیانیهای با اشاره به تجاوز آمریکا به کشورمان و ضرورت ضربه به منافع این کشور، بر حذف برند کوکاکولا و حفظ تولید محصول با نام تجاری ایرانی تأکید کردند.
در بیانیه شماره یک ستاد مردمی مبارزه با محصولات آمریکایی آمده است:
ما شرکتهای آمریکایی در منطقه را موشکباران میکنیم، اما کوکاکولای آمریکایی در خاک ایران و شهر مشهد جولان میدهد و سهم مردم مشهد از جنگ، بمباران اقتصادی توسط کوکاکولاست!
گرچه زدن کوکاکولا کار نیروهای مسلح نیست، اما بنابر تقسیم کار انجامشده، دفاع در میدان داخلی برعهده مردم است و ما مردم هستیم که میتوانیم شهر مشهد را از زیر بمباران کوکاکولا نجات دهیم.
جبهه عدالتخواه مردمی، اندیشکده راهبردی سعداء، جبهه روحانیت مردمی، دیدهبان شفافیت و عدالت، حامیان حقوق شهروندی، انجمن فیلمسازان انقلاب، جبهه ایران قوی، میراث فقاهت خراسان، شورای تشکلهای جوانان انقلابی، جبهه احزاب حامی مقاومت، بانوان مبین، شهیدالقدس، حبلا...، ربیون، لبیک، فتیه و دهها تشکل مردمی دیگر از جمله حامیان این حرکت هستند.
این ستاد با اعلام شناسه (@cocabomb) در پیامرسان ایتا از مردم و تشکلها درخواست کرده است تا رسیدن به نتیجه مطلوب با این حرکت مردمی همراهی کنند.
#جنگ #کوکاکولا #تحریم
بیشتر بخوانید:
بوم بوم... کوکاکولا!
تأملات | محمد ولیانپور
@mvalianpour