eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
572 دنبال‌کننده
55 عکس
4 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد #ولیانپور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
از سرویس‌های امن ایرانی استفاده کنیم با توجه به اختلال در شبکه اینترنت بین‌الملل و تهدیدهای ناشی از حملات سایبری دشمن، دست‌رسی به برخی سرویس‌های بین‌المللی دچار مشکل شده است. کاربران محترم برای پرهیز از وقفه در کار خود می‌توانند از سرویس‌های ایرانی جایگزین استفاده کنند. ◽️ موتور جستجو (Search Engine) 🔸 جستجوگر ذره‌بین: وب | اپ 🔸 جستجوگر گردو: وب | اپ 🔸 جستجوگر شاد‌بین (کودک): وب | اپ 🔸 جستجوگر ریسمون: وب ◽️ شبکه اجتماعی و پیام‌رسان 🔸 روبیکا (جایگزین اینستاگرام): وب | اپ 🔸 پیام رسان ایتا (جایگزین تلگرام): وب | اپ 🔸 پیام رسان بله: وب | اپ 🔸 ویراستی (جایگزین تویتر و ایکس): وب | اپ ◽️ نقشه و مسیر یاب (Map) 🔸 نقشه و مسیریاب نشان: وب | اپ 🔸 نقشه و مسیریاب بلد: وب | اپ ◽️ موتور ترجمه (Translator) 🔸 ترگمان: وب | اپ 🔸 فرازین: وب ◽️ پست الکترونیک (Email) 🔸 میل: وب 🔸 چاپار: وب نکته: برخی سرویس‌های ایرانی با وجود توان‌مندی ممکن است به دلیل افزایش ناگهانی مراجعات اختلال‌هایی داشته باشند. لطفا با شکیبایی از آن‌ها حمایت کنید. 👈 با انتشار این پیام دیگران را نیز همراه کنید... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
جنگ وجودی در مقیاس منطقه‌ای پس از تجربه دو جنگ اخیر وسط مذاکره، حالا سخن گفتن از بمباران میز مذاکره و افتادن در تله صلح برای جنگ، تکراری و ملال‌آور است. گرچه از مذاکره‌ای که زیر سایه تهدید انجام شده و اولین سیگنالش ترس از جنگ و عقب‌نشینی بود، انتظار دیگری جز جنگ زیر سایه مذاکره نمی‌شد داشت. حالا آمریکا و اسرائیل دور دیگری از جنگ را شروع کرده‌اند؛ این‌بار بدون نقاب و تفکیک نقش نتانیاهو و ترامپ. جنگ وجودی درازدامنی که مدت‌هاست شروع شده و هشدارش را رهبر انقلاب، نزدیک دو سال پیش داده بودند. اما این‌بار حجم حملات ابتدایی دشمن، مطابق انتظار نبوده و فاصله زیادی با حملات غافل‌گیرانه جنگ دوازده روزه دارد. منابع عبری هم اعلام کرده‌اند ارتش رژیم صهیونیستی در این مرحله برای حملاتی چهارروزه آماده شده است. شواهدی که نشان می‌دهد دشمن تا این‌جا به دنبال حملاتی محدود برای تسلیم کردن ایران بوده است. پاسخ نیروهای نظامی کشورمان البته تاکنون کوبنده و به‌نظر می‌رسد خارج از انتظار دشمن بوده است. حملاتی که عادتا باید با حملات محدود موشکی به برخی پایگاه‌های مشخص پاسخ داده می‌شد، علاوه بر فلسطین اشغالی به موشک‌باران پایگاه‌های آمریکایی در سراسر کشورهای عربی کشیده شده است. این بار گویا قرار است خطای محاسباتی دشمن به چالش کشیده شود؛ خطای محاسباتی بزرگی که چند بار با خسارات سنگینی تکرار شده و در آستانه تثبیت و تبدیل به واقعیت محاسباتی بود، با عملیاتی شدن تهدید رهبر انقلاب مبنی بر تبدیل هر درگیری نظامی به جنگ منطقه‌ای، در آستانه شکست قرار گرفته است. در تعامل با بازیگری که هیچ چارچوبی را نمی‌پذیرد و هر بار زیر میز می‌زند، چاره‌ای جز عمل متقابل نیست. تدوام پاسخ‌های پیش‌بینی ناپذیر است که می‌تواند ریسک تداوم جنگ را برای دشمن بالا ببرد و او را سرجایش بنشاند. جنگ فعلی به هرحال به پایان خواهد رسید، ولی چگونگی پایان‌بندی آن است که فرجام سایه جنگ و تهدیدات مداوم را رقم می‌زند. تهدید وجودی اگر به‌درستی درک شود، باید با قدرت و حتی قبل از شکل‌گیری خنثی شود؛ چراکه ممکن است فرصتی برای جبران و انتقام وجود نداشته باشد. بیشتر بخوانید: عبور از موضع تسلیم پایان انفعال استراتژیک تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
داغی که سرد نمی‌شود... گفته بودی که می‌ترسیدی از «مردن» و حتی فکرش هم قلبت را می‌فشرد. می‌ترسیدی از جاماندن در مسابقه بهشت و افتخار ابدی شهادت. اما آن روز که گفتی جان ناقابلی دارم و جسم ناقصی و اندک آبرویی که همه‌اش پیش‌کش مولاست، و آن روز که بر پیکر قاسمت مویه می‌کردی «وارزقنا الشهادة فی سبیلک یا مولای...» باید پیشاپیش حس می‌کردیم این داغ باورناکردنی را. کسی که به اعتراف منتقدانش، نقطه‌ای سیاه که هیچ، نقطه‌ای خاکستری هم در زندگی ساده‌اش دیده نمی‌شد. زندگی در بیت موجزی که مصرعش گلیم حسینیه امام بود و ردیفش منتظران مطلع خطابه‌اش تا تلمیحاتش را مشق کنند، بیش از این تاب اطناب نداشت. انصاف هم نبود کسی که هشتاد و شش سال برای خدا زیست و هفتاد سال، مبارزه را خسته کرد و سی‌وشش سال راهبر مردمانش بود در برابر استکبار، به مرگ سیاه بمیرد و فانی شود. باید زنده و باقی می‌ماند در قامت شهید سرخ معرکه. آن هم به دست شقی‌ترین‌ها و خبیث‌ترین‌ها. و چه افتخاری بالاتر از افتخار شهادت علوی؟ آن‌ها که دیروز نماز و سجده علی در محراب شهادت را انکار می‌کردند، چشم دیدن حضور پیدایت و رقصی چنین میانه میدانت را نداشتند و در اعماق زمین یا پروازهای فرار به دنبال پنهانت بودند. حتی با آن همه فدایی و عاشق جان برکفی که آرزویشان بود سپر بلایت شوند، در قامت مردمت ماندی که پناهگاهی در برابر کرکسان نداشتند. تا در رمضانی دیگر، شب قدر دیگری برای دنیانشینان مقدر شود و نعمت داشتن علی را از دست دهند. حسینی به همراه خانواده به میدان آمد، با فرزندان و عروس و دامادها و نوه‌های خردسالش تا چنین زندگانی‌ای به سخره بگیرد سقف کوتاه مردگانیِ کج‌رفتاران و آقازاده‌های خارج‌نشین و دامادهای کرسی‌نشین را و پنجه در پنجه کفر شود برای حفظ ایران از کام مستکبران که «مثلی لایبایع مثله...». اما تو شهید شده بودی پیش از آن‌که به شهادت برسی. در زمره رجالی بودی که «صدقوا ما عاهدوا الله» و از قافله «من ینتظر». با دستی که نشان جانبازی داشت در نبرد با نفاق و جبهه‌ای که صفای پاک‌بازی داشت در جبهه آبرو. حقت نبود کم‌تر از شهادت در جبهه نبرد با کفر. حالا که پیکر شیرمردی بر زمین افتاده، جشن و پای‌کوبی شغالان و اندک مزدورانشان هم زیباست که ما رأیت الا جمیلا... ایرانمان را کربلا می‌کند و هر روزمان را عاشورا؛ فهذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان... تا شفاف‌تر شود صف‌آرایی محض باطل در برابر حق مطلق. اما شیعه‌ای که سر شکافته امیرالمؤمنین را در محراب دیده و پیکر بی‌سر سیدالشهداء را زیر سم ستوران گریسته و پابه‌پای اسارت زینب هروله کرده، با چنین داغ‌هایی نمی‌سوزد. هرچند به بیان آوینی امت آخرالزمانیم و داغ‌های همه تاریخ را به یک‌باره دیده‌ایم، اما شیعه با همین داغ‌های تازه‌ای زنده است که سرد نمی‌شود؛ «ان لقل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابدا». حالا در زندگی دیگرباره‌ات در قامت امام شهید، دست افراشته‌ای بر امواج مردمی که با خونت به خروش آمده‌اند برای دفاع از میراثت. همان مردمی که به تعبیر امامت، شرف دارند بر مردم حجاز و کوفه صدر اسلام، پرچم سرخ در کف، آماده‌اند تا انتقامت را بستانند و دفاع کنند از حرم ایران. حرمی که حرمتش بالاتر است از جان امام شهیدشان. بیشتر بخوانید: پاک‌بازان را چه باک از قماربازان... ایستاده در برابر تحمیل مِثلی لایبایع مثله... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
راه پس از راه‌بر با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و گمانه‌زنی‌ها درباره رهبر آینده، ممکن است ابهاماتی درباره آینده کشور ایجاد شده باشد؛ این‌که حرکت آینده کشور به کدام‌سو خواهد بود و این مسیر چگونه طی خواهد شد. و آیا تفاوت مبنایی با مسیر فعلی وجود خواهد داشت؟ «انقلاب» یک پدیده ساختگی نیست که وابسته به اشخاص و افراد باشد. همان‌طور که پدیده‌ای وابسته به نیروی خارجی نبود که با تغییر معادلات بین‌المللی متحول شود. جوششی بود از درون یک ملت و حرکتی اجتماعی با اتکا بر هزاران سال سابقه تمدنی ایران که درآمیختنش با فرهنگ اسلامی معجونی مستحکم از آن ساخت. ساختار جمهوری اسلامی ایران محصول همین انقلاب است و عناصر اصلی انقلاب، شامل اصول کلی، اهداف و مسیر کلان حرکت نظام در این ساختار گنجانده شده است. این عناصر در قانون اساسی متبلور است و ولایت‌فقیه نیز در همین چارچوب تعریف می‌شود. علاوه بر این ساختارهای نظارتی بالادست، مثل مجلس خبرگان و شورای نگهبان، وظیفه حفظ نظام در چارچوب تعریف‌شده را دارند. از این‌رو تغییر معنادار یا انحراف کلی از مسیر نظام، مادام که قانون اساسی و ساختارهای اصلی پابرجا باشند، دور از ذهن به‌نظر می‌رسد. حتی جایگاه رهبری هم با همه اهمیتش تنها یکی از ارکان این انقلاب است و با وجود رکن مردم، وقفه موقت مصداقی در رکن رهبری نمی‌تواند خللی در این ساختار مفهومی به وجود آورد. این وقفه پیش از این و پس از رحلت امام(ره) هم تجربه شده بود و مسأٰله جانشینی بدون ایجاد خلأ قدرت و کم‌ترین تنش به نتیجه رسید. ولایت‌فقیه تنها یک نظریه فقهی و سیاسی نیست. ساختاری است که با وجود تعاریف و حدود و ثغور مختلف فقها، قرن‌ها در بطن حیات دینی مردم جاری بوده و زعمای شیعه علاوه بر راهبری علمی، فرهنگی و اجتماعی مردم، هرگاه موقعیتی دست داده به شکل‌های مختلف نقش‌آفرینی‌های سیاسی خود را نیز به منصه ظهور گذاشته‌اند. از همه این‌ها گذشته، انقلاب اسلامی یک حرکت اجتماعی و مردمی است و نظارت عمومی مردم و جمهوریت، ضامن تحقق عینی قانون اساسی و کارآمدی ساختارهاست. وقتی امام(ره) متواضعانه می‌فرمود «همه ما مسئولیم... اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید... باید نهی کنید که چرا؟» در واقع بر نقش مردم و بی‌تفاوت نبودن نسبت به حرکت انقلاب تأکید می‌کرد. مردم علاوه بر نظارت بر حاکمیت، نقش حمایتی پررنگی نیز در بسط ید رهبری دارند. به‌ویژه رهبر جدید که در ابتدای راه ممکن است تحث شدیدترین فشارهای دشمنان خارجی و مخالفان داخلی باشد و برای تحقق سیاست‌ها و عبور از مصلحت‌سنجی‌های رایج در ساختار حکومت، متکی به مردم خواهد بود. اما گذشته از اصول اساسی و خطوط کلی، طبیعتا می‌توان انتظار تغییر و تحولاتی در روش‌ها، منش‌ها و سیاست‌های پایین‌دست رهبری داشت که علاوه بر ابعاد شخصیتی رهبر آینده، به اقتضائات زمانی و عوامل اثرگذار محیطی، به‌ویژه نقش مردم نیز وابسته خواهد بود. گرچه ره‌بر انقلاب از میان ما رفته‌اند، اما راه همان است و مقصد همان. حالا ره‌بری دیگر همان راه را با ابتکارات جدید، راه‌بری خواهد کرد. همان راهی که مردم و رهبرشان ترسیم کرده‌اند و تا پای جان پایش ایستاده‌اند. بیشتر بخوانید: داغی که سرد نمی‌شود... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
همراه با راهبر جوان پایان فرایند انتخاب انتخاب رهبری در مجلس خبرگان و اعلام آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جدید انقلاب، بهترین خبری بود که می‌توانست فقدان امام شهید را التیام دهد و به‌مردم آماده در میدان انگیزه‌ای دوچندان ببشخد. با وجود همه شایعات و شبهاتی که در دو دهه گذشته درباره جانشینی ولایت‌فقیه مطرح می‌شد، رهبر شهید انقلاب سال‌ها پیش حتی با مطرح شدن نام فرزندش برای بررسی به‌عنوان نامزدهای رهبری آینده مخالفت کرده بود و نام او از این فهرست خارج شده بود تا کم‌ترین شبهه‌ای در باب حکومت موروثی وجود نداشته باشد. اما خبرگان فارغ از این دغدغه‌های درست، وظیفه‌ای دیگر داشتند و با شهادت رهبر انقلاب، نمی‌توانستند صلاحیت‌های بارز خامنه‌ای جوان را نادیده بگیرند. کسی که همچون سایر اعضای خانواده رهبر شهید انقلاب و به‌واسطه تقوای شدیدش هم‌چون مردم عادی می‌زیست. باید گفت این خانواده حتی مثل مردم عادی هم زندگی نکردند؛ چون با وجود همه شایستگی‌ها از بسیاری فرصت‌های زندگی مردم عادی، مثل ظهور و بروز رسانه‌ای، فعالیت اقتصادی و تصدی مناصب مدیریتی و... محروم بودند. سیدمجتبی حتی درس خارجش را تعطیل کرده بود تا شلوغ‌ترین درس خارج قم به‌پای نسبت خانوادگی‌اش نوشته نشود. سهمشان از زندگی محدودیت‌های امنیتی بود و شهادت خانوادگی و نشان جانبازی. ضمن این‌که برخلاف نظام‌های موروثی و سلطنتی، این موضوع بدون درنظر گرفتن نسبت خانوادگی، تنها از مسیر احراز صلاحیت و تأیید نمایندگان مردم عبور می‌کرد. برای همین بود که فرایند انتخاب رهبری آن‌قدر جدی بوده که خبرگان پس از یک هفته بحث و بررسی و با وجود خطرات امنیتی فراوان، ناچار به جلسه حضوری شده‌اند که پس از گفتگوهای مفصل با رأی قاطع به انتخاب رهبر جدید انقلاب انجامیده است. کسی که در مکتب فضیلت پدر قد کشیده گرچه برای عموم مردم ناشناخته است، برای اهل علم و فقاهت ناآشنا نیست و هشتادوهشت فقیه معتمدی که عصاره فضائل و تقوای ملت ایران در مجلس خبرگان رهبری هستند بر صلاحیت‌هایش صحه گذاشتند و او را برای ادامه راه رهبر شهید و نیابت امام زمان(عج) انتخاب کردند. سال‌ها دستیاری پدری فرزانه در قامت مدیرعالی کشور و فرمانده کل قوا نیز کوله‌باری از دانش و تجربه مدیریت کلان بر دوش او گذاشته تا در طوفانی‌ترین شرایط تاریخ ایران و در حالی‌که پنجه در پنجه ابرقدرت‌ها انداخته بتواند کشتی انقلاب مردم ایران را به سلامت عبور دهد و پرچم نصرت الهی را برافرازد. اگر شک و شبهه‌ای هم تاکنون وجود داشت، خصومت و تهدید دشمنان ایران و اشقیای عالم و تلاش برای ترور او هیچ تردیدی را در درستی این انتخاب باقی نمی‌گذارد. دشمنی که با همه ابزارهایش تلاش کرد بر انتخاب خبرگان اثرگذار باشد؛ از تهدید و تزویر تا بمباران مراکز خبرگان و این آرزو را هم بارها بر زبان آورد. حالا برخلاف اراده دشمن و تلاشش برای شکست خبرگان یا انتخاب رهبری زاویه‌دار با خمینی و خامنه‌ای، کسی قرار است راه امام شهید را ادامه دهد که اشبه‌الناس است به او؛ خلقا و خُلقا و منطقا. و می‌توان این یأس را در چهره دشمن و دلیری را در چهره مؤمنین دید که «اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم...». در این انتخاب، نقش مردم و معجزه حضورشان را هم نمی‌توان نادیده گرفت. مردمی که این روز و شب‌ها و زیر بمباران در میدان بودند و جبهه داخلی را در غیاب رهبر شهیدشان حفظ کردند تا نیروهای مسلح بتوانند بر جبهه خارجی متمرکز شوند و خبرگان ملت هم بتوانند زیر شدیدترین فشارهای سیاسی بهترین انتخاب را رقم بزنند. همین مردم هستند که با حضور و بیعت خود، رهبری خامنه‌ای جوان را تثبیت می‌کنند و تداوم هم‌راهی آن‌ها در قامت کنش‌گری‌ها، حمایت‌ها و حتی مطالبه‌گری‌ها می‌تواند پیشران حرکت ایران تحت لوای رهبر جوان انقلاب و نصرت خدا باشد؛ «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین». بیشتر بخوانید: راه پس از راه‌بر داغی که سرد نمی‌شود... تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
فراتر از جنگ منطقه‌ای حملات موشکی و پهپادی کشورمان به سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، تهدید جنگ منطقه‌ای که رهبر شهید انقلاب مطرح کرده بودند را عملی کرده است و از این‌رو گام بزرگی برای دفاع از میهن و پاسخ به تعدیات دشمن برداشته شده است. اما وقتی دشمن بدون اعتنا به تهدید جنگ منطقه‌ای در بالاترین سطح حمله کرده و ریسک جنگ منطقه‌ای و روند پرتاب موشک به سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکا را پذیرفته، یعنی با آمادگی نسبت به این سطح از منازعه وارد جنگ شده و چنین ضرباتی برای به زانو درآوردن او کافی نیست. دشمن در حقیقت زمین بازی را بر اساس مفروضات خود و اقدامات قابل انتظار از سوی ما طراحی کرده و بازی ما در این زمین، معادله‌ای را تغییر نخواهد داد. برای پیروزی تعیین‌کننده در این جنگ وجودی، زمین بازی باید تغییر کند. کم‌ترین انتظار از ادامه جنگ، پاسخ پشیمان‌کننده و تنبیه متجاوز است تا او را از تجاوز مجدد به کشورمان بازدارد. اما چه مجازات بازدارنده‌ای می‌تواند به تحقق این هدف کمک کند؟ به‌ویژه این‌که متأسفانه ضربات ما صرفا واکنشی در برابر حملات دشمن است و برخلاف غافل‌گیری ما، با آمادگی کامل جنگ را تحمیل کرده است. بهترین اقدام برای تحقق این هدف، اقدام پیش‌دستانه بود که حین صف‌آرایی دشمن و قبل از حمله غافل‌گیرانه باید به انجام می‌رسید. اما حالا چاره‌ای جز برهم زدن بازی فعلی و اقدامات خارج از چارچوب قابل پیش‌بینی نداریم و به هر قیمت ممکن باید تهدیداتی فراتر از وضعیت فعلی و خارج از چارچوب ریسک دشمن را عملی کرد. نشان دادن اراده جدی گسترش تنش، تمرکز بر وارد کردن تلفات انبوه قطعی و دفعی به آمریکایی‌ها، وارد کردن نیروی زمینی و چریکی به جنگ منطقه‌ای، کمک به اعمال تغییرات ژئوپلتیک در بعضی کشورهای منطقه، اعلام حاکمیت دائمی بر تنگه هرمز با هدف اخراج نیروهای بیگانه و غیرنظامی کردن خلیج‌فارس و گزینه‌های دیگری که قطعا در فهرست سناریوهای نیروهای مسلح قرار دارد، ممکن است بتواند این معادله را تغییر دهد. روند پایاپای فعلی بدون ایده‌ای برای پیروزی چشم‌گیر و ضربه بازدارنده، چندان قابل دوام نیست و طبیعتا به آتش‌بس شکننده دیگری منجر خواهد شد. جایی که اعلام پیروزی هم نمی‌تواند سایه جنگ را از روی کشور بردارد و باید تبعات تهدید دائمی جنگ را در اقتصاد و جامعه به‌جان خرید و به انتظار غافل‌گیری دیگری نشست. بیشتر بخوانید: در انتظار غافل‌گیری! برای صلح باید جنگید پایان انفعال استراتژیک؟ ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ روایی نقد درسایه روایت فتح آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری تنش‌زدایی از یک جنگ «باحال» چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ جنگ وجودی در مقیاس منطقه‌ای تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
خسارت کافی نیست! تجربه جنگ‌های قبلی آمریکا نشان می‌دهد هزینه‌های مادی میلیارد دلاری، مانع مؤثری در برابر سیاست تجاوزکارانه این کشور نیست. هزینه اشغال افغانستان توسط آمریکا بیش از دو تریلیون دلار بوده و مجموع هزینه‌های اشغال عراق نیز به هفت تریلیون دلار بالغ شده است. چنین ارقامی نشان می‌دهد تصور بازدارندگی با وارد کردن خسارت و هزینه به دشمن یا برقراری معادله قیمت بین پهپاد چند هزار دلاری با موشک رهگیر چند میلیون دلاری نمی‌تواند زیاد جدی باشد. طبیعتا خسارت‌های منطقه و بازارهای مالی هم تا وقتی به بحران فراگیر و پایدار نرسیده، اهمیتی برای دشمن ندارد. اما تجربه‌هایی هم وجود دارد که نتیجه داده است. از جمله انفجارهای آبان 1362 در لبنان و مقر نیروهای ویژه آمریکا و فرانسه که 249 نظامی آمریکایی و 58 چترباز فرانسوی را به كام مرگ كشاند. برخلاف تصوراتی که ضربه عمیق به دشمن را باعث جری شدن و بهانه حملات گسترده او می‌دانند، این اقدام نه‌تنها به افزایش بحران نینجامید، بلکه به خروج سریع همه نیروهای خارجی منجر شد. با این‌که هنوز حزب‌الله لبنان قدرت نگرفته بود و عمده خاک این کشور نیز در اشغال اسرائیل بود. آمریکا پس از چهار دهه و برخلاف همه کشورهای منطقه، هیچ‌گاه بازنگشت و پایگاهی در لبنان ندارد. همین خروج نیروهای نظامی خارجی از لبنان، میدان را برای حزب‌الله باز کرد تا از میان آتش جنگ، به ستون اصلی مقاومت تبدیل شود. برپایه همین راهبرد اسرائیل از جنوب لبنان اخراج شد و نزدیک بیست سال معادله بازدارندگی برقرار بود. راهبردی که شهید سیدحسن نصرالله به صراحت بیان کرد و به‌نظر می‌رسد برای شرایط فعلی ما نیز کاربرد دارد: «نمی‌شود ما را بکشید و فقط پایگاه‌ها و تجهیزات آهنی و حلبی را بزنیم! پول تمام جهان دست شماست و جایگزین می‌کنید. این کارها در مقابل اسرائیل معادله بازدارندگی درست نمی‌کند! برای روحیه‌بخشی یا مصرف رسانه‌ای می‌توانستیم چند موشک به یک پایگاه نظامی شلیک کنیم و استحکامات و تجهیزاتش را تخریب کنیم و بگوییم الله اکبر... به شهادت برادرانمان پاسخ دادیم! ولی طبیعتا هیچ سربازی کشته نمی‌شد! ما می‌خواهیم یک معادله را تثبیت کنیم: وقتی یکی از مجاهدان ما را می‌کشید، ما یکی از سربازانتان را می‌کشیم؛ تمام!» اهمیت تلفات نیروی انسانی را در مبادلات جبهه مقاومت با اسرائیل و آمریکا هم می‌توان دید. جایی که برای رهایی یک اسیر یا حتی دریافت یک جنازه، حاضر به آزادی صدها نفر می‌شوند. از همین‌روست که نیروهای دشمن به‌شدت محتاط و تابع پروتکل‌های محکم امنیتی هستند. فرار به پناهگاه که از نظر ما ممکن است صرفا ناشی از ترس باشد، بخشی از راهبرد حفظ موازنه تلفات و کاهش هزینه‌های انسانی جنگ است. با این تفاصیل به نظر می‌رسد وارد کردن تلفات به دشمن، به‌ویژه آمریکایی‌ها راهبرد مناسبی برای موازنه با دشمن باشد. البته نه تلفات حسی، حدسی و ادعایی که برای طرفین کارکرد جنگ روانی دارد؛ بلکه تلفات انبوه قطعی و دفعی که برای افکار عمومی دشمن قابل کتمان نباشد و بتواند هزینه انسانی جنگ را برای مردمشان پررنگ کند. اما گزارشات و تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده در هفته‌های منتهی به آغاز جنگ نشان می‌داد بخش عمده‌ای از نیروها و تجهیزات آمریکا از پایگاه‌های نزدیک ما خارج شده و ناوگان نظامی نیز عقب نشسته‌اند تا از تیررس مؤثر ما در امان باشند. با این وجود آیا حملات معمول به این پایگاه‌ها می‌تواند نتیجه‌بخش باشد؟ گرچه دست‌یابی به این هدف با وجود ابتکار عمل دشمن در آغاز جنگ و کاهش نیروهای مستقر در پایگاه‌ها و سیستم‌های اخطار زودهنگام و پناهگاه و... کار دشواری به‌نظر می‌رسد، ولی تمرکز بر این هدف به‌جای تمرکز بر خسارت می‌تواند نتایج نسبی را رقم بزند. آمریکا تا وقتی مستقیما تلفات قابل توجهی دریافت نکرده است، عملا هزینه‌ای نداده و انتظار تنبیه متجاوز را نمی‌توان داشت. بیشتر بخوانید: روایت یا واقعیت؟ در انتظار غافل‌گیری! فراتر از جنگ منطقه‌ای پایان انفعال استراتژیک؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
پیام‌آور بعثت مردم اولین پیام رهبر انقلاب صرفا یک پیام تسلیت و اعلام موجودیت یا حتی تلاشی برای روحیه‌بخشی نبود؛ علاوه بر همه این‌ها بیانیه مفصلی بود برای اعلام مواضع رهبری جدید نسبت به ارکان مؤثر در جنگ و دستورالعملی برای مدیریت میدان دفاع در همه ابعادش. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در این پیام مکتوب که اولین حضور رسمی‌اش به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی را به تصویر می‌کشید، خیال مردمی را که چشم به ترسیم راه از سوی رهبر جوان داشتند تا آینده انقلاب خمینی و خامنه‌ای را ببینند، آسوده کرد و سکینه‌ای بود بر قلوب مؤمنین. پیامی که علاوه بر این‌ها روح جوانانه‌ای هم داشت تا با صراحت کم‌نظیری قرین شود. از قطعیت انتقام همه شهدا و غرامتی که به هر صورت ممکن ستانده خواهد شد تا انسداد هرمز و تهدید به گشودن جبهه‌های جدید و نهایتا تعیین تکلیف پایگاه‌های متجاوزین در کشورهای منطقه. اما پیام رهبری که از متن مردم است، جلوتر از همه مردم شهید داده و مجروح شده، بیش از هر چیز، نگاه مردم‌مدارانه داشت و یادآور هنر امام شهید و امام راحل انقلاب بود در مردم‌داری و تکیه بر نیروی ملت. نگاهی که جمهوریت واقعی را فعلیت بخشید و ایران را چهل و هفت سال در دامنه آتش‌فشان حفظ کرد. اثر این راهبرد را امروز در مهم‌ترین پیچ تاریخی ایران می‌شود دید؛ یعنی درحالی که کشور درگیر جنگ با بزرگ‌ترین ارتش جهان یک هفته را بدون رهبر گذرانده و برخی اظهارات مقاماتش اختلافاتی را برانگیخته بود، باز هم ایستاده و رهبرش اکنون راز این تاب‌آوری و ایستادگی را در مردمش خلاصه می‌کند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدارش را ضمانت کردید». حالا مردم نه صرفا یکی از ارکان نظام ولایی، بلکه عین نظام ولایت و امامت هستند و به این مقام مبعوث شده‌اند. مردمی که حضورشان آیه‌ای از آیات خداست و بعثتشان می‌تواند جای ثلمه‌ای به بزرگی فقدان امام شهید را بگیرد؛ «ما ننسخ من آية او ننسها نأت بخير منها او مثلها». امام شهیدمان یک ماه پیش از شهادتش و در آخرین سخنانش این بعثت را بشارت داده بود که «اگر حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد.» شبیه این را امام راحل ما هم گفته بود و رهبر امت را طفل سیزده ساله‌ای معرفی می‌کرد که نارنجک به خود می‌بندد و خود را به زیر تانک دشمن می‌اندازد. اما حالا این بعثت را از شب‌های ابتدای جنگ تا امروز و راهپیمایی دیروز قدس در مقیاس ده‌ها میلیونی می‌شود دید. این صحنه‌ها را قبلا هم دیده بودیم در دهه شصت. در انفجار نماز جمعه و تهدید به بمباران راهپیمایی تهران و حضور کفن‌پوش مردم. اما تکرارش پنج دهه پس از انقلاب و با این همه فرازونشیب، آن هم در این سطح گسترده در سراسر کشور، معنایی جز بعثت دیگرباره مردم برای انقلابی دیگر می‌تواند داشته باشد؟ این بعثت را در مسئولان هم می‌شود دید. مسئولانی که بخشی از همین مردمند و دیروز در راهپیمایی روز قدس، پشت سر مردم بودند. رئیس‌جمهور دور از حلقه همراهان و محافظان با مردم خوش‌وبس می‌کرد و قاضی‌القضات در حلقه مردم سقوط بمب در نزدیکی‌اش را به سخره می‌گرفت. جز این هم نمی‌شود انتظار داشت از مسئولان کشوری که رهبرش با مشت گره کرده به استقبال شهادت رفته است. این حضور که امروز در میدان حفظ خیابان، سرنوشت‌ساز شده و کشور را بیمه کرده، فردا می‌تواند در میدان‌های دیگری هم معجزه کند و افق‌های دیگری را بگشاید. موج مهارناپذیری که نه‌تنها انقلاب را چهل و هفت سال دیگر جلو می‌برد، بلکه می‌تواند گام‌های عقب‌افتاده‌اش را با سرعت بیشتری بپیماند. اگر قدر دانسته شود. بیشتر بخوانید: راه پس از راه‌بر هم‌راه با راه‌بر جوان داغی که سرد نمی‌شود... نبرد مردمی با دشمن مردم تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
راهپیمایی‌ها را مردمی‌تر کنیم افزایش مسیرهای راهپیمایی در مشهد، مطالبه دیرین مردم و تشکل‌های مردمی شهر بود که بالاخره در راهپیمایی روز قدس امسال با درنظر گرفتن دو مسیر اصلی عملی شد. با این وجود مشکل تراکم همچنان وجود داشت و می‌توان به افزایش مسیرها به چهار مسیر اصلی و تعدادی مسیر فرعی هم فکر کرد. مبدأ سنتی راهپیمایی در میدان پانزده خرداد، تقریبا در حاشیه جنوبی شهر است و تنها مسیر راهپیمایی ارتباط زیادی با مراکز جمعیتی شهر ندارد. در نتیجه عمده جمعیت باید خود را از دورترین فاصله‌ها به این نقطه شهر می‌رساندند؛ آن هم در میان محدودیت‌های ترافیکی که در مرکز شهر و اطراف حرم مطهر اجرایی می‌شود. گرچه هدف از برگزاری متمرکز راهپیمای‌ها باشکوه شدن مراسم و بازنمایی رسانه‌ای آن است، اما این هدف با تراکم جمعیت محقق نمی‌شود و این فشردگی اذیت‌کننده را تنها خود شرکت‌کنندگان احساس می‌کنند! احساسی که ممکن است بخشی از مردم را برخلاف میل باطنی از حضور در راهپیمایی منصرف کند یا در مراحل ابتدایی ورود به مراسم به خانه برگرداند. اما فراهم کردن امکان مشارکت بیشتر مردم و تلاش برای مردمی‌سازی آن از هرچیزی مهم‌تر است. ایجاد دسترسی و تسهیل حضور مردم از چهارگوشه شهر، انگیزه شرکت در این مراسم ملی را افزایش داده و مشارکت واقعی بیشتری رقم خواهد خورد. به‌ویژه کسانی که می‌خواهند چند قدم در مسیری راهپیمایی گام بردارند تا مصداق حضور در راهپیمایی باشد. عدم وجود مسیرهای فرعی هم مستلزم پیاده‌روی طولانی تا رسیدن به مبدأ است، در حالی‌که مسیرهای مهم دسترسی هم می‌تواند به عنوان مسیر فرعی درنظر گرفته شود. با افزایش مساحت راهپیمایی، بخش بیشتری از شهر مستقیما فضای راهپیمایی را لمس می‌کنند و امکان خدمات‌دهی بیشتر و مردمی‌سازی خدمات هم فراهم می‌شود تا شاهد مراسمی سهل‌تر، متنوع‌تر، شادتر و خانوادگی‌تر باشیم. گسترش جغرافیایی راهپیمایی به درگیر شدن نیمه خاموش جامعه هم کمک خواهد کرد. واقعیت این است که بخشی از مردم، به‌ویژه ساکنان مناطق دوردست شهر، هیچ‌گاه مستقیما در تجمعات و راهپیمایی‌های انقلابی شرکت نداشته‌اند و درک درستی از میزان جمعیت صدها هزارنفره حامی انقلاب و میهن ندارند. در حالی‌که در برخی برهه‌ها ممکن است جمعیت‌های کوچک چندصد یا چندهزار نفره معترض را در منطقه خود ببینند و همین تجمعات کوچک در چشمشان جلوه کند. شهروندانی که اخبار را از رسانه‌های دیگری دنبال می‌کنند، لازم است در برهه‌هایی در متن تجمعات انقلابی قرار گیرند و چنین فضایی را از نزدیک تجربه کنند. این تجربه که طی شب‌های گذشته در تجمعات مردم انقلابی در مناطق مختلف شهری اتفاق افتاد، نباید به دوران جنگ منحصر شود و برخی تجمعات و راهپیمایی‌های آتی را می‌توان خارج از فضای رسمی و در مناطق جدیدتری برگزار کرد. گرچه این کار ملاحظات ترافیکی و امنیتی خاصی را می‌طلبد و سختی کار را دوچندان می‌کند، اما باید گفت اثربخشی بیشتر در گرو ابتکار عمل و گردن نهادن به کارهای دشوار است. راهبرد فعلی بازنمایی بصری راهپیمایی هم به‌نظر می‌رسد نیاز به اصلاح دارد. چون از یک‌سو متمرکز بر رسانه‌های رسمی است که نفوذی در مخاطب دگراندیش ندارد و فضای رسانه‌ای جهان هم چندان در اختیار ما نیست. و از سوی دیگر تأثیری هم بر محاسبات امنیتی دشمن نخواهد داشت؛ چراکه برآوردهای دشمن از واقعیت‌هایی مثل مساحت و ظرفیت مسیر راهپیمایی گرفته می‌شود، نه بازنمایی رسانه‌ای. برای رفع این نقیصه باید بستر بهینه‌ای برای تنوع رسانه‌ای ایجاد کرد و علاوه بر دوربین صداوسیما، جایگاهی مثل سکوهای مشرف بر جمعیت برای بازنمایی غیررسمی جمعیت توسط مردم ایجاد شود تا دست‌کم بلاگرها بتوانند روایت مستند خود را از نزدیک به تصویر بکشند و به بازنمایی و گسترش تصاویر راهپیمایی کمک کنند. از سوی دیگر به‌نظر می‌رسد یکی از دلایل پرهیز از تعدد مسیر راهپیمایی‌ها، نگرانی از مدیریت برنامه و متکثر شدن شعارهاست. چون افزایش مساحت و طول مسیر به تعدد ماشین‌های صوت و فاصله گرفتن جمعیت از جریان اصلی راهپیمایی می‌انجامد. اما تجربه تجمعات شبانه محلی در سراسر کشور نشان می‌دهد که نباید از مردمی شدن چنین مراسمی هراس داشت و همین تنوع و تکثر مردمی است که به پویایی راهپیمایی کمک می‌کند. حتی می‌توان قطعه‌هایی از مسیر را به مساجد محوری و تشکل‌ها واگذار کرد؛ همان تشکل‌هایی که در شب‌های گذشته امتحان خود را پس داده و تجربه عینی و حتی تجهیزات مورد نیاز را در اختیار دارند و بدنه مردمی آن‌ها انرژی زیادی برای عبور از برنامه‌های رسمی و کلیشه‌ای و برگزاری هرچه باشکوه‌تر مراسم خواهند داشت. بیشتر بخوانید: پیام‌آور بعثت مردم وحدت‌ها و کثرت‌های ۲۲ بهمن تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
مشهد؛ زیر بمباران کوکاکولا...! ده‌ها تشکل مردمی در بیانیه‌ای با اشاره به تجاوز آمریکا به کشورمان و ضرورت ضربه به منافع این کشور، بر حذف برند کوکاکولا و حفظ تولید محصول با نام تجاری ایرانی تأکید کردند. در بیانیه شماره یک ستاد مردمی مبارزه با محصولات آمریکایی آمده است: ما شرکت‌های آمریکایی در منطقه را موشک‌باران می‌کنیم، اما کوکاکولای آمریکایی در خاک ایران و شهر مشهد جولان می‌دهد و سهم مردم مشهد از جنگ، بمباران اقتصادی توسط کوکاکولاست! گرچه زدن کوکاکولا کار نیروهای مسلح نیست، اما بنابر تقسیم کار انجام‌شده، دفاع در میدان داخلی برعهده مردم است و ما مردم هستیم که می‌توانیم شهر مشهد را از زیر بمباران کوکاکولا نجات دهیم. جبهه عدالت‌خواه مردمی، اندیشکده راهبردی سعداء، جبهه روحانیت مردمی، دیده‌بان شفافیت و عدالت، حامیان حقوق شهروندی، انجمن فیلمسازان انقلاب، جبهه ایران قوی، میراث فقاهت خراسان، شورای تشکل‌های جوانان انقلابی، جبهه احزاب حامی مقاومت، بانوان مبین، شهیدالقدس، حبل‌ا...، ربیون، لبیک، فتیه و ده‌ها تشکل مردمی دیگر از جمله حامیان این حرکت هستند. این ستاد با اعلام شناسه (@cocabomb) در پیام‌رسان ایتا از مردم و تشکل‌ها درخواست کرده است تا رسیدن به نتیجه مطلوب با این حرکت مردمی همراهی کنند. بیشتر بخوانید: بوم بوم... کوکاکولا! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
شورای شهر و چالش تخصص فرایند بررسی نامزدهای انتخابات، فرصت مناسبی برای گفتگو درباره شاخص‌های نماینده مطلوب مردم در شورای شهر است. شاخص‌هایی که بر مبنای وظایف و کارکردهای اعضای شورای شهر ،یعنی بررسی و تصویب لوایح و طرح‌ها و تبدیل آن به قانون و نظارت بر حسن اجرا در کنار برخی تصمیمات و اقدامات میدانی و مشارکتی مفهوم پیدا می‌کند. یکی از این شاخص‌ها، تخصص است که طیف وسیعی از تخصص‌های مرتبط با کالبد شهر، از برنامه‌ریزی شهری تا معماری و حمل‌ونقل و تخصص‌های مرتبط با حکم‌رانی و مدیریت، نظیر اقتصاد، حقوق، حساب‌داری، مدیریت فرهنگی و... را البته با گرایش شهری دربرمی‌گیرد. گرچه حضور برخی از این تخصص‌ها به حضور اعضا در کمیسیون‌های تخصصی کمک می‌کند و فهرست‌های انتخاباتی سعی دارند ترکیبی از تخصص‌ها را به مردم پیشنهاد دهند، اما آیا می‌توان همه این تخصص‌ها را در یک فهرست هم‌فکر، گرد هم آورد؟ و آیا تضمینی برای انتخاب همه متخصصین یک فهرست وجود دارد تا چنین ترکیب کاملی در شورا شکل بگیرد؟ و آیا اصولا ترکیب شورا می‌تواند یک ترکیب انضمامی از تخصص‌های مختلف باشد؟ رسیدن به چنین ترکیب متنوع و متکثری اگر نگوییم غیرممکن، باید گفت بسیار دشوار است و در عمل ناگزیر به حذف بسیاری از تخصص‌ها یا تنزل از سایر شاخص‌های مطلوب نماینده خواهیم بود. حتی بر فرض تحقق نیز با توجه به اقتضائات مدیریت شورایی و دایره اختیارات اعضای شورا، مطلوبیتی ندارد. واقعیت آن است که ترکیب شورا و تخصص‌های مورد نیاز، چندان قابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی نیست و این افراد هستند که انتخاب می‌شوند، نه لزوما احزاب و فهرست‌های انتخاباتی. یعنی ممکن است همه منتخبین شورا از یک یا چند تخصص مشخص و یا دست‌کم ترکیب نامتوازنی از افراد مختلف باشند. حتی بر فرض انتخاب متوازن ترکیبی از متخصصین نیز عضویت در کمیسیون‌های تخصصی نه بر مبنای تخصص، بلکه بر مبنای علایق نماینده‌ها و جاذبه کمیسیون مربوطه و نهایتا با رأی همه اعضای شورا خواهد بود که ممکن است هیچ تناسبی میان تخصص افراد و کمیسیون مربوطه برقرار نشود. از سوی دیگر دامنه اختیارات اعضای شورا محدود به تخصص آن‌ها یا کمیسیون تخصصی‌شان نیست و هر عضو شورا حق اظهارنظر، تصمیم‌گیری و نظارت درباره همه موضوعات تخصصی و غیرتخصصی مطرح‌شده در شورا را دارد. واقعیت مهمی که اقتضا می‌کند هر عضو شورا نصاب مطلوبی از فهم و اطلاعات عمومی را در همه موضوعات مرتبط با شورا داشته باشد. بنابراین به‌نظر می‌رسد اصل «تخصص» حتی در موضوعات مرتبط، مدخلیتی در ساختار شورایی و کارویژه‌های نمایندگان شورا ندارد. مضاف بر این‌که تخصص و تمحض صرف در یک زمینه ممکن است نشانه تک‌بعدی بودن افراد و نگاه ناقص آن‌ها به همه مسائل از یک دریچه تخصصی باشد. به‌جای تخصص، باید بر دانش‌ها و مهارت‌هایی تکیه کرد که در عین شمول موضوعات مختلف مبتلابه، فرد را به ورطه سطحی‌نگری و ساده‌سازی نیز نیندازد. یعنی دانش عمومی از یک‌سو و از سوی دیگر توان فهم تخصصی مسائل و استفاده از ظرفیت‌های کارشناسی و تخصصی. با توجه به ساختار فعالیت پارلمانی، این فهم جامع را می‌توان یک شاخص بنیادی و ضروری دانست که بر هر تخصصی تقدم دارد. البته با فرض وجود این شاخص در یک فرد، سابقه کار تخصصی نیز به‌عنوان یک امتیاز مثبت اهمیت می‌یابد و نشانه توان تعمیق و قدرت فهم تخصصی مسائل خواهد بود. شاید بتوان گفت اصطلاح «اقیانوسی به عمق یک وجب» که برای هر جایگاه علمی و تخصصی مذموم شمرده می‌شود، در جایگاه‌های شورایی که دامنه وسیعی از مسائل تخصصی و عمومی را دربر می‌گیرد، نه‌تنها مذموم، بلکه مطلوب باشد! البته جامعیتی که علاوه بر فهم عمومی از مسائل شهری، نشانه کلان‌نگری باشد و این اقیانوس، قابلیت تعمیق یا دست‌کم امکان دست‌یابی به اعماق را هم داشته باشد. با این فرض و در صورت وجود چنین مهارت‌هایی در افراد منتخب در کنار مشاوره‌های تخصصی، وجود تخصص‌ها یا گرایش‌های تخصصی می‌تواند تکمیل‌کننده آن ترکیب جامع باشد تا احتمال غفلت از وجوه تخصصی مسائل به حداقل برسد. بیشتر بخوانید: تغییر معادله با انتخابات شورا انتخابات شورا و عبور از قرمز و آبیِ سیاسی سهم خودروهای تک سرنشین در حمل‌ونقل عمومی چیست؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
امتداد «خیابان» کجاست؟ نزدیک چهل روز است که مردم کشورمان هم‌پای نیروهای مسلح در میدان دفاع از کشور حضور دارند. البته حضور میدانی مردم در خیابان است تا پشتوانه‌ای باشند برای نیروهای مسلح که میدان جنگ مستقیم با متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی را مدیریت می‌کنند. حضوری که بعثت مردم برای دفاع از ایران را تداعی می‌کند، جلوه‌های زیبایی از اتحاد مقدس و جان‌فدایی را به نمایش گذاشته و با وجود گذشت سی‌وپنج روز هم‌چنان گرمابخش و روشن‌کننده شب‌های مردم سراسر کشور است. گرچه اصل این حضور در میدان بسیار ارزش‌مند است و آثار و برکاتش را تا امروز نشان داده و به تعبیر رهبر انقلاب، در حد رهبری مردم بر نظام تعریف شده، اما تداوم زمانی آن نیازمند تعمیق‌ها و امتدادهایی است تا این حرکت ارزش‌مند، مشمول مرور زمان نشود و حرارتش به سردی نگراید. همین حضور مؤثر می‌تواند با کنش‌گری‌های بیشتر و هدف‌مندتری قرین شود تا مردم علاوه بر حضور فیزیکی، تأثیر بیشتری بر معادلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی و نظامی داشته باشند و همین احساس کارآمدی است که می‌تواند پیشران حضور بیشتر و مؤثرتر مردم در میدان باشد. مطالبات مردم در انتقام‌خواهی، تشجیع نیروهای مسلح برای افزایش ضربات، محکومیت سازش و کرنش در برابر دشمن، تحریم اقتصادی کالاهای مرتبط با آمریکا، فاصله‌گیری از نمادهای فرهنگی و سبک زندگی غربی، و مسائلی از این دست، ضمن این‌که اراده نظام مردمی را نشان می‌دهد، به بسط ید رهبری و مسئولان نظام نیز در تصمیم‌گیری کمک خواهد کرد. همین فریادهای انتقام ملت ایران به تعبیر رهبر شهید انقلاب، سوخت حقیقی موشک‌هایی است که پایگاه‌های دشمن را زیرورو می‌کند. به‌ویژه این‌روزها که اهل سازش از پستوها خارج شده و سیگنال ضعف می‌فرستند و نسخه عقب‌نشینی می‌پیچند، همین مطالبات مردمی است که می‌تواند تعادلی در برآیند تصمیم‌سازی‌ها ایجاد کند. این حرکت امتدادهای زمانی دیگری را هم می‌طلبد. چه این‌که همه مردم ممکن است امکان حضور همیشگی در میدان را نداشته باشند و کمیت این تجمعات به‌تدریج با گرفتاری‌ها و اشتغالات مردم کاهش یابد. اما این انرژی بالفعل می‌تواند در بستر یک شبکه ارتباطی در آینده نیز امتداد یابد. ارتباطی که به آسانی از طریق مساجد و پایگاه‌های مقاومت بسیج محلی قابل انجام است و اتفاقا فرصت بی‌نظیری برای گسترش شبکه ارتباطی این مراکز فراهم کرده است. با شکل‌گیری این شبکه، امکان فراخوان مردم محلی در تحولات آتی و واکنش سریع نسبت به اتفاقات مختلف فراهم می‌شود که با توجه به احتمال تحرکات امنیتی، تروریستی و یا حتی حمله زمینی، اهمیت زیادی خواهد داشت و می‌تواند به تکمیل دفاع موزائیکی محلات، کمک کند. در این بستر، آموزش‌های امدادی، پدافند غیرعامل و حتی آموزش‌های نظامی و دفاع فعال نیز قابل اجراست و مشارکت مردم در عرصه جنگ را به عینیت نزدیک‌تر خواهد کرد. تقویت محلات در حوزه خدماتی، امدادی و دفاعی در شرایط جنگی ضروری است و هر محله بتواند سطحی از خودگردانی را در سناریوهای مختلف جنگی به اجرا درآورد. خیابان با همه اهمیتش محل گذر است و آن‌چه ماندگار است، پایگاه‌های محلی، به‌ویژه مساجد است. گرچه بخشی از همین اجتماعات شبانه هم از مبدأ مساجد شروع می‌شود، اما شکل‌گیری و گسترش شبکه ارتباطی مردمی و محوریت مساجد می‌تواند این پایگاه‌های اصیل را به کارکرد واقعی خود در ساختار محله بازگرداند. بیشتر بخوانید: پیام‌آور بعثت مردم داغی که سرد نمی‌شود... نبرد مردمی با دشمن مردم جای خالی بسیج در میدان جنگ وجودی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour