eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
551 دنبال‌کننده
79 عکس
7 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد ولیان‌پور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
پیام‌آور بعثت مردم اولین پیام رهبر انقلاب صرفا یک پیام تسلیت و اعلام موجودیت یا حتی تلاشی برای روحیه‌بخشی نبود؛ علاوه بر همه این‌ها بیانیه مفصلی بود برای اعلام مواضع رهبری جدید نسبت به ارکان مؤثر در جنگ و دستورالعملی برای مدیریت میدان دفاع در همه ابعادش. آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در این پیام مکتوب که اولین حضور رسمی‌اش به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامی را به تصویر می‌کشید، خیال مردمی را که چشم به ترسیم راه از سوی رهبر جوان داشتند تا آینده انقلاب خمینی و خامنه‌ای را ببینند، آسوده کرد و سکینه‌ای بود بر قلوب مؤمنین. پیامی که علاوه بر این‌ها روح جوانانه‌ای هم داشت تا با صراحت کم‌نظیری قرین شود. از قطعیت انتقام همه شهدا و غرامتی که به هر صورت ممکن ستانده خواهد شد تا انسداد هرمز و تهدید به گشودن جبهه‌های جدید و نهایتا تعیین تکلیف پایگاه‌های متجاوزین در کشورهای منطقه. اما پیام رهبری که از متن مردم است، جلوتر از همه مردم شهید داده و مجروح شده، بیش از هر چیز، نگاه مردم‌مدارانه داشت و یادآور هنر امام شهید و امام راحل انقلاب بود در مردم‌داری و تکیه بر نیروی ملت. نگاهی که جمهوریت واقعی را فعلیت بخشید و ایران را چهل و هفت سال در دامنه آتش‌فشان حفظ کرد. اثر این راهبرد را امروز در مهم‌ترین پیچ تاریخی ایران می‌شود دید؛ یعنی درحالی که کشور درگیر جنگ با بزرگ‌ترین ارتش جهان یک هفته را بدون رهبر گذرانده و برخی اظهارات مقاماتش اختلافاتی را برانگیخته بود، باز هم ایستاده و رهبرش اکنون راز این تاب‌آوری و ایستادگی را در مردمش خلاصه می‌کند: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدارش را ضمانت کردید». حالا مردم نه صرفا یکی از ارکان نظام ولایی، بلکه عین نظام ولایت و امامت هستند و به این مقام مبعوث شده‌اند. مردمی که حضورشان آیه‌ای از آیات خداست و بعثتشان می‌تواند جای ثلمه‌ای به بزرگی فقدان امام شهید را بگیرد؛ «ما ننسخ من آية او ننسها نأت بخير منها او مثلها». امام شهیدمان یک ماه پیش از شهادتش و در آخرین سخنانش این بعثت را بشارت داده بود که «اگر حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد.» شبیه این را امام راحل ما هم گفته بود و رهبر امت را طفل سیزده ساله‌ای معرفی می‌کرد که نارنجک به خود می‌بندد و خود را به زیر تانک دشمن می‌اندازد. اما حالا این بعثت را از شب‌های ابتدای جنگ تا امروز و راهپیمایی دیروز قدس در مقیاس ده‌ها میلیونی می‌شود دید. این صحنه‌ها را قبلا هم دیده بودیم در دهه شصت. در انفجار نماز جمعه و تهدید به بمباران راهپیمایی تهران و حضور کفن‌پوش مردم. اما تکرارش پنج دهه پس از انقلاب و با این همه فرازونشیب، آن هم در این سطح گسترده در سراسر کشور، معنایی جز بعثت دیگرباره مردم برای انقلابی دیگر می‌تواند داشته باشد؟ این بعثت را در مسئولان هم می‌شود دید. مسئولانی که بخشی از همین مردمند و دیروز در راهپیمایی روز قدس، پشت سر مردم بودند. رئیس‌جمهور دور از حلقه همراهان و محافظان با مردم خوش‌وبس می‌کرد و قاضی‌القضات در حلقه مردم سقوط بمب در نزدیکی‌اش را به سخره می‌گرفت. جز این هم نمی‌شود انتظار داشت از مسئولان کشوری که رهبرش با مشت گره کرده به استقبال شهادت رفته است. این حضور که امروز در میدان حفظ خیابان، سرنوشت‌ساز شده و کشور را بیمه کرده، فردا می‌تواند در میدان‌های دیگری هم معجزه کند و افق‌های دیگری را بگشاید. موج مهارناپذیری که نه‌تنها انقلاب را چهل و هفت سال دیگر جلو می‌برد، بلکه می‌تواند گام‌های عقب‌افتاده‌اش را با سرعت بیشتری بپیماند. اگر قدر دانسته شود. بیشتر بخوانید: راه پس از راه‌بر هم‌راه با راه‌بر جوان داغی که سرد نمی‌شود... نبرد مردمی با دشمن مردم تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
راهپیمایی‌ها را مردمی‌تر کنیم افزایش مسیرهای راهپیمایی در مشهد، مطالبه دیرین مردم و تشکل‌های مردمی شهر بود که بالاخره در راهپیمایی روز قدس امسال با درنظر گرفتن دو مسیر اصلی عملی شد. با این وجود مشکل تراکم همچنان وجود داشت و می‌توان به افزایش مسیرها به چهار مسیر اصلی و تعدادی مسیر فرعی هم فکر کرد. مبدأ سنتی راهپیمایی در میدان پانزده خرداد، تقریبا در حاشیه جنوبی شهر است و تنها مسیر راهپیمایی ارتباط زیادی با مراکز جمعیتی شهر ندارد. در نتیجه عمده جمعیت باید خود را از دورترین فاصله‌ها به این نقطه شهر می‌رساندند؛ آن هم در میان محدودیت‌های ترافیکی که در مرکز شهر و اطراف حرم مطهر اجرایی می‌شود. گرچه هدف از برگزاری متمرکز راهپیمای‌ها باشکوه شدن مراسم و بازنمایی رسانه‌ای آن است، اما این هدف با تراکم جمعیت محقق نمی‌شود و این فشردگی اذیت‌کننده را تنها خود شرکت‌کنندگان احساس می‌کنند! احساسی که ممکن است بخشی از مردم را برخلاف میل باطنی از حضور در راهپیمایی منصرف کند یا در مراحل ابتدایی ورود به مراسم به خانه برگرداند. اما فراهم کردن امکان مشارکت بیشتر مردم و تلاش برای مردمی‌سازی آن از هرچیزی مهم‌تر است. ایجاد دسترسی و تسهیل حضور مردم از چهارگوشه شهر، انگیزه شرکت در این مراسم ملی را افزایش داده و مشارکت واقعی بیشتری رقم خواهد خورد. به‌ویژه کسانی که می‌خواهند چند قدم در مسیری راهپیمایی گام بردارند تا مصداق حضور در راهپیمایی باشد. عدم وجود مسیرهای فرعی هم مستلزم پیاده‌روی طولانی تا رسیدن به مبدأ است، در حالی‌که مسیرهای مهم دسترسی هم می‌تواند به عنوان مسیر فرعی درنظر گرفته شود. با افزایش مساحت راهپیمایی، بخش بیشتری از شهر مستقیما فضای راهپیمایی را لمس می‌کنند و امکان خدمات‌دهی بیشتر و مردمی‌سازی خدمات هم فراهم می‌شود تا شاهد مراسمی سهل‌تر، متنوع‌تر، شادتر و خانوادگی‌تر باشیم. گسترش جغرافیایی راهپیمایی به درگیر شدن نیمه خاموش جامعه هم کمک خواهد کرد. واقعیت این است که بخشی از مردم، به‌ویژه ساکنان مناطق دوردست شهر، هیچ‌گاه مستقیما در تجمعات و راهپیمایی‌های انقلابی شرکت نداشته‌اند و درک درستی از میزان جمعیت صدها هزارنفره حامی انقلاب و میهن ندارند. در حالی‌که در برخی برهه‌ها ممکن است جمعیت‌های کوچک چندصد یا چندهزار نفره معترض را در منطقه خود ببینند و همین تجمعات کوچک در چشمشان جلوه کند. شهروندانی که اخبار را از رسانه‌های دیگری دنبال می‌کنند، لازم است در برهه‌هایی در متن تجمعات انقلابی قرار گیرند و چنین فضایی را از نزدیک تجربه کنند. این تجربه که طی شب‌های گذشته در تجمعات مردم انقلابی در مناطق مختلف شهری اتفاق افتاد، نباید به دوران جنگ منحصر شود و برخی تجمعات و راهپیمایی‌های آتی را می‌توان خارج از فضای رسمی و در مناطق جدیدتری برگزار کرد. گرچه این کار ملاحظات ترافیکی و امنیتی خاصی را می‌طلبد و سختی کار را دوچندان می‌کند، اما باید گفت اثربخشی بیشتر در گرو ابتکار عمل و گردن نهادن به کارهای دشوار است. راهبرد فعلی بازنمایی بصری راهپیمایی هم به‌نظر می‌رسد نیاز به اصلاح دارد. چون از یک‌سو متمرکز بر رسانه‌های رسمی است که نفوذی در مخاطب دگراندیش ندارد و فضای رسانه‌ای جهان هم چندان در اختیار ما نیست. و از سوی دیگر تأثیری هم بر محاسبات امنیتی دشمن نخواهد داشت؛ چراکه برآوردهای دشمن از واقعیت‌هایی مثل مساحت و ظرفیت مسیر راهپیمایی گرفته می‌شود، نه بازنمایی رسانه‌ای. برای رفع این نقیصه باید بستر بهینه‌ای برای تنوع رسانه‌ای ایجاد کرد و علاوه بر دوربین صداوسیما، جایگاهی مثل سکوهای مشرف بر جمعیت برای بازنمایی غیررسمی جمعیت توسط مردم ایجاد شود تا دست‌کم بلاگرها بتوانند روایت مستند خود را از نزدیک به تصویر بکشند و به بازنمایی و گسترش تصاویر راهپیمایی کمک کنند. از سوی دیگر به‌نظر می‌رسد یکی از دلایل پرهیز از تعدد مسیر راهپیمایی‌ها، نگرانی از مدیریت برنامه و متکثر شدن شعارهاست. چون افزایش مساحت و طول مسیر به تعدد ماشین‌های صوت و فاصله گرفتن جمعیت از جریان اصلی راهپیمایی می‌انجامد. اما تجربه تجمعات شبانه محلی در سراسر کشور نشان می‌دهد که نباید از مردمی شدن چنین مراسمی هراس داشت و همین تنوع و تکثر مردمی است که به پویایی راهپیمایی کمک می‌کند. حتی می‌توان قطعه‌هایی از مسیر را به مساجد محوری و تشکل‌ها واگذار کرد؛ همان تشکل‌هایی که در شب‌های گذشته امتحان خود را پس داده و تجربه عینی و حتی تجهیزات مورد نیاز را در اختیار دارند و بدنه مردمی آن‌ها انرژی زیادی برای عبور از برنامه‌های رسمی و کلیشه‌ای و برگزاری هرچه باشکوه‌تر مراسم خواهند داشت. بیشتر بخوانید: پیام‌آور بعثت مردم وحدت‌ها و کثرت‌های ۲۲ بهمن تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
مشهد؛ زیر بمباران کوکاکولا...! ده‌ها تشکل مردمی در بیانیه‌ای با اشاره به تجاوز آمریکا به کشورمان و ضرورت ضربه به منافع این کشور، بر حذف برند کوکاکولا و حفظ تولید محصول با نام تجاری ایرانی تأکید کردند. در بیانیه شماره یک ستاد مردمی مبارزه با محصولات آمریکایی آمده است: ما شرکت‌های آمریکایی در منطقه را موشک‌باران می‌کنیم، اما کوکاکولای آمریکایی در خاک ایران و شهر مشهد جولان می‌دهد و سهم مردم مشهد از جنگ، بمباران اقتصادی توسط کوکاکولاست! گرچه زدن کوکاکولا کار نیروهای مسلح نیست، اما بنابر تقسیم کار انجام‌شده، دفاع در میدان داخلی برعهده مردم است و ما مردم هستیم که می‌توانیم شهر مشهد را از زیر بمباران کوکاکولا نجات دهیم. جبهه عدالت‌خواه مردمی، اندیشکده راهبردی سعداء، جبهه روحانیت مردمی، دیده‌بان شفافیت و عدالت، حامیان حقوق شهروندی، انجمن فیلمسازان انقلاب، جبهه ایران قوی، میراث فقاهت خراسان، شورای تشکل‌های جوانان انقلابی، جبهه احزاب حامی مقاومت، بانوان مبین، شهیدالقدس، حبل‌ا...، ربیون، لبیک، فتیه و ده‌ها تشکل مردمی دیگر از جمله حامیان این حرکت هستند. این ستاد با اعلام شناسه (@cocabomb) در پیام‌رسان ایتا از مردم و تشکل‌ها درخواست کرده است تا رسیدن به نتیجه مطلوب با این حرکت مردمی همراهی کنند. بیشتر بخوانید: بوم بوم... کوکاکولا! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
شورای شهر و چالش تخصص فرایند بررسی نامزدهای انتخابات، فرصت مناسبی برای گفتگو درباره شاخص‌های نماینده مطلوب مردم در شورای شهر است. شاخص‌هایی که بر مبنای وظایف و کارکردهای اعضای شورای شهر ،یعنی بررسی و تصویب لوایح و طرح‌ها و تبدیل آن به قانون و نظارت بر حسن اجرا در کنار برخی تصمیمات و اقدامات میدانی و مشارکتی مفهوم پیدا می‌کند. یکی از این شاخص‌ها، تخصص است که طیف وسیعی از تخصص‌های مرتبط با کالبد شهر، از برنامه‌ریزی شهری تا معماری و حمل‌ونقل و تخصص‌های مرتبط با حکم‌رانی و مدیریت، نظیر اقتصاد، حقوق، حساب‌داری، مدیریت فرهنگی و... را البته با گرایش شهری دربرمی‌گیرد. گرچه حضور برخی از این تخصص‌ها به حضور اعضا در کمیسیون‌های تخصصی کمک می‌کند و فهرست‌های انتخاباتی سعی دارند ترکیبی از تخصص‌ها را به مردم پیشنهاد دهند، اما آیا می‌توان همه این تخصص‌ها را در یک فهرست هم‌فکر، گرد هم آورد؟ و آیا تضمینی برای انتخاب همه متخصصین یک فهرست وجود دارد تا چنین ترکیب کاملی در شورا شکل بگیرد؟ و آیا اصولا ترکیب شورا می‌تواند یک ترکیب انضمامی از تخصص‌های مختلف باشد؟ رسیدن به چنین ترکیب متنوع و متکثری اگر نگوییم غیرممکن، باید گفت بسیار دشوار است و در عمل ناگزیر به حذف بسیاری از تخصص‌ها یا تنزل از سایر شاخص‌های مطلوب نماینده خواهیم بود. حتی بر فرض تحقق نیز با توجه به اقتضائات مدیریت شورایی و دایره اختیارات اعضای شورا، مطلوبیتی ندارد. واقعیت آن است که ترکیب شورا و تخصص‌های مورد نیاز، چندان قابل پیش‌بینی و برنامه‌ریزی نیست و این افراد هستند که انتخاب می‌شوند، نه لزوما احزاب و فهرست‌های انتخاباتی. یعنی ممکن است همه منتخبین شورا از یک یا چند تخصص مشخص و یا دست‌کم ترکیب نامتوازنی از افراد مختلف باشند. حتی بر فرض انتخاب متوازن ترکیبی از متخصصین نیز عضویت در کمیسیون‌های تخصصی نه بر مبنای تخصص، بلکه بر مبنای علایق نماینده‌ها و جاذبه کمیسیون مربوطه و نهایتا با رأی همه اعضای شورا خواهد بود که ممکن است هیچ تناسبی میان تخصص افراد و کمیسیون مربوطه برقرار نشود. از سوی دیگر دامنه اختیارات اعضای شورا محدود به تخصص آن‌ها یا کمیسیون تخصصی‌شان نیست و هر عضو شورا حق اظهارنظر، تصمیم‌گیری و نظارت درباره همه موضوعات تخصصی و غیرتخصصی مطرح‌شده در شورا را دارد. واقعیت مهمی که اقتضا می‌کند هر عضو شورا نصاب مطلوبی از فهم و اطلاعات عمومی را در همه موضوعات مرتبط با شورا داشته باشد. بنابراین به‌نظر می‌رسد اصل «تخصص» حتی در موضوعات مرتبط، مدخلیتی در ساختار شورایی و کارویژه‌های نمایندگان شورا ندارد. مضاف بر این‌که تخصص و تمحض صرف در یک زمینه ممکن است نشانه تک‌بعدی بودن افراد و نگاه ناقص آن‌ها به همه مسائل از یک دریچه تخصصی باشد. به‌جای تخصص، باید بر دانش‌ها و مهارت‌هایی تکیه کرد که در عین شمول موضوعات مختلف مبتلابه، فرد را به ورطه سطحی‌نگری و ساده‌سازی نیز نیندازد. یعنی دانش عمومی از یک‌سو و از سوی دیگر توان فهم تخصصی مسائل و استفاده از ظرفیت‌های کارشناسی و تخصصی. با توجه به ساختار فعالیت پارلمانی، این فهم جامع را می‌توان یک شاخص بنیادی و ضروری دانست که بر هر تخصصی تقدم دارد. البته با فرض وجود این شاخص در یک فرد، سابقه کار تخصصی نیز به‌عنوان یک امتیاز مثبت اهمیت می‌یابد و نشانه توان تعمیق و قدرت فهم تخصصی مسائل خواهد بود. شاید بتوان گفت اصطلاح «اقیانوسی به عمق یک وجب» که برای هر جایگاه علمی و تخصصی مذموم شمرده می‌شود، در جایگاه‌های شورایی که دامنه وسیعی از مسائل تخصصی و عمومی را دربر می‌گیرد، نه‌تنها مذموم، بلکه مطلوب باشد! البته جامعیتی که علاوه بر فهم عمومی از مسائل شهری، نشانه کلان‌نگری باشد و این اقیانوس، قابلیت تعمیق یا دست‌کم امکان دست‌یابی به اعماق را هم داشته باشد. با این فرض و در صورت وجود چنین مهارت‌هایی در افراد منتخب در کنار مشاوره‌های تخصصی، وجود تخصص‌ها یا گرایش‌های تخصصی می‌تواند تکمیل‌کننده آن ترکیب جامع باشد تا احتمال غفلت از وجوه تخصصی مسائل به حداقل برسد. بیشتر بخوانید: تغییر معادله با انتخابات شورا انتخابات شورا و عبور از قرمز و آبیِ سیاسی سهم خودروهای تک سرنشین در حمل‌ونقل عمومی چیست؟ تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
امتداد «خیابان» کجاست؟ نزدیک چهل روز است که مردم کشورمان هم‌پای نیروهای مسلح در میدان دفاع از کشور حضور دارند. البته حضور میدانی مردم در خیابان است تا پشتوانه‌ای باشند برای نیروهای مسلح که میدان جنگ مستقیم با متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی را مدیریت می‌کنند. حضوری که بعثت مردم برای دفاع از ایران را تداعی می‌کند، جلوه‌های زیبایی از اتحاد مقدس و جان‌فدایی را به نمایش گذاشته و با وجود گذشت سی‌وپنج روز هم‌چنان گرمابخش و روشن‌کننده شب‌های مردم سراسر کشور است. گرچه اصل این حضور در میدان بسیار ارزش‌مند است و آثار و برکاتش را تا امروز نشان داده و به تعبیر رهبر انقلاب، در حد رهبری مردم بر نظام تعریف شده، اما تداوم زمانی آن نیازمند تعمیق‌ها و امتدادهایی است تا این حرکت ارزش‌مند، مشمول مرور زمان نشود و حرارتش به سردی نگراید. همین حضور مؤثر می‌تواند با کنش‌گری‌های بیشتر و هدف‌مندتری قرین شود تا مردم علاوه بر حضور فیزیکی، تأثیر بیشتری بر معادلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی و نظامی داشته باشند و همین احساس کارآمدی است که می‌تواند پیشران حضور بیشتر و مؤثرتر مردم در میدان باشد. مطالبات مردم در انتقام‌خواهی، تشجیع نیروهای مسلح برای افزایش ضربات، محکومیت سازش و کرنش در برابر دشمن، تحریم اقتصادی کالاهای مرتبط با آمریکا، فاصله‌گیری از نمادهای فرهنگی و سبک زندگی غربی، و مسائلی از این دست، ضمن این‌که اراده نظام مردمی را نشان می‌دهد، به بسط ید رهبری و مسئولان نظام نیز در تصمیم‌گیری کمک خواهد کرد. همین فریادهای انتقام ملت ایران به تعبیر رهبر شهید انقلاب، سوخت حقیقی موشک‌هایی است که پایگاه‌های دشمن را زیرورو می‌کند. به‌ویژه این‌روزها که اهل سازش از پستوها خارج شده و سیگنال ضعف می‌فرستند و نسخه عقب‌نشینی می‌پیچند، همین مطالبات مردمی است که می‌تواند تعادلی در برآیند تصمیم‌سازی‌ها ایجاد کند. این حرکت امتدادهای زمانی دیگری را هم می‌طلبد. چه این‌که همه مردم ممکن است امکان حضور همیشگی در میدان را نداشته باشند و کمیت این تجمعات به‌تدریج با گرفتاری‌ها و اشتغالات مردم کاهش یابد. اما این انرژی بالفعل می‌تواند در بستر یک شبکه ارتباطی در آینده نیز امتداد یابد. ارتباطی که به آسانی از طریق مساجد و پایگاه‌های مقاومت بسیج محلی قابل انجام است و اتفاقا فرصت بی‌نظیری برای گسترش شبکه ارتباطی این مراکز فراهم کرده است. با شکل‌گیری این شبکه، امکان فراخوان مردم محلی در تحولات آتی و واکنش سریع نسبت به اتفاقات مختلف فراهم می‌شود که با توجه به احتمال تحرکات امنیتی، تروریستی و یا حتی حمله زمینی، اهمیت زیادی خواهد داشت و می‌تواند به تکمیل دفاع موزائیکی محلات، کمک کند. در این بستر، آموزش‌های امدادی، پدافند غیرعامل و حتی آموزش‌های نظامی و دفاع فعال نیز قابل اجراست و مشارکت مردم در عرصه جنگ را به عینیت نزدیک‌تر خواهد کرد. تقویت محلات در حوزه خدماتی، امدادی و دفاعی در شرایط جنگی ضروری است و هر محله بتواند سطحی از خودگردانی را در سناریوهای مختلف جنگی به اجرا درآورد. خیابان با همه اهمیتش محل گذر است و آن‌چه ماندگار است، پایگاه‌های محلی، به‌ویژه مساجد است. گرچه بخشی از همین اجتماعات شبانه هم از مبدأ مساجد شروع می‌شود، اما شکل‌گیری و گسترش شبکه ارتباطی مردمی و محوریت مساجد می‌تواند این پایگاه‌های اصیل را به کارکرد واقعی خود در ساختار محله بازگرداند. بیشتر بخوانید: پیام‌آور بعثت مردم داغی که سرد نمی‌شود... نبرد مردمی با دشمن مردم جای خالی بسیج در میدان جنگ وجودی تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! تنگه هرمز مزیت ژئوپلتیک ماست که در این جنگ به مهم‌ترین ابزار ما تبدیل شده. اما بستن تنگه به تنهایی کافی نیست و شاید استفاده‌های بهتری هم بشود کرد. مثلا می‌توانیم تعرفه عبور از تنگه را تا پذیرش شروط کشورمان، افزایش دهیم، مثلا روزی پنج درصد... ترامپ هم که نشان داده عاشق بازی تعرفه‌هاست! تأثیر این تصمیم بر روند تصاعدی قیمت انرژی و تسریع پیوستن کشورها به رژیم جدید تنگه و فشار اقتصادی به ترامپ، دیدنی خواهد بود! https://fna.ir/paoTF بیشتر بخوانید: در انتظار غافل‌گیری! فراتر از جنگ منطقه‌ای پایان انفعال استراتژیک؟ ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ روایی نقد درسایه روایت فتح چرا روی ترس ما حساب کرده‌اند؟ جنگ وجودی در مقیاس منطقه‌ای تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
آتش‌بس؛ برای صلح یا جنگ؟ هر جنگی دیر یا زود به آتش‌بس می‌رسد و تداوم وضعیت پایاپای جنگ، بدون ایده‌ای برای پیروزی چشم‌گیر و ضربه بازدارنده از سوی طرفین، چندان تداوم نمی‌یابد. این‌جاست که آتش جنگ فرومی‌نشیند تا تکلیف ادامه جنگ بر سر میز مذاکره تعیین شود یا فرصتی برای تجدیدقوا و ادامه جنگ فراهم شود. طبق بیانیه شورای عالی امنیت ملی، گرچه شروط ایران به‌عنوان محور مذاکراتی پذیرفته شده، اما هنوز هیچ شرطی قطعی نشده و صرفا قرار است درباره این شروط گفتگو شود. در ازای این گفتگو، آتش‌بسی که خواسته دشمن بود محقق شده و تردد امن از تنگه هرمز هم به‌طور موقت با هماهنگی ایران میسر خواهد بود. برخی معتقدند همین گفتگو درباره شروط ما هم دستاوردی بزرگ است. اما آخرین دستاوردی که در این زمینه داشتیم، قبل از جنگ بود که توانستیم غیرمستقیم بودن مذاکرات و تغییر مکان مذاکرات از ترکیه به عمان و تمرکز محتوای مذاکره بر موضوعات هسته‌ای را دیکته کنیم. اما نتیجه این دستاورد، چیزی جز حمله نظامی نبود. اما ظاهرا این تمام ماجرا نیست. به‌نظر می‌رسد پیام عراقچی که توسط ترامپ بازنشر شده و مبنای آتش‌بس قرار گرفته، ابعاد کامل‌تری از ماجرا را روایت می‌کند: آتش‌بس «با توجه به درخواست آمریکا برای مذاکره در پیشنهادات ۱۵ بندی آن کشور و اعلام رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر پذیرش کلیات پیشنهادات ۱۰ بندی ایران به عنوان مبنای مذاکره» اعلام شده است. بنابراین هم‌اکنون 25 شرط از سوی طرفین روی میز است که قرار است مبنای آتش‌بس و گفتگو قرار بگیرد. اما تضاد میان ایران و آمریکا عمیق‌تر از آن است که با گفتگوهایی این‌چنینی، آن هم با این دامنه وسیع و پراکنده از موضوعات حل شود. یک قلم از این 25 قلم، موضوع غنی‌سازی است که طی بیش از بیست سال مذاکره به جایی نرسید! پس از جنگ‌های اخیر خیلی ساده‌انگارانه است که کسی حتی با وجود بلوف‌های ترامپ مبنی بر جدی بودن گفتگوها و نزدیک بودن توافق، اندک امیدی به نتیجه مذاکرات داشته باشد. لازم نیست خودمان را فریب دهیم و به نتیجه گفتگوها چشم بدوزیم. امیدوارم در پایین‌ترین سطح در مذاکرات شرکت داشته باشیم تا توجهمان از آمادگی میدانی منصرف نشود. آتش‌بس، صرفا فرصتی برای تنفس طرفین جنگ است. در این فرصت نیروهای مسلح ما می‌توانند بازآرایی و بازنگری لازم را در سازمان رزم و تاکتیک های میدانی داشته باشند و البته چشمشان به دشمن هم باشد. دشمنی که با زیرنظر گرفتن تحرکات ما و به‌روزرسانی بانک اهداف، برای حملات دقیق‌تر و ترورهای هدف‌مندتر آماده خواهد شد. حالا شاید فرصتی هم فراهم شود برای بازاندیشی و تغییر رویکرد در سیاست انفعالی‌مان که ضربات ما را بر حملات دشمن متوقف کرده و امکان غافل‌گیر کردن را به‌صورت یک‌طرفه به دشمن می‌دهد! بیشتر بخوانید: روایت یا واقعیت؟ در انتظار غافل‌گیری! فراتر از جنگ منطقه‌ای «تله صلح» برای جنگ پایان انفعال استراتژیک؟ ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ روایی نقد در سایه روایت فتح تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بس! با برقراری آتش‌بس و شروع مذاکرات در اسلام‌آباد، گمانه‌های زیادی درباره اهداف این مرحله از نزاع در لباس دیپلماسی مطرح شده است. در کنار گمانه‌های بدبینانه‌ای مثل تنفس میدان جنگ و آمادگی برای جنگ گسترده‌تر زمینی، شواهد ظاهرا خوش‌بینانه‌ای هم به چشم می‌خورد که نشانه خروج یک‌جانبه آمریکا از جنگ است؛ چه با توافق و چه بدون توافق که به معنای ترک مخاصمه یک‌طرفه خواهد بود. به زعم بسیاری از تحلیل‌گران غربی، ورود مستقیم آمریکا به جنگ، اشتباه بزرگی بود که ترامپ مرتکب شد. حتی معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا که در رأس هیئت مذاکره‌کننده به اسلام‌آباد رفته است نیز مخالف این ورود بوده است. این مخالفت البته از سر صلح‌طلبی نبود، بلکه معتقد به حضور غیرمستقیم در جنگ با ایران و پشتیبانی از حملات اسرائیل بودند. با این اوصاف به‌نظر می‌رسد هدف آمریکا از آتش‌بس و مذاکره، بازگشت به این موقعیت و خروج آبرومندانه از جنگ است و پافشاری اسرائیل بر تداوم نقض آتش‌بس و همراهی آمریکا با این تصمیم هم نشان از آن داشت که در تلاش برای جداسازی حساب آمریکا و اسرائیل هستند. این می‌تواند یکی از بدترین نتایج مذاکرات باشد؛ چراکه منافع آمریکا در منطقه را از دایره اهداف خارج می‌کند. در واقع دامنه اهداف منطقه‌ای ما به شدت محدود خواهد شد و به‌جای اهداف در دسترس و نزدیک در خلیج فارس، صرفا اهدافی در اسرائیل را خواهیم داشت که با توجه به فاصله زیاد و دفاع متمرکز، نتایج محدودتری را عاید ما خواهد کرد. این ممکن است به‌معنای از بین رفتن تهدید «جنگ منطقه‌ای» به‌عنوان برگ برنده کشورمان در این جنگ باشد. در حالی‌که با توجه به حضور غیرمستقیم آمریکا و کشورهای غربی و عربی در تجاوزات اسرائیل، توان دشمن کاهش چشم‌گیری نخواهد داشت و رژیم صهیونیستی از همه توان لجستیکی، اطلاعاتی و حتی پدافندی موجود استفاده خواهد کرد و آسمان منطقه و به ویژه عراق هم در اختیار اوست. از سوی دیگر برقراری آتش‌بس در منطقه (منهای اسرائیل)، کنش‌گری نظامی ما در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز یا جلوگیری از دور زدن آن‌را با چالش جدی مواجه خواهد کرد. به‌ویژه این‌که طبق راهبرد همیشگی، ابتکار عمل در آغاز حملات و غافل‌گیر کردن دشمن در اختیار ما نیست. ساعاتی پیش وزارت دفاع عربستان از استقرار نیروهای نظامی پاکستان در پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز خبر داد و جنگنده‌های پاکستانی در راستای اجرای توافقنامه دفاع استراتژیک مشترک وارد این کشور شده‌اند. شاید این تحرکات را بتوان در راستای خروج آمریکا از جنگ و جایگزینی پاکستان به عنوان عامل بازدارنده در برابر حملات منطقه‌ای ایران ارزیابی کرد. باید دید آیا در صورت تحقق این سناریو ایران حاضر است حاکمیت بر تنگه هرمز را هم‌چنان حفظ کند و از تردد بدون عوارض کشتی‌ها و ورود شناورهای نظامی بیگانه به خلیج فارس، حتی به بهای آغاز درگیری نظامی جلوگیری کند؟ بیشتر بخوانید: آتش‌بس؛ برای صلح یا جنگ؟ تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ فراتر از جنگ منطقه‌ای در انتظار غافل‌گیری! «تله صلح» برای جنگ پایان انفعال استراتژیک؟ روایی نقد در سایه روایت فتح آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
عبور از دیپلماسی فانتزی با این‌که مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد به شکست انجامید، اما این‌بار دریافت عمومی از شکست مذاکرات، شیرین‌تر از هر توافقی به‌نظر می‌رسد! چون فارغ از ابهامات جدی در تحقق پیش‌شرط‌های مذاکره، هیئت ایرانی در برابر زیاده‌خواهی طرف آمریکایی مقاومت کرده و در برابر پیشنهادهای زیاده‌طلبانه آمریکا، پای منافع کشورمان ایستاده است. این نتیجه را شاید بتوان به عنوان نشانه‌ای مثبت از اصلاح رویکرد به مذاکره در کشورمان تلقی کرد و می‌توان امیدوار بود که نگاه رئالیستی و درک مناسبات قدرت، جایگزین رویکرد فانتزی در سیاست خارجی شده باشد. رویکردی که با خیال‌پردازی و نگاه رمانتیک به مناسبات جهانی و تقدیس حقوق بین‌الملل، تصور دفاع از حقوق ملی در چارچوب نظم استکباری حاکم بر جهان داشت و خسارت‌های زیادی را به‌بار آورد. با وجود انذارهای رهبر شهیدانقلاب، مذاکره سال‌هاست به‌عنوان تنها راه حل مسائل و کاهش تنش با غرب و به‌ویژه آمریکا معرفی می‌شود. دیدگاهی که اختلافات را ناشی از سوءتفاهم، بی‌اعتمادی و نهایتا بی‌انتفاعی از مناسبات دوجانبه تلقی می‌کرد و نهایتا نسخه گفتگو و امتیازدهی را می‌پیچید. تا جایی‌که اصل مذاکره و حصول هر توافقی، به دستاورد تبدیل شده بود و پافشاری بر اصول و منافع ملی به بهانه شکست مذاکرات، به شدت تقبیح می‌شد. گفتگوهای انتقادی با اروپا در دهه هفتاد، بخشی از مذاکرات هسته‌ای دهه هشتاد، ماراتن گفتگو با ترکیب اروپا و آمریکا در دهه نود و نهایتا مذاکرات با آمریکا در دهه جاری با این نگاه انجام شد. روندی که با وجود پیشرفت در گفتگو و توافق و عینی شدن موضوعات گفتگو و حتی رؤیای سرمایه‌گذاری تریلیون دلاری آمریکا در ایران، نتیجه‌ای جز محکومیت، افزایش فشار، اعطای امتیاز و نهایتا فرود بمب بر میز گفتگو نداشت. نتایج ادوار مختلف گفتگو و توافقات و عهدشکنی‌های طرف مقابل و تحمیل جنگ و حتی محکومیت‌های کشورمان در دفاع از خود نشان داد که رویکرد دیپلماسی فانتزی و اثبات مظلومیت و برنده شدن جام اخلاق، در دنیایی که دیپلماسی رئالیستی و مناسبات قدرت و منفعت بر آن حاکم است، نتیجه‌بخش نبوده است. چون اختلافات ناشی از تعارضات بنیادین تمدنی، ژئوپلتیکی و ساختار قدرت، اساسا حل‌ناشدنی است و تغافل در این زمینه نتیجه‌ای جز خطای محاسباتی دشمن نخواهد داشت. با این اوصاف ما راهی جز اثبات موجودیت خود و دیکته کردن قدرت‌مندانه آن نداریم و این امر جز با مقاومت و آمادگی برای منازعه و اثبات تاب‌آوری و هزینه‌زایی برای دشمن محقق نخواهد شد. مذاکره نیز نه با توهم حل مسائل، بلکه با هدف تثبیت مسائل و دیکته کردن واقعیت موجود انجام می‌شود تا به‌جای رفع منازعه با دشمن، ابزاری برای مدیریت منازعه و فشار متقابل در عرصه سیاسی و احیانا معامله بر سر امتیازات جزئی متقابل باشد. برخلاف تصور اشتباهی که وادادگی و اظهار ضعف را عامل رفع سایه جنگ از کشور می‌دانست، این درک صحیح مناسبات قدرت و استفاده درست از ابزار قدرت نظامی و دیپلماسی است که واقعیت میدان و هزینه‌های تجاوز را روشن‌تر خواهد کرد که به اصلاح خطای محاسباتی و بازدارندگی در برابر تجاوزات خواهد انجامید. بیشتر بخوانید: دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بس! تنش‌زدایی از یک جنگ «باحال» ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ دیپلماسی برای حل لاینحل پایان انفعال استراتژیک؟ زندگی به شرط مذاکره! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
مردم حاضر در همان مردم شده‌ای هستند که ایران را کردند، نه یک مشت سیاهی‌لشکر منفعل و منتظر ! شان، هم نتیجه مذاکره را راست می‌کند و هم میدان را. نگاهمان به را اصلاح کنیم! صفحات من در ویراستی و فارس: 💠virasty.com/valianpour 🌐farsnews.ir/Valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ماجرای خروج یازده تن غنی‌شده از کشور در برجام: قبل از خروج: خط قرمز ماست... پس از خروج: تبریک وزارت خارجه به مردم! رهبر شهید انقلاب (به نقل از شهید فریدون عباسی): اگر مواد هسته‌ای را نداده بودند و ضعف نشان نمی‌دادند، دشمن جرأت نمی‌کرد به ما حمله کند... مردم حق دارند نگران باشند! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour