eitaa logo
ماوی .
157 دنبال‌کننده
51 عکس
4 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
ماوی .
دستهایش یخ بود و به حق فهمیدم سرمای تنش گرمای مرا میخواهد .
در آن روزگار بالاتر از سیاهی ، پایین‌ تر از دو رنگی و کمرنگ‌ تر از عاشقی ، رنگی نبود .
عشق چه ارزشی دارد ؛ وقتی کسی را درست زمانی که بیشتر از همیشه به تو نیاز دارد رها کنی ؟
چه بگویم عزیز من ؟ تو ناگفته هایت را در کار هایت خلاصه کردی و من در اشک هایم .
ماوی .
و تا پایان دنیا آزادانه میان حصارِ دستانش می‌زیست ؛
بی‌شک اگر دوستت داشت، دلیل غَمت نبود.
غم ، همیشه کنارت می‌ماند ، در فنجان چای ، در گل های باغچه ، در شکوفه های بهاری ، در پروانه های سرگردان ، در صدای سازت ؛ تا وقتی که آن‌ را در قلبت زنده نگه داری هر جا که بروی جلوی چشم‌ هایت جاودانه باقی می‌ ماند ..
خیال می‌کرد فراموش کرده ، اما شب ها چشمانش چیز دیگری می‌گفت .
ماوی .
هنوزم چشمای تو ، مثل شبای پر ستاره‌ است .