5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلامی به بلندای گلدسته هایت
به زیبایی صحن هایت
به زردی گنبد طلایت🕌
و به صفای پنجره ی فولادت
یا ضامن آهو مددی 🤲
با یک سلام زائر آقا شوید
#دعــاےفــࢪج🌸
بسم الله الرحمن الرحیم
إِلَهِي عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِيبا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَانِ يَا مَوْلانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ.
#الهُمَعَجِللِوَلیِکَاَلفَرَج ❤️
www.ketabdownload.com - Farahmand17.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
•|🕊🌿|•
♥️دعـــــــــــــــــای عهــــــــــــــــــــــــــــــد♥️☝️
نیـٰازۍنیستحتۍگفتنِ
اوضـٰاعدلتنگے..؛
بخوانازچشـمهـٰایمآرزوۍ
یكنگاهت را♥️..(:
دلٺنگ_چهره_ات😭
میگُفت:دیگِه تَرسِ اَز دَست دادَنِشو نَدارَم
اَز دستِش دادَم:)🥀💔
{کانال شهیدامیرسرلشکرموسوی}
⸾@mxbslxsn🌹⸾
آشوبِ جَهان و جَنگِ دُنیا بِه ڪِنار؛
بُحرانِ نَدیدَنِ تُو را مَن چِه کُنَم!:)❤️🩹
{کانال شهیدامیرسرلشکرموسوی}
⸾@mxbslxsn🌹⸾
اخم مقتدرانه...
چشمان باصلابت...
پختگی نمایان در چهره و محاسن...
و حتی نظم نظامی چین و چروک صورتش...
آری امیر سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی همچون عموی دلاورش عباس بن علی، یک ارتشی قهرمان بود که مام وطن دیگر به خود نخواهید دید!
{کانال شهیدامیرسرلشکرموسوی}
⸾@mxbslxsn🌹⸾
اینگینِحلقهیکرنگها
رَفتیاِیفرماندهدلتنگها...🥀💔
{کانال شهیدامیرسرلشکرموسوی}
⸾@mxbslxsn🌹⸾
،،
پیشگویی شهادت
شاید تأثیرگذارترین بخش این گفتوگو، روایت برادر شهید از باور قلبی برادرش درباره شهادت پیش از رهبرش باشد. باوری که بعدها به واقعیت پیوست.
«یک بار به او گفتم: “داداش، آقا که در خطرند، ممکن است ترورشان کنند یا اتفاقی بیفتد…” نگاهی به من کرد و گفت: “شما که من را قبول داری؟ ” گفتم: “داداش، من همه دنیا را به خاطر شما قبول دارم. ” بعد گفت: “به نظرت ممکن است من زنده باشم و برای آقا خطری پیش بیاید؟ اصلاً چنین چیزی شدنی است؟ ”»
وی ادامه میدهد: «این را فقط یکبار هم نگفته بود؛ چند بار در موقعیتهای مختلف همین حرف را به من گفته بود. حتی به پسرش هم گفته بود. همیشه میگفت: “زمانی که آقا نباشد، من هم نیستم. مگر میشود من زنده باشم و فرماندهام نباشد؟! ”»
برادر شهید موسوی در پایان با چشمانی اشکآلود میگوید: «این حرف بعدها برایم سؤال شده بود. وقتی رفت، با خودم گفتم این چه حرفی است؟ جنگ که دیگر جنگِ مردانه رو در رو نیست؛ ممکن است دو هزار کیلومتر آنطرفتر موشکی شلیک شود. مگر میشود جلوی موشک را گرفت؟ اما این باور محقق شد. او میدانست اگر لازم باشد با بدن خودش، حتی با تکهتکه شدن، از رهبرش حفاظت میکند. معتقد بود اگر من زنده باشم و آقا آسیبی ببینند، این برای من ننگ است.»
{کانال شهیدامیرسرلشکرموسوی}
⸾@mxbslxsn🌹⸾
جُز بودَنِ شُما
هیچ چیز نَخواهَد دِلِ ما:)❤️🩹
{کانال شهیدامیرسرلشکرموسوی}
⸾@mxbslxsn🌹⸾