- ذهن من یه سری کد بندی داره ، اگه ی بار اعتمادش رو بشکنی یا بهت دیگه شانسی برای اعتماد کردن دوباره نمیده یا اگر بده وقتیه که مرده باشی .
-اسلحه؛
هدایت شده از شلیک غم.
اینپیام + دوپست پایین رو تو چنلهای قشنگتون فوروارد کنید تا 🕯
نیمچنلتون رو به AI بدم و بخوام وایبتون رو تو چند خط توصیف کنه.
تکستی از اینجا تقدیمتون کنم.
[رو شمع بزنید و تگتون رو برام بفرستید]
هدایت شده از شلیک غم.
اما این سرنوشت ما نبود ژنرال؛
تو قول ِبرگشت داده بودی.
حالا دگر در این خانه که با عطر و وجودت پیوند خورده شادی یافت نمیشود.
کاش تمامش کابوس باشد.
+تاحالا شده غرورتو خرد کنی برای کسی و اون آخر سر براش مهم نباشه؟
_ اره کردم ، فقط غرورم نه ؛
قلبم ، احساساتم و افکارمو باهاش خرد کردم ، ولی آخرش چی؟ هیچی .
اگه کسی برام مهم باشه غرور که هیچی ، خودمم خرد میکنم .
+ولی بعدش چی؟
_ هیچی .
آخرش پشیمون میشی ، ولی اگه آخرش اینجوری نشه که تو نمیفهمی تو تلاشتو کردی ، اون نخواسته .
زمانی ارزش داره خردش کنی که طرف مقابلت بفهمه داری بخاطرش چیکار میکنی .
+پس بعداز تلاشت ، رهاش میکنی؟
_ وقتی نخواد یعنی نمیخواد ، تلاش اضافه تر کنم که چی؟ بیشتر غرورم خرد کنم؟ رهاش میکنم تا بعد ها بفهمه چیشد .
_پژواکدردهایسوفی؛
تو زندگی به جایی رسیدم که هر دقیقه توی مغزم جنگه و مدام داد میزنم بسه تمومش کن از فکر کردن به اون فرد لعنتی ، تیر خلاص رو بزن و فراموشش کن .