بسم الله
«زندگی»نامه در هراره (1)
🔹یکی از دوستان و مخاطبین کانال، گفتند کاش علاوه بر تجربیات تبلیغی، کمی از مختصات عمومی زندگی در زیمبابوه می نوشتی تا ببینیم چه جور جایی است! دیدم حرف حساب است. تصمیم گرفتم هر از گاهی گوشه از چند و چون زندگی در این جا را بنویسم.
🎄از فرودگاه که بیرون بیایید قطعا اولین چیزی که توجه شما را جلب می کند «طبیعت» است! و حتی اگر سفر سختی هم داشته باشید مطمئن باشید دلتان برای طبیعت اینجا تنگ می شود. وقتی با خیلی از ایرانی ها درباره آفریقا صحبت می کنید یک بیابان بزرگ را تصور می کنند که یک باد ملایم البته با هرم گرما، یک تکه جدا شده از بوته خار را تکان می دهد و چند متری می چرخاند و آفتاب هم کله آدم را مغزپخت می کند!! ولی درست برعکس این تصور، بخشی از آفریقا، بخصوص شرق و جنوب، طبیعت فوق العاده ای دارد. من در سفرهای قبل، که مدت کوتاهی به کشورهای اتیوپی و کنیا رفته بودم بخشی از طبیعت را دیده و چشیده بودم. به همین دلیل، با آن بیگانه نبودم.
👇
👆
🌿اما بدون مبالغه می گویم زیمبابوه با آن ها قابل مقایسه نیست. بهترین تعبیر، همین است که بگویم وصف ناپذیر است. این ادعا را از کسی می شنوید که اهل شمال ایران است یعنی طبیعت ندیده نیستم ولی طبیعتی که در شمال تجربه کرده ام در مقایسه با اینجا، مثل یک روستا در مقایسه با یک کشور است.
تنوع رنگ گیاهان، چشم را خیره می کند. بعضی وقت ها گل هایی را می بینی که هرچه فکر می کنی نمی توانی بگویی این دقیقا چه رنگی است!!( نه ما آقایان که کلا در تشخیص رنگ پیاده ایم😁 منظورم این است حتی اهلش هم نمی توانند). در بهار تقریبا تمام درختان کوچه و خیابان، شکوفه های رنگارنگ در می آورند. نمی دانی این یاسی است یا بنفش است!! دو هفته که می گذرد این شکوفه ها می ریزند و شکوفه های دیگر که نمی دانی قرمز است یا سرخابی یا...
خاک این کشور، آن قدر حاصلخیز است که می توانید توقع روییدن هر میوه و محصولی را داشته باشید. روزگاری زیمبابوه به «سبد نان آفریقا» شناخته می شده است و بسیاری از کشورهای آفریقایی، محصولات مورد نیاز خود را از اینجا تامین می کردند.
🦅🦜پرنده هایی که شاید در ایران، در باغ پرندگان هم به این راحتی پیدا نشود اینجا هر روز، اینجا و آنجا، روی درخت ها هستند و می خوانند و آدم بهت زده می شود از این همه شگفتی!
🌦🌤🌈این جا هم به نوعی چهارفصل است ولی این چهارفصل با چهارفصل ایران خیییلی فرق دارد. زمستان استخوان خرد کن یا تابستان سوزان در اینجا معنی ندارد. بهار و پاییز هم خیلی قابل تشخیص نیست!😁 چون در همان موقعی که برگ ریزان است درخت کناری دارد شکوفه می زند. فصل بارش که شروع می شود تقریبا باید خانه نشین شوید چون از صبح، شلنگی می بارد تا شب و تقریبا چند هفته ای این وضعیت ادامه پیدا می کند.
زیمبابوه در منابع معدنی رتبه بسیار خوبی دارد. منابع سرشار لیتیوم، پلاتین و طلا آب دهان خیلی از قدرت ها را راه می اندازد( 🎎از قضا، همین مسأله چشم بادامی ها را بدجوری به اینجا کشانده است!!)
پ ن: 🇬🇧😈همه این مولفه های جذاب طبیعی، باعث می شد که انگلیسی ها به این زودی نتوانند از اینجا دل بکنند و به همین دلیل، آخرین کشوری بود که از آن رفتند و البته آن هم به زور!!
https://eitaa.com/my_journey_diary
بسم الله
ماجرای فقه!
🔹یکی از مواد مربوط به دوره فلسفه اسلامی در دانشگاه اروپه، معرفی فقه اسلامی است. ظاهرا به تقسیم بندی حکمت نظری و عملی خیلی دلبسته اند که فقه را در فلسفه گنجانده اند یا شاید هم از این باب باشد که کلا عادت دارند اسم فلسفه را روی خیلی چیزها بگذارند.
حرف درباره فقه زیاد بود ولی در دو جلسه خیلی کلی باید صحبت می شد. بعد از تاریخ اجمالی مذاهب فقهی در اسلام، از تنوع و گستردگی احکام در شریعت اسلام گفتم. این که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در فقه اسلامی، حکمی دارد. و بعد هم از ساختار کلی اصول فقه به عنوان متد استخراج احکام از منابع.
یکی از دانشجوها گفت این تنوع احکام بسیار خوب است ولی من که اهل سیرالئون هستم و درصد زیادی از مردم در کشورم مسلمان هستند( البته او گفت اکثریت ولی این اشتباه است) با این حال هیچ اثری از این همه احکام در بین مسلمانان نمی بینم. در ذهنم دو عامل بود که فقط فرصت کردم یکی را بگویم.👇
👆🏻
1️⃣عامل اول، نبود حکومت اسلامی است. تا زمانی که یک محور قدرت بر پایه ایدئولوژی اسلام وجود نداشته باشد بخش زیادی از ظرفیت فقه آزاد نمی شود. مدتی که در اینجا بودم با گوشت و پوستم این را لمس کردم که بسیاری از احکام اسلامی(حتی بخشی از احکام فردی) در غیاب حکومت اسلامی، یا اجرا نمی شوند یا ناقص و ناکارآمد اجرا می شوند. البته گفتن ندارد که معنای این حرف این نیست که اگر حکومت اسلامی تشکیل شد تمام احکام، خود بخود اجرا می شود. به اصطلاح طلبگی، وجود حکومت شرط لازم است نه کافی. همین بهانه ای شد که در مورد نظریه سیاسی اسلام صحبت کنم البته خیلی مختصر.
2️⃣عامل دوم که وقت نشد بگویم ولی دانستنش بد نیست رویکرد مسلمانان ( بخصوص اهل سنت) در کشورهای غیر مسلمان به احکام است. بسیاری از مسلمانان وقتی در یک کشور غیر اسلامی زندگی می کنند در سبک زندگی غیر اسلامی، محو می شوند. کار به جایی می رسد که از مسلمانی، یک « السلام علیکم» می ماند و یک نماز و روزه ماه رمضان و گوشت حلال ( البته آن هم در حد یک برند). حتی حجاب هم شل می شود. بسیاری از زنان مسلمان، بخصوص اهل سنت، حجاب را رعایت نمی کنند، ازدواج بین ادیانی زیاد می شود، ارتباط زن و مرد بسیار عادی می شود و...وقتی وارد خانه بعضی از مسلمانان، حتی متدینین، می شوی به روشنی می بینی که خیلی وقت است که از زندگی فقهی عبور کرده اند و سبک زندگی شان با غیر مسلمانان چندان فرقی ندارد.
❇️حالا این که چه شد که کار به اینجا رسید حرف زیاد است ولی به نظر من یکی از مهم ترین عواملش، افراط در ساده سازی احکام است. متصدیان تبیین احکام، یعنی طبقه روحانیت، گاهی استفاده از عناوین ثانوی مثل مصلحت، ضرورت، ضرر، حرج و غیره را لوث کرده اند. و خطر بزرگ تر این است که امروز به تئوریزه کردن این رویکرد، دچار شده ایم. منظورم این است که با طبقه ای از روحانیت مواجه شده ایم که با شعار فقه، به جنگ فقه رفته اند!! از لحظه اول، چشمشان به این است که چه کنیم که هر طور شده فرمان فقه طوری بچرخانیم که با مولفه های سبک زندگی معاصر هماهنگ شود. انگار نه انگار که قرار بود زندگی مان را با فقه تنظیم کنیم نه فقه را با زندگی مان.
این مسأله ای نیست که بشود در یک پست و یک مقاله سر و تهش را جمع کرد و ممکن است این مختصرگویی من، سوء تفاهم زا هم باشد. اشتباه نکنید! مفاهیمی مثل اجتهاد یا فقه پویا درست است ولی رویکردی در حال رشدکردن است که عملا به سلیقه ای شدن فقه ختم خواهد شد. این که عادت کنیم که هر روز یک برچسب به یکی از احکام اسلامی بزنیم؛ یکی را بگوییم عملی نیست دیگری خلاف مصلحت است، آن یکی خلاف عقل است یا خلاف مقتضیات زمانه است یا مخالف اغراض و حکمت شارع است یا خلاف اخلاق است یا ....این ها خطرناک است.
به نظرم دشمنان اسلام در فرآیند طراحی علیه جذابیت اسلام، مدتی به هجمه اعتقادی پرداختند ولی امروز فهمیده اند که بهترین راه برای مبارزه با اسلام، توخالی کردن اسلام است یعنی از اسلام یک اسم بی مسمی بماند و آرام آرام، زندگی احکامی و فقهی را از مسلمانان بگیرند تا اسلام هم بشود یک چیزی شبیه مسیحیت!
متاسفانه تا دیروز، پیاده نظام این طراحی، روشنفکران به اصطلاح دینی( و البته بعضا بی دین) بودند ولی امروز عده ای از طبقه روحانیت، که از سواد فقهی، بیشتر آوازه اش را دارند تا حقیقتش را، جلودار شده اند.
🚫من این جریان را بسیار خطرناک می بینم و سرعت توسعه شان هم تصاعدی است؛ در خارج از ایران، حوزه تاسیس می کنند، طلبه تربیت می کنند، مرتب سخنرانی می کنند و خلاصه به نظرم اگر فقیهان واقعی، به هوش نباشند در آینده بسیار نزدیک، به استحاله فقه می رسیم. به قول آن بنده خدا:
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل ( آخرش سیاسی شد!😅)
پ ن: عکس آرشیوی است. کلاس در دانشگاه برگزار شد ولی وقت نشد عکس بگیریم.😁
https://eitaa.com/my_journey_diary
بسم الله
دانشگاه زیمبابوه و جنگ دوازده روزه!
مدت ها بود که رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی و دانشگاه زیمبابوه در تدارک برگزاری سمیناری در مورد بررسی ابعاد تجاوز اسراییل به ایران بودند. بالاخره بعد از چند مرتبه تعویق، سمینار برگزار شد. پیش از برگزاری، فراخوان مقاله ای در محورهای پیشنهادی متعدد، انجام شد و برخی از اساتید و دانشجویان مقالاتی را ارسال کردند. یکی از محورها، فقه اسلامی و مسأله دفاع بود. این باعث شد که من هم مقاله ای با عنوان « کلام خدا در حصن حصین؛ درآمدی بر فقه مقاومت» نوشتم. مهمانان دیگری همچون سفیر جمهوری اسلامی رایزن فرهنگی و رییس دانشکده علوم انسانی دانشگاه هم سخنرانی کردند.
بیشتر از شرح ایده ام در مقاله، ترجیح می دهم درباره حال و هوای سمینار و دو نکته مهمی که از آن دستگیرم شد حرف بزنم.👇
👆🏻
🔹اگرچه سفیر جمهوری اسلامی و رایزن فرهنگی تلاش کردند حال و هوای تجاوز اسراییل به ایران را تا جایی که ممکن است خوب تصویر کنند ولی بیشتر ارائه ها از جانب اساتید و دانشجویان، به نوعی ترویج و حتی توصیه به گفتگوی ادیان بود. تم اصلی ارائه ها طوری بود که انگار دعوا، دعوای یهود و اسلام است. این برای من تازگی نداشت. چند ماه پیش داوری یک پایان نامه را به من سپردند که در مورد راه حل صلح بین فلسطین و اسراییل نوشته شده بود و از بالا تا پایین پایان نامه طوری نوشته شده بود که انگار نزاع فلسطین با اسراییل نزاع یهود با مسلمین است و حتی روی این نکته تاکید می کرد که مسلمانان و یهودیان هر کدام می گویند چون بیت المقدس مکان مقدس ماست باید در اینجا باشیم ودیگران باید بروند!!
این یعنی، هنوز مخاطب ما، حتی مخاطب آکادمیک که استاد سابقه دار دانشگاه است نمی داند ماجرا از چه قرار است و البته ممکن است این ندانستن، تا حدودی به کوتاهی ما در تبیین بر گردد.
✅از این فضا، به دو نکته منتقل شدم که یک جورهایی دو روی یک سکه هستند.
1️⃣تقدس گفتگو، آن قدر ترویج شده است که برخی مخاطبین نمی دانند یا برایشان جا نیفتاده است که همه مشکلات با گفتگو حل نمی شود. وقتی به قرآن مراجعه می کنید می بینید تاکید بر دو گانه استضعاف و استکبار، به اندازه ضرورت گفتگو با پیروان ادیان مورد توجه و تاکید قرار گرفته است اگر نگوییم بیشتر!!
چگونه می توان با کسی که نه تنها استثمار می کند بلکه به این کار خود افتخار می کند وارد گفتگو شد و انتظار داشت که مشکل حل می شود؟!! حضرت موسی به فرعون فرمود چگونه است که به استثمار و بهره کشی از بنی اسراییل افتخار می کنی؟!! آیا مشکل بین فرعون و موسی با گفتگو حل می شد؟!!
تا زمانی که طرف گفتگو، با روحیه طاغوتی و استثماری، پیش می آید گفتگو با او بی معنی است چون اساسا حیات او در له کردن و به بند کشیدن دیگران است.
2️⃣نکته دوم که گفتم روی دیگر همین مطلب است این است که تا زمانی که مفهوم طاغوت در بین مردم جا نیفتد نباید انتظار یک جنبش فراگیر را از آنان داشت. گاهی بعضی از حزب اللهی های ما دچار همین خطا می شوندو مرتب تصور می کنند همه ملت های ضعیف می توانند انقلاب کنند و آن ها را با ایران مقایسه می کنند. بزنگاه اشتباه این جاست که هنر امام رضوان الله علیه در ایران این بود که قبل از شوراندن مردم، مفهوم طاغوت و خصوصیات طاغوت را که پشتوانه قرآنی داشت برای مردم و مخاطبین خود جا انداخت.
آن قدر امام این کار را خوب و تمیز انجام داد که تبدیل به یک گفتمان شد تا جایی که اگر کسی می خواست از رژیم گذشته صحبت کند عنوان « طاغوت » به آن می داد. اگر به دنبال خیزش ملت ها هستیم چاره ای جز معرفی طاغوت به مردم نداریم. بسیاری از مردم دنیا ،مخصوصا کشورهای ضعیف، تصور می کنند که بعضی کشورها چون قوی تر هستند و دنبال منافع خود هستند با ما رقابت می کنند و طبیعتا برنده می شوند اما هیچ تصوری از هویت «طاغوت» ندارند. طاغوت، هویتش به این است که استقلال همه را بگیرد و آن ها را تسلیم کند. فرقی نمی کند قوی باشی یا ضعیف، طاغوت به دنبال آن است که تو را متلاشی کند. فرقی نمی کند شوروی باشی یا جمهوری اسلامی، چین باشی یا یک کشور آفریقایی کوچک، او می گوید این من هستم که تصمیم می گیرم!!! فهماندن این مفهوم به مردم زمان می برد و شاید یکی از اولویت های تبلیغی در فضای بین الملل همین باشد. در کلاس های انقلاب اسلامی که برای دانشجویان خارجی در ایران داشتم به جای بیان خطی تاریخ انقلاب، همیشه اولویتم را همین گذاشتم که با زبان قرآن، طاغوت را برای جوان ها ملموس کنم و تقریبا بازخورد همیشگی ام این بود که برایشان تازگی داشت و انگار یک عقده خفته ای از ناخودآگاهشان زنده میشد. خلاصه تا این قدم اول برداشته نشود خیلی نباید توقع خیزش اجتماعی داشته باشیم و اگر صدور انقلاب، معنایش این باشد معنای کاملا درستی است.
https://eitaa.com/my_journey_diary
سلام...
ای میهن خدایی...
ایران کربلایی....
https://eitaa.com/my_journey_diary
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسمالله
بعد از اینکه در کشتی نوح ، ایران عزیز، نفسی تازه کردیم برگشتیم به تابستان بارانی هراره!