my notes!
یارالی برادر؛ این چه عالمیه حسین؛ یارالی برادر سرت چیشد؟ کاش خواهرت میمُرد یارالی؛ یارالی برادر ای
البته بیت آخر فک کنم به احتمال زیاد ناقص مونده باشه. چون نه قافیه، نه معنی و مفهوم کامل نیست
قبل فرستادن ناشناس بعدی بذارین یه چیزی که میخواستم یکی دو شب پیش بگم ولی یادم رفت رو بگم بعد اونو بفرستم.
my notes!
ابرای تیکهتیکه و ناپیوسته که با نور ماه برجسته دیده میشن، با ماه پرنور و شفاف، و پس زمینهی سرمها
داشتم فکر میکردم خیلی حیفه که تمام مناظر و زیباییهایی که با چشممون میبینیم رو هیچ دوربینی قابلیتشو نداره که عینا همونطوری که هست و ما میبینیم ثبت کنه؛ و نمیتونیم اون حجم از زیبایی رو تو عکس نشون بدیم؛ و همهی این مناظر، تک به تکشون، فقط یک بار اتفاق میافتن؛ هربار با دفعهی قبل و بعدش فرق داره؛ هربار استثنائی و بی مثل و همتاست؛ هربار یه شاهکاره؛ و دیگه هم نمیشه چیزی که قبلا دیدیم رو دید. واقعا حیفه. و کاش میشد که عینا همونطوری که هست و دیده میشه ثبت کرد؛ ای کاش میشد؛ که اگه میشد خیلی خوب میشد:))
فکرشو بکنین؛ طبیعت، تو هر بهار یه شکلی میشه و یه جور خاصی زیباست؛ هردفعه و هربهار با بهارهای قبل و بعدش متفاوته. همچنین منظره ابرا؛ هر غروب، هر طلوع، قبل و بعد هر بارونی، هربهار و پاییزی، هرروز و هرساعت، همشون متفاوتن با همدیگه:)
همین اواخر با یه بنده خدایی صحبت میکردیم، زخم خورده بود؛ جزئیات ماجرا بماند. یه حرفی زد، گفت مرد بعضی چیزا رو با چشای خودش ببینه، دیگه مردونگی واسش نمیمونه...
وقتی روضهی حضرت زهرا خونده میشه، خانما از یه جنبهای خوب درک میکنن و دلشون رو بیشتر میسوزونه، آقایون هم از یه جنبهی دیگه بهتر میفهمن و جیگرشون کباب میشه.
تو این فاجعهای که تو غزه هم رقم زدن، همینطوره. خانما بعد شنیدن یه طوری میسوزن از درد و غمش، آقایون هم یه طور دیگه...