my notes!
ابرای تیکهتیکه و ناپیوسته که با نور ماه برجسته دیده میشن، با ماه پرنور و شفاف، و پس زمینهی سرمها
داشتم فکر میکردم خیلی حیفه که تمام مناظر و زیباییهایی که با چشممون میبینیم رو هیچ دوربینی قابلیتشو نداره که عینا همونطوری که هست و ما میبینیم ثبت کنه؛ و نمیتونیم اون حجم از زیبایی رو تو عکس نشون بدیم؛ و همهی این مناظر، تک به تکشون، فقط یک بار اتفاق میافتن؛ هربار با دفعهی قبل و بعدش فرق داره؛ هربار استثنائی و بی مثل و همتاست؛ هربار یه شاهکاره؛ و دیگه هم نمیشه چیزی که قبلا دیدیم رو دید. واقعا حیفه. و کاش میشد که عینا همونطوری که هست و دیده میشه ثبت کرد؛ ای کاش میشد؛ که اگه میشد خیلی خوب میشد:))
فکرشو بکنین؛ طبیعت، تو هر بهار یه شکلی میشه و یه جور خاصی زیباست؛ هردفعه و هربهار با بهارهای قبل و بعدش متفاوته. همچنین منظره ابرا؛ هر غروب، هر طلوع، قبل و بعد هر بارونی، هربهار و پاییزی، هرروز و هرساعت، همشون متفاوتن با همدیگه:)
همین اواخر با یه بنده خدایی صحبت میکردیم، زخم خورده بود؛ جزئیات ماجرا بماند. یه حرفی زد، گفت مرد بعضی چیزا رو با چشای خودش ببینه، دیگه مردونگی واسش نمیمونه...
وقتی روضهی حضرت زهرا خونده میشه، خانما از یه جنبهای خوب درک میکنن و دلشون رو بیشتر میسوزونه، آقایون هم از یه جنبهی دیگه بهتر میفهمن و جیگرشون کباب میشه.
تو این فاجعهای که تو غزه هم رقم زدن، همینطوره. خانما بعد شنیدن یه طوری میسوزن از درد و غمش، آقایون هم یه طور دیگه...
دنیا داره به سمتی کشیده میشه(یا بهتره بگیم کشیده شده) که آدم میگه کاش میمردم و این روزا رو نمیدیدم...
میمردم و نمیدیدم اون روزیو که یه عده تو اغتشاشات سال ۱۴۰۱ همون پرچمی رو آتیش میزدن که احمد متوسلیانها و امثالهم واسش جنگیده؛ تو روی همون پلیسی وایمیستن که تو شادیا و غمای خودشون آمادهباش وایستادن تا چیزیشون نشه؛ همون سپاهیای رو فحش میدن که از نسل مهدی باکریها هستن و واسه مملکت خون دادن؛ همون بسیجی رو کتک میزنن که تو سیل و زلزله و کرونا به کمکشون میره؛ و...