افطار مهمون بودیم، سرسفره افطار خربزه هم بود. آخر سر خواستم بخورم یادم افتاد که اول کاری عسل خوردم؛ و نمیدونم میدونین یا نه ولی ترکیب عسل و خربزه یکی از اون ترکیبات غذاییه که خیلی خطرناکه و میگن حتی کشندهست و رسما میکشه آدمو و خلاصه نباید با هم خورده بشه؛ دیدم از خربزه هم نمیشه گذشت، و در نهایت با چشمانی اشکآلود و دلی غمگین با شعار "ایشالا منظورشون خربزه مشهدی بوده" و با ورد "اشهد ان لا اله الا الله" شروع به خوردن کردم.
یا ورد رو ولش کن، ما آدم تنبلی نیستیم دنبال چیزای باد آورده باشیم. اصلا یه کاری میکردیم که یه اتفاقی بیافته
مثلا میگفتن برو از بالای دماوند یه شاخه گل رز پیدا کن بچین بیار، بعد در ازای اون مثلا حسن روحانی گور به گور میشه
بحث این نیست که هیچ راهحل و راهکاری نیست و اصلا وجود نداره؛ و حتی بحث این هم نیست که تنبل باشیم و دنبال چیز بادآورده و سادهتر بگردیم.
بحث اینه که رااااااااهی رو که به مقصد میرسه بهت نشون بدن؛ راهی که جواب میده؛ حلّال مشکلاته...
منظورم صرفا راهنماییه!
my notes!
کاش یه راهحلی راهکاری چیزی بود
جالبه. وقتی اینو گفتم اصلا قصدم گفتن این حرفای بعدش نبود. بلکه میخواستم چیز دیگهای بگم که کلا داستان عوض شد😂