وقتی توی موارد خاصی، این مدلی حرصم میگیره، شاید اولش عین همون بچه کوچولو، یه کم تو دل خودم داد و بیداد کنم و تو ذهنم دست و پا بزنم؛ بعدش که میبینم دیگه کاری از دستم برنمیاد، دوس دارم از حرص دقیقا همونجایی که هستم، بشینم رو زمین و بزنم زیر گریه
ولی از اونجایی که یه متر و خوردهای قد دارم و یه وجب و نصفی ریش، یه اهوم میگم و با یه قیافهی اخمو که حالت تنفر داره، انگار که همین الان از قتل قاتل زنم برگشتم به مسیرم ادامه میدم...
my notes!
ولی از اونجایی که یه متر و خوردهای قد دارم و یه وجب و نصفی ریش، یه اهوم میگم و با یه قیافهی اخمو
یه بار تو دانشگاه به رفیقم گفتم با یه استایل و قیافه و مدل خاصی داریم باهم راه میریم و حرف میزنیم، انگار زمین داره زیرپامون به لرزه درمیاد و هرکی از دور ببینه میگه حتما مافیایی چیزی هستیم؛ بعد هیشکی خبر نداره که دوتا مهندسِ جوانِ دانشجوی مملکتیم که از درون جر خوردیم و پاره شدیم😂