آسمونِ صاف و ستارههایی که بیش از همیشه دارن رخ نشون میدن خیلی قشنگ و دلربان:)))
هدایت شده از Ekhrajiha | اخراجیها 🇮🇷
بیرون مطب انکولوژی نشسته بودم
روبروم یه دختر همسن خودم بود که یه سمت لپش یه توده بزرگ بود
حواسمو جمع کردم که یه وقت بهش زل نزنم یا غیرطبیعی نگاهش نکنم که معذب نشه
که یهو کشک رو از این لپش فرستاد اونیکی لپش :)
✓دونات
@Ekhrajiha
داخل دانشگاه در مسیر رفتن به سمت دانشکده بودم و به این فکر میکردم که الان چه کلاسی دارم که یکی از بچههارو دیدم گفت داری میری کلاس گفتم آره گفت چی داری گفتم خودمم نمیدونم والا گفت الان فلان کلاسه دیگه.گفتم آها آره شاید همونه😂