قبل از ظهر رفته بودیم پلاسکو گلدون بخریم
وایییییی، نمیدونین اونجا چیییی دیدممممم:)
رفته بودیم طبقه سوم و آخر فروشگاه که البته اونجا بیشتر شبیه انبار بود ولی خب گلدونا هم اونجا بودن. در حین نگاه کردن و انتخاب گلدون بودیم که...
my notes!
رفته بودیم طبقه سوم و آخر فروشگاه که البته اونجا بیشتر شبیه انبار بود ولی خب گلدونا هم اونجا بودن. د
یهو دیدم از اونور ایشون اومد:))
موقع حساب کردن به فروشنده میگم اون بالا یه بچه گربه هستا خبر دارین. گفت آره دوتان؛ مامانشون مرده به سختی بزرگشون کردیم. بهشون شیر میدیم دکتر و اینا میبریم و فلان
بهش گفتم که فک کردم شاید خبر نداشته باشین واسه همین گفتم که من ببرم. بعد گفت دنبال یه سرپرست خوب میگشتیم واسشون. ولی نمیدونم...