دیگه نمیشه تشخیص داد وقتی یکی یه حرفی میزنه، داره حقیقت رو میگه و حرف دلش و اون چیزی که واقعا از ته دل باور داره رو میگه؛ یا حرفاش از رو سیاسته، از دروغه، از دوروییه، از چیه...
آدم گاهی وقتا نعمتا و موهبتای ارزشمند خیلی زیادی دم دستش هست و هرروز هم جلو چشمشه و باهاش سر و کار داره؛ ولی انقد عادی شده و در نظرش کوچیک هست که اصن نه به چشم میاد و نه قدرش رو میدونه. و زمانی قدرش رو میفهمه که از دستش بده.
my notes!
مثلا من خودم چن روزه ارزش آب خوردن رو فهمیدم
اینکه آب جلو چشمم هست، و من هم تشنه و بیانرژیام، ولی نمیتونم آب بخورم، یا نهایتا کم میتونم بخورم که اونم سیرم نمیکنه
اینکه میوه و سالاد و غذا جلو چشمته و دوس داری بخوری، گشنهای و ضعف داری، اصن هوس کردی؛ اما نمیتونی بخوری...
اینارو گفتم که یادآوری بشه براتون ارزش این نعمتا، تا خدایی نکرده خدا نخواد اینطوری بهتون متذکر بشه تا قدرش رو بدونین