my notes!🇮🇷
insta: ghavam_tohid
خیلی غم داره، خیلی لذت بخشه
دلمو یه حالت غمگینِ شیرینی میکنه:)
اینو احتمالا اونایی که ترکی بلدن میفهمن که چی میگم
چشمم افتاد به ماهِ نو، گفتم شاید قراره بیای
قند از دستم افتاد تو چای، گفتم یقین قراره بیای
از ستارهها نور میباره، دلم از هیچ و پوچ یهو میریزه
ظرفا ردیف چیده میشن، میگم دیگه قراره بیای
از دیدارت سهمی دلم خواسته(ترجمه دقیق به فارسی میشه همون ویار)، میخوای بیای بیا، خسته شدم
بازم سر حرفم وایستادم، قراره بیای، قراره بیای
گفتن که به عشق پشت کرده، به غریبه دل بسته
آخه حسرت چشات تو دلم مونده. باور نمیکنم، قراره بیای
اومدم دیدم حرفا راسته، دلم کدر شد و غم پاره پاره کرد
شادی و عشق واسم پژمرده شد، حالا چطوری بگم قراره بیای
بعضی جاهاش چون ترکی اصیل بود و عامیانه نیست، و یا اصطلاح و ضرب المثل بود، واقعا ترجمهش به فارسی سخت بود و عین اون نشد
my notes!🇮🇷
چشمم افتاد به ماهِ نو، گفتم شاید قراره بیای قند از دستم افتاد تو چای، گفتم یقین قراره بیای از ستاره
مثلا مصرع دوم بیت آخر که گفتم پژمرده شد، ترجمه دقیقش این بود که آدم وقتی ناراحت میشه لباش چطوری میشه، عشق واسم اونطوری شد
همین :( خودمون
my notes!🇮🇷
چشمم افتاد به ماهِ نو، گفتم شاید قراره بیای قند از دستم افتاد تو چای، گفتم یقین قراره بیای از ستاره
یا مثلا مصرع دوم بیت ماقبل آخر، گفتم حسرت چشات تو دلم مونده، اینطوری بود که آدم وقتی یه چیزیو میبینه دلش پیشش گیر میکنه، فکر و ذهنش میمونه پیشش، تو ترکی میگن چشمم موند، در حقیقت این بود که چشمم موند به چشمت
و حتی در این حد که دو کلمه هم خیلی معنیش واسم آشنا نبود و یه چیزی نزدیکش گفتم. معنی دقیقش رو از اساتید زبان ترکی پیگیر میشم میگم
و در نهایت همون سوالی که همیشه بعد اورثینک و دلتنگی برام ایجاد میشه؛ تهش قراره چی بشه؟:)
شب چرا میکشد مرا، تو نشستهای کجای ماجرا
من چنان گریه میکنم، که خدا بغل کند مگر مرا