my notes!🇮🇷
:)💔
چن روز پیش وقتی داشتم فایل آگهی ترحیمش رو میفرستادم واسه یکی دو نفر، بین اکانتا چشمم به پیوی خودش و آخرین پیامش افتاد. و قلبم پژمرده شد:)🥀
دیدار آخرمون تو بیمارستان وقتی همه رو بیرون کردن، من دوباره برگشتم پیشش خدافظی کنم، تنها بودیم دوتایی، گفتم ایشالا وقتی خوب شدی جشن و مهمونی میگیریم و شام میدیم به همه، گفتم خودم تو و مامان بزرگ رو میبرمتون کربلا. لبخند زد و گفت ایشالا. اما حالا خودش کربلاست:)
داشتم آهنگ آقای خواجه امیری رو گوش میدادم. رسید به اونجا که میگه: از عطر رو شالت، میگردم دنبالت؛ یه شهر دلتنگ توعه...
یاد حرف یه بنده خدایی افتادم، که چن سال پیش وقتی دقیقا همین تیکهش رو تو کانالم گذاشتم، اومد گفت از عطر رو شالش میگردی دنبالش، از عطر سیگارت میگرده دنبالت؟
نمیدونین چقد حس بدی دارم و دلم میسوزه از اینکه که یه آدم پایه و دلی و اهل صفا و مرام و معرفت ندارم که باهاش بگردم و خوش بگذرونم و تفریح کنم تا بلکه روحیهم یه ذره بهتر شه🚶🏻♂🕳
my notes!🇮🇷
نمیدونین چقد حس بدی دارم و دلم میسوزه از اینکه که یه آدم پایه و دلی و اهل صفا و مرام و معرفت ندارم
میدونین چیه، دارم، هستن؛
ولی نه اونطور که من میخواستم🚶🏻♂