یه بیت شعر بگم و برم
مربوط به الان هم نیست
ولی چون خوبه، یهو به دلم افتاد
حالا که سالگرده بگم
(از خودم نیست)
داغ ابراهیم بر دل ماند و اسماعیل رفت...
یک خبر تسکین این درد است، اسرائیل رفت✌️🏻
*شعر مربوط به ایام شهادت شهید هنیه
my notes!🇮🇷
داغ ابراهیم بر دل ماند و اسماعیل رفت... یک خبر تسکین این درد است، اسرائیل رفت✌️🏻 *شعر مربوط به ایام
به طور ناخواسته، عجب ساعتی افتاد!
گویا امروز آقای عراقچی گفتن خداروشکر مطمئن شدیم کار اسرائیل نبوده. اما، بنابر یه سری دلایل و شواهدی که شنیدم، زمین و زمان و هرکسی هم بیاد بگه حادثه بوده یا دست اسرائیل در میون نبوده، بازم قرار نیست باور کنم...🖤
منو ببین تنقلات و اینا خریده بودم که امشب با خودم خلوت کنم و بنویسم و فیلم ببینم و نقاشی بکشم، یه ذره استراحت، فراغت، فکر، لذت، جشن، یا هرچی. حالا اصن یه جوری از دل و دماغ افتادم و دلم سنگین شد و یهو پنچر شدم که دستم به هیچی نمیره
من آن شهر دورم که بغضِ شکسته،
که دلتنگی راه نفسهاشو بسته
خیابون خیابون پر از انتظارم،
تو نیستی و راهی به جایی ندارم...