eitaa logo
- 𝘁𝗿𝗮𝘂𝗺𝗮 .
217 دنبال‌کننده
25 عکس
0 ویدیو
0 فایل
• تروما ، شکستگیِ عمیقِ پنهانِ من ؛ خراش‌هایِ بهبود نیافتنیِ دائم‌الدردِ روانم. ‌ تکست‌ها رو آروم بخون ؛ اونها تکه‌هایِ قلبِ منن که نمیخوام چشم‌هات رو زخمی کنن ، خب ؟ ‌ - بدون هروقت اراده کنی صداتُ میشنوم : ‌ 📨 : ‹ https://daigo.ir/secret/21017600566
مشاهده در ایتا
دانلود
منی که با تو بود با منِ بدونِ تو زمین تا آسمون فرق کرده ، آره دلم برات تنگ شده ؛ اما الان اگر برگردی دیگه انتخابم نیستی.
۳ فروردین
منی که با تو بود وقتی دلِ‌ش میگرفت باید ساز میزدُ باهات آهنگِ همیشگی‌مونُ همخونی میکرد ، فقط فکر میکرد که نور به قلبِ‌ش تابیده اما واقعاً اینطور نبود ؛ ولی الان منِ بدونِ تو به مرزِ کلافگی که میرسه باید خودشُ برسونه به کنجِ حرم تا لب‌هاش به لبخند باز بشه.
۳ فروردین
- امشب از زاویه چشم‌هایِ قشنگِ تُ وقتی اشک‌آلود به گنبدِ بی‌بی نگاه میکنه .. یادته قول داده بودم به یادت باشم ؟! به جایِ تو هر ثانیه نفس کشیدم .
۳ فروردین
• منی که با تو بود تنها کَس‌ِش خودت بودیُ وقتی بهت نیاز داشت تو نمیفهمیدیُ تنها میموندُ خورد میشد ؛ ولی الان منِ بدون تو هیچکسُ نداره وُ وقتی به یکی که بهش محبت کنه نیاز پیدا میکنه ، قرآنِ‌شُ بغل میگیره وُ با خوندنِ‌ش تنهایی‌ش پر میشه وُ روحِ‌ش سبز.
۴ فروردین
- 𝘁𝗿𝗮𝘂𝗺𝗮 .
- بیشتر از همیشه نیازت دارم .
- عصبیم ، ولی نمیزارم تو آسیب ببینی .
۴ فروردین
منی که با تو بود تب که میکرد هذیونِ‌ش فقط تکرارِ اسمِ خودت بود که درجه تبِ‌شُ لحظه‌ای بالاتر میبرد ؛ اما الان منِ بدون تو تب که کنه ذکرِ رو لبِ‌ش میشه زمزمه ‹ لا الهَ اِلّا اَنت ، سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین › و ثانیه به ثانیه بیقراریِ جسمِ‌ش قرار میگیره.
۵ فروردین
منی که با تو بود تا به مشکل میخورد هنگ میکردُ فقط تو رو صدا میزد .. اگر دستِ‌شُ نمیگرفتی بلد نبود بلند بشه ؛ الان منِ بدونِ تو هر جا گیر کنه فقط یه یاعلی میگه وُ قوی‌تر از همیشه به باقیِ مسیر ادامه میده.
۵ فروردین
- مصباحی که با تو بود فقط احساسِ سیریِ کاذب داشتُ الان مصباحِ بدونِ تو لبریز از احساسِ رهایی و آزادیِ .
۵ فروردین
هر چقدر هم بگذره نبودنِ‌ت درد داره ؛ اما دیگه میتونم فارغ از عشق ، یک دوست‌داشتنِ واقعی رو تجربه کنم.
۵ فروردین
۵ فروردین
بعضی شب‌ها که همه جا ساکت میشه تو برمیگردی ؛ میشینم کنارِ پنجره و زل میزنم به خیابونِ تاریکُ صدایِ قدم‌هات تو سرم میپیچه .. انقدر واقعی که دلم میخواد برگردمُ نگاهت کنم ، ولی میدونم که پشتِ سرم یه اتاقِ خالیِ.
۶ فروردین
• یه وقت‌هایی فکر میکنم اگر برمیگشتی چی ؟! اگر سرمُ بلند میکردمُ تو واقعا اینجا بودی .. اگر نگاهم میکردی اگر لبخند میزدی ، اگر دستتُ دراز میکردی سمتِ من شاید اون لحظه همه چیز تموم میشد.
۶ فروردین