ی بچه ای هم تو برگشت دیدم بسیاررر اجتماعی.
منم که جذب بچه خاصی دارم نمیدونم چرا.
در نهایت داشتیم با هم تیتراژ خروس زیرک روباه کلکو می خوندیم
ی تایمی طاها خیلی از مومو می ترسید..
بعد من یادمه شبا در حالی که هوا تاریک بود از اون سر اتاق داشتم بلند بلند حرف میزدم و برای طاها به صوت فهرستی، علل غیر منطقی بودن موجودیت مومو و ترسیدن ازش رو می گفتم
Vol, [۱۹.۰۵.۲۵ ۲۱:۲۰]
[فرستاده شده از دایگو]
📪 پیام جدید
تابلوت خیلی قشنگه فقط پستی بلندی زیاد داره
#دایگو
Vol, [۱۹.۰۵.۲۵ ۲۱:۲۲]
ممنونم:)
آره خب.. وقتی لمسش میکنم جالبه..
ام... تو کلاسیک کار می کنی؟ در رابطه با مسطح بودن یا حجم داشتن رنگ می گم.
Vol, [۱۹.۰۵.۲۵ ۲۲:۰۵]
[فرستاده شده از دایگو]
📪 پیام جدید
خیلی تابلوت خفنشده
وای وایبش>>>
#دایگو
Vol, [۱۹.۰۵.۲۵ ۲۲:۰۶]
ممنونم:)))
خوشحالم که خوب شد
تنها کاری که دلم می خواد انجام بدم خوابه. فقط خواب. صرفا برای اینکه درکی از زندگی نداشته باشم
خب.. حالم خیلی بده.
تو حجمه ای از خاطرات و گذشتم.
صرفا به این دلیل که از حال و اینده م متنفرم.
دیگه نمیتونم ادامشون بدم.
و مدام تو گذشتم غرق می شم.
بیشتر و بیشتر..
هر چیزی.. ی حالت، ی تصویر، ی حرف،