هدایت شده از چای و ایوون
گریهها و آههاتون و نالههاتون، حتی غم ها و چهره های ناراحت و لباس های مشکیتون بین آدمهای رنگی شهر، قبول درگاه حق بابونه های سفید:)
هدایت شده از • افکارِ آنه •
بگم تو گلوم بغض نشست باور میکنی؟
بگم من تا به حال یک بار هم نتونستم عطر ضریح ارباب رو در آغوش بگیرم باور میکنی؟
ای کاش
دعای ندبه روز جمعه
نگاه به طلوع خورشید بعد از نماز صبح
جاسمین ، ان شاء الله بتونی. همین.
آمین.
چای و ایوون
بگم تو گلوم بغض نشست باور میکنی؟ بگم من تا به حال یک بار هم نتونستم عطر ضریح ارباب رو در آغوش بگیرم
گریه گریه گریه
بابونهٔسفید من پروردگار رو در ناتوان ترین حتی در توانا ترین روزهایم، قادر مطلق مینامم. پس بیا دعا کنیم و از او این صحنهٔمبارک را امسال بخواهیم. هم تو و هم من و هم هر دلتنگ دیگری..
بآشد که سایهٔلطف حسین مارا در برگیرد..
چای و ایوون
امیدوارم بتونم سیاهی هارو پاک کنم، ای کاش زمین خشک رو احیا کنم و دوباره اون شب رو برگردونم:)))))
یعنی گرد باد و خاک، میشه تبدیل به بارون بشه و هوای صاف بشه؟
ابرهای سیاه دورم میچرخند
مدام میخندند و یادم میاورند که چه بودم،
با تمسخر میگویند عمرا بتوانم خورشید را بیاورم،
چرا؟
چرا هنوز میخواهم به نور امید داشته باشم. آن هم وقتی از سیاهی های دورم حالم خراب است؟