اگر قرار بود در کهکشان ها بگردم
تنها به دنبال تو میگشتم
اگر زمین را هفت آسمانش میبخشیدند
باز به دنبال تو میگشتم..
گمت کردم.. دریابم..
خب از صبح امروز
پرستو های درختهای انگور
شروع کردن به خوندن..
وقتی اومدم توی ایوون انگار داشتن صدام میکردن،
به صداشون گوش کردین؟
*ریختن چای توی فنجون
یا فقط درگیر افکارِبیمورد بودین؟
*نشستن روی صندلی چوبی
میدونین آلاله ها،
منم خیلی غرق میشم توی این دریا،
افکار عمیقِ و بیحد و مرز انسان
نمیذاره نور رو پیدا کنه یا نفس بکشه؛
چطوره فعلا یه چای بخوریم
و بعدش سعی کنیم این زندگینکردن هارو جبران کنیم.. نه؟