ای کاش شوقی در جوانه ام بود که مرا وادار به حرکت میکرد، حرکت، به سوی عرش او..
ای کاش میدانستم کدام راه مرا از تو دور میکندـ
پروردگارا
میان این مِه غلیظ چشمانم ناتوان و میان خارها پاهایم زخمی و لنگان است..
یاری بده
به این انسانپژمردهافکارت کمی یاری بده..
آمین
سرد است، به گرمایت نیازمندم
آخر تو خود می، دانی که فانی ام
فآنی در این دنیا چه کسی جز تو دارد اصلا؟
دلم واقعا اون شبی رو میخواد که یه اتفاقی برام افتاد و میخواستم از بغض بترکم
راه افتادم به سمت حرم
با حال عحیب و خراب
رفتم رواق حضرت معصومه
روبه روی ضریح یه دنیا گریه کردم
یه دنیا غم گفتم
یه دنیا از زندگیم و بدی هام گفتم
ازپشیمونی هام
ذکر «أَغیثینی یا مولاتی فاطمة» زمزمه روی لب هام و دعای توبه امام سجاد..