"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
نمیدونم صدام چرا انقدر گرفته چون سرما نخوردم و هیچ علائمی هم ندارم...اه
از اونجایی که نمیتونم تایپ کنم شرمنده که شما رو مجبور به تحمل صدای نابودم میکنم..
پ.ن: البته اجباری که در کار نیست اما خب بدمم نمیاد که حرفامو گوش بدین😔
واقعا زندگی معنای بی معنایی گرفته یا من اینطوری شدم؟؟
جدا چرا دلم روی هیچ کاری نمیره بیکار نشستم به دیوار نگاه میکنم..
هی به خودم میگم بلند شو مومن پاشو یه کاری بکن بسه از بس به دیوار خیره شدی..
یه دقیقه بلند میشم ولی این تلنگرا انگار فقط برای چند دقیقه جوابگو ان و نه بیشتر..
بخدا من قرار بود برای نهاییا خیلی بخونم..قرار بود انقدر بخونم که معدلم خوب بشه بتونم دانشگاهی که دوست دارم برم..قرار نبود بدبختی پشت بدبختی بیاد..قرار نبود این حالت مسخره بیاد سراغم..
من کلا توی طول عمرم برای هر یکی دو ماه یه برهه زمانی این شکلی دارم و چیز غیرعادی ای نیست برام اما الان وقتش نبود..هعیی
داغ شهیدامونم که تاثیر بسزای خودش رو گذاشت...
چرا این دنیا همش غمه؟ واقعا آدمیزاد تا کی باید با غم زندگی کنه و هر لحظه کلافگی مهمون ناخونده ی روح و جسمش بشه؟؟
کاش یکی میتونستم تمام ذهنمو متمرکز کنه رو درس..!!
کاش..