خیلی دلم میخواد به تمام موضوعات روز جهان برسم و اینجا هم درموردشون حرف بزنم که یه وقت کسی فکر نکنه آدم تک بعدیای هستم ولی حقیقت اینه که جدا نمیرسم. میبینما ولی وقت ندارم حرفشونو بزنم.
بهرحال. نمیدونم چرا بازتابی که برای بقیه دارم برام خیلی حائز اهمیته کلا. درکل، آره خلاصه..
یجوری کنکور بهم آسیب جسمی و روحی زده حس میکنم یازدهم و دوازدهم روز مرگمه سیزدهمم انگار بهشته، چون مردم دیگه رفتم بهشت آزاد شدم😂
درهرحال.
این استرس کنکور یجوری درونیه که من حتی حسش نمیکنم ولی عوارضشو دارم میبینم.
هرچقدرم بعدا همه چیز خوب بشه. بازم یه چیزی اینجا توی این نقطه از زندگی میلنگه و قرار نیست یادم بره. و قطعا من تنها آدمی نیستم که اینطوریم، بدترین وضعیت رو هم ندارم قطعا خیلیا متاسفانه شرایطشون بخاطر کنکور سختتر از منه اما خب منم به نوبه خودم آسیبهای خاص خودمو دیدم.
موفقیت قرار نیست بدون سختی بدست بیاد. هیچوقت نمیشه. اما خب ظلم بقیه هم قرار نیست بعنوان سختی راه تلقی بشه.
هی بهش نزدیک تر میشیم هی میبینم واقعا چقدر کوچیک بود و چقدر بیهوده استرس دارم و داریم...اما بازم چیز از فکرای بیش از حدم و کلی مشکلات دیگه کم نمیکنه.