یه نوحه بود، یادمه کلاس پنجم بودم، معلممون برامون میخوندش...مال میثم مطیعیه، من همون موقع یه جوری باهاش گریه میکردم که دیگه بعضی وقتا نفسم بالا نمیومد..😭
واقعا انقدر درد داشت برام، هنوز هم خیلی درد داره...همیشه داره. نمیدونم شنیدینش یا نه...
الان ماشاالله انقدر سرعت اینترنت عالیه که نمیاد.
میخونه بیا و ببین دخترتو، چه شبها که خوابش نبرده، چه شبها که جای ستاره، فقط زخم خود را شمرده..
نوازش نشد جز به سیلی😭..که رنگی نمانده به رویش...کسی هم نزد بعد تو، آه...به جز شعله شانه به مویش...😭😭
الان همهجا نقل حضرت علی اکبره و یا تاسوعا و..
ولی خب یه لحظه اینو توی موسیقیهام دیدم...اصلا سوختم باهاش..
بماند چه ها که ندیدم...بماند چه ها که شنیدم..
چه گویم از این روی نیلی...چه گویم ز موی سپیدم..
بگو مادرت را که من هم...کمی از غمش را کشیدم..
که من ضرب دست عدو را...چشیدم، چشیدم، چشیدم!
فکر کنم روز ۲۳ام قبل از اینکه بخوام برم ارزیابی تکمیلی از معدهدرد جان به جانآفرین تسلیم کنم😂
حالا میترسم برم بعد رد بشم، نه کنکورو درست بدم نه فرهنگیان قبول شم. دو سر باخت😂