زد بهم. نمیدونست من دختر بابامم. بعد بهم گفت این بچههه(هدی، خواهرم) کیه بغل فلانی(بابام).
بعد من پقی زدم زیر خند-
گفتم بچه خودش.
بعد یکم دیگه صحبت کردیم بعد دیگه منم گفتم منم دخترشم.
بعد دیگه یکم رومو کردم اونطرفی دوباره زد بهم بعد گفت تو هم حتما شوهر کردی دیگه؟🤣
بعد دیگه هیچی منم گفتم نه و فقط دور شدم که نبینه دارم بهش میخندم.
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
زد بهم. نمیدونست من دختر بابامم. بعد بهم گفت این بچههه(هدی، خواهرم) کیه بغل فلانی(بابام). بعد من پق
😂😂😂 آخه چرا اینشکلی میپرسی زن😂😭 چیز دیگه ای نمیتونسته تصور کنه
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
آره فکر کردم داره دنبال عروسی چیزی میگرده
ها، نه نمیدونم واقعا هدفش چیبود
انقدر این چندوقته برای این بچه یه روز یه آقا خرگوشه خوندم که خودم دیگه دارم کم کم به خرگوش تبدیل میش-
دلم انقدر درد میکنه و پیچ میده که فقط دلم میخواد برم سرمو بکوبم تو دیوار.