هدایت شده از The Castle's Library.
فصل ۳
"مدرسهٔ عجیب" ²
ریچارد با لبخند همیشگی اش سرش را برگرداند و رو به ویلیام گفت: کار سختی نیست.
بعد با دست راست دست ویلیام را گرفت و همراه با دست چپ خودش بالاآورد و ادامه داد: ببین ، تو یک خال کف دستت داری ، منم همینطور ، تمام مردم این قلمرو هم همینطور...این خال مثل یک ردیاب میمونه و تمام جادوگر هارو تا یک سن خاص ردیابی میکنه و بعد از سن قانونی این ردیابی قطع میشه...اینطوری ما میتونیم تمام جادوگر ها رو شناسایی کنیم.
سپس دستی به سر ویلیام کشید و به راهش ادامه داد..
هرچه پیش میرفتند غلظت مه کم میشد و شهر نمایان تر! به نزدیکی مدرسه که رسیدند ، ویلیام سرش را بالا آورد و با چیزی روبهرو شد که نه تنها برایش غریبه نبود ، بلکه بشدت آشنا بود.
مه ها کم کم از بین رفتند و قلعه ای با پنج برج سر به فلک کشیده نمایان کردند. قلعه پنج برج و یک ساختما اصلی درجلوی برج ها داشت ،بر سر هر برج ستاره ای با یک رنگ به چشم میخورد که شامل رنگ های سبز و آبی جلوی یکدیگر در سمت راست ، قرمز و زرد در سمت چپ ، و مشکی در بین آنها ، وسط جای گرفته بود!
ویلیام که از شکوه و عظمت قلعه ، زبانش بند آمده بود ، سرش را مدام بالا گرفته بود و به برج ها چشم دوخته بود و همزمان همراه با ریچارد جلو میرفت که ناگهان چیزی محکم به سرش اصابت کرد. ویلیام نگاهی به جلو انداخت و دید که چیزی به او اصابت نکرده ، او به دیوارد اصابت کرده بود..سپس سرش را چرخاند و ریچارد و نگهبانان را دید که به او میخندند ، خنده ای کرد و به دنبال ریچارد وارد قلعه شد..
#BlakKingdom
#P6
هدایت شده از -کتابفروشیِخانماندرسون-
سلام و درود
من اومدم مثل همیشه برای یه تقدیمیه دیگه،این تقدیمی فکر کنم جالب باشه.
اینجوریه که شما این پیامو توی چنل/دیلی تون فور میکنین+تایپ mbti تون رو میگین و منم با توجه به تایپتون میگم چه ژانر کتابی دوست دارین،وایب چه ژانری رو میدین و چند تا کتاب معرفی میکنم برای تایپتون.
لینکتونو پست کنین اینجا
امضا:کارولینمالککلبه
هدایت شده از ImMortal SoUls
چقد جای فلیسین خالیه؛
آدرینا تو بهش بگو منم به یادشم ولی انگار اون منو فراموش کرده...
فلیسین کلا اینجا نیس*
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
چقد جای فلیسین خالیه؛ آدرینا تو بهش بگو منم به یادشم ولی انگار اون منو فراموش کرده... فلیسین کلا ای
خیلی خیلی خالیه..
فلیسین اگه هستی پیامو ببین و بدون که بیادته((:
واقعیتش فلیسین همینجا هم نیست فقط تو ناشناس هر از گاهی حضور داره..
هدایت شده از ☄کلوپ رزا🎻
فلیسین من یه یاد تو توی رول رفتن تبدیل به سوفی شدم 😔💔
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
فلیسین من یه یاد تو توی رول رفتن تبدیل به سوفی شدم 😔💔
به به😔😂
فقط به یاد فلیسین..
منم بخاطر فلیسین رفتم خوب های بد بد های خوبو خوندم(البته که هنوز جلد یک هم تموم نکردم از بس کار ریخته رو سرم😔)