هدایت شده از ImMortal SoUls
سوم سپتامبر؛ روزی ک الف ها بیشتر از هرچیزی ازش میترسن.
امروز هم مثل سالهای گذشته هوا مه آلود و ابریه ، الف ها میگن ساحره ی پیر و ترسناکی ک تو قلعه زندگی میکنه این سرزمین رو نفرین کرده تا هرسال این موقع خورشید شهرو نورانی نکنه. ولی چرا الف ها اینقدر از این روز وحشت دارن؟ هرسال همین روز شاهزاده آدرینا ، اژدهای خودش رو ک همیشه تو دخمه های قلعه نگه میداره آزاد میکنه و اون اژدها با بی رحمی به الف ها حمله میکنه و قدرت اونارو میگیره و برمیگرده به قلعه تا با نفس های آتشین اش قدرت شاهزاده رو با جادویی ک از الف ها گرفته افزایش بده. اره همینطوره، شاهزاده آدرینا هرسال به عنوان هدیه ی تولدش جادوی الف هارو با روشی زجر آور میگیره و بعدش تا شب از مهمونی تولدش لذت میبره...
-Happy birthday Darling!
For Adriena
From Nephophilia
هدایت شده از ImMortal SoUls
ی سری جزئیات هم وجود داره ک ننوشتم اگه بخوای به اوناهم ی اشاره ای میکنم
هدایت شده از ImMortal SoUls
این کار همیشگی منه
ک میشینم واسه تولد یکی داستان مینویسم*
مثلا داستان زلا راجب پری دریایی هایی بود ک ازش متنفر بودن
برا یکی هم راجب فرشته ها نوشته بودم😔✅
گاااااااددد....ببین این خیلیییی خووب بود واقعا نمیدونم چجوری تشکر کنم
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
ی سری جزئیات هم وجود داره ک ننوشتم اگه بخوای به اوناهم ی اشاره ای میکنم
اگر بگی که خیلی خیلی خوشحال خواهم شد(((:
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی این دنیا یه دست از این لباسا به من بدهکاره🥲
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
ولی این دنیا یه دست از این لباسا به من بدهکاره🥲
عاشقش شدم
به خصوص اونجا که فهمیدم جیب داره🤩