eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
245 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
528 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
خوش اومدی Zoha ی زیبا((:
خوش اومدی زهرای زیبا((:
خوش اومدی سوفیای زیبا((:
خب بنظرم حرفی ندارم که الان بزنم..
دختر ، نگاهی به ته انباریِ کثیف و پر از تار عنکبوت انداخت.. جارویی را برداشت ، نفس عمیقی کشید و بیرون رفت.. سرش را پایین انداخته بود و به سرعت پیش میرفت.. ناگهان به چیزی برخورد کرد ، سرش را بالا آورد و با چشمان آبی آشنایی برخورد کرد.. ناگه چشمانش غرق در اشک و دستانش از هیجان ، لرزید! جارو از دستش افتاد ، تن خسته ی او را در آغوش گرفته و پیراهنش را با اشک هایش خیس کرد.. صاحب چشمان آبی ، دستی بر سر دخترش کشید و او را محکم تر در آغوش گرفت.. پیش خود میگفت ، دیگر هیچ چیز نمیتواند این پدر و دختر را از یکدیگر جدا کند..
خیلی جالب درنیومد.توصیفات جالب نبود و و و.. ولی خب سناریو ای که اومد تو ذهنم جالب بود...شاید فردا کاملشو بنویسم بزارم
https://eitaa.com/gujaol/15914 نظر لطفته زیبا((: نمیدونم شاید واقعا قشنگ باشه..ولی به دل خودم ننشست..
هدایت شده از A bunch of feelings .
بیاید پر کنید خیلی باحاله
بنویسین هری پاتر بذارین بقیشو کیبوردتون تایپ‌ کنه.
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
#چالش بنویسین هری پاتر بذارین بقیشو کیبوردتون تایپ‌ کنه.
هری پاتر بدرد میخوره بیشتر از این ویژگی ها استفاده می کنند و به سمت بالا نشینی و در همان حال که در انتهای قلعه پنهان می آمد صبحت کرده بود