eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
260 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
546 ویدیو
9 فایل
اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/slytherin_dragon/3181 دقیقا. هرچقدر کمتر دامن بزنی بهتره چون در نهایت به ضرر خودت تموم میشه ، چرا؟ چون بعضیا کلا متوجه نیستن هرچیم بگی همینه.. با این حال ، تمام اقوام محترمن و احترامشون واجبه..تمااامشون بلااستثناء. قوم یک فرد افتخارشه ، و اینکه تغییری تو ذات اون فرد نداره هر کسی اخلاقش و ذاتش یجوره اینکه ما بیایم بگیم فلان قومیا اونطورین یا مردم فلان شهر اینطورین خیلی حرف بی منطق و مسخره ایه..
عه نفو صد تایی شدنت مبارک😁🤩🤩
ماه برای بار هزارم ، از سرچشمه نور خود ، بخشی را به اتاق کوچک و نموری در بالا ترین طبقه ساختمانی بلند تاباند ، اتاقی تاریک ، که هر شب دختر کوچک لاغر و زیبایی با صورت خاکی و تنی خسته ، از پنجره اش به ماه خیره میشد.. اما آنشب ، دختر کنار پنجره ننشسته بود.. ماه تمام آن شب ، اتاق کوچک دختر را روشن و نورانی کرد. صبح که شد ، وسایل دخترک را جمع کردند و بردند ، اما ماه ندید.. هنگام غروب ، وقتی خورشید جای خود را به ماه میداد ، اشک هایش جاری بود.. ماه دلیلش را پرسید و خورشید گفت: خوشبحالت ماه زیبا ، ای کاش کسی هر روز به من خیره میشد..تو خیلی خوشبختی.. ماه پرسید: مگر چه شده؟ خورشید گفت: دیروز صبح ، دختری را هنگام تماشای آسمان از پنجره در خانه کوچکش پیدا کردند.. او تمام شب را به تو خیره بود تا جان داد.. سپس خورشید رفت و از نظر دور شد. ماه ترک خورد ، شکست ، گریست ، تکه شد.. تکه ای از او روی زمین افتاد ، روی خاکی که دخترک زیرش دفن شده بود..
یه نکته. امضای زیر پیاما فعاله و تمام پیاما از طرف من نیست توجه داشته باشید عزیزان.