اینم از آخرین روز ماه رمضون..
خیلی دعا کنید دم آخری..
اگر دعایی چیزی خوندید من رو هم فراموش نکنید..
پ.ن: دیشب انقد خواهران گرام اذیتم کردن نتونستم تا نزدیکای ساعت سه بخوابم.!
آخر سرم دیگه کاسه صبرم لبریز شد و رفتم تو پذیرایی بخوابم ، بچه ها اومدن کلی التماسم کردن که توروخدا بیا همونجا تو اتاق پیشمون بخواب...ولی من نرفتم تا به سزای اعمالشون تو این شبها برسن...[والااا ، مگه من مسخرهشونم که هر وقت خواستن اذیتم کنن..😔😂]خلاصه که عارضم به حضورتون...نزاشتن ما بخوابیم..سحرم پا نشدیم و آخرین سحرو از دست دادیم..
و دیگه...آره...دیشب جدا شب بیخودی بود..ولی خب..
مدرسه این چند روز اینجور بود که: دیر بیا زود برو😂
کلا خیلی خوب بود نمیتونم از این شرایط دل بکنم..
هشت صبح شروع میشدیم و دوازده و نیم هم تمام..الان از هفته بعد دوباره برمیگردیم به همون روال..۷ مدرسه باش تا ۲..عالی و دلپذیر😔😂
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
✨🪄
حالا من تهش خیلی درس بخونم شیراز قبول میشم.
بعد ملت تو اسکاتلند:
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
✨🪄
واااای وااای آدم بره اینجا کمترین چیزی که میشه پروفسوره
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
واااای وااای آدم بره اینجا کمترین چیزی که میشه پروفسوره
آره بخداا..من برم اونجا دیگه دلم نمیخواد برم خونه..شبا همونجا تو دانشگاه میخوابم😔😂آدم علاقمند میشه به علم آموزی...الله اکبر
روز عید است و من امروز در آن تدبیر
که دهم حاصل سیروزه و ساغر گیرم
عیدتون مبارک🌙✨
امروز اومدیم بریم نماز عید فطر..در ماشینو که اومدم ببندم ناخنم که خیلی بلند شده بود و میخواستم بعد از برگشتن از نماز عید کوتاهش کنم ، محکم خورد به در و به طور فجیعی شکست[یعنی قشنگ رفت پایین] و خون اومد[یکم البته] و... آره خلاصه..
نتیجه اخلاقی امروز: ناخناتونو بلند نزارین..خدا میزنه تو کمرتون😂😔