eitaa logo
𝖢𝖺𝖾𝗋𝗎𝗅
95 دنبال‌کننده
16 عکس
6 ویدیو
0 فایل
𝖫𝗂𝗄𝖾 𝗌𝗂𝗅𝖾𝗇𝖼𝖾 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝖽𝖾𝗉𝗍𝗁𝗌 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾 𝗈𝖼𝖾𝖺𝗇 .
مشاهده در ایتا
دانلود
من کی هستم بدونِ ، خاطراتِ خانواده ، ثبتِ لحظات با دوربینم ، آغوش‌های امن ، طراحی‌های رندوم ، صحنه‌ی تئاتر ، لبخندهای بی‌دلیل ، گالریم و لحظاتِ گذشته ، شنونده‌ی خوبی بودن ، خرید کردن ، لباس‌های رنگارنگ ، نوشتنِ احساساتم ، قاب کردنِ نقاشی‌هام ، علاقه‌م به ماشین و موتور ، بیرون رفتن‌های یهویی ، آبیِ آسمون ، ذوق‌ برای چیزهای مختلف ، ساعت‌هام ، آهنگام ، اون یه نفر ، پرنده‌ی نازنازیم ، کادوهای یهویی ، ابرها ، نامه ، بحث‌های فلسفی ، ساختنِ لحظه‌های قشنگ با دوستام ، رویاهام ، خواب ، مسافرت ، افکار افکار افکار افکار .
هدایت شده از  𝐹𝑢𝑡𝑖𝑙𝑒 𝐷𝑒𝑣𝑖𝑐𝑒𝑠
⋆.˚˖࿔ ࣪. Salutations à la bien-aimée Sylvia :> این پیام رو در کانال‌هاتون قرار بدید و عکس چشمان قشنگتون رو برای من ارسال کنید؛ من چشمانتون رو نقاشی میکنم، یک دیالوگ از یه کتاب به شما تقدیم میکنم، یه موودبرد از وایبی که بهم میدید براتون درست میکنم. —جهت تگ | یک نکته کوچیک.
متنفرم ازینکه بعضی وقتا یه‌کاری میکنم که خودم توش میمونم.
آدما از اونی که نشون میدن صدبرابر بدتر و مزخرف‌ترن.
کاش کسی تظاهر نکنه دوستم داره درحالی که داره بزور باهام حرف میزنه‌.
زمان خیلی زود میگذره ، آدم‌ها درحالِ تغییراند و هیچکس از فردای خودش خبری نداره . روزی میرسه که هیچوقت فکر نمیکردیم انقدر دیر بشه ، درحالی که هنوز وقت نکردیم قدر بدونیم ، یکدیگر رو بیشتر ببینیم ، بیشتر بخندیم و خاطراتِ بیشتری بسازیم ‌. روزها تشکیل شدن از دقیقه‌ها و ساعت‌هایی که بنظر عادی میاد ، اما به‌زودی میگذره ، و تو حتی متوجه‌شون نیستی . اینکه انسان فراموش میکنه که بعضی اوقات به خاطراتی که قبلا در یک مکان ساخته بود سر بزنه ، دردناکه ، اما دردناک‌تر از اون ، آدم‌های توی خاطره‌ان که حالا کنارت نیستن . زمانی که بعد از مدتها به اون مکان رفتم ، همون خونه بود ، اما حالا .. همه‌جارو خاک گرفته بود ، بوی کهنگی میومد ، صدای خنده‌ی بچه‌ها توی حیاطش نبود ، ساکت بود و خاموش .. و مهمتر از اون ، آدم‌هایی بودن که روزی ازشون به عنوانِ عزیزترین فردِ زندگیت یاد میکردی و حالا .. حالا اوناهم نیستن . با وجودِ گَردِ فراموشی و تاریکی که روی تار و پودِ خونه رخنه کرده بود ، پشتِ پلک‌های من اما هنوز خاطراتی بود که در جای جایِ این مکان وجود داشت ، با این حال که صحنه‌های قشنگ و صداهای دلنواز ازش به گوش میرسید ، ولی تنها چیزی که قابلِ دیدن بود ، خاموشی و خداحافظیِ برای همیشه بود .
زندگی تلخ است ، به تلخیِ فردِ کهنسالی که زمانی در میانِ خنده‌های دورانِ خردسالی گم‌میشد ، و حالا افرادی برایش تصمیم میگیرند که روزی پر و بال‌شان داد و آنهارا بزرگ ساخت . به تلخیِ دورانی که همانند چشم به‌هم زدن گذشت ، و حالا از آنها ، مُشتی خاطره‌ی دوردست و لحظاتی پُر از شادی ، اما دست‌نیافتنی مانده . تلخ همانندِ فراموشی ، از یاد بردنِ افرادی که روزگاری با آنها نشست و برخاست داشتی ، اما اکنون هیچ چیز جز یک نگاهِ زودگذر و ساده از آن نمانده . لحظاتی سرشار از خنده ، خاطراتی که با لبخند از آن یاد میشود و شیرین است ، اما تلخ ، تلخ چون تکرار نشدنیست ، تلخ چون در گذشته باقی مانده ، تلخ است ، اما دوست‌داشتنی .
هدایت شده از разлюбить
درود ؛ این پیام رو فوروارد کنید و نیک نیم + سه ویژگی بارز شخصیتیتون رو بفرمایید تا براتون یک سناریو از آشنایی با فرد مورد علاقتون بنویسم و از مکان آشناییتون یک عکس تقدیمتون کنم و حدس بزنم توی رابطه چطور علاقتون رو ابراز میکنید . - حتما جوین باشید . Limit : 400 | Tags .
هدایت شده از café
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
꩜⋆.°Challenge | tag | limit . درود این پیام رو فوروارد کن. تا من از روی وایب چنلت بفهمم تو - اگه یه سرگرمی بودی، اون چه سرگرمی بود؟ - اگه یه بازی بودی، اسم اون بازی چی بود؟ - اگه یه استعداد بودی، اون چه استعدادی بود؟ - اگه یه رنگ بودی، چه رنگی بودی؟ - اگه یه فصل بودی، کدوم فصل بودی؟ - اگه یه حس بودی، چه حسی بودی؟ - اگه یه آهنگ بودی، اسم اون آهنگ چی بود؟ و در آخر بگم چنلت چند درصد نظرمو به خودش جلب می‌کنه.
من همیشه بینِ بد و بدتر ، بدترین و انتخاب کردم .