خودواقعیم!
انسانیت فراتر از حیطه ی درك ادمیزاد بود! #بیو_ممبرا
سرِتو ، در سر من جنگ شده میفهمی!؟...):
#بیو_ممبرا
خودواقعیم!
سرِتو ، در سر من جنگ شده میفهمی!؟...): #بیو_ممبرا
ز من لبخند میبینی اما روحم پریشان است
#بیو_ممبرا
خودواقعیم!
ز من لبخند میبینی اما روحم پریشان است #بیو_ممبرا
هیچ وقت کاری نکنید که ی آدم حس نا کافی بودن بهش دست بده :))))
#بیو_ممبرا
خودواقعیم!
هیچ وقت کاری نکنید که ی آدم حس نا کافی بودن بهش دست بده :)))) #بیو_ممبرا
.همهیهنرازخورشیدبوداماهمهازماهشعرگفتند -
#بیو_ممبرا
خودواقعیم!
.همهیهنرازخورشیدبوداماهمهازماهشعرگفتند - #بیو_ممبرا
او فرشته ای بود با جهنمی درون چشمانش . . . !️
#بیو_ممبرا
درست مثل بچگیهام که بعد از کلی گریه، دوباره هق هقهای عمیق میزدم و زیرچشمی میپاییدم ببینم کسی دلش برای من نمیسوزد و نمیآید طرفم که از دلم بیرون بیاورد؟! نشستهام و غمگینانه زل زدهام به پاهای روزگار تا مگر بیاید و نوازشم کند و در آغوشم بگیرد و بگوید: ببخشید زیادهروی کردم! اصلا حواسم نبود تو داری اینقدر رنج میکشی...
باز باران است و شب چون جنگلی انبوه
بر زمین گسترده هر سو شاخ و برگش را
با صداهایی به هم پیچیده
دارد زیر لب نجوا
من نشسته تنگ دل پیش اجاق سرد!
دخترم یلدا
خفته در گهواره اش آرام . . . !
-هوشنگابتهاج-
- نوشته بود : این جا گویی صدایِ انسان هرگز به گوش نخواهد رسید و تنها بادهای عصرِ سنگی بر دروازههای سیاه میکوبند این جا گویی در زیر این آسمان ؛ تنها من زنده ماندهام :)!