نوشته بود:
«من هیچوقت نمیتونستم بفهمم که چقدر قوی هستم، تا وقتی که مجبور شدم کسی رو ببخشم که پشیمون نبوده و معذرتی رو قبول کنم که هیچوقت گفته نشده!»
دقیقا همونجا که افشین یداللهی میگه:
"خیال نکن اگر برای کسی تمام شدی،
امیدی هست!
خورشید،از آنجا که غروب میکند
طلوع نمیکند..!"
دقیقا همین.
بگردین یکی رو پیدا کنین که خسته و داغون و له شما رو هم با جون و دل بخواد وگرنه آدم زرق و برق دار رو که همه دوست دارن
بیا کنارِ هم درستش کنیم»،
«بیا با هم پیشرفت کنیم»،
«بیا با هم خوش بگذرونیم»،
«بیا با هم حالمون خوب باشه»،
«بیا باهم حالمون بد باشه»،
«بیا انتخاب هم باشیم تا ابد»،
«بیا بسازیم با هم»،
من بهشدت اهلِ این جملههام
نسبت به حرفایی که میشنوی بی دقت باش،
شاید از دهانی بیرون آمده که قبل از حرف زدن به آن فکر نکرده
بغل کردن، رفتاری از جنس نیاز نیست. از جنس برآورده کردن نیازهای دیگری هم نیست. بلکه از جنس ابرازه، با زبان بدن. ابراز اینکه فاصله ای بین من و تو نیست. و ببین چقد لمست میکنم و ببین چقدر دارمت و مراقبتم ببین چقد تعلق دارم بهت. چقدر مشتاقم بهت و ببین چقد امنم. و میبینی چقدر قشنگی؟ بغلت میکنم که ببینی و میبینی چقد برای من مطبوعی؟ چقد میتونم ازت نفس بکشم؟ بغلت میکنم که ببینی عاشق عطرتم. بغلت میکنم که قد بودنت، باورت کنم بغلت میکنم که سهم دلخواه و انتخابشدم از دنیا باشی بغلت میکنم، چون آرومم میکنه و دلم میخواد آرومت کنم. بغلت میکنم تا بگم قلبم، تو رو حس میکنه.
با اومدنت نه تنها زندگیم قشنگتر شد بلکه شدی تنها کسی که لبخنداش بهم آرامش میده ، کنارش راحتم و حس امنیت دارم و کسی که مثل یه نور تویِ تاریکی زندگیمه. اونقدر خوبی که واژهای واسه بیان این حجم از خوبیت پیدا نمیکنم نیمهی من
آل پاچينو:
به دشمنات ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ بشن
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ دوستات ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢ ﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ بشن،
چون ﺩﻭﺳﺘﺎت جای ﻋﻤﯿﻖ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺩﻗﯿﻖ میدﺍﻧﻨﺪ .