نرسیدن به او مانند ازدواج کردن با کسی است که او را دوست نداری و مجبوری ازدواج کنی:)
الان داغی نمیفهمی، باید سالها بگذره، آدمای دیگه بیان تو زندگیت تا بفهمی اونی که دوستت داشت، باهات چجوری رفتار میکرد و چقدر براش اولویت بودی
اونیکه ازتون دلخوره و نیم ساعت بعدش فراموش میکنه؛ خنگ و بی ثبات نیست، فقط انقدر دوستتون داره دلش نمیاد دلخور بمونه
اشتباه کردن اشتباه نيست، در اشتباه ماندن اشتباه است
معلومه از آقای خیابانی تاثیر گرفتم یا نه
خیلی دلم میخواد بشینم طلیسچی، طهماسبی، شادمهر، حامیم و یاسینیو... گوش بدم اما حیف که نمیتوانممم
ناگهان به خودش آمد و دید که مدتیست نشسته کنجی و دارد به همه چیز فکر میکند. شبیه به آدمِ در حال غرق شدنی خودش را از آب بیرون کشید، نفسش را داد بیرون و گفت: بیخیال! بلند شد و برای خودش چای ریخت و دوباره به کارش مشغول شد.
مدتی بود که تا مرز خستگیِ مفرط کار میکرد و اعتقاد داشت که آدم نباید یک ثانیه هم بیکار شود، وگرنه مینشیند عمیقا فکر میکند و عمیقا غصه میخورد و عمیقا پیر میشود...
-صرافیان
باید یه روز ازت بپرسم که:
"یعنی ما قرار نیست شادی رو تجربه کنیم؟"
اون وقت، تو میتونی بهم جواب بدی؟
جوابش دست تو نیست.
دست منم نیست.
واسه همین، هنوزم نفهمیدیم باید با غمامون چیکار کنیم.
میدونی، شاید این ما نیستیم که باید باهاشون کنار بیایم، اون اتفاقِ اضافه که باید از بین بره،
اگه غم برامون مسمومیت و معذوریت در برابر ادامه زندگی ایجاد میکنه و جزو طبیعتشه، پس ..
این ماییم که نباید باشیم.
این ماییم که باید به پوچی برسیم و تمومش کنیم، یا تموم بشیم؟
-شفاعی