مغزم ، مغزم درد میکند از حرف زدن،
چقدر حرف زدهام،
چقدر در ذهنم حرف زدهام!
#محمود_دولتآبادی
درون من را هیچکس نمی تواند ببیند،حتی نزدیکترین کَسانِ من، تازه چه میتوانند بکنند؟! در نهایت احساس همدردی...
#محمود_دولتآبادی
آنجا یک قهوه خانه بود..
اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای، چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟!
عجله، همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
«من به بهانه رسیدم به زندگی همیشه زندگی را کشتهام.»
#محمود_دولتآبادی
«نمیدانم تو ملتفت شدهای یا نه که بعضی مردها از عمری که دارند پیرترند.»
#محمود_دولتآبادی
پُک زدن به سیگار هیچ معنایی ندارد الا نوعی لجاجت با خود و حتی لجاجت در تداوم نوعی عادت !
عجیبترین خوی آدمی اینست که میداند فعلی بد و آسیب رسان است، اما آن را انجام میدهد و به کرات هم !
هر آدمی، دانسته و ندانسته، به نوعی در لجاجت با خود به سر میبرد, و هیچ دیگری ویرانگرتر از خود آدمی نسبت به خودش نیست...!
#محمود_دولتآبادی
#سلوک