eitaa logo
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
822 دنبال‌کننده
95 عکس
2 ویدیو
1 فایل
" النَّـحیط " همان بغضِ فروخورده ایست، که اجازه‌اش ندادی اشک شود. • از همه چیز نوشتم؛ چون ذهن و دست‌هایَم کلمه را زودتر حس کردند.
مشاهده در ایتا
دانلود
ای ماهِ من به نیزه‌ی اعدا چه می‌کنی؟ آغوشِ ماست جایِ تو آن‌جا چه می‌کنی؟
مدتیه که روز‌ها و شب‌ها و اوقات آدم؛ شده‌ شبیهِ ریل‌های چند ثانیه‌ایه اینستاگرام. کوتاه، گذرا و اغلب بی‌محتوا. اینجوری که به خودت میای و‌ میگی: عه. شب شد که! ° ° @naahiit
سراغی ازم می‌گرفتی؛ کتری را آب می‌کردی و دم کردن که نه، خسته بودی! از خودم می‌پرسیدی و بهت می‌گفتم از کابینتِ بالایِ اجاق، چایی کیسه‌ای برداری و بندازی‌اش در یکی از همان لیوان‌های دسته‌دارِ بلندِ شیشه‌ای؛ می‌گفتی خواب به چشم‌هات رسیده و تنها توانسته‌ای چایِ بی‌چاره‌یِ خوش‌خاطره‌ای دستم بدهی! قلبم را رقیق می‌کردی و مرورِ هزارباره‌‌ی این پاراگراف هارا راحت‌تر. همه‌ی عشق بود همین اگر، سری به شب‌هایم می‌زدی.. ° ° @naahiit
Mohsen Chavoshi 1_5014810785541522472.mp3
زمان: حجم: 10M
به هر مسافری که جز، من از لبِ تو سهم داشت؛ بگو جهان جدید نیست! ° ° @naahiit
یه کتابی هست با عنوان "خدیجه، امینِ محمد" از خانمِ فریبا انیسی؛ به قدری جامع، زیبا، غمناک، حیرت‌انگیز و عزیزِ که نشه شرحش داد‌؛ و البته بسیار کمیاب! یادمه سال‌ها گوشه‌ای از کتابخونه‌‌م خاک می‌خورد بی‌اینکه حتی برایِ گردگیری جا‌به‌جاش کنم! و خب حیف از همه‌ی روزهایی که بی‌‌توجه بهش بزرگ‌ شدم.. پیداش کنید، بخرید و بخونیدش؛ باهاش اشک بریزید و هراز گاهی روایتِ پر مهرش رو مرور کنید .. ° ° @naahiit
سپاس خداى را كه به او چشم اميد دارم نه به غير او. آن روز که گفتیم همسرِ یتیم عبدالله نشوی برای همچین روزهایی بود! حالا بگو همان عشقِ وصف‌ناشدنی برایت قابله پیدا کند. ما نمی‌آییم. صدایشان را شنید و سکوت کرد. درد نفسش را بند آورده بود. بریده بریده زیر لب گفت: خدایِ محمد را دارم. جمله‌اش تمام نشده بود که چهار زنِ معطر و بلندبالا و خوش‌رو، به او لبخند می‌زدند... | @ianashid
خدایا ما رو در این نبرد آخرالزمان ثابت‌قدم کن!
آره؛ نجات پیدا می‌کنید! با خونِ همین دانش‌آموزایِ بی‌گناهِ میناب نجات پیدا می‌کنید! ° ° @naahiit
در جنگ هستیم. یک توصیه بسیار مهم: ترس هیچ اشکالی نداره. ترس مکانیزم طبیعی بقای ماست. خودتون رو سرزنش نکنید اگر ترسیدید. فقط سعی کنید ادامه اش رو مدیریت کنید. ذهنتون رو آزاد بگذارید، تلاش کنید در لحظه باشید و نگران اتفاقاتی که هنوز نیفتاده نشید. نشخوار ذهنی نکنید. یادتون باشه نه گذشته رو میتونید تغییر بدید و نه آینده محقق شده. بسیاری از اتفاقات بیرونی هم دست شما نیست. چرا برای چیزی که کاری ازتون برنمیاد ناراحت بشید؟ اما مهمترین، بهترین و آرامش بخش ترین وسیله یاد خداست. همه چیز ما دست خداست، اگر اجل ما نرسیده باشد در دریای تیغ هم سالم خواهیم ماند و اگر عمرمان به پایان رسیده باشد در قلعه امن هم خواهیم رفت. هیچ کس نمیتونه به شما گزندی برسونه اگر او نخواد و هیچ چیز نمیتونه جلوی آسیب رو بگیره اگر قسمت تون باشه. و رنج ها هم امتحان هایی است در محدوده توان ما. خداوند بیمار آزار رساندن به مخلوقاتش نیست. مهربان تر از هر مادر و قوی تر از هر پدر است. کل این دنیا را مخصوص شخص تو آفریده. توکل کن و آرام باش. و به دیگران هم آرامش بده.
عزیزِ من‌.. تو چه می‌دانستی جنگ چیست و‌ وحشی‌گری با کودکان چه می‌کند! ° ° @naahiit
• یا مرتضی علی! پسری داشتی، چه شد...؟ | @ianashid