eitaa logo
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
821 دنبال‌کننده
95 عکس
2 ویدیو
1 فایل
" النَّـحیط " همان بغضِ فروخورده ایست، که اجازه‌اش ندادی اشک شود. • از همه چیز نوشتم؛ چون ذهن و دست‌هایَم کلمه را زودتر حس کردند.
مشاهده در ایتا
دانلود
حتما برایِ تکرارِ این شب‌هایِ حضور و استقامت ما بود که خدا از خیلی قبل‌‌ترها فرمود "ولا تَهِنوا .." ° ° @naahiit
پدر، خونِ علیِ کوچکش را به آسمان پاشید و رو‌ به خدا فرمود: چون تو میبینی همه‌اش بر من آسان است.. خدا، خون و اشک‌های پدر را پذیرفت، به آغوش کشید و گوشه‌ای از عرشِ خود محفوظ داشت تا امروز که پنجاه و هشتمین موج از این عملیاتِ مقدس با نام همین کودکِ شش‌ماهه‌ی سفیدرو، روانه‌ی‌ سرزمین‌های کفر می‌شود، قطره‌ قطره‌‌اش، سجیلی باشد گداخته بر نوکِ پرندگانی که بر فرازِ آسمان آن کشور‌ها می‌گذرند.. |فاطمه کاشانی| ° ° @naahiit
باید آمد و حضور داشت و زخم‌های این کشور را در آغوش گرفت.. ° ° @naahiit
درست همین حالا که آن‌ها گوشه‌ای نشسته‌اند و نقشه‌ی خستگی، ترس و ناامیدی ما را ترسیم می‌کنند؛ انگار باز هم این جمله‌ی امام شهید را می‌شنوم که فرمودند: ان شاالله خداوند احساس پیروزی را در دل‌های این مردم رواج دهد.. ° ° @naahiit
• بکشید ما را ملت ما بیدار‌تر می‌شود!
فرمانده یکی از جناح‌های لشکر به امیرالمؤمنین علیه‌السلام یادداشت کوتاهی فرستاد که اکثر یارانم به شهادت رسیدند. حضرت در حاشیه‌ی نامه‌اش با این جمله‌ی کوتاه به او آرامش دادند: «بَقِيَّةُ اَلسَّيْفِ أَبْقَى عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً آنان که از یاران شهیدشان باقی می‌مانند، پرتعدادتر و روینده‌تر هستند» «حکمت ۸۴ نهج البلاغه» | @amvvaj
شما تنها لاله رویاندید. خشم مشت‌هایمان را بیشتر کردید و نفرت و الله‌اکبرمان را جلی‌تر! مضحک‌ است اگر گمان کنید حالا که ما را کشتید راهمان تاریک شد و یادمان خاموش.. |فاطمه کاشانی| ° ° @naahiit
• چقدر اشک آمد و بسم‌الله گویان دست به زانو گرفتیم و فروخوردیمَش ..
از «خواهیم دید چه خواهد شد» رسید «به دیگر تکرار نخواهد شد!» | @amvvaj
حالا مانده‌است؛ بیشتر از این‌ ناو‌ها و اِف سی‌و‌پنج‌ها باید بخورید و در بُهتش بمانید که سخت جگری از ما سوختید..! ° ° @naahiit
اینجای قصه دیگر من دست به قبضه‌ی چمدانم. در غم فرو رفته‌ام و دنیا با همه‌ی دنائتش دارد احاطه‌ام می‌کند. اشک، خاطره و مناجاتم جایی همین حوالی ریخته و تو ایستاده‌ای برای بدرقه؛ با ظرفِ آبی در دست. بغلت می‌کنم که بغض در گلویم چمباتمه می‌زند و نمی‌توانم بگویم کاش بخشیده باشی‌ام .. ° ° @naahiit
امشب کجا بودی عزیزِ من؟ ما با این‌همه حیرت و دلتنگی چه کنیم اگر دردِ همه‌اش را نزدِ پدرت علــی نبری؟! ° ° @naahiit