علیاکبر به پدر عرضه داشت که:
جز این است مگر، که ما بر حقیم؟!
پس تفاوتی نمیکند اگر ما بر مرگ فائق آییم
یا او بر ما چیره شود..
°
°
@naahiit
آقای ترامپ قمارباز!
بدان در آنجایی که فکر نمیکنید، ما نزدیک شما هستیم.
°
°
@naahiit
بگذار ببینیم تپهی روبهرو چه میکند. آنها هم پشتشان آتش روشن است. حالا جنگِ حوصله است که ما درگیرِ آنیم؛ بمان ببینیم کدام طرف از بیحوصلگی مرتکب خطا میشود، ما یا آنها! پس به چیزهای خوب فکر کن!
طریقِ بسمل شدن/ محمود دولتآبادی
°
°
@naahiit
مبعوث شدیم آقا!
یک ماهی میشود.
شبگرد و پرچمچرخان و دادخواه.
فریادمان بلند است؛ گرچه درد میانِ قلبمان خانه ساخته که شما زندهاید، نزدِ پروردگارتان روزی میخورید و ما دیگر نمیبینیمتان ..
°
°
@naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
• بعد از ۴۷ سال باز هم آری به جمهوری اسلامی ایران
امروز دیدمش؛ در آن تیغِ مستقیم آفتاب.
وسط خیابان ایستاده بود و برای ما که بینِ آمدن، رفتن، پرچم چرخاندن و تکبیر گفتن معلق بودیم، با صدای رسا و دلسوخته، فریادِ افتخار سر میداد.
پلاکاردی سر دست گرفته و بالابرده بود که ردِ اشکِ کنجِ چشمهاش، بیحواسم کرد از آن همه شعارات و عبارتِ پیدا و پنهانِ تو در تو!
پیرمرد بود، با سری خلوت و سفید. زانوهایی لرزان که دست به گُردهٔشان نداشت و هرچند کمی تا قسمتی خمیده اما، سینه سپر، قد عَلَم کرده بود برای وطن. کهنه صدایی داشت که میخواست از سربازان بگوید، از نیروها، خدمتگزاران، جوانترها و آن مادرِ خسته و باحوصلهی کالسکه به دست.
سخت، اما ایستاده بود تا فخر بفروشد به اهالیِ آن ممالک جعلی و بَزَک کردهی بیآبرو.
سی و سه روز اشک جمع کرده بود برایِ امروز که فریادی شود به حمایت از آری به انقلابِ خمینیِ کبیر و دادخواهیِ مظلومیتِ قائدِ شهید.
آفتاب چتری بود بالای سرم و من، تنها برای دقایقی ایستاده تماشایش کردم و دستِ آخر، چکه عکسی نگرفته گذشتم.
پیرمرد را همانجا وسطِ خیابان، در مسیرِ رفت و آمد آدمها، با همهی فکرهام و احساساتِ بی دست و پایی که میگفت: تو برای این نظام و انقلاب چه کردی؟
تنها گذاشتم و رفتم ..
°
°
@naahiit
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
سگ زرد گفته ایرانیان را به عصرحجر بازخواهم گرداند. جایی که بهآن تعلق دارند. شما خود، حجرزادگاناید با گرایشات و اعمال جنسی قوم لوط گونه در اپستین. اسکندر و چنگیزگونهاید و شبیه به اقوام نخستین بربر، که برای تامین مایحتاج خود به قبایل اطراف یورش میبرید. نئاندرتالهای خونریز متوحشاید. نوزادخوارهای کودککش. زنبارگان برهنهطلب. ضدعلمهای کتابسوز. عصرحجر اگر تهدیدی برای تمدن ماست، توصیفی است از وضعیت زیست فعلی شما که در آن بهسر میبرید. غلط بیشتری هم اگر کنید شما و همپیمانهای سوسمارخوارتان را به عصر شترنشینی و بیابانگردی بازخواهیم گرداند. ابلیسزادگان پلید!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
بگذار ببینیم تپهی روبهرو چه میکند. آنها هم پشتشان آتش روشن است. حالا جنگِ حوصله است که ما درگی
هرکس به قدرِ آنچه در ذهنش دارد فکر میکند.
طریقِ بسمل شدن/ محمود دولت آبادی
°
°
@naahiit
از نو بهترش را میسازیم؛
آری! اما گفتنش آن رنجی را حمل میکند که آدمی خشکیِ گلو را در انجیرپزانِ مرداد!
که کاش جنگ فرصتی برای خیراتِ حلوا کنار میگذاشت و تو حالا در آغوشِ بابا، سیندرلایی باشی که حالش خوب است و تنها لنگه کفشش جایی کنارِ خیابان جا مانده ..
°
°
@naahiit
از منی که هیچوقت در حسینیهی امام شما را ندید؛
غمی به جا مانده که برایِ همان چند برگ کاغذِ کوچکِ بینِ دستانتان هم، دلتنگی میکند..
°
°
@naahiit